با غلامحسین پیروانی ، سرمربی تیم امید ایران

فوتبال با این پول‌ها خراب می‌شود

سال‌های زیادی در فوتبال این مرز‌ و ‌بوم مربیگری کرد و در تمام این سال‌ها کارش ستاره‌سازی از میان جمعی بازیکن سرباز بوده است. خودش می‌گوید: کاسب نیستم، عاشقم، وگرنه چه لزومی داشت همواره با تعدادی بازیکن گمنام به جنگ تیم‌های پرهزینه لیگ بروم! راست هم می‌گوید این دایی غلام فوتبال ایران.
کد خبر: ۲۹۸۹۸۷

غلامحسین پیروانی حالا سرمربی تیمی است که لزوما بازیکنانش سرباز نیستند، اما سن و سال آنها، همان سن و سال بازیکنان سرباز است. با این تفاوت که گلچینی از بهترین بازیکنان جوان فوتبال ایران هستند.

او به عنوان یکی از مربیان بازیکن‌ساز فوتبال ایران، حالا وظیفه‌ای سنگین‌تر از تمام آن 11 سالی که در مقاومت سپاسی سرمربیگری کرد، به عهده گرفته است و می‌خواهد پس از 38 سال فوتبال ما را به بازی‌های المپیک ببرد.

وقتی برای گفتگو با پیروانی خود را به کمپ تیم‌های ملی رساندیم، بازیکنان را دور خودش جمع کرده بود تا بخشی از گنجینه تجربیاتش را در اختیار آنها بگذارد: «از نیمکت‌نشینی در تیم‌هایتان ناراحت باشید، اما ناامید نباشید و تلاشتان را بیشتر کنید تا بالاخره خودتان را به سرمربی تحمیل کنید. همین مجتبی زارعی، آن زمان که در تیم من بود، همیشه می‌گفت بالاخره یک روز به پرسپولیس می‌روم. آنقدر تلاش کرد تا بالاخره به خواسته‌اش رسید. تازه او که از روستاهای شیراز آمده بود. از خدا چیزهای بزرگ بخواهید و همت خودتان را مضاعف کنید....»

شاغلام برای استعدادهای جوان فوتبال ایران همیشه نقش پدر را بازی کرده و این بار امیدوار است بتواند با فرزندانش یک تابوی چندین ساله را با صعود به المپیک لندن بشکند.

یک نیم فصل از لیگ نهم را سپری کرده‌ایم. سطح کیفی رقابت‌های این فصل را چطور ارزیابی می‌کنید؟

سطح لیگ خیلی نسبت به سال‌های قبل پایین آمده است. حالا شاید برخی بگویند چون خودش سال گذشته مربی بوده و امسال نیست، این‌گونه حرف می‌زند اما خداوکیلی باید بپذیریم که سطح لیگ ما پایین آمده و کیفیت بازی‌ها در سطح نازلی است.

شاید یکی از دلایلش همین پرداخت‌های بالا به بازیکنان فوتبال باشد.

دقیقا همین‌طور است. با این پول‌های سرسام‌آور و این رقم‌های نجومی بازیکن اشباع می‌شود و دیگر نمی‌تواند بازی کند. یکی از مسوولان مس کرمان به من می‌گفت برای تمدید قرارداد سیدمهدی رحمتی مبلغ 700 میلیون تومان به او پیشنهاد کردیم، اما نپذیرفت، چون پیشنهاد سپاهان بالاتر بود. والله با این پول‌ها فوتبال ما خراب می‌شود. در این میان موارد استثنا هم کم نیست. به نظر من باید مجسمه ستار زارع را طلا گرفت. سپاهان 450 میلیون تومان به این بازیکن پیشنهاد کر‌د، اما او با 200 یا 250 میلیون تومان در برق شیراز ماند و البته هر سال هم 100 میلیون تومان پولش را هم نگرفته است.

شما در سال‌های اول فوتبالتان چقدر پول می‌گرفتید؟

من در سال‌های 52، 53 و 54 که در جام تخت‌جمشید بازی می‌کردم سالی هزار تومان می‌گرفتم؛ البته حقوق ما 500 تومان بود و 500 تومان دیگر هم مشروط بود و در صورت حضور در تیم ملی و قهرمانی در آسیا به ما تعلق می‌گرفت که ما 2 سال با تیم‌های جوانان قهرمان آسیا شدیم. همان سال‌ها پرسپولیسی‌ها به من پیشنهاد کردند که در ازای دریافت 45 هزار تومان به این تیم بروم. وقتی من جریان را با پدر خدابیامرزم درمیان گذاشتم، 100 هزار تومان گذاشت جلوی من و اجازه نداد از برق شیراز جدا شوم. آن زمان هم مثل الان شیرازی‌ها خیلی به من محبت داشتند و به همین خاطر پدرم اجازه نداد از این تیم جدا شوم.

تا چند سالگی در تیم برق بازی کردید؟

تا 40 سالگی! آن زمان با الان خیلی فرق می‌کرد. ما اوایل انقلاب یک اتوبوس دسته دوم خریده بودیم 7 میلیون تومان. آشپز تیم را همه جا با خود می‌بردیم تا برایمان جوجه کباب درست کند و در مسیر بخوریم. در مسافرت‌ها هم هتل نمی‌رفتیم و در همان اتوبوس می‌خوابیدیم تا تیم منحل نشود، اما الان این چیزها دیگر معنی ندارد.

هنوز پولی از تیم امید نگرفته‌اید؟!

تا الان یک ریال هم نگرفته‌ام.

چرا باید فدراسیون فوتبال در قبال یک سری مربیان خود را مقید بداند که همان ابتدای قرارداد، تمامی حق و حقوق‌ها را پرداخت کند، اما در قبال شما این‌گونه تصمیم‌گیری می‌شود؟!‌

من نمی‌توانم جواب این سوال را بدهم، اما یقین داشته باشید من هم اگر بخواهم می‌توانم پولم را بگیرم؛ ولی شخصیت من این نیست که برای پول بجنگم. این را می‌توانید از مسوولان فجر سپاسی هم بپرسید. 11 سال در این تیم حضور داشتم و همواره قرارداد سفید امضا کردم. البته آنها هم رقم‌های خوبی در قراردادهایم می‌نوشتند. 15 سال در برق هم عارم می‌شد بگویم چقدر به من پول می‌دهید. دوست دارم این مساله را بپرسید.

درخشش تیم نوجوانان در جام جهانی نیجریه همه ما را به داشتن پشتوانه‌ای خوب برای آینده امیدوار کرد. عملکرد این تیم را چطور ارزیابی کردید؟

عملکرد تیم بسیار عالی بود. آقای دوستی زحمات زیادی کشید. مسوولان فدراسیون هم اردوی تدارکاتی و مسابقه‌های دوستانه خوبی را برای این تیم درنظر گرفته بودند. البته حسن بزرگ تیم این بود که بازیکنان صبح، ظهر و شب در اختیار کادر فنی بودند. به همین خاطردوستی اردوهای کوتاه مدت و بلند مدت ‌گذاشت و توانست بخوبی روی تیمش کار کند، یعنی هم برنامه‌های تاکتیکی و تکنیکی‌اش را به تیم دیکته کرد و هم به لحاظ بدنسازی تیم را در شرایط ایده‌الی قرارداد.

شما که توقع ندارید بازیکنان امید هم در چنین شرایطی در اختیار شما قرار گیرند؟!

مسلما نه! قطعا اگر آقای دوستی سرمربی تیم امید بود هم این مشکلات را داشت و این‌طور نیست که فقط مختص بنده باشد. از طرفی ما نمی‌توانیم به باشگاه‌ها خرده بگیریم، چون به هر حال آنها بابت هر بازیکن خود به طور متوسط 200 میلیون هزینه کرده‌اند و این حق را دارند که ستاره‌‌ها‌یشان را در اختیار داشته باشند، اما من هم می‌خواهم موفق باشم. فعلا قرار است هر 15 روز 3 روز، بازیکنان امید را دور هم جمع کنیم و 6‌‌جلسه تمرین داشته باشیم. از این رو باید تعامل بسیار خوبی میان فدراسیون فوتبال، کمیته ملی المپیک و باشگاه‌ها وجود داشته باشد تا یک راهکار مناسب برای حل این مشکل پیدا شود.

تعطیلات نیم فصل لیگ برتر آمد و رفت بدون آن‌که تیم امید، اردوی تدارکاتی خاصی داشته باشد یا بازی تدارکاتی مناسبی. واقعا برنامه‌ای برای آن 20 روز طلایی نداشتید؟!

اتفاقا برنامه خوبی برای تعطیلات نیم فصل داشتیم، اما این دیگر دست ما نیست که بگوییم چرا عملی شد یا نشد. آنچه من و امیرحسین (پیروانی) درنظر گرفته بودیم برگزاری یک اردوی خارجی، 14 جلسه تمرین مستمر و انجام 2 بازی تدارکاتی بود، اما نمی‌دانیم چرا مقدمات این سفر فراهم نشد.

یعنی کادر فنی برنامه مکتوبش را به فدراسیون فوتبال داد و فرجی نشد؟!

بله!‌ ابتدا قرار بود به اکراین برویم که به دلیل آنفلوآنزای نوعA و مشکلاتی که در این کشور وجود داشت، نتوانستیم برویم. بعد از آن تونس و چند کشور عربی را پیشنهاد کردیم که این برنامه نیز متاسفانه با برنامه تیم ملی تداخل پیدا کرد و در نهایت فقط یک بازی تدارکاتی مقابل پاس همدان برگزار کردیم. 2 ماه پیش هم یک اردو در ویتنام داشتیم که به خاطر باشگا‌ه‌ها آن را لغو کردیم، چراکه بسیاری از بازیکنان نمی‌توانستند تیم را همراهی کنند.

بارها گفته‌اید شرط صعود تیم امید به المپیک لندن، حمایت مسوولان است. حمایت مورد نظر شما دقیقا چه ویژگی‌هایی دارد؟

ما جلسات زیادی با کادر فنی برگزار کردیم و تمام فکرمان هم این بود که باشگاه‌ها متضرر نشوند. ما ابتدا بحث هفته‌ای 3 روز تمرین را مطرح کردیم که مخالفت کردند و هیچ باشگاهی حاضر نشد به ما یار بدهد. بعد گفتیم هر 15 روز 3 روز تمرین. با این برنامه‌ریزی با تا پایان سال جاری نزدیک به 200 جلسه تمرین خواهیم کرد.

تا الان چندجلسه تیم امید را تمرین داده‌اید؟

با احتساب اردو‌های آفریقای جنوبی و اکراین تا الان بیش از 112 جلسه برگزار کرده‌ایم،‌ اما دلمان می‌خواهد هر هفته تمرین بگذاریم.

هر هفته؟!‌ شما اگر سرمربی مقاومت سپاسی بودید، تن به خواسته‌های کادر فنی تیم امید می‌دادید؟

بله! حتما تعامل می‌کردم.

یعنی هر هفته 3 روز بازیکنان کلیدی تیمتان را در اختیار تیم امید می‌گذاشتید؟

نه، هر هفته نمی‌دادم، سخته! اما در هر 15 روز اجازه می‌دادم که 3 روز هم در اردوی امیدها باشند. البته من الان هم از باشگاه‌ها ایراد نگرفته‌ام و نمی‌گویم حق ندارند، اما شما بگویید من چه کار باید بکنم؟!

با نزدیک شدن به بازی‌های مقدماتی المپیک لندن، چه تغییراتی در برنامه تمرینی تیم امید ایجاد خواهید کرد؟

اولین کار اضافه کردن یک بدنساز خارجی به کادر فنی خواهد بود. الان چون بازیکنان درگیر رقابت‌های باشگاهی هستند شرایط برای استخدام بدنساز خوب مهیا نیست، چراکه نمی‌توانیم روی آنها فشار بیاوریم. اما 3 ماه مانده به مسابقه‌ها باید بدنسازی‌را هم به برنامه تمرینی تیم اضافه کنیم. از طرفی باید بازیکنان را زمان بیشتری دراختیار داشته باشیم و دیگر آن زمان انجام 3 روز تمرین در 2 هفته، پاسخگو نخواهد بود. الان نظر دوستان در کمیته ملی المپیک این است که هر دفعه من 20 روز بازیکنان را در اردو نگه دارم یا هفته‌ای 4 روز تمرین بگذارم برای آنها، اما من باید این تعامل را به‌گونه‌ای برقرار کنم که باشگاه‌ها هم در مواقع لزوم بازیکنانشان را به ما بدهند. والا اگر قرار باشد این‌گونه برخورد کنم، آنها هم به ما بازیکن نمی‌دهند.

هیچ فکر کرده‌اید اگر تعامل خوبی میان باشگاه‌ها و تیم امید ایجاد نشود، چه خواهید کرد؟!

ان‌شاءالله که ایجاد می‌شود چون اگر این‌گونه نباشد سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.

اما در این مدت از تیم‌هایی چون فولاد و سپاهان گلایه داشتید.

خب، ناراحتی من بجا بود، چون بازیکنانشان را به این بهانه که بازی دارند، در اختیار ما قرار ندادند. من خودم 20 سال سرمربی بودم، در سپاسی و برق کار کردم. از پشت کوه که نیامده‌ام. می‌دانم اگر بازیکنی جمعه بازی می‌کند باید شنبه و یکشنبه را ریکاوری کند. من هیچ‌گاه حاضر نمی‌شوم روی بازیکنان فشار مضاعف بیاورم و آنها را خسته به باشگاه‌‌هایشان برگردانم.

چندی پیش گفته ‌بودید هر کس به اردوی تیم امید نیاید، دیگر شانسی برای حضور در تیم ندارد. این موضوع صحت دارد؟

خب اگر تقصیر خودشان باشد، همین‌طور است؛ البته در مورد ابراهیم‌زاده و محسن مسلمان، وقتی پای صحبت‌شان نشستم، متوجه شدم آنها گناهی نداشتند. من یک ماه و نیم آنها را به اردو دعوت نکردم، اما وقتی به من گفتند از سوی باشگاه‌هایشان اجازه حضور در تمرین‌ها را پیدا نکردند، خودم را محاکمه کردم و دیدم حق با آنهاست. از این رو در اردوی آخر دوباره آنها را در فهرست نفرات قرار دادم. در مجموع باید نظم در دستور کار آدم باشد، چرا که در غیر این‌صورت هیچ باری به منزل نخواهد رسید.

آیا از تیم نوجوانان بازیکنی هم نظرتان را برای حضور در اردوی تیم امید جلب کرد؟

بازیکنان بسیار خوبی در تیم نوجوانان حضور داشتند و همه آنها را زیر نظر داریم؛ اما ملاک اصلی برای حضور آنها در تیم امید، عملکردشان در لیگ برتر و لیگ دسته اول است. یعنی اگر نتوانند در این 2 لیگ بدرخشند، طبیعتا جایی در تیم امید نخواهند داشت، چراکه جملگی نفرات حاضر در اردوی امید، همگی کارنامه خوبی در تیم‌های باشگاهی‌شان دارند.

یکی از بازیکنان آینده‌دار تیم امید کریم انصاری‌فرد است که اتفاقا در چند بازی اخیر تیم ملی هم فرصت عرض اندام پیدا کرد. عملکرد او را در نخستین بازی‌های ملی‌اش چطور دیدید؟

کریم بازیکن خیلی خوبی است، اما من اگر جای قطبی بودم کریم را در بازی اولش مقابل ایسلند در نیمه دوم به زمین می‌فرستادم. تیم ایسلند در آن بازی در نیمه اول بسته بازی می‌کرد و در نیمه دوم دیگر آن توان دفاعی قبل را نداشت و شاید انصاری‌فرد در این زمان می‌توانست عملکرد بهتری داشته باشد. این همان کاری بود که من در مورد مهرزاد معدنچی و خیلی‌های دیگر در روزهای اول حضورشان در مقاومت انجام می‌دادم. معمولا برای این جور بازیکنان جوان، 2 حالت به وجود می‌آید، یا بازی‌شان می‌گیرد یا اگر نگیرد خیلی بد می‌شود. در این یک مورد خاص، انصاری‌فرد نمایش خوبی داشت، هرچند استرس را می‌شد در چهره‌اش دید وگرنه مطمئن باشید اگر خودش بود حتی در بازی با اردن نیز می‌توانست گلزنی کند.

در مجموع آینده تیم امید را چطور می‌بینید؟

خیلی خوب. حسن تیم این است که همه بازیکنان حاضر در اردو در لیگ حرفه‌ای بازی می‌کنند. از این جهت این تیم 6 ماه دیگر، 6 برابر بهتر از این خواهد شد. اصولا کار نیکو کردن از پر کردن است. یک سال 13 بازیکن من از مقاومت سپاسی جدا شدند و همان موقع روزنامه‌ها همه گفتند ما اولین تیمی هستیم که سقوط می‌کنیم ولی آن سال چهارم شدیم. من هیچ وقت ناامید نیستم و هیچ زمانی هم توکلم را به خدا از دست نخواهم داد. همیشه هم موج مثبت دارم. اینجا هم اگر همه یکدل باشیم، موفق خواهیم شد.

تاکنون به این فکر کرده‌اید اگر در تیم امید موفق نشوید، دیگر آن محبوبیت و اعتبار گذشته را نخواهید داشت؟

هیچ وقت به این فکر نکردم که اگر موفق نشوم چه اتفاقی خواهد افتاد. من زحمت خودم را می‌کشم و تا آنجا که جان دارم برای سربلندی این تیم تلاش می‌کنم. ایمان داشته باشید اگر همه یکدل و یکصدا بوده و صداقت در رفتار و گفتار داشته باشیم، موفقیت از آن ماست.

در این 9 ماه که تیم امید زیر نظر شما تمرین کرده، سیستم مشخصی برای بازی این تیم تعیین کرده‌اید؟

من سیستم‌های مختلفی را برای این تیم در نظر دارم: 4 - 4 - 2 لوزی، 4 - 4 - 2 خطی، 4 - 3 - 3، 4 - 5 - 1 و حتی 4 - 2 - 3 - 1 و براساس سیستم و توانایی حریفان تیم را ارنج خواهم کرد.

اما بازیکنان تیم امید در کنار این تکثر سیستم باید با سیستم‌ تیم‌های باشگاه‌هایشان هم هماهنگ باشد. این موضوع نمی‌تواند برای شما در تیم امید دردسر ساز شود؟

خوشبختانه بیشتر تیم‌های لیگی ما با 4 دفاع بازی می‌کنند و این باعث می‌شود بازیکنان در ترکیب تیم امید با سیستم بازی ناآشنا نباشند.

اما شما خودتان در تیم مقاومت سپاسی اعتقادی به بازی با 4 دفاع نداشتید و بیشتر تیم را با 3 دفاع ارنج می‌کردید؟



من 11 سال در فجر بودم و همین گواهی می‌دهد که هیچ‌گاه بازیکنان از تمرینهای من احساس یکنواختی نکردند و نگفتند خسته شدیم از این حرکات تکراری

بله.‌ سیستم مورد علاقه من در سپاسی 3 - 4 - 3 بود، اما آن زمان هم اگر تیم‌های حریف مهاجم سرعتی نداشتند از 4 دفاع خطی استفاده می‌کردم.


مسائل فنی برق شیراز چقدر در روز فکر شما را مشغول می‌کند؟

تقریبا هیچی! آنجا من 30 سال بازی می‌کردم. بازنشسته اداره برق هستم و همواره ارتباط تنگاتنگی با پیشکسوتان این تیم دارم؛ اما در این برهه تمام فکر من تیم امید است و دوست دارم حقوقی هم که از این تیم می‌گیرم حلال باشد.

اما به هر حال فلاح، مدیرعامل برق گفته تمام تصمیمات فنی این تیم با غلامحسین پیروانی است...!

مسوولان برق و آقای فلاح همیشه به من لطف داشتند. آنها زنگ می‌زنند و از من راهنمایی می‌خواهند؛ البته اگر هم زنگ نزنند، حرفی نمی‌زنم، چون اصولا دخالت در کار سرمربی تیم را کاری پسندیده نمی‌دانم.

یعنی شما در بازی‌های اخیر برق شیراز در لیگ دسته اول هیچ دخالتی نداشتید؟

خداوکیلی سرمربی خودش تیم را ارنج می‌کرد و فقط از من می‌پرسید اگر نظری دارم بگویم. من هم اگر نظری داشته باشم می‌گویم، اما فقط در قالب پیشنهاد. چون اجازه نمی‌دهم کسی در کار من اعمال نفوذ کند، من هم نظرم را به کسی تحمیل نمی‌کنم.

جریان مذاکره کرمانی‌ها با شما برای نشستن روی نیمکت مس چه بود؟

بحث‌هایی در این باره با من شده بود، اما قبول نکردم چون با فدراسیون فوتبال برای هدایت تیم امید قرارداد دارم و علاوه بر آن تعهد داده‌ام و نمی‌توانم زیر حرف خودم بزنم.

در این فصل چند بازی لیگ برتر و لیگ دسته اول را دیده‌اید؟

همه را دیده‌ام. من 5 تا دیش ماهواره دارم و از این طریق تمام بازی‌های شهرستان‌ها را موشکافانه نگاه می‌کنم تا جایی که برخی اوقات به بازیکنانم بابت شادی‌های پس از گل و دیگر حرکاتشان در زمین هم تذکر می‌دهم. یک تلویزیون 55 اینچ هم خریده‌ام تا بازی‌ها را با تصویر بزرگ‌تری ببینم؛ البته چند بازی از تیم‌های پرسپولیس، راه‌آهن و شاهین را هم از نزدیک تماشا کردم. بازی‌های سپاسی را هم زیر نظر دارم، اما تاکنون برای هیچ‌‌یک از بازی‌های این تیم به ورزشگاه نرفتم و علتش هم این است که مردم به من لطف دارند و اجازه نمی‌دهند بازی را با دقت تماشا کنم.

به این علت پرسیدم که بدانم چشمان کادرفنی تیم امید چقدر روی بازیکنان و بازی‌های انجام شده باز است.

ما همه بازیکنان را زیر نظر داریم و حتی چند بازیکن را پس از تماشای بازی امید تیم‌های مربوط، به اردو دعوت کردیم؛ البته مشاوران صادقی هم در شهرستان‌ها دارم و از آنها هم برای شناسایی بازیکن مستعد کمک می‌گیرم.

هنوز هم بازی‌های مقاومت سپاسی را با حرارت دنبال می‌کنید؟

بله، 10 سال مربی این تیم بودم. تیم شهید است و هر چه دارم از این تیم و برق شیراز است. خوشحالم که در این سال‌ها 2 قهرمانی جام حذفی با این تیم داشتم. مقاومت سپاسی سکوی پرتاب من بوده و از این بابت اطمینان داشته باشید که هیچ وقت خودم را گم نخواهم کرد.

حالا از این‌که یک مربی جوان جایگزین شما شده و اتفاقا همان سال اول هم عملکردی بهتر از سال آخر حضور شما در مقاومت داشته، چه احساسی دارید؟

ایمان داشته باشید که من این تیم سپاسی را به اتفاق سرهنگ جعفری بستیم و آقای مهابادی فقط یکی دو بازیکن به آن اضافه کرد. نفراتی چون صبری، نیسسانی، هاشمی، ممبینی، ایران پوریان، متوسل‌زاده و گودرزی همه با نظر من پیراهن مقاومت را پوشیدند. ناگفته نماند مسوولان باشگاه مقاومت امسال پول زیادی هزینه کردند. در 11 سال حضور من در سپاسی، 5/6 میلیارد هزینه کردیم، اما آنها در این فصل فقط نزدیک به 8/2 میلیارد هزینه کرده‌اند و بیشتر بازیکنان فصل پیش را حفظ کردند. من خون دل‌ها می‌خوردم از این بابت، به طوری که هر سال مجبور می‌شدم 6 بازیکن از تیم امیدها بیاورم. تازه این که خرج ما کمی زیاد شد مربوط به پارسال بود که 5/1 میلیارد خرج کردیم وگرنه سال‌های قبل‌تر با سالانه با 300 تا 700 میلیون تومان تیم‌مان را می‌بستیم.

می‌خواهم بدانم چه احساسی خواهید داشت اگر مقاومت با داوود مهابادی کارنامه‌ای بهتر از زمان شما داشته باشد؟

خدا وکیلی خوشحال خواهم شد. من همیشه گفته‌ام خدایا به کسی بد نده، چون از قدیم گفته‌اند بد نکن که بد افتی، چاه نکن که خود افتی. برای هر کس که بد خواستی اول برای خودت پیش خواهد آمد.

از افشین پیروانی چه خبر؟

الان مشغول تمام کردن تز دکترایش است.

پیشنهادی برای مربیگری در یکی از تیم‌های لیگ برتری ندارد؟

خبر ندارم؛ البته پیش از آن که آقای مهابادی مسوولیت هدایت مقاومت سپاسی را به عهده بگیرد، هیات مدیره این تیم با افشین پیروانی صحبت کرد، اما او گفت به شیراز نمی‌آید.

شاید نشستن جای برادر بزرگ‌تر برای افشین سخت بوده که چنین پیشنهادی را رد کرده است؟

نه،‌ اتفاقا سخت نبود، چون اگر می‌آمد من خودم کمکش می‌کردم، ضمن این‌که بازیکنانش هم خیلی خوب بود و او می‌توانست در مقاومت موفق باشد.

در مورد افشین قطبی چه نظری دارید؟ این روزها بابت نتایج و شکل بازی تیم ملی انتقادهای زیادی متوجه او شده است.

من به نظر همه احترام می‌گذارم، اما معتقدم آنهایی که می‌گویند فلان مربی هیچی بلد نیست، شخصیت بالایی ندارند. هدف همه مربیان این است که در حرفه‌ خودشان به قله برسند. حالا یکی این مسیر را با هلیکوپتر می‌رود، شما با موتورسیکلت می‌روید، امیرحسین با دوچرخه می‌رود و من هم پیاده. در این میان چیزی که اهمیت دارد عملکرد و کارنامه‌ای است که هر مربی برای خودش به دست می‌آورد. در مورد آقای قطبی هم باید ببینیم عملکردش در جام ملت‌های آسیا چطور است، بعد در موردش قضاوت کنیم. او انصافا زمان چندانی برای ساختن یک تیم ملی منسجم نداشت. در تیم جام جهانی هم نباید از قطبی خرده گرفت. 3 بازی داشته که 2 تای آنها خارج از خانه بود و 2 مساوی از 2 کره گرفت. امارات را هم که شکست داد و این نمی‌تواند عملکرد بدی باشد. باخت به اردن را هم نباید زیاد بزرگ کرد. اگر جوان‌گرایی تیم ملی و نبود چند ستاره کلیدی در آن بازی را نادیده بگیریم، در فوتبال یک واقعیت وجود دارد و آن این‌که در یک بازی امکان دارد روز، روز شما نباشد. تیم ملی در مقابل اردن در مجموع روز خوبی را سپری نکرد، اما برای جبران آن نتیجه، فرصت به اندازه کافی وجود دارد.

اما شاید با کمی جسارت بیشتر از سوی کادر فنی می‌توانستیم در همان بازی با کره جنوبی کار را تمام کنیم و به جام جهانی برویم.

نمی‌دانم، شاید، شاید هم نه. اما من اگر جای قطبی بودم در آن بازی تیم را با 3 دفاع ارنج می‌کردم؛ البته در مقابل کره جنوبی من کار بازیکنانی که قبل از آن با دستبند رنگی وارد زمین شدند را نپسندیدم. من کاری به عقاید فردی آدم‌ها ندارم، اما آن موضوع نشان داد افکار تیم قبل از آن بازی سرنوشت‌ساز، فقط در زمین و پی کسب موفقیت نبود و برخی بازیکنان به جاهای دیگر هم فکر می‌کردند.

این‌که شاغلام از مربی خارجی خوشش نمی‌آید، درست است؟

من از مربی خارجی متنفر نیستم. حرف من این است که بها و شخصیتی که به مربی خارجی می‌دهند به ایرانی‌ها هم بدهند. الان علی دوستی کار بزرگی در تیم نوجوانان انجام داده است، اما اگر این کار را یک مربی خارجی می‌کرد، برخی مسوولان گل از گل‌شان باز می‌شد و چه‌ها که نمی‌کردند. کن‌فیکون می‌کردند. حرف من این است.

اما جایی از قول شما خواندم حضور مربیان خارجی در فوتبال ایران توهین به شخصیت مربیان ایرانی است.

نه، به هیچ عنوان این حرف را من نزدم. گفتم اینقدر مربی خارجی را به رخ ایرانی‌ها نکشید و به واسطه آنها مربیانی ایرانی را نکوبید. من خودم سالی که با برق قهرمان ایران شدیم گرادلیچ را آوردم که یک تمرین‌دهنده حرفه‌ای بود. او تیم را تمرین می‌داد و من هم ارنج می‌‌کردم و در نهایت هم بهترین نتایج را با برق گرفتیم.

غلامحسین پیروانی چقدر با علم روز دنیا آشناست و اصولا این‌که برخی شما را یک مربی سنتی می‌دانند تا چه حد می‌تواند درست باشد؟

بدون اغراق تاکنون پای صحبت‌های هر مدرس خارجی که به ایران آمده نشسته‌ام و در هر کلاس مربیگری که در ایران برگزار شده نیز حضور داشته‌ام. در ضمن هر سی‌دی جدید فوتبالی که در اروپا هست، خیلی زود به خانه ما می‌آید، چراکه من و امیرحسین و افشین بشدت پیگیر علم روز دنیا هستیم. من 11 سال در فجر بودم و همین گواهی می‌دهد که هیچ‌گاه بازیکنان از تمرین‌های من احساس یکنواختی نکردند و نگفتند خسته شدیم از این حرکات تکراری.


بازی‌های اروپایی را هم دنبال می‌کنید؟

باور کنید بعضی مواقع تا صبح پای تلویزیون می‌نشینم تا بازی‌های اروپایی را ببینم. دروغ نیست اگر بگویم تقریبا تمام مسابقه‌هایی که پخش می‌شود را می‌بینم.

11 سال 550 میلیون گرفتم. می‌شود ماهی چند؟!

غلامحسین پیروانی در گفتگو با ما حرف‌های دیگری هم زد که همه آنها را نمی‌شد در قالب سوال و جواب آورد. چکیده‌ای از این صحبت‌ها در زیرآمده است.

*‌ من فکر می‌کنم مارادونا با ادامه حضورش در تیم ملی آرژانتین، این تیم پرطرفدار را به حاشیه خواهد کشید و پدر تیم را درخواهد آورد. اصولا تیم‌هایی که حاشیه دارند یا عناصر حاشیه‌ساز در آنها حضور دارند، موفق نخواهند شد.

*‌ همیشه گفتم خدایا به عزمتت قسم، جلوی هر کسی من را زمین می‌زنی، جلوی 2 تیم استقلال و پرسپولیس من را زمین نزن. به لطف خدا محال بود تو باز‌ی‌های رفت و برگشت یک بار این 2 تیم را شکست ندهم.

*‌ 11سال در سپاسی بودم 550 میلیون تومان گرفتم، تازه این سال آخر بود که 150 میلیون تومان گرفتم. می‌شود ماهی چند؟!

*‌ از قول جواد نکونام مطلبی خواندم که گفته بود دلم از شکست بحرین در پلی‌آف جام جهانی 2010 خنک شد. این حرف‌ها زشت است. ماچالا واقعا تیم خوبی ساخته بود و استحقاق حضور در جام جهانی را داشت.

*‌ متاسفانه سازندگی در لیگ برتر مرده است. همین مقاومت سپاسی که هر سال بازیکن‌سازی می‌کرد امسال حتی از یک نفر از بازیکنان امیدش نیز استفاده نکرده است. خدا را شاهد می‌گیرم که من سالی 6 یا 7 بازیکن امید را به تیم بزرگسال می‌آوردم.

*‌ پدرم می‌گفت عهد کردم که بدهکار نباشم به کسی، وای از دست محبت که بدهکارم کرد... اون خدابیامرز می‌گفت تو محبت بدهکار مردم باشید تا همیشه الگو باشید. اگر حتی خدای دانش باشید اما مردم‌دار نباشید، موفق نخواهید شد. این را به این خاطر گفتم چون فکر می‌کنم مجید جلالی در متهم‌کردن حریفانش به دوپینگ مرتکب اشتباه شد. او وقتی می‌گوید تیم همشهری‌اش دوپینگ کرده جز این‌که کلی دشمن برای خودش درست کند چیز دیگری نیست. آن هم در این شرایط که تیم ریشه‌دار فولاد نیاز به آرامش دارد تا بتواند خود را از انتهای جدول جدا کند.

*‌ از موبایل خیلی بدم می‌آید. این موبایلی هم که الان دست من می‌بینید، برای همسر من است که در جیبم گذاشت. اما به هر حال وقتی مسوولیت تیم امید را به عهده گرفتم متوجه شدم که باید در دسترس باشیم. با این وجود زمانی که به شیراز می‌روم، همیشه آن را خاموش می‌کنم.

*‌ برخی از من می‌پرسند شما یکی از پولدارترین آدم‌های شیراز هستید؟! باید بگویم این‌طور نیست. ما باغ‌ها و زمین‌های قیمتی داریم که البته مال همه برادرهایمان است. البته باید حواسمان باشد که در حقیقت مالک اصلی همه اینها خداست، این امانت چند روزی دست ماست. از طرفی شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند. باید میلیونر زندگی کنی، نه میلیونر باشی. خانه قاضی هم پر از گردو است، اما همیشه گفته‌اند قدری بخور، قدری بنه، قدری بده.

*‌ پسته بی‌مغز چون لب وا کند، رسوا شود، بی‌کمالی‌های انسان از سخن پیدا شود. تا حرف نزنی می‌گویند چه با کمالاتی، اما یک حرف بی‌ربط که بزنی شخصیتت عیان خواهد شد.


رضا پورعالی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها