تلخی‌ها به‌خاطر درک بهتر لذت‌ها

رابعه اسکویی، بازیگر سینما و تلویزیون ایران متولد سال 1345 در شهر تهران است. او در سال 1371 دوره بازیگری را زیر نظر حمید سمندریان گذراند و فعالیت سینمایی‌اش را 3سال بعد با بازی در فیلم حسرت (ساخته حسن محمدزاده) شروع کرد. اسکویی نقش‌های مختلفی بازی کرده اما نقش‌های کمدی او مورد توجه بیشتری واقع شده است. او در فیلم‌های سینمایی چون زن بدلی، سوغات فرنگ، چپ دست، عروس فراری و شاخهگلیبرایعروس ایفای نقش کرده است. بازی او در فیلم سگ‌کشی باعث شد که کاندیدای جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر شود.
کد خبر: ۲۸۸۹۵۰

رابعه اسکویی برعکس بیشتر اهالی سینما تلفن همراهش را اگر سر صحنه نباشد جواب می‌دهد. وقتی با او تماس گرفتیم وعده نیم ساعت دیگر را داد که به قول خودش ضبط تمام شود. وقتی گفتیم یادتان نرود، با خوشرویی گفت: من همیشه تلفنم را جواب میدهم و به عهدش هم وفا کرد. پرسیدم درگیر ضبط چه مجموعه‌ای است، دو مجموعه را نام برد: سکه‌های شانس، تله فیلمی از مجید تربتی و دلقک ماهی‌ها فیلمی سینمایی از عباس مرادیان. (در پرانتز بگوییم که ابتدا به جای عباس مرادیان گفت عباس قادری و اسم مجموعه را هم یادش نبود و در تماس روز بعد من، نام مجموعه را گفت و توضیح داد. می‌گفت آلزایمر همه گیر شده اما دلیلش این بود که از ساعت 3 صبح تا 12 ظهر سر صحنه بوده و وقتی با او تماس گرفتیم بسیار خسته بوده است. )

تلخ‌ترین خاطره زندگی رابعه اسکویی، مرگ پدر و مادرش است اما، در حیطه بازیگری نیز خاطره تلخی دارد که از یادش نمی‌رود، حادثه‌ای که به مرگ یک بدلکار منجر شد. مرگ پیمان ابدی. او ماجرا را چنین بازگو می‌کند: درست نیم ساعت قبل از مرگ پیمان ابدی با او تماس گرفتم. سر مجموعه تلویزیونی خواهران عجیب و غریب قرار بود همکار شویم. تماس گرفتم تا برای روز بعد قرار بگذاریم. گفتم: فردا چه ساعتی می‌آیی؟ گفت: الان سر صحنه هستم و بعدا خودم تماس می‌گیرم تا قرار بگذاریم. یک ساعت بعد همکارانش تماس گرفتند و گفتند پیمان ابدی سر صحنه فیلمبرداری دچار حادثه شد و فوت کرد. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و این خاطره دردناک تا مدت‌ها از یادم نمی‌رفت. شاید آخرین نفری بودم که با او تلفنی صحبت می‌کرد.

از حادثه تلخ که بگذریم، دیگر تمام زندگی برای اسکویی شیرین می‌شود. می‌گوید: بقیه خاطرات من همه شیرین‌اند. من عاشق زندگی ام، همه آدم‌ها را دوست دارم و از زندگی کردن کنارشان لذت می‌برم. تمام لذتم این است که لحظات شیرینی برای آدم‌ها بسازم و وقتی لبخندی به روی لبی می‌آورم شاد می‌شوم. یادتان باشد زندگی شیرین است و تلخی‌ها به این خاطر وجود دارند که ما لذت شیرینی‌ها را بهتر درک کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها