jamejamonline
دانش عمومی کد خبر: ۲۸۸۴۶۸ ۳۰ مهر ۱۳۸۸  |  ۰۹:۵۶

در‌‌ انتظار ‌خبری ‌‌از ‌عباس‌ ‌‌جعفری

وقتی ‌‌خوابم،‌ خواب ‌طبیعت ‌می‌بینم

عباس جعفری عکاس ، روزنامه‌نگار ، مدرس اکوتوریسم و طبیعت‌گرد بزرگ ایران چند وقتی است در دل طبیعت پنهان شده است. عباس جعفری یکی از بزرگ‌ترین طبیعت‌شناسان و کوهنوردان ایران است. او تاکنون به بیشتر قله‌‌های بالای 7‌هزار ‌متر جهان صعود کرده است. او از طبیعت بکر و زیبای ایران عکس‌های بسیاری برداشته و گزارش‌های زیبایی یادداشت کرده است.

اگر عکس‌های او را دیده باشید حتما به عمق نگاه و فلسفه او پی برده‌اید. نمی‌دانم انگار عکس‌های او انتها ندارند. انگار پهنه آسمان در نگاه او نامتناهی و دست‌نیافتنی است.

آه که طبیعت با او چه کرده است که چنین آن را می‌ستاید! چگونه انسانی می‌تواند این‌گونه بیابان را پاس بدارد و آسمان را بزرگ دارد. در زمان و زمینی که ماشین‌ها و آسفالت‌ها ما را در خود گم و هیاهو و حرص و آزهای انسانی ما را از انسانبودنمان دور کرده‌اند، هنوز هستند کسانی که ما را به اصل خویش بازگردانند. آنها که با عکس‌ها و نوشته‌ها و شعرهایشان و... ما را به خود می‌آورند و به ما انسان بودنمان را گوشزد می‌کنند. انسان بودن و انسان زیستن و طبیعتی که مادر ماست، مادری که تنها مانده و پا روی عواطفش گذاشته‌ایم و هر روز زخمی بر دل و جان و جسم آن می‌زنیم، بی‌آن‌که به درد دل‌ها و ضجه‌های او گوش کنیم. می‌خواهیم جای جای او را به زور به نام خودمان ثبت و استثمارش کنیم.

اما او هر روز ما را صدا می‌زند و از ما کمک می‌خواهد. هرروز و هرشب از تنهایی‌ها و غریبی‌ها و مظلومیت‌هایش می‌نالد و هر روز انتظار ما را می‌کشد. ولی کجاست گوش شنوا؟ کجایند طبیعت‌دوستان و فرزندان زمین و طبیعت؟ فرزندانی که حال تبدیل شده‌اند به اربابان زمین و فقط از طبیعت بهره‌کشی می‌کنند و نمکدان می‌شکنند. اگر همین عکس‌ها و عکاسان و گزارشگران هم نباشند که دیگر چه می‌فهمیم از ایرانمان و چه می‌خواهیم نشان دهیم از وطنمان به آیندگان. آیندگانی که مطمئنا باور نخواهند کرد این آسمان و کوه و بیابان را در این عکس‌ها. همان‌طور که امروز باورش برای ما سخت است که روزگاری شیر و ببر می‌غریدند در این سرزمین، باشکوه و پر ابهت.

عکاس طبیعتمان، عباس جعفری رفته است تا دنیاها و آسمان‌های جدیدی را کشف کند. او که سال‌ها از دشت‌ها و کوه‌های ایران عکس برداشته و از آیین‌ها و سنت‌های مردمان کشورمان گفته، حال به سرزمینی در شرق (نپال) رفته، اما هنوز بازنگشته است. او با همسرش، فرخنده صادق (یکی از 2 زن فاتح قله اورست) به نپال رفته بود. در رودخانه خروشانی سوار بر کایاک بود که ناگهان قایق واژگون شد و دیگر کسی اثری از او ندیده است. روزهاست او مفقود در سرزمین نپال است و عده زیادی از اقوام و طبیعت‌دوستان را چشم‌انتظار گذاشته است. قایق او دو سه کیلومتر جلوتر در رودخانه پیدا شده است، اما هنوز خبری از خودش نیست.

شاید او هم همچون مادرش طبیعت، در گوشه‌ای منتظر ماست. تیم‌های جستجو برای یافتن او تلاش‌های زیادی کرده‌اند. عده‌ای از دوستان و اقوام او هم برای یافتنش به نپال رفته‌اند و تلاش‌ها هنوز هم ادامه دارد. به قول یکی از دوستان (علی اسلام)‌:

عباس برگرد، تو هنوز راه‌ها داری که بروی، شب‌ها داری که بیدار بمانی‌دل به فریب رودخانه مسپار، برگرد ...

ما هم منتظریم برای بازگشت او به دل طبیعت ایران، برای دیدن عکس‌های جدید و دوباره‌اش از همان آسمان‌های نامتناهی، از عشایر خیره به دوردست، از چین و شکن‌های صورت مادران چشم‌انتظار در دل بیابان‌ها، از خم و کمان‌های درختان تنها در سرمای کوهستان. از اسم‌های زیبایی که روی عکس‌ها می‌گذارد و نگاه دوباره‌ای به عکس می‌بخشد. از توصیفات و نوشته‌های او که تمام رودها و انسان‌های دور را ثبت می‌کند؛ انسان‌هایی در آن سوی کوه‌ها و رودها، اما هموطن و همراه و این ماییم که از آنها دوریم و فقط با عکس‌ها و خاطره‌ها همراهشان می‌شویم. خفته‌ای اما خواب راه‌ می‌بینی!

منصوره نظری

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل: