گپی با فریده سپاهمنصور
خودم با این جور پیرزنها خیلی مساله داشتم
انگیزهتان از پذیرفتن نقش مادرشوهر سختگیر فیلم کتاب قانون چه بود؟
از سالها قبل خودم با این جور پیرزنها خیلی مساله داشتم. وقتی این نقش گیرم آمد، خوشحال شدم. گفتم خب حالا میتوانم حرف دلم را با این نقش بزنم. برخورد تندی که یک عده متعصب با من در گذشته داشتند، در نحوه ارائه این نقشم تاثیر داشت.
فکر میکنید کارهایی که این مادر شوهر میکرد از روی بدجنسیاش بود؟
نه، این زن بدجنس نبود. عقیدههای متحجرانهای داشت که روی آنها پافشاری میکرد. فکر میکرد دارد دستورات خدا را اجرا میکند. غذای عروسش را نمیخورد، چون فکر میکرد، آن غذا نجس است
چقدر از خلاقیت خودتان برای در آوردن نقش استفاده کردید؟
اولش که فیلمنامه را خواندم، دیدم شخصیت زن خیلی جدی است. خودم یک مقدار پیاز داغش را زیاد کردم. در نتیجه، نقش مادر شوهر یک مقداری طنزآمیز شد. البته از محدوده فیلمنامه بیرون نرفتم. من خصوصیات این زن را درشت نمایی کردم و مازیار میری هم مخالفتی نکرد.
برخوردتان با بازیگر لبنانی یعنی «دارین حمسه» چطور بود؟
مشکلی نداشتیم. پرستویی و مازیار میری با بازیگر لبنانی خیلی سر و کله میزدند. او خیلی کم زبان میفهمید. جملهها را به زبان فرانسوی برایش ترجمه میکردند. خودش ترجمه فارسی را گوش میکرد و همانها را میگفت. اگر به فرانسوی ترجمه نمیکردند، خیلی نمیفهمید دارد چه میگوید.
به عنوان بازیگر فیلم کتاب قانون، فکر میکنید علت توقیف 2 سالهاش چه بود؟
هنوز هم نمیدانم علت توقیفش چه بوده. شنیدهام یک نفر اعتراض کرده که چرا یک خارجی در این فیلم میخواهد به ایرانیها درس مذهب یاد بدهد. این برداشت اشتباه است. «ژولیت» یک تازه مسلمان است. ما دیدهایم دانشجویانی را که پزشکی میخوانند و در ترمهای اول وسواس زیادی دارند مدام به بقیه میگویند این چیزها را نخورید که برای سلامتیتان ضرر دارد. بعد خودشان که پزشک میشوند همه چیز از یادشان میرود و همه چیز میخورند.
رسیدن به چرایی!
1 - کتاب قانون مخاطبش را به اندیشیدن فرا میخواند. فیلمنامهنویس یک تازه مسلمان را وارد کشورمان میکند و رفتارها و خصوصیات اخلاقی ایرانیها را به خودمان نشان میدهد. ژولیت که در اواسط داستان به آمنه بدل میشود، یک آیینه دستش میگیرد و آن را با خودش به کوچه و خیابان میبرد. آیینه او صاف نیست و کمی تحدب و تقعر دارد. برای همین تصویری که ما از خودمان در آن آیینه میبینیم، اندکی کاریکاتوری است. کتاب قانون از این نظر که مخاطبش را با کلی سوال از سالن سینما بیرون میفرستد، فیلم ارزشمندی است. هر بار که ژولیت با یک رفتار عجیب و غریب از نوع ایرانی مواجه میشود، یک علامت سوال در ذهنش شکل میگیرد. همزمان با او، تماشاگری هم که به این واکنشهای روزمره عادت کرده، به کلمه چرا میرسد. چرا یک تازه مسلمان اصول اخلاقی ما را بهتر از خودمان رعایت میکند؟ چرا در سکانس آخر، رحمان (پرویز پرستویی) مجبور میشود در کلاس درس همسر لبنانیاش زانو بزند و از او درس ایمان و تقوا بیاموزد؟
2 - فیلم یک شخصیت نوجوان خوب دارد که آن را نگار جواهریان بازی میکند. دختری که به خاطر آگاهی و جسارت بیشترش، از دیگر اعضای خانه متمایز میشود. او دختر و خواهر زنان متعصب و سختگیر ساکن خانه است. با آنها با احترام برخورد میکند. اما هر جا لازم ببیند، اشتباهاتشان را هم نقد میکند. او یک نسل سومی متدین است که میخواهد پل رابطی باشد بین عروس تازه مسلمان و دیگر اعضای خانواده.
3 - روایت کتاب قانون در لحظات پایانی لحن متفاوتی به خود میگیرد. به یک باره کارگردان میرود سراغ نصیحت کردن و پند و اندرز دادن و پیام فرستادن. پیامهایی از این دست که غیبت نکنید، کم فروشی نکنید، با یکدیگر مهربان باشید، پول مچاله به همدیگر ندهید و...، این سکانسها به یکدستی روایت لطمه میزنند، شاید به این خاطر که پشت سر هم و مسلسل وار نمایش داده میشوند و در تار و پود داستان قرار نمیگیرند.
4 - در فیلم شکلات (با بازی ژولیت بینوش)، صحنهای هست که شهردار سنتی داستان به سراغ شکلاتهای شخصیت زن میرود و پنهانی و به دور از چشم زن طعم شیرین آن را میچشد. شبیه این سکانس در فیلم «کتاب قانون» هم هست. جایی که زنان خانه در ظاهر از دستپخت زن لبنانی تازه مسلمان بد میگویند، اما پنهانی سراغ غذاهایی که او پخته است میروند.
رکورد «اخراجیها» شکسته نشد
تهیهکننده فیلم «کتاب قانون» پیشبینی کرده بود که فیلمش رکورد «اخراجیها» را بشکند، اما نهتنها اینگونه نشد بلکه کتاب قانون در رقابت با فیلمهای پیش پا افتادهای چون «زندگی شیرین» و «دو خواهر» هم کم آورد. فیلم تا به امروز با 20 سالن سینما حول و حوش 500 میلیون تومان فروخته است؛ رقمی که برای تهیهکنندهاش اصلا راضیکننده به نظر نمیرسد، آن هم تهیهکنندهای که دو فیلم پرفروش «مریم مقدس» و «همیشه پای یک زن در میان است» را در کارنامهاش دارد.
در پاسخ به این سوال که چرا فیلم پاسخ قابل انتظار را از گیشه نگرفت میتوان به همان پاسخ قدیمی و کلیشهای متوسل شد. این که رفتار مخاطب ایرانی قابل پیشبینی نیست و برخی وقتها تصمیمهای عجیب و غریبی میگیرد. اما بیشتر که دقیق شویم، به پاسخهای سرراستتری میرسیم.
کتاب قانون ستاره جوانپسندی ندارد. این درست که «پرویز پرستویی» بازیگر قدر و محبوبی است، اما در زمانهای که ستارههای جوان سرنوشت اقتصادی فیلمها را رقم میزنند، پرستویی به تنهایی نمیتواند تغییر قابل توجهی در میزان مخاطب یک فیلم ایجاد کند. بازیگر زن لبنانی فیلم هم آنقدر معروف نبود که بتواند به کمک فیلم بیاید.
البته اعلام خبر رفع توقیف فیلم میتوانست برای مخاطب کنجکاوی برانگیز باشد. خیلی از دیگر فیلمها همچون «آدمبرفی» از این قاعده بهره بردند و خانههای بالای جدول فروش را تصاحب کردند. اما این اتفاق برای کتاب قانون نیفتاد؛ شاید به این خاطر که بین تولید و اکرانش زمان زیادی یعنی بیش از 2 سال فاصله افتاد. ضمن این که فیلم ناگهان اکران شد و همین مساله فرصت تبلیغات را از صاحبان فیلم گرفت. اگر همین طوری جلو برویم، میتوانیم به جوابهای دیگری هم برسیم. مثلا این که اکران فیلم در شهرستانها همزمان با تهران نبود و همین تاخیر باعث ریزش مخاطبان شهرستانی شد. این که فیلم برخلاف کمدیهای رایج این روزها، شوخیهای سطحی و نازل نداشت و طنز تلخش برای مخاطبی که عادت دارد در سالن سینما قهقهه بزند جذاب نبود و...
با این حال هنوز پرونده کتاب قانون بسته نشده است. فیلم از اواخر پاییز در چند کشور عربی روی پرده میرود. شاید برای مخاطبان عرب دیدن فیلمی که بخشی از آن در یک کشور عربی (لبنان) ساخته شده، جذاب باشد. شاید کتاب قانون فروش خارجی خوبی داشته باشد و...