در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پسرک 17 سال بیشتر نداشت. پرونده را که به دقت خواندم، متوجه شدم شاکی پدربزرگ آن بچه است. برگ برگ پرونده نشان میداد این نوجوان شرایط سختی در زندگیاش دارد. از پدربزرگ خواستم وارد اتاق شود و توضیح دهد ماجرا از چه قرار است. او گفت: «نوهام در گاوداری با من کار میکند. پسر خوبی است اما گاهی شیطنتهایی میکند که قابل جبران نیست و من میخواهم او را تنبیه کنم. او دست به سرقت زده است و من برای اینکه به او نشان دهم سرقت چه کار زشتی است شکایت کردم.»
پیرمرد نه از سوءنیت که از سر درد حرف میزد. میگفت: «پسرک خیلی کوچک بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند. پسرم به همسرش خیانت میکرد. بعد از جدایی هم با منشی شرکت ازدواج کرد و دیگر سری به فرزندش نزد و با اینکه مرد ثروتمندی است، هیچ وقت به پسرش رسیدگی نمیکند.
مادرش هم ازدواج کرده و از زندگی این بچه خارج شده. البته گاهی میآید و برای پسرش چیزهایی میخرد اما نوهام هرگز احساس نمیکند پدر و مادر دارد.»
از سرباز خواستم پسرک را بیاورد. وارد اتاق که شد، احساس کردم پسر خودم جلوی من ایستاده است. چهره معصوم آن پسربچه آنچنان مرا تحت تاثیر قرار داد که نتوانستم خودم را کنترل کنم و برای اینکه بتوانم راحت گریه کنم، از او خواستم چند دقیقهای بیرون باشد.
بعد پدربزرگش را صدا زدم و او را راضی کردم از شکایت خودش صرفنظر کند. به او توضیح دادم این راه تربیت یک نوجوان خطا کار نیست. بعد از آن هم پسرک را به داخل فراخواندم. نمیخواستم او را زندانی کنم چون میدانستم ضربه بزرگی به آینده او خواهد زد و زندان میتواند تاثیر منفی روی او بگذارد.
تصمیم گرفتم او را جریمه نقدی کنم. باید هزار تومان میپرداخت تا آزاد شود.
باور کردنش بسیار سخت است. این پسر حتی هزار تومان هم در جیبش نداشت. پول را جور کردم و جریمه به دولت را پرداختم. پسرک آزاد شد، اما چهرهاش و سختیهای زندگیاش برای همیشه در ذهن من حک شد.
در شرع آمده است چه بهتر که قاضی دادگاه همسر و فرزند داشته باشد. تا آن روز بدرستی درک نمیکردم چرا چنین توصیهای شده است. آن روز بود که فهمیدم این توصیه برای آن است که قاضی بتواند شرایط متهم را درک کند و در صورت لزوم و امکان در مجازات او تخفیف قائل شود. آن پسرک برای اینکه بتواند آرزوی دوران نوجوانیاش یعنی داشتن موبایل را برآورده کند، دست به سرقت زده بود اما ذاتش پاک بود. او قربانی شرایط زندگیاش شده بود و شاید اگر آن روز من خودم یک پدر نبودم و پسری در آن سن و سال نداشتم، هیچ وقت نمیتوانستم در مورد آن پسربچه قضاوت درستی بکنم و رای درستی صادر کنم.
غلامرضا بومی- مستشار دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: