در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال 24 که در قالب یک داستان مهیج اکشن تاکنون از 236 کانال تلویزیونی جهان پخش شده و بیش از 100 میلیون بیننده را پای تلویزیون میخکوب کرده، در چند فصل به نمایش درمیآید که هر یک از آنها 24 ساعت از زندگی این مامور را در 24قسمت یک ساعته روایت میکنند. ماموریتی بین مرگ و زندگی، در مبارزه با تروریستهایی عاقل و هوشیار که درصدد ویرانیهای بزرگ در آمریکا هستند.
این فیلم که محصول نگرانیهای پس از حمله 11سپتامبر به برجهای تجارت جهانی در نیویورک است، چنان پردلهره و تاثیرگذار ساخته شد که از سال شروع نمایشاش در جهان، سالی نبود که نامزد دریافت چنین جایزه مهم نباشد. «کیفر ساترلند» نیز با این سریال به مشهورترین بازیگر سریال تلویزیونی در جهان بدل شد.
سریال هرچند یک سال پیش از 11 سپتامبر نوشته شد، اما انگار نویسندگان آن با علم غیب حدس زده بودند که دولت بوش چه مسائلی پیش روی خواهد داشت. شعار باوئر در این مبارزه اما یک چیز است: «تا هر وقت که طول بکشد.» او آماده است تا با تروریسم مبارزه کند و با این حال هرچند ممکن است این ماجرا فقط 24 ساعت طول بکشد، اما پر از خشونت، بیقانونی و شکنجههای مداوم است. اما این که چرا این همه از مردم جهان شیفته مردی شده اند که خودش هم در مبارزه به شکنجه متوسل میشود، از عجایب دنیای امروز است. آیا همه تحسینی که از باوئر میشود برای باورپذیر بودن نقشی است که بازی کرده یا همه اینها از نگرانی جهان از جنگ و ترور و آرامشی که از بسیاری از مناطق رخت بربسته ناشی میشود؟ این را باید همه آنهایی که فیلم را دیدهاند بررسی کنند و جوابش را هم باید خودشان پیدا کنند.
در هر حال، سریال 24 نه فقط در میان مردم، که در میان اهل فن هم حسابی درخشید و به جز خود ساترلند، «رابرت کوشران» به عنوان نویسنده جایزه امی را گرفت، «یان توینتون» کاندیدای دریافت جایزه امی برای بهترین کارگردانی تلویزیونی شد، «شان کالری» جایزه بهترین موسیقی را گرفت، «گریگوری ایتزین» کاندیدای بهترین بازیگر نقش دوم مرد و «جین اسمارت» هم کاندیدای بهترین بازیگر نقش دوم زن در یک سریال درام شد.
در یکی از فصل های این سریال، روز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ایالت کالیفرنیاست و یک سناتور سیاه پوست شانس اول پیروزی در انتخابات است. اگر آن طور بشود، او به عنوان اولین سیاهپوست وارد کاخ سفید میشود. اینجا هم علم غیب نویسندگان سریال عیان میشود و تماشاگران به یاد ورود اوباما به کاخ سفید میافتند. اما گروهی قصد ترور سناتور را دارند و وظیفه مبارزه با تروریستها برعهده گروهی است که «جک باوئر» مسوولیت آنها را برعهده دارد.
در یک فصل دیگر هم بعد از یک انفجار قطار و فرار یک تروریست تحت تعقیب، وزیر دفاع ربوده میشود و این احتمال وجود دارد که یک انفجار مرگبار صورت بگیرد. باز هم این جک باوئر است که باید از همه این ماجراها سر در بیاورد و مانع تروریستها شود.
جک باوئر در این سریال تلویزیونی چه کار میکند که مردم این همه دوستش دارند؟ ساترلند میگوید: «من همیشه مجبورم به مردم یادآوری کنم که این یک برنامه تلویزیونی است. ما همه سعیمان را کردهایم که یک درام پرکشش برای اوقات فراغت بسازیم و فکر میکنم یک درام خوب هم خلق کردهایم و باید بگویم خودم عاشق این درام شدهام. اما به عنوان یک بازیگر من باید با یک انفجار واقعی درونی به سراغ این نقش میرفتم. شما فقط فکر کنید که توی یک اتاق نشستهاید و با یک تفنگ به زانوی مردی شلیک کنید و بگویید به من بگو، خب این واقعا احساس عجیبی را در آدم ایجاد میکند. خب من میدانستم که این واقعی نیست. همه بازیگران دیگر هم میدانستند که این فقط یک داستان است.»
اما در سال 2007، هیاتی که برای بازدید از کار تولیدکنندگان سریال 24 از منطقه «وست پوینت» آمده بودند، گزارش کردند که شکنجههایی که در این سریال نمایش داده میشود واقعا روی نظامیان اثر گذاشته است. یک ژنرال هم گفت که دانشجویان دوره نظام میپرسند اگر شکنجه نادرست و بد است پس چرا در 24 از آن استفاده میکنند؟ حتی گزارش شد بعضی از سربازهای آمریکایی که در عراق خدمت میکنند، وقتی این سریال را میبینند وقت بازجویی از متهمان از همین روشها استفاده میکنند. میگویند در کتابی که درباره گوانتانامو منتشر شده، برخی از شکنجهگران میگویند که این سریال باعث شده آنها چنین احساسی را پیدا کنند. آیا باوئر باعث نشده تا این ایدهها در میان برخی از مردم رواج پیدا کند؟
ساترلند میپذیرد که روشهای بازجویی باوئر بارها او را به فکر فرو برده، اما باوئر موجودی زاده خیال است که چیزهایی را نشان میدهد که در گوشه و کنار دنیا عملی میشود. دقیقا یک هفته پیش از این که اوباما زندان گوانتانامو را میبندد، آخرین سری از این مجموعه با موضوعی شروع میشود که در آن واحد ضدتروریسم منحل میشود و باوئر با لبخند میگوید: «دنیا داره تغییر میکنه.» و در فصل 7، شاهد این هستیم که جک باوئر در جهانی که همه چیز آن در حال تغییر است، به موجودی تبدیل میشود که قدیمی و منسوخ است.
ساترلند در این باره میگوید: «اول از همه باید به شما بگویم که مشکل ارتش آمریکا و اتفاقهایی که در جایی مثل گوانتانامو یا عراق افتاد، در سریال 24 نیست. این که بخواهیم اتفاقهای دنیای واقعی را با یک سریال تلویزیونی مقایسه کنیم و بگوییم این از آن سرچشمه گرفته، به نظرم خندهدار است. اگر چنین گزارشهایی وجود داشته باشد، پس باید بگوییم مشکل در خود ارتش آمریکاست. اگر ارتش شما دارای اخلاق نباشد، آن وقت ممکن است با دیدن یک برنامه یک ساعته در یک هفته این طوری تحتتاثیر قرار بگیرد. این نشان میدهد که مشکلات خیلی بزرگتری وجود دارد. اگر ارتش نتواند فرق بین واقعیت و یک نمایش تلویزیونی سرگرمکننده را بفهمد؛ چطور میتواند به دنیای واقعی برگردد و با پایان گرفتن خدمت مثل دیگر مردم زندگی کند. من فکر میکنم همه اینها بهانهای است برای این که مشکل را گردن چیز دیگری بیندازند.
ساترلند که در فیلم سینمایی انیمیشنی «هیولاها و بیگانگان» هم به عنوان صداپیشه حضور داشت، در پاسخ به این سوال که «فکر میکنی اگر دشمنانی از سیارات دیگر بخواهند برای خوردن زمین بیایند، شخصیت جک باوئر سریال 24 باید چه کار بکند؟» میخندد و بعد میگوید: «فکر میکنم جک باوئر اولین کسی است که دشمنان او را میخورند.» باز میخندد. اما اضافه میکند: «به هر حال او یک جوری در ماجرا حضور پیدا میکند و نمیتواند بیخیال باشد.»
مترجم: آرزو پناهی
منبع: گاردین مووی مگزین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: