پل اینگرام ، مدیر اجرایی مرکز BASIC

گفتگوهای ایران و آمریکا سخت و طولانی خواهد بود

«ما دنیایی امن و آرام، دنیایی بدون تهدید جنگ و ویرانی هسته‌ای را می‌خواهیم.» این جمله، مانیفست راهبردی شورای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و بریتانیا ‌‌British American Security Information Council را بنیان نهاده است؛ بنیانی که سال 1987 بنیاد مرکزی غیردولتی با رویکرد صلح و امنیت نام گرفت که برگرفته از گفته‌های فرانکلین روزولت و وینستون چرچیل در زمینه خلع‌سلاح هسته‌ای است.
کد خبر: ۲۹۰۸۷۶

شورای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و بریتانیا، مرکز مستقل امنیتی و اطلاعاتی است که در واشنگتن، لندن، پاریس و برلین دفتر کاری دارد. این شورا رویکردی مستقل دارد و در مواجهه با بسیاری از تحولات و رویدادهای امنیتی و دفاعی گزارش ارائه می‌کند.

BASIC تاکنون بیش از 20 مورد گزارش مفصل درباره پرونده هسته‌ای منتشر کرده است که در همه آنها فرآیند دستیابی و بهره‌گیری ایران از فناوری روزآمد هسته‌ای زیر نظر رژیم‌های پادمانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مورد تایید قرار گرفته است.

دکتر پل اینگرام، مدیر اجرایی این مرکز در لندن و واشنگتن است.

وی دانش‌آموخته اقتصاد دفاعی و صاحب کرسی امنیت عمومی در کالج نظامی بریتانیاست که مطالعات گسترده‌ای درباره روند خلع‌سلاح درباره ایران و بریتانیا و آمریکا دارد.

اینگرام همچنین کارشناس رسانه‌ای است که به عنوان تحلیلگر در رسانه‌های آمریکایی و اروپایی میزگردهای ثابتی با موضوع امنیت عمومی و دسته‌جمعی دارد که مجموعه مستندی درباره تفکر سیستم‌ها و تمرین روی برنامه مدیریت هسته‌ای نیز تهیه کرده است. ضمن آن که وی به عنوان کارشناس ارشد گروه تحقیقاتی آکسفورد نیز فعالیت می‌کند.

گفتگوی اختصاصی «جام‌جم» با دکتر پل اینگرام، مدیر اجرایی و کارشناس ارشد شورای اطلاعاتی امنیتی آمریکا و بریتانیا را در پیش رو دارید.

دکتر اینگرام! تاکنون 3 قطعنامه تحریمی در شورای امنیت سازمان ملل علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران تصویب شده، اما این قطعنامه‌ها نتوانسته است از عزم تهران برای توسعه فعالیت‌هایش زیر نظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بکاهد. ضمن آن که اروپا و آمریکا هم بر تحریم ایران اصرار دارند. به نظر شما برای رسیدن به یک توافق هسته‌ای مورد پذیرش طرفین درخصوص پرونده هسته‌ای ایران چه راهی وجود دارد؟ و این که اصولا برای مصالحه در این پرونده چه باید کرد؟

پاسخ به سوال شما در این باره کمی سخت است، چراکه درخصوص مساله پیچیده پرونده هسته‌ای ایران، عوامل خاصی در جریان هستند که باعث می‌شود هر کس که جدیتی برای یافتن راه‌حل داشته باشد یا حداقل به دنبال پیشرفت در این مجادله است، بی‌شک کاری بس دشوار را پیش رو داشته باشد. به نظر من، مهم‌ترین عملی که باید انجام شود، برقراری روش‌های شفاف و عادلانه است که به طور واضح در جهت منافع جهانی پیش رود و ثبات خاورمیانه را به ارمغان آورد. این کار مستلزم آن است که هر دو طرف با احترام با یکدیگر برخورد کنند و به دنبال راهکارهایی برای تقویت استانداردهای جهانی حول محور خلع‌سلاح هسته‌ای باشند.

به نظر می‌رسد تا زمانی که طرف‌های مهم این مجادله، تمایل به مصالحه در شرایط کنونی خود را نپذیرند، این‌چنین بحرانی ادامه خواهد داشت.

محمد البرادعی، آخرین گزارش خود را در سمت مدیرکلی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره پرونده هسته‌ای ایران 28 آگوست منتشر کرد. وی در این گزارش و برای بیستمین بار صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران را تایید کرد. ارزیابی شما از آخرین گزارش مدیرکل چه بود؟

گزارش آخر البرادعی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به لحاظ محتوایی و ساختاری مشابه گزارش‌های قبلی بود و دوباره نشان داد هیچ اسناد و مدارکی قابل استناد درخصوص وجود برنامه تسلیحات هسته‌ای مخفی در ایران وجود ندارد و تمامی کاربردها در چارچوبی امن و طبق اصول پادمانی در حال پیش روی است، اما در این گزارش، این نکته ذکر شد که برخی ایرادها و سوالات از طرف ایران بی‌پاسخ مانده است. ابهاماتی درباره فعالیت‌های گذشته و یک ناتوانی در اعمال پروتکل الحاقی مشاهده شده و کماکان وجود دارد. این گزارش تا حدی تحت تاثیر اظهارنامه‌ها و راستی‌آزمایی‌هایی بود که 21 سپتامبر سال جاری منتشر شد. این اظهارات عموما در این مورد بود که ایران در نزدیکی قم، یک مرکز غنی‌سازی اورانیوم تاسیس کرده است.

بسته پیشنهادی و به روز شده جمهوری اسلامی ایران چندی پیش به کشورهای 1‌+5 ارائه شد و نشستی نیز در ژنو با محوریت‌ این بسته برگزار شد. شما این بسته را چگونه ارزیابی می‌کنید و آن را مقابل بسته پیشنهادی گروه 1+5 چگونه می‌بینید؟

پیشنهادهای ایران در قالب ارائه بسته پیشنهادی به گروه 1+5 قطعاً تغییر مثبت در رویکردها خواهد داشت. تقاضای رویکرد قبلی ایران که باعث شد بسیاری بسادگی انرژی هسته‌ای را حق مسلم ایران بدانند، باعث تقویت این دیدگاه می‌شود که این کشور به دنبال نوعی توانایی برای تایید موقعیت دیپلماتیک خود است؛ رویکردی که تاییدی است بر عضو بودن ایران در مسوولیت‌های بزرگ‌تر و وسیع‌تر که جامعه بین‌المللی برای خلع‌سلاح در شرایط سیاسی امروز یک گام موثر برای تغییر در این رویکرد است. با این همه، نباید نادیده گرفت که ایران و گروه 1+5 بر سر برخی مسائل غنی‌سازی و فرآوری چرخه سوخت در این کشور اختلاف‌نظر دارند.

در مذاکرات هسته‌ای گروه 1+5 با ایران نماینده آمریکا نیز شرکت داشت، از دیدگاه شما چه موضوعی باعث شده که واشنگتن تلاش کند در مذاکرات هسته‌ای شرکت فعالانه داشته باشد؟

تعهد اوباما برای ورود به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران مساله‌ای مهم در انتخابات تابستان سال 2008 بود. شکی هم وجود نخواهد داشت که او می‌کوشد به تعهدات خود عمل کند. یکی از نکته‌های مهم و واضح ریاست جمهوری اوباما، تغییر رویکرد آمریکا نسبت به دیگر کشورها ازجمله ایران است که ایالات متحده پیش از آن بر سر برخی مسائل با آنها مباحثه داشته است. اکنون همه جامعه بین‌الملل به این نتیجه رسیده‌اند که در انزوا نگه داشتن کشوری به عنوان راهبردی موثر، راهگشا نخواهد بود.

باراک اوباما بارها اعلا‌م کرده است که مایل به مذاکره با جمهوری اسلا‌می ایران است و حتی یک ایرانی را به عنوان مشاور خاورمیانه‌ای خود انتخاب کرد. از نظر شما، اوباما برای گفتگو با تهران چقدر جدی است؟

نشانه‌های واضحی برای ایرانیان وجود دارد که اوباما به دنبال مذاکره و تغییر رویکرد با ایران است. ایران اگر تصمیم بگیرد طرف مقابل آماده است، اما به هر حال، محتوای این مذاکرات، چیزی است که باید روی آن کار شود. این که اوباما قبول خواهد کرد ایران یک قدرت منطقه‌ای با توانایی اعمال نفوذ در عراق و دیگر کشورهای منطقه است یا نه؟ آیا وی قادر خواهد بود واکنش‌های احتمالی اسرائیل را تعدیل کند یا نه؟ اینها سوالاتی است که نیازمند پاسخ هستند.

تهران اعلام کرده که اگر آمریکا تمایل به مذاکره دارد، باید اقدامات عملی انجام دهد و نه تعارف به مذاکره. از دیدگاه شما برای یک گفتگوی سازنده که منافع و انگیزه‌های واشنگتن و تهران در آن لحاظ شود، طرفین باید چه اقداماتی انجام دهند؟

به‌نتیجه رسیدن مذاکرات درخصوص مسأله هسته‌ای ایران مستلزم آن است که هر دو طرف بااحترام با یکدیگر برخورد کنند و به دنبال راهکارهایی برای تقویت استانداردهای جهانی حول محور خلع‌سلاح هسته‌ای باشند

گفتگوهای سازنده قطعا دارای ارزش‌های زیادی است. البته ما نمی‌توانیم انتظار یا تقاضای تغییرات آنی و یکجا را با مذاکره در مواضع شفاف دو طرف داشته باشیم.

طرفین باید در نظر داشته باشند آنچه را تمایل دارند ارائه و البته منتظر تغییرات آنی نباشند. مذاکرات طولانی و سختی در راه خواهد بود. با این همه، باید در نظر داشت هر دو طرف بین کشورهای منطقه، دوستان و متحدانی دارند که به آنها گوش می‌دهند و با این توافق مخالف هستند.

با استراتژی افزایش نیروهای ائتلاف در افغانستان و شروع عملیات موسوم به «خنجر» هم آینده روشنی برای پیکار با تروریسم در این کشور ترسیم نمی‌شود. ناتو برای کمک به سامان بخشیدن گره‌های امنیتی از ایران درخواست همکاری کرده است، اما ایران هنوز بی‌اعتمادی همکاری در زمان جورج بوش پسر را فراموش نکرده است. ناتو چگونه می‌تواند اعتماد از‌دست رفته ایران را برای همکاری مشترک در افغانستان جلب کند؟

واقعیت این است که این روزها ناتو تحت فشار زیادی قرار دارد. مساله عراق باعث شده ناتو یک قدم به عقب بردارد و در مناقشات مربوط به اروپا، خیلی محتاطانه‌تر برخورد کند. هرچند در افغانستان، مساله کم‌اهمیت‌تری به نسبت عراق برای مداخله بود، اما این دو جنگ و درگیری‌ها در حال حاضر منبع مناقشات و دردسرهای زیادی برای ناتو است، بویژه به دلیل انتظارات متفاوت از نقش و میزان شرکت نیروهای ناتو در آن کشورها.

هرچند این گفته شاید نابهنگام و کمی زود باشد، ولی آینده سازمان ناتو به پیروزی این سازمان در افغانستان بستگی دارد و می‌تواند تاثیری جدی روی روابط با حامیان و مخالفان ناتو بگذارد، وقتی مساله‌ای مانند جنگ با ترور در میان باشد روسیه در این میان البته تحریک‌پذیر شده است.

اوباما به عواقب کارهای آمریکا در منطقه و سطح بین‌المللی بسیار حساس شده است. به نظر می‌رسد همچنان مساله تروریسم برای واشنگتن، بحرانی جدی باقی خواهد ماند.

شاید جنگ سال گذشته اوستیای جنوبی، بهانه‌ای شد برای اوج تنش در روابط غرب و روسیه و عیان شدن لایه‌های آزاردهنده یک جنگ سرد جدید که البته باور آن تا حدی مشکل است. اوباما موضع ملایمی در مواجهه با روس‌ها گرفت، اما این ملایمت هم انگار علاج یک تقابل تمام‌عیار کاخ کرملین و کاخ سفید نشده است. بی‌پروایی روس‌ها و تهاجم‌طلبی آمریکا و اروپا، پیش‌بینی آینده را سخت کرده است. آینده روابط روسیه و غرب را با لحاظ کردن ایران در آن چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در قضیه مداخله در افغانستان و بعد هم گرجستان و شرکت در آن مساله، سود و منفعت دیده می‌شود. آمریکا و اوباما درخصوص فعالیت‌های خود محتاطانه‌تر خواهد بود. بیشتر این مسائل هم وابسته به نتایج حاصل از گفتگوها حول محور فعالیت‌های هسته‌ای ایران و توافق‌های آن خواهد بود.

مسائلی چون خاورمیانه گسترده شده است، ثبات منطقه‌ای ایران در داخل و خارج و این که آیا آمریکا و اروپا، دولت جدید ایران را پس از حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری قبول خواهند کرد یا نه؟

عملیات هواپیماهای آمریکایی در شمال پاکستان و نزدیکی مرزهای افغانستان به شکلی ذهن را به دهه 1990 و جنوب عراق معطوف می‌کند. اکنون بسیاری می‌گویند شاید ایستگاه بعدی جنگ با ترور پاکستان باشد. افزایش موج مخالفت‌های مردمی و افکار جامعه جهانی برخواست آمریکا برای بمباران‌های وسیع تاثیری نگذاشته است. شما چقدر با این اتفاقی که در حال وقوع است و تحت عنوان عملیات علیه شبه‌نظامیان طالبان انجام می‌گیرد، همراه هستید؟

پیکار جهانی با تروریسم، تشریک مساعی همه‌جانبه و فراگیری می‌طلبد؛ به سخنی، نیازمند مشارکت و همکاری اعضای جامعه بین‌المللی است.

ارسلان مرشدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها