نگاهی به فیلم «نیش زنبور»

جمع و جور و بی‌ادعا

فیلم نیش زنبور دومین فیلم بلند سینمایی حمیدرضا صلاحمند است. صلاحمند چند سال پیش با ساخت فیلم زمانه نتوانست انتظاراتی را که کارشناسان سینمایی از او داشتند برآورده کند. او دستیاری کارگردانی را در محضر بزرگانی همچون بیضایی انجام داده بود و برای همین بسیاری گمان داشتند که او با بهره‌گیری از آموخته‌ها و تجربیاتش در این حیطه، می‌تواند خود را در مقام یکی از امیدهای اساسی سینمای ایران قرار دهد؛ کاری که 2 دهه پیش واروژ کریم‌مسیحی با ساخت فیلم پرده آخر انجام داد و از دستیاری‌اش در محضر بهرام بیضایی کمال استفاده را کرد.
کد خبر: ۳۰۰۰۳۱

اما فیلم زمانه آنقدر ضعیف بود که اصلا چنین توقعی را پاسخ نداد. زمانه یک اثر عشقی بود که در ادامه به مایه‌های اجتماعی و سپس اکشن نزدیک می‌شود و ظاهرا از یک واقعه واقعی اقتباس شده بود. اما مایه‌های انگیزشی شخصیت‌ها چنان سست بود که در تقارن با بی‌حس و حالی پرداخت اجرایی کار نتوانست فیلم را به رغم وجود ستاره‌های گوناگونش رمق دهد. این پیش‌زمینه باعث شده بود تا دومین کار او هم با یک جور پیشداوری ناخواسته روبه‌رو شود. این پیشداوری منفی البته آنجا مضاعف می‌شود که اکران آن درست در زمانی رخ داده است که فیلم‌های کمدی سطحی ماه‌هاست سالن‌های نمایش فیلم را به تسخیر خود درآورده‌اند و طبعا در چنین وضعیتی، هر اثر کمدی‌ای که وارد بازار اکران شود با همین دیده نگریسته خواهد شد. حتی پوستر فیلم هم به نوعی این دلالت‌ها را تقویت می‌کرد: 2 مرد با شلوار گشاد کوتاه که معجونی از سایر شخصیت‌ها دورشان را فراگرفته‌اند. حتی حضور رضا عطاران هم به این باور دامن می‌زد. شخصا عطاران و کارهایش چه در مقام کارگردانی و چه در مقام بازیگری برایم وجهه خوشایندی دارند، اما به نظرم حضور زیاد او در انواع و اقسام کمدی‌های لوده دیگر از حد تحمل گذشته است و تبدیل به عارضه‌ای آفت‌زا شده است.

به‌رغم همه این‌ها، نیش زنبور برای نگارنده اثر آزاردهنده‌ای نبود. فیلم البته بضاعت فوق‌العاده‌ای هم ندارد ولی اگر چیزی در اختیار تماشاگر قرار نمی‌دهد، دست‌کم او را دچار عوارض زیبایی‌شناختی و... هم نمی‌کند. فیلم که فیلمنامه‌اش را سروش صحت نوشته است، داستان 2 کلاهبردار است به نام‌های اسد (رضا کیانیان) و رضا (رضا عطاران) که روال کارشان این است که اسد توجه و اعتماد زنان سالخورده و ثروتمند بیوه را به خود برای ازدواج جلب می‌کند، ولی رضا با آوردن برگ چکی بی‌محل نزد اسد و تهدید او به زندان، خود را به مثابه شرخرها درمی‌آورد تا پیرزن مفلوک دلش بسوزد و پول نقد در اختیار او قرار دهد. رضا و اسد نیز این پول را در صندوقی نگه می‌دارند و خود را از جریان دور می‌کنند، تا این که در یکی از این کلاهبرداری‌ها دستشان رو می‌شود؛ رضا را پلیس دستگیر می‌کند و به حبس می‌افکند و اسد که در جریان فرارش با زنی به نام افسانه (مریلا زارعی) که در جمع خیرین مدرسه‌ساز است آشنا می‌شود، خود را پنهان می‌کند. یکی از پیرزن‌های مالباخته (مهین = پوراندخت مهیمن) که به رغم این مسائل همچنان عاشق اسد است، وثیقه می‌گذارد تا رضا از زندان آزاد شود، به این شرط که برود و اسد را برای او پیدا کند. از طرف دیگر، مریم (ژاله صامتی)، همسر رضا، شوهرش را تهدید کرده اگر بار دیگر دنبال خلاف برود ترکش خواهد کرد. برای همین او را وامی‌دارد مغازه‌ای قدیمی را که از آشناهایشان به آنها رسیده، احیا کند و به کار سمساری بپردازد. رضا باز هم لابه‌لای کار سمساری از کلک زدن به مشتری‌ها غافل نیست تا این که گذارش به منزل افسانه می‌افتد. افسانه عازم خارج است و وسایل منزلش را برای فروش به سمساری در نظر گرفته است. رضا در منزل او به اسد که مدعی است قصد ازدواج با افسانه را دارد برمی‌خورد و حالا بر سر کلاه گذاشتن سر افسانه و خدمتکار منزلش مرجان (الیزابت امینی ) با هم به رقابت می‌پردازند. پس از کش و قوس‌های فراوان که منجر به در اختیار قرار گرفتن همه سرمایه زندگی اسد و رضا در دست افسانه برای صاف شدن حساب‌ها و بدهی‌های شوهر متوفایش به شریکش می‌شود، معلوم می‌شود که خود افسانه هم کلاهبردار است و با زیرکی جیب اسد و رضا را خالی می‌کند و خودش هم پنهان می‌شود. اسد از طرف دخترش (بیتا سحرخیز) و رضا از طرف همسرش طرد می‌شوند و در حالی که دختر اسد با برادر همسر رضا (جواد = رضا داوودنژاد) قرار و مدار ازدواج را می‌گذارند، اسد هم مجبور می‌شود با مهین ازدواج کند و رضا هم خدمتکاری منزل آنها را انجام می‌دهد.

نیش زنبور یک کمدی جمع و جور است که ادعای خاصی ندارد، اما ظرفیت سرگرم کردن تماشاگر را برای یکی دو ساعت دارد

نیش زنبور یک کمدی جمع و جور است که ادعای خاصی ندارد، اما ظرفیت سرگرم کردن تماشاگر را برای یکی دو ساعت دارد. خلاف بسیاری از آثار لوده‌پرداز چند وقت اخیر سینمای ایران، نیش زنبور به‌رغم استفاده از یک موضوع پرقابلیت برای این جریان (همین موضوع ازدواج با پیرزن‌ها)، خود را کمتر به مرز این جور روال‌های منحط نزدیک می‌کند. فیلم داستانش را به نحو درستی تعریف می‌کند و در معرفی شخصیت‌ها و شناسه‌های هویتی‌شان و نیز روایت‌پردازی‌ای شسته رفته کم نمی‌آورد. طبعا کسی انتظار ندارد با فیلم نیش زنبور، ادراکات عمیق فکری و حسی اش برانگیخته شود ، ولی حداقل فیلم ساحت خود را همواره بالاتر از جریان‌های سخیف کمدی نگه می‌دارد. در نیش زنبور با انواع ساخت‌های کمدی روبه‌رو هستیم؛ از کمدی کلامی که بیشترین وجه کار را به خود اختصاص داده‌اند گرفته (مثل شوخی با واژه دربند که هم ایهام مناطق شمالی تهران را در بر دارد و هم در حبس بودن را تداعی می‌کند یا از بین بردن مرز شعر و ترانه‌های کوچه بازاری نازل، یا شوخی با نام آنجلینا جولی و...) تا شوخی‌های موقعیتی (مثل آفتابه مسی در دست رضا موقع حضور سر میز یا کتک خوردن رضا از هم‌سلولی‌های جدیدش و یا داخل یخچال شعر نوشتن) تا شوخی‌های بصری (مثل ایهام در هدف رضا از دویدن به سوی همسرش پس از آزادی از زندان که در نهایت به در آغوش گرفتن بچه‌اش منجر می‌شود) و حتی کمدی‌های پرجنب و جوش (مثل تعقیب و گریز پلیس و اسد در ساختمان که در لابه‌لای آسانسورهای بالا و پایین‌رونده و جاهای دیگر شکل می‌گیرد یا ماجراهای شمع کیک تولد پیرزنی که اصرار دارد خود را کم‌سن و سال جا بزند.) روایت فیلم مسیر منظمی دارد و دوری و نزدیکی رضا و اسد در نسبت با یکدیگر روندی متوازن به اثر و روایت آن بخشیده است. فیلم نیش زنبور اصولا مبتنی بر ایده موقعیت‌های غلط‌انداز ناشی از جا زدن کسی به جای دیگری است. هرکس انگار خود را به گونه‌ای دیگر وامی‌نمایاند که در اصل هست. اسد به جای مردان عاشق‌پیشه، رضا به جای شرخر که البته موقع مواجهه با افسانه خود را دوست برادر‌مرده‌اش معرفی می‌کند، جواد در عوض پاسبان، دختر اسد و دروغی که بدوا به جواد درباره غیبت پدرش می‌گوید، افسانه که ماجرای مدرسه خیریه و عزیمت به خارج و طلبکار شوهرش و بقیه ادعاهایش دروغ بود، مرجان که دوست افسانه است به جای خدمتکارش و... همین ایده نقاب دیگری را بر چهره زدن موتیف اصلی اثر است که خوشبختانه سازندگان اثر حاشیه‌های پررنگ دیگری بدان نیفزوده‌اند تا از روال مستقیم و سرراست روایی‌اش فاصله بگیرد و البته در عین حال یک جور قرینه‌سازی‌های موقعیتی هم در کار لحاظ شده است که باز بر امتیازهای نسبی کار می‌افزاید. در کنار این امر، ماجرای ازدواج زنان سالخورده و اقتضائاتی که چنین قضیه‌ای را در مواجهه با مقام سن و سالی‌شان اغراق‌آمیز و مضحک نشان می‌دهد، یک جور طنز موقعیت است که از دلش بزرگ‌نمایی و آگراندیسمان هم به مثابه جزئی اساسی از ساختار کمدی مد نظر واقع می‌شود (می‌دانیم یکی از اصلی‌ترین عناصر سازه‌های کمیک وجود مایه‌های غیرمتعارف در متن و نوع استفاده طنزآمیز از آن است) یکی از وجوه مثبت فیلم این است که اخلاق‌گرایی گل‌درشتی ندارد و مثلا خبری از تحول کسی در داستان فیلم نیست؛ در عین این که بحث نظام وجودی مکافات و جزا و عمل بخوبی در کار جا می‌افتد و مثلا اسد دقیقا همان سرنوشتی گریبانگیرش می‌شود که به مثابه کابوسی وحشتناک در اوایل فیلم از آن یاد کرده بود (ماجرای کتاب خواندن برای مهین.) در این بین، برای رضا کیانیان هم فرصت مناسبی مهیا شده تا توانمندی خود را در عرصه کمدی بیازماید؛ اگرچه قبلا در فیلم‌هایی مانند همیشه پای یک زن در میان است و تا حدی در فرش باد این عرصه را پشت سر نهاده بود، منتها در نیش زنبور این تجربه قالب گسترده‌تری داشته که به نظر می‌رسد با توفیق هم مواجه بوده است.

فیلم نیش زنبور اگرچه اثر مهمی در سینمای ایران محسوب نمی‌شود، ولی در قیاس با کار نخست صلاحمند، یک گام به پیش است. منتظر پیشرفت‌های اساسی‌تر از این از جانب او همچنان هستیم.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها