این مبلغ بالاترین دستمزد تا آن زمان بود و از همینجا بود که تقریبا انقلابی در فوتبال ما به پا شد.
در آن سالها بعضی از باشگاهها که نه وابسته به دولت بودند و نه کارخانهای از آنها حمایت میکرد، در طول سال با سیصد، چهارصد هزار تومان اداره میشدند.
یکی از بازیکنان آن روزها که چند روز پیش در یک گفتگوی خصوصی از خاطرات آن روز میگفت، اعلام کرد در پایان فصل، با سلام و صلوات مبلغ 15 هزار تومان را در پاکت میگذاشتند و به ما میدادند، البته یک شام هم بغل این مبلغ بود.
از آن روز تا به حال فوتبال ما چقدر پیشرفت کرده است؟!
این یک پرسش کلیدی است. اگر یادمان نرفته باشد، ما در آن سالها 2 بار قهرمان آسیا شدیم، یک بار استقلال در بنگلادش قهرمان شد و یک بار نیز تیم پاس در بحرین به مقام قهرمانی آسیا رسید. از آن سال تا به حال با وجود بالا رفتن دستمزدها تیمهای ما به فینال و حتی مرحله نیمه نهایی هم راه نیافتهاند.
امروز وقتی میشنویم، یک بازیکن برای 6 ماه مبلغ 150میلیون تومان میگیرد، چه احساسی به من و شما دست میدهد و براستی باید از این بازیکن و باشگاهی که این همه پول پرداخت میکند، چه انتظاری داشته باشیم؟
چرا با وجود این همه ریخت و پاش که صورت میگیرد، نتیجهای حاصل نمیشود، فوتبال به ظاهر حرفهای ما که فقط دستمزدهایش حرفهای است و در رفتار و اعمالش نشانی از حرفهایگری ندارد چرا در رده باشگاهی پیشرفتی به همراه نمیآورد؟
چگونه است که در رده ملی، ما نمیتوانیم جزو 4 سهمیه آسیا قرار بگیریم و در یک گروه 5 تیمی چهارم میشویم؟
آیا این دستمزدهای بالا اسباب دردسر فوتبال ما نیست و این احتمال وجود ندارد که فوتبال ما به خاطر همین ریختوپاشهای بیحساب و کتاب دچار نوعی رخوت و سستی شده است؟ در واقع میشود چنین نتیجه گرفت که بازیکنان ما و دستاندرکاران فوتبال ما اشباع شدهاند و انگار دل به کار نمیدهند.
فرآیند و حاصل کار فوتبال باشگاهی ما قابل قبول نیست و اگر یادمان باشد، در روزهای اولی که قرار بود فوتبال باشگاهی ما به اصطلاح حرفهای بشود، حرف از این بود که باید تمام تیمها ظرف مدت کوتاهی، صاحب زمین و امکانات بشوند.
اما این اتفاق رخ نداد و امروز با وجود این همه عجز و لابهای که تیمهای ما دارند و با وجود بهرهبرداری از منابع دولتی، عایدی چندانی ندارند ولی میبینیم که اردوی خارجیشان ترک نمیشود، دستمزدهای کلان میپردازند، مربی خارجی استخدام میکنند و چنین به نظر میرسد که حرفها و رفتارشان با هم تناقضی آشکار دارد. به هر حال بالا رفتن دستمزدها انگار با بحرانی جهانی تناسب معکوس داشته است و باید منتظر اتفاقهای دیگری باشیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم