در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
احمدرضا از تهران: 30 ساله هستم و یک ماه است که بعد از 10 سال زندگی مشترک به خاطر مشکلات اخلاقی و عاطفی همسرم به اجبار از او جدا شدم. فوقلیسانس ادبیات دارم و به نظر خودم و البته تایید روانشناس آدم متعادلی هستم. برخلاف همسر پیشینم، اهل پرخاشگری و درگیری نیستم. محبت کردن را دوست دارم اما همسرم اصلا جواب محبتهای من را نمیداد تا این حد که دچار افسردگی شدم و مدت 2 سال سیتالوپرام استفاده میکردم. خلاصه اینکه اخیرا با خانمی 28 ساله آشنا شدهام. دوست دارم زندگی جدیدی را با او شروع کنم. اصلا دلم نمیخواهد مشکلات زندگی گذشته را وارد زندگی جدیدم کنم، چون این خانم تا به حال ازدواج نکرده و میدانم که آرزوهای زیادی برای زندگی آیندهاش دارد. اصلا تعلق عاطفی به همسر قبلیام ندارم، اما میخواهم بدانم که آیا با این خصوصیات میتوانم این خانم را خوشبخت کنم؟ در ضمن این خانم هم فوقلیسانس ادبیات دارد و من همه گذشتهام را با او صادقانه در میان گذاشتهام.
دوست عزیز، در مورد شما تصمیمگیری برای ازدواج خیلی زود است. به هر حال بعد از هر جدایی دست کم یک سال زمان لازم است تا آسیبهایی که به شما وارد شده ترمیم شوند. شما اشاره کردید که به همسر سابقتان تعلق عاطفی ندارید اما واقعیت این است که یکبار شکست خوردهاید و از آنجا که الان نیاز به تکیهگاه عاطفی و احساسی در شما شدید است، تصمیمگیری سریع، بدون شک شما را دچار درگیری احساسی میکند و به شما اجازه انتخاب درست نمیدهد. بنابراین بهتر است به مشاور مراجعه کنید و مدتی روی خودتان کار کنید. بعد از بهبود کامل عاطفی میتوانید به ازدواج فکر کنید و دنبال همسر مورد نظرتان باشید.
مهرناز از شهرضا: 21 سال دارم و 2 سال است که ازدواج کردهام. همسرم را خیلی دوست دارم، اما او اصلا به من ابراز علاقه نمیکند، با این توجیه که نمیتواند محبت و دوستداشتنش را ابراز کند، اما مساله اینجاست که من واقعا نیاز دارم از همسرم محبت ببینم. خیلی هم به او ابراز علاقه میکنم که شاید او هم یاد بگیرد، ولی تا به حال اثری نداشته! چه کار باید کنم؟
مهرناز عزیز! تو باید قبل از هرچیز به این نکته توجه داشته باشی. اینکه شاید در خانواده همسرت اصلا چیزی به عنوان ابراز علاقه، آن هم از جانب مرد وجود نداشته. باید ببینی که مثلا پدرشوهر یا برادرشوهرت نسبت به همسرانشان ابراز علاقه میکنند یا خیر. از طرف دیگر، شاید غرور همسرت اجازه نمیدهد که به صورت علنی به تو ابراز علاقه کند، بنابراین تو باید بیشتر به رفتار او توجه کنی. شاید سعی میکند با کارهایش نشان بدهد که تو را دوست دارد. همچنین سعی کن هیچ وقت از همسرت چیزی را به زور نخواهی. در عوض کمتر به او ابراز علاقه کن و فرصت بده تا این کمبود را احساس کند. به هر حال به خودت و همسرت زمان بده. گاهی زمان همه چیز را درست میکند.
نسرین از تهران: مدتی پیش مشغول گشتزنی در اینترنت بودم که متوجه شدم همسرم در یکی از سایتها عضو شده و نوشته که میخواهد با یک دختر 27 تا 34 ساله دوست شود. بماند که من چه فشار عصبیای را تحمل کردم، اما وقتی که این موضوع را با همسرم درمیان گذاشتم گفت که نمیتواند همه حرفهایش را با من در میان بگذارد و گاهی نیاز دارد که با یک نفر دیگر حرف بزند؛ یعنی یک دوست اجتماعی داشته باشد. من با این قضیه مشکلی ندارم، چون فکر میکنم این دوست مونث مجازی میتواند برای من هم مفید باشد، چون یک زن میتواند همسرم را با عقاید و انتظارات زنانه آشنا کند. اما نگرانم که این اتفاق و خوشبین بودن من بالاخره ما را دچار مشکل کند. اصلا مردان متاهل واقعا چقدر به دوستان اجتماعی نیاز دارند؟
در یک نگاه کلی، داشتن چنین رابطهای یک نیاز نیست. بنابراین از اینکه همسرتان به راحتی ابراز میکند که نمیتواند همه حرفهایش را با شما در میان بگذارد و نیاز دارد با شخص سومی درد دل کند، کاملا پیداست که در زندگی شما مشکلی وجود دارد و باید آن را ریشهیابی و رفع کنید نه اینکه خودتان را قانع کنید که همسرتان به هر دلیلی نیاز دارد که با دیگری درد دل کند. از طرف دیگر، اینکه ادامهدار شدن چنین رابطهای چقدر میتواند نگرانکننده باشد، بیشتر از هر کسی به شما و همسرتان بستگی دارد، اینکه چقدر به یکدیگر علاقهمند هستید و چقدر این نوع رابطهها میتواند شما را از هم دور کند.
فرشید از کرج: 2 سال است که من و همسرم نامزد هستیم و بزودی قرار است ازدواج کنیم. من همسرم را واقعا دوست دارم، آنقدر که گاهی خودم هم از این همه علاقه متعجب میمانم و البته او هم نسبت به من همین احساس را دارد و در این شک ندارم. اما مشکل من چیز دیگری است. برخی ویژگیهای رفتاری همسرم اصلا باب میل من نیست. نه اینکه بخواهم قضاوت شخصی داشته باشم، اما خیلی از رفتارهایش اصلا چیزی نیست که از او انتظار دارم، بخصوص در جمع. بارها سعی کردهام این نکتهها را به او گوشزد کنم، اما هربار جز جر و بحث به نتیجه دیگری نرسیدهام. این بگومگوها مرا از آینده میترساند.
فرشید عزیز، نکتهسنجی تو قابل ستایش است و نشان میدهد که به خاطر علاقه به همسرت به همه خصوصیات او توجه داری، اما شک نکن که او هم در تو اخلاقی میبیند که باب میلش نیست. این ویژگی در بین همه ما مشترک است، اما ما باید یاد بگیریم که شخصیت طرف مقابلمان را همانطور که هست بپذیریم نه اینکه سعی کنیم او را مطابق میل خودمان عوض کنیم، البته به شرط اینکه این اختلاف سلیقهها در رفتارهای جزئی باشد نه در روند کلی شخصیتمان. به هر حال، پیشنهاد من به شما این است که به جای نگرانی سعی کنید که با روحیات متفاوت همسرتان کنار بیایید یا با او در این مورد محرمانه و جدی صحبت کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: