ماجرای یک پرونده طلاق از نگاه نو عروس

دختر خرافاتی در انتظار باطل السحر

«من دختری خرافاتی هستم و همین خرافات زندگی‌ام را تحت تاثیر قرار داده است. حالا نمی‌دانم عاقبت چه می‌شود و آیا زندگی‌ام سروسامان می‌گیرد یا نه؟» اینها جملات دختری 21 ساله است که 2 هفته پیش در شعبه 268 دادگاه خانواده از همسرش طلاق گرفت، اما این جدایی برای او و شوهرش بهرام بسیار تلخ و ناراحت‌کننده بود، چون هر دو یکدیگر را دوست دارند و تنها دلیلشان برای جدایی، باور کردن یک خرافه بود.
کد خبر: ۲۹۰۴۹۱

مینا می‌گوید: «خانواده‌ام از طبقه متوسط هستند و من زندگی آرام و بی‌دردسری داشتم و دنبال این بودم که ازدواج کنم و مادر شوم. از زندگی چیز زیادی نمی‌خواستم همین که شوهری خوب پیدا کنم برایم کافی بود.»

مینا دانش‌آموز سال آخر دبیرستان بود که احساس کرد به خواسته‌اش رسیده و مرد مورد علاقه‌اش را پیدا کرده است: «به عروسی یکی از اقوام رفته بودم که در آنجا با بهرام آشنا شدم. از او خوشم آمد. همانجا با هم قرار ازدواج گذاشتیم.» البته دختر و پسر جوان برای این که نامشان را در شناسنامه هم ثبت کنند، باید صبر می‌کردند: «آن موقع من هنوز درسم را تمام نکرده بودم و بهرام هم سرباز بود. علاقه به ادامه تحصیل و دانشگاه نداشتم و تحت تاثیر عقاید سنتی خانواده‌ام بیشتر به شوهرداری فکر می‌کردم.»

انتظار مینا و بهرام 4 سال به طول انجامید تا این که بالاخره مراسم خواستگاری برگزار شد و آن دو به عقد هم درآمدند و زندگی مشترکشان را شروع کردند: «من و شوهرم هیچ مشکلی با هم نداشتیم اما مادرانمان با هم اختلاف سلیقه داشتند و کارشان به دعوا کشیده شد. اختلاف آن دو آنقدر عمیق شده بود که زندگی ما را هم تحت تاثیر قرار داد. همان طور که گفتم من و خانواده‌ام خرافاتی هستیم. برای همین پیش یک جادوگر رفتیم تا او مشکلاتمان را حل کند. آن جادوگر گفت زندگی‌مان با 7 قفل میخی طلسم شده و باید 7 میلیون تومان به او بدهیم تا سحرها را باطل کند.»

مینا و بهرام چنین پولی نداشتند. برای همین از خانواده‌هایشان کمک گرفتند و به این نتیجه رسیدند اگر مینا را برای مدتی در خانه حبس کنند، قفل‌ها خود به خود باز می‌شود: «یک هفته در یک اتاق خودم را زندانی کردم. دیگر افسرده شده بودم، اما مشکل هنوز به قوت خودش باقی بود. من به حرف آن جادوگر و سحر و طلسم اعتقاد داشتم اما نمی‌دانستم قفل‌ها چرا باز نمی‌شود.»

بعد از یک هفته، بزرگ‌ترهای فامیل و مینا به این نتیجه رسیدند بهترین کار طلاق است: «ما همدیگر را دوست داریم اما چاره‌ای جز جدایی برایمان وجود ندارد. البته قرار است یک ماه بعد که طلسم باطل شد دوباره با هم ازدواج کنیم.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها