آخرین فیلم او «رب نه بنادی جودی» در آخرین ماه سال قبل اکران عمومی شد و گفته میشود کار تازهاش «دالها میل گیا» هم امسال در همین ایام به نمایش عمومی درمیآید. بازی در درام خانوادگی «نام من خان است» و سفرش به آمریکا برای تبلیغات این فیلم، باعث خلق یک جنجال رسانهای در هند شد. این بازیگر مسلمان در گفتگوی تازهاش درباره کارهای جدید و اتفاقات چندماه اخیر سینمای هند صحبت میکند و مثل همیشه رک و رو راست دیدگاههای خود را به زبان میآورد.
درباره دالها میل گیا برایمان بگو.
چند سالی است که تصمیم گرفتهام قصهها و فضاهای تازه را روی پرده سینماها تجربه کنم. اگر به چند فیلم آخرم نگاه کنید، بخوبی متوجه این مساله میشوید. بازی در این فیلم را هم در همین ارتباط باید ارزیابی کرد. وقتی عباس مالیک طرح اصلی قصه فیلم را برایم خواند، آن را پسندیدم و احساس کردم میتواند فیلم خوب، گرم و دلنشینی از کار درآید.
این اواخر بیشتر با جوانها کار کردهاید. نگران کمتجربگی آنها نیستید؟
اصلا جای نگرانی نیست. همه آنها کار خود را خیلی خوب بلد هستند. نیروهای جوان سرشار از انرژی و دیدگاههای تازه هستند. این مساله کمک میکند تا من و همکارانم بتوانیم کارهای غیرمعمول بیشتری ارائه دهیم. بازار رقابت در سینمای ما سخت و فشرده است و حتی کسی مثل هم باید مدام در حال تازه شدن و پوست انداختن باشد. تماشاگران سینما فقط به این دلیل که تو بازیگر موفقی بودهای، هر بار برای تماشای فیلمهایت به سالن سینما نمیآیند، آنها میخواهند که تو تلاش بیشتری کنی و هر بار کار متفاوتی ارائه دهی. هنرمندان باتجربه امروز هم، روزی جوان و کمتجربه بودند. جوانهای امروزی هم خیلی زود تبدیل به هنرمندانی باتجربه میشوند. باید فضا را برای فعالیت آنها هموار و مهیا کرد. البته من همزمان با کار با هنرمندان جوان و تازهوارد، با هنرمندان قدیمی هم همکاری دارم. ولی این واقعیتی است که آنها در سالهای اخیر کمکارتر شدهاند.
ماه قبل 44 ساله شدید. این چه حسی به شما میدهد؟
حس پیرتر شدن! سنم را قبول دارم، ولی صادقانه بگویم احساس میکنم که آدمی 25 سالهام. روحیهام این طوری است. اگر مشکل جسمیام در یکسال گذشته را نادیده بگیریم، خودم را یک جوان پرانرژی میدانم که حالا حالاها قصد بازنشستگی و این جور چیزها را ندارم.
فلسفه شما در کار و زندگی چیست؟
فلسفه من خیلی ساده است؛ برای موفقیت باید سخت کار و تلاش کنی. وقتی صادق باشی، همیشه برنده خواهی بود.
شما فصل گذشته از اعتصاب تهیهکنندگان علیه مالکین مولتی پلکسها حمایت کردید. فکر نمیکنید بهتر بود در این رابطه موضعگیری نمیکردید؟
خیر، این مساله یکی از مهمترین مسائل ما بود که حتی توجه اهالی غیرسینما را به خود جلب کرد. به نظر من تهیهکنندگان حق داشتند که اعتصاب کنند. مالکین مولتی پلکسها وقتی فیلمی با موفقیت مالی روبهرو میشود، خودشان را در سود آن فیلم شریک میدانند، ولی وقتی فیلمی شکست تجاری میخورد، آنها خودشان را کنار میکشند و سود خودشان را برمیدارند. این عادلانه نبود. خواست تهیهکنندگان این بود که عدالت در زمینه موفقیت یا شکست مالی فیلمها برای هر دو طرف رعایت شود.
نکته جالب این اختلاف این بود که باعث آشتیکنان شما و عامرخان شد و شما 2 نفر را در کنار هم در یک گفتگوی مطبوعاتی نشاند.
من و عامرخان با یکدیگر قهر نبودیم که بخواهیم آشتی کنیم. این شایعات از چیزهایی است که رسانهها به آن دامن میزنند. هرکدام از ما سرگرم انجام کارهای خودمان هستیم و به صورت طبیعی، دلیلی ندارد که به صورت مداوم کنار هم بایستیم و عکس یادگاری بیندازیم. بحث اختلاف تهیهکنندگان با مولتیپلکسها، بهانه خوبی بود که ما در کنار هم قرار بگیریم و از تهیهکنندگان حمایت کنیم.
ولی شما بازی در «سه احمق» فیلم جدید عامرخان را قبول نکردید.
خیلی دوست داشتم در این فیلم بازی کنم، ولی مشکل کمبود وقت داشتم. دیگر قراردادهای کاریام اجازه نمیداد در این فیلم بازی کنم. ولی خیلی دلم میخواهد در فیلمی با یکدیگر همبازی شویم. این فقط رسانههای گروهی و تماشاگران سینما نیستند که دوست دارند چنین اتفاقی بیفتد.
اگر این اتفاق بیفتد نام کدام یک از شما در تیتراژ فیلم، اول خواهد آمد؟ خان اول سینمای هند کیست؟ شما یا او؟
باز هم میخواهید ما را دعوا بیندازید؟!
مشکل شما با اداره مهاجرت آمریکا سروصدای زیادی در هند به پا کرد. حتی خودتان هم گفتید دیگر به آمریکا سفر نخواهید کرد؟
اقدام آنها غیرقانونی و حتی تا حدودی خندهدار بود. من خودم را به آنها معرفی کردم و گفتم چه کسی هستم. ولی مثل این که آنها اصلا فیلمهای سینمایی را تماشا نمیکنند! البته هر کشوری حق دارد توریستهای خارجی را بشناسد و بداند هدف آنها از ورود به آن کشور چیست، ولی این که مرا نمیشناختند، باعث تعجبم شد. همان زمان گفتم از این پس بجز برای کار فیلمبرداری فیلمهایم، به آمریکا سفر نخواهم کرد. احترام به دین، فرهنگ و ملیت هر شهروندی توسط شهروندان کشورهای دیگر لازم و ضروری است.
این اتفاق زمانی افتاد که برای تبلیغات «نام من خان است» به آمریکا سفر کردید.
قرار است این فیلم در سطح وسیعی در آمریکا و دیگر کشورهای بزرگ جهان روی پرده برود. با آن که قصه فیلم کاملا هندی است، ولی طوری نوشته و ساخته شده که میتواند تماشاگران خارجی را نیز جذب خود کند. قصه فیلم در این باره بحث میکند که در شرایط بحرانی معاصر، فقط احترام متقابل و دوستی بین ملیتهای مختلف است که میتواند باعث شود تا زندگی روی کره زمین رنگ آرامش و صفا به خود بگیرد، در غرب به پیروان دین اسلام و مردم کشورهای در حال رشد با دید شک و تردید نگاه میشود. «نام من خان است» تلاش دارد تا این دیدگاه را تغییر دهد و به تماشاگران خود بگوید که مسلمانان و مردم عادی کشورهای کوچک خواستار صلح و دوستی هستند و اساس دین اسلام برمبنای صلح طلبی است.
توزیع بینالمللی فیلم را هم کمپانی فوکس قرن بیستم به عهده گرفته است. این یک موفقیت تازه در کارنامه هنری شماست.
محصولات سینمای هند طی چند سال اخیر، نمایشهای موفقیتآمیز بینالمللی داشتهاند. این موفقیت به دلیل کار و فعالیت تعدادی از فیلمسازان خوب و حضور بازیگرانی مثل آمیتاب باچان، عامرخان، هریتیک روشن، آکشی کومار و سلمان خان بوده است. این روزها تماشاگران سینما در کشورهای بزرگ، استقبال خوبی از فیلمهای هندی میکنند و طبیعی است که ما هم تلاش کنیم تا آنها را به شکل بهتری روانه پرده سینماهای جهان کنیم. در این رابطه، بازاریابی فیلمها عامل مهمی در این قضیه است و کل صنعت سینمای هند، هماکنون اهمیت این نکته را درک کرده است.
ترجمه: کیکاووس زیاری
منبع: ایندیاافام
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم