jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۸۴۱۹   ۲۷ مهر ۱۳۸۸  |  ۰۰:۱۱

این روزها که به هفته کتاب نزدیک می‌شویم؛ اخبار و رخدادهای مرتبط با این کالای ارزشمند فرهنگی هم به نسبت رشد چشمگیری پیدا کرده است و به لطف شورای سیاستگذاری پُر و پیمانی که امسال هفته کتاب دارد، تقریبا تمام نهادها و وزارتخانه‌ها برنامه‌ای متناسب برای این هفته طراحی کرده‌اند، که صد البته جای تقدیر هم دارد. اما در این میان، وزارت آموزش وپرورش از جمله نهادهایی است که هر سال در هفته کتاب انصافا سهم بسزایی در اجرای برنامه‌های مختلف دارد و یکی از همین برنامه‌های نوپا «کتاب سال دانش‌آموزی » است که 2 دوره آن برگزار شده و امسال قرار است سومین دوره آن در روزی که به نام دانش آموز و کتاب نامگذاری شده، برپا شود.

اما حکایت برگزاری این جایزه یک مقداری شبیه داستان معروف غلام جناب کامران میرزای قاجار است که از همان داستان هم این ضرب المثل مشهور شکل گرفت که می‌گوید : « طرف از ریش به سبیلش پیوند می‌زند.»

این ضرب‌المثل به قول امثال و حکم روانشاد دهخدا ناظر بر اعمال عبث و بیهوده ای است که نفعی بر آن مترتب نباشد.

جایزه کتاب سال دانش‌آموزی به نظر می‌رسد در ماهیت برگزاری‌اش باید به چند سوال پاسخ دهد: ابتدا این که چه ضرورتی وجود دارد تا دانش‌آموزان ما، آن هم در سنین نوجوانی حتما مولف باشند یا به هر شکلی نویسنده بشوند آن هم در موضوعاتی مانند فلسفه، دین، علوم اجتماعی، تاریخ، جغرافیا و ... که رسیدن به یک درک حتی ساده اما دقیق در چنین حوزه‌هایی خودش نیازمند سال‌ها مطالعه و پژوهش است تا چه رسد به نوشتن یک کتاب در این حوزه‌ها.

نکته دیگر، آن که این کتاب‌ها وقتی تالیف و منتشر شدند چه مخاطبانی خواهند داشت و چه افرادی قرار است این کتاب‌ها را مورد مطالعه قرار دهند و چه برداشتی داشته باشند که این موضوع خود جای تامل ویژه دارد.

از سوی دیگر برگزاری جایزه کتاب سال دانش‌آموزی در حالی است که امروز یکی از مشکلات جدی ما فقر کتاب‌هایی برای گروه سنی نوجوان است، به عبارتی هنوز ما نتوانسته‌ایم مشکلات موجود در ادبیات و کتاب کودک و نوجوان را حل کنیم و آثاری درخور و فراوان برای مطالعه آنها تولید کنیم و بعد بسراغ خود آنها رفته‌ایم و تشویقشان می‌کنیم که کتاب بنویسند در حالی که به طور طبیعی لازمه و پیش نیاز تالیف و نوشتن، خواندن و مطالعه فراوان است.

در طول سال‌های اخیر هم تا آنجا که ما خوانده و شنیده‌ایم، یکی از شعارها و دغدغه‌های اصلی مدیران فرهنگی امروز، ایجاد نهضت کتابخوانی بویژه در میان دانش‌آموزان و خانواده‌ها بوده است و نه‌نهضت کتاب نویسی!

به نظر می‌رسد این آسیب حتی در جوایزی مانند کتاب سال دانشجویی هم قابل رصد و پیگیری است و در بهترین حالت این جایزه را می‌توان در مقاطعی مانند ارشد یا دکتری برگزار کرد.

به این توقع نه چندان بجای ما از یک نوجوان دانش‌آموز، این نکته را هم اضافه کنید که چاپ کتاب و اهدای جایزه به او چه توهم شخصیتی نیز می‌تواند در دانش‌آموز ایجاد کند که این توهم قطعا در فعالیت‌های آینده‌اش نیز تاثیرگذار است؛ در واقع ما به جای آن‌که فعالیت‌هایی را چه در جامعه و چه در نظام آموزشی طراحی کنیم که خلاقیت، دانایی و توانایی دانش‌آموز را بالا ببرد، به دنبال ایجاد یک هیجان کاذب، سطحی و زودگذر فرهنگی در یک نوجوان دانش‌آموز هستیم که همان طور که از نامش برمی‌آید کار اصلی او یادگیری و آموختن است نه آموزش.

سینا علی‌محمدی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر