در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در ابتدا و بدون ورود به این چالش که آیا در تحلیل نهایی، درخواست استرداد لایحه هدفمند کردن یارانهها از سوی هیات رئیسه محترم مجلس اعلام وصول خواهد شد یا نه و آیا در صورت اعلام وصول، این درخواست در صحن علنی مجلس به تصویب نمایندگان خواهد رسید یا خیر، این مهم در ذیل مورد نقد قرار میگیرد:
1- با تشکیل رسمی دولت در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال 1358، کشور که وارث اقتصادی دیوانسالار شده بود فرصت تغییر بنیادین آن را نیافت. حتی این مجال را نیافت تا هر چند اندک، رخی از چهره تابناک اقتصاد اسلامی را درمعرض دید و بهرهگیری جامعه ایرانی و جهانی قرار دهد. این معضل با تحمیل جنگی نابرابر و طولانی، بسیار بغرنجتر شد.
2- علاوه بر آنچه گفته شد، اقتصاد پس از جنگ که از دوران دفاع مقدس وارث یک نظام حمایتی در خصوص نظام سهمیهبندیها، اعطای یارانهها و کنترل شدید نرخ ارز شده بود در عدم توجه بایسته به اصلاح بنیادین و تغییر ساختارهای مریض و معیوب اقتصاد ایران، آن هم به دلیل تعجیل در پیگیری هدفی بزرگ و مقدس به نام سازندگی که تا امروز نیز این معضل ادامه یافته است، ملغمه اقتصاد ایران باز هم پیچیدهتر شده است.
3- نکته بسیار جالب توجه در کالبد هیولایی اقتصاد ایران طی 60سال گذشته، فقدان برنامه جامع انرژی الزامآور در نظام مدیریتی کشور بوده است؛ آن هم در کشوری که به دلیل دسترسی گسترده به منابع مختلف انرژی و مصرف چشمگیر حاملهای انرژی در تمامی زیربخشهای اقتصادی، همچنین قرار داشتن کشور عزیزمان در حساسترین و مهمترین منطقه جهان یعنی منطقه خاورمیانه، در جایگاهی بس بیبدیل قرار گرفته است. البته نگارنده از طرحهای جامع انرژی پیشنهادی استانفورد (دوره رژیم پهلوی) همچنین سازمان برنامه و بودجه وقت در سال 1373 با خبر است اما بدون ورود به ماهیت و اصالت اینگونه طرحها، تاکید این قلم بر روی عدم ارائه طرحی جامع و مانع و الزامآور است. (بر این اساس، بیان یک نکته ضروری است. از دهه 1970 مباحثی نوین در علوم اقتصادی وارد شد که از آن به Economy Interaction Energy یا تعامل انرژی و اقتصاد تعبیر میشود. این مباحث در چهار دهه گذشته از پیشرفتهای شگرفی برخوردار شده است که حداقل حاصل آن، تدوین و اجرای مدلهای الزامآور و جامع و مانع انرژی در اقتصادهای ملی و منطقهای این کشورها بوده است؛ مدلهایی که تعامل انرژی و اقتصاد را در بستری منطقی و بسیار کارآمد، مدیریت میکند.)
4- در چنین معرکه و گردابی است که شاید دولتهای نهم و دهم که هدف مقدس و بزرگ عدالت محوری را رویکرد اصلی خود در توسعه اقتصادی کشور قرار داده است، در معرض آفتی مشابه آفت دوران سازندگی قرار گیرد. ریشه این آفت، در توجه ناکافی به اصلاح بنیادهای ناقص، معوج و حتی ضد ارزشی در اقتصاد ایران بهموازات اصرار بر پیگیری سیاست همه یا هیچ و به تعبیری سیاست صفر و یک است.
5- لایحه هدفمند کردن یارانهها که ملغمهای از 2 لایحه اصلاح نظام قیمتگذاری و لایحه بازتوزیع یارانهها است، در مرحلهای بسیار حساس قرار گرفته است. اگر رئیسجمهور محترم بر درخواست خود مبنی بر استرداد لایحه هدفمند کردن یارانهها اصرار داشته باشند، به نظر میرسد که این فرصت تاریخی نباید از دولت گرفته شود، چرا که در نهایت مسوول اجرای آن قوه مجریه خواهد بود و این فرآیند با آن مسیری که تاکنون طی کرده است، قطعا نتایج مطلوبی را در بر نخواهد داشت. البته و صد البته در چنین شرایطی، مجلس محترم میتواند دولت محترم دهم را مکلف کند تا در یک سقف زمانی مشخص، لایحه جدید جامعتری را ارائه کند که در آن، نقش نظارتی مجلس شورای اسلامی به صورت کاملا مشخص و برجسته، دیده شده باشد.
بهروز پورسینا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: