نگاهی به کتاب جریان‌شناسی سیاسی در ایران ‌نوشته دکتر علی دارابی

پاسخ به نیازهای نسل جدید

از جمله درس‌ها و آموزه‌های بزرگ برای جامعه اسلامی، ارزشی و انقلابی ایران و بویژه نسل جوان این کشور که دائما در معرض خطر انحراف فکری عقیدتی و سوء‌استفاده‌های سیاسی توسط برخی جریان‌های سیاسی هستند نظیر آنچه که در جریان انتخابات دهم اتفاق افتاد شناخت صحیح ماهیت جریانات سیاسی و واکاوی فراز و فرود این جریانات در تاریخ معاصر ایران بخصوص سال‌های پس از انقلاب اسلامی‌ است. به بیانی دیگر آگاهی یافتن از این‌که هر جریان سیاسی از چه ماهیت فکری برخوردار است و نقاط قوت و ضعف آن چیست، بویژه برای نسلی که از تاریخ رویش، پویش و خیزش جریان‌ها اطلاع کافی ندارد، بسیار ضروری است.
کد خبر: ۲۸۷۰۸۷

ایدئولوژی خاص

بازشناسی جریان‌ها و مواضع و ویژگی‌های آنها به‌گونه‌ای که دکتر علی دارابی از پژوهشگران و صاحب‌نظران مسائل سیاسی کشور در کتاب جدید خود با عنوان «جریان‌شناسی سیاسی در ایران‌» به آن پرداخته باعث برخورد آگاهانه، هوشیارانه و سنجیده‌تر در حال و آینده خواهد شد و به آنها کمک می‌کند تا راه طی شده و وضع موجود را بخوبی درک و افق روشنی از آینده را فرا روی خود ببینند. به اعتقاد نویسنده و آن‌گونه که در مقدمه این کتاب آمده است، جریان‌شناسی سیاسی از مقولات سهل و ممتنع به شمار می‌رود؛ سهل از آن جهت که پرداختن به هر حزب و گروه تحت عنوان جریان سیاسی توجیه‌پذیر می‌شود و ممتنع از آن رو که امکان پردازش به همه ابعاد جریانات سیاسی در مجموعه‌ای محدود میسور نمی‌گردد، چرا که رابطه این دو از نوع «عموم و خصوص مطلق» است یعنی برای شناخت جریان‌های سیاسی، آشنایی هر چه بیشتر با احزاب ضروری و اجتناب‌ناپذیر است، اما شناسایی کامل احزاب و گروه‌های سیاسی به معنای جریان‌شناسی سیاسی نیست. همچنین جریان‌های حاکم در هر نظام سیاسی را نمی‌توان به طور کامل و دقیق مشخص کرد، زیرا برخلاف احزاب یا جمعیت‌ها، این جریان‌ها نه اصول مکتوب و نه ایدئولوژی خاصی دارند بلکه فرآیندی هستند که در مقابل تحولات و رویدادهای روزمره عکس‌العمل نشان داده و خود نوعی سیاست را در این مورد به وجود می‌آورند. به عبارت بهتر باورها، ارزش‌ها و آرمان‌ها، در مقابل عنصر قدرت، اقتصاد و اجتماع در بین این جریان‌ها، نمایان می‌شود.

براساس تحلیل‌ کتاب «جریان‌شناسی سیاسی در ایران» در تاریخ سیاسی معاصر کشور و در مقایسه با جریانات سیاسی همچون جریان ملی‌گرا، جریان چپ یا مارکسیستی، جریان ترکیبی یا التقاطی و جریان سلطنت‌طلب، «جریان اسلام‌گرا» بزرگ‌ترین و اصیل‌ترین جریان سیاسی کشور به شمار می‌آید و اسلام به منزله روح ایران، عمیق‌ترین تأثیر را در گسترده‌ترین قلمرو بر وجود آحاد ملت ایران داشته است. از این لحاظ هیچ‌یک از جریان‌های فکری سیاسی دیگر در حد و اندازه این جریان نبوده و در مقام مقایسه بسیار کوچک و مقطعی به شمار می‌آیند.

مقصود از جریان سیاسی اسلام‌گرا که نقطه تمرکز بحث کتاب حاضر را تشکیل می‌دهد همانا احزاب، تشکل‌ها، ‌اشخاص و گفتمان‌هایی است که هریک از گفتمان اسلام سیاسی قرائت خاص خود را داشته و دارند و این ‌گفتمان‌ها در نسبت با نظام جمهوری اسلامی ‌بر پایه ولایت‌فقیه تحلیل و ارزیابی خواهند شد. اعتقاد عمیق به اصول اساسی و بنیادی دین (توحید یا خدامحوری، نبوت، معاد، امامت و عدالت)، ‌مهدویت، پیوند و وحدت دین و سیاست، اسلام فقاهتی، پیوند اسلام با روحانیت، مرجعیت و ولایت‌‌فقیه، مردم‌سالاری دینی، استبدادستیزی، استعمارستیزی و دفاع از هویت و تمامیت ارضی ‌مهم‌ترین مبانی و شاخصه‌های تشکیل‌دهنده جریان اسلام‌گرا به شمار می‌آیند.‌

در مجموع چگونگی رابطه بین تحولات نظام جمهوری اسلامی ‌ایران و جریان سیاسی اسلام‌گرا اصلی‌ترین پرسشی است که نگارنده در کتاب خود در صدد پاسخ به آن است. همچنین بررسی سهم و وزن هریک از جریانات و قلمرو تأثیرگذاری که بر روند اداره نظام داشته‌اند و نیز این‌که آیا احزاب و جریانات سیاسی متأثر از راهبرد و سیاست‌های اداره کشور بوده‌اند یا این‌که این جریانات سیاسی بوده‌اند که راهبرد نظام را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند، دیگر سوالات بنیادی این اثر علمی ‌ پژوهشی را تشکیل می‌دهند.

در کنار این سوالات اصلی، پرسش‌های فرعی نیز در فصول مختلف کتاب مطرح می‌شوند که برخی از آنها عبارتند از‌:

مراد از جریان سیاسی اسلام‌گرا چیست؟ مصادیق و ویژگی‌های آنها کدام است؟

نقاط اشتراک و افتراق آنها (جریان سیاسی اسلام‌گرا) چیست؟

چه رابطه معناداری میان راهبرد اداره کشور با راهبرد جریانات سیاسی وجود دارد؟

آیا احزاب بر سیاست‌ها و روند اداره جامعه تأثیر داشته‌اند یا متأثر از سیاست‌ها و روند حاکم بر جامعه بوده‌اند؟

جایگاه روحانیت به عنوان رهبران فکری و اداره نظام با جریان‌های سیاسی چه بوده است؟

آیا صرف حضور چهره‌های شاخص انقلاب در هریک از این جریان‌ها می‌تواند ملاک حقانیت و اصالت‌های مکتبی و ارزشی این گروه‌ها به حساب آید؟ یا این‌که شاخص‌های دیگری را نیز باید در کنار این معیارها مورد توجه و مداقه قرار داد‌؟

در نظام ولایت‌فقیه جریان‌های سیاسی از چه جایگاهی برخوردارند؟

آرایش نیروهای سیاسی در ایران پس از انقلاب و تحولات آن چگونه بوده است، با تکیه بر دو جناح عمده سیاسی و نقش آنها در تحولات کشور چگونه بوده است؟

‌ علل کامیابی یا ناکامی‌ و نیز ناپایداری احزاب و نیروهای سیاسی در ایران چه بوده است؟

آیا احزاب مانع توفیق و عاملی برای عقب‌ماندگی نظام بوده‌اند یا این‌که به مثابه موتور محرکه پیشرفت کشور محسوب می‌شوند؟

چالش‌های فراروی جریان‌های سیاسی در ایران کدام است؟

چگونگی رابطه بین تحولات نظام جمهوری اسلامی ‌ایران و جریان سیاسی اسلام‌گرا اصلی‌ترین پرسشی است که نویسنده در صدد پاسخ به آن است

به لحاظ شکلی و نوشتاری این کتاب که بتازگی به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ‌انتشار یافته در یک مقدمه و 3 فصل، همراه با جمع‌بندی و نتیجه‌گیری و نیز یک بخش ضمیمه با عنوان «مشخصات احزاب و تشکل‌های سیاسی کنونی در ایران» تدوین شده است. فصل اول به کلیات و مبانی نظری پژوهش، مفاهیم، ادبیات، پیشینه، پرسش‌ها، فرضیه‌ها و متغیرهای آن اختصاص دارد. در این فصل ضمن بهره‌گیری از نظریات افرادی چون استیفن روکان در باب شکاف‌های اجتماعی و تاثیر آن بر احزاب و جریانات سیاسی در هر جامعه‌ای به چرایی استفاده از مفاهیمی ‌چون چپ و راست در این اثر اشاره شده است. در فصل دوم جریانات سیاسی در ایران اعم از اسلام‌گرا و غیراسلام‌گرا در فاصله سال‌های 1320 تا 1357هجری شمسی، ویژگی‌های هریک از جریانات مذکور، حاملان و سخنگویان آنها مطرح شده است. فصل سوم کتاب حاضر اختصاص به جریان‌های سیاسی اسلام‌گرا در جمهوری اسلامی ‌ایران دارد. در ابتدای این فصل پس از تبیین مفهومی ‌و جامعه‌شناختی جریان راست یا اصولگرا از ویژگی‌های این جریان، سیر تطور و تکوینی آن از راست تا آبادگری و سپس اصولگرایی و نیز بانیان، حاملان و سخنگویان اصلی جریان اصولگرا یعنی حزب جمهوری اسلامی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، جامعه روحانیت مبارز تهران، حزب مؤتلفه اسلامی، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی‌ و آبادگران سخن به میان آمده است. همچنین در این بخش و در ذیل بحث جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از احمد آذری قمی، عبدالله جوادی آملی و یوسف صانعی به عنوان 3 تفکر شاخص و متفاوت در این تشکل بحث شده است.

دگرگونی از چپ سنتی به چپ مدرن

در بخش دیگری از فصل سوم که اختصاص به جریان‌شناسی چپ یا اصلاح‌طلبی در جمهوری اسلامی‌ ایران دارد ضمن بحث در باب مفهوم چپ و سیر تطور و دگرگونی آن از چپ سنتی به چپ مدرن و سپس جبهه دوم خرداد و اصلاح‌طلبی، احزاب و تشکل‌هایی وابسته به این جریان چون مجمع روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دفتر تحکیم وحدت، کارگزاران سازندگی، مجمع محققان و مدرسان حوزه علمیه قم، جبهه مشارکت ایران اسلامی ‌و حزب اعتماد‌ملی مورد نقد و بررسی قرار گرفته‌اند. نکته مهم و مورد توجه در این قسمت نقد و بررسی به نوعی آسیب‌شناسی اصلاح‌طلبی درجامعه ایران است.

دقت نظر در این بخش نشان می‌دهد که چرا و چگونه جریانی (چپ خط‌امام اصلاح‌طلبی) که سکه افتخار تسخیر سفارت آمریکا را به نام خود ضرب کرد و خود را در آن سال‌ها اصلی‌ترین پرچمدار دفاع از پابرهنگان و محرومان در برابر اشرافیت سرمایه‌داری معرفی می‌کرد و بر ولایت مطلقه فقیه اصرار می‌ورزید امروز دچار چنان استحاله، وادادگی و از خودباختگی شده است که تمام هم خود را بنا بر اعترافات اخیر نظریه‌پردازان و معماران این جریان در دادگاه‌های حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، مقابله با نظام و ارکان آن می‌داند و از دین حداقلی و عصری‌بودن آن، اشاعه سکولاریسم در برابر حکومت دینی و پشت پا زدن و عدم توجه به سفارش و نصایح و میراث امام خمینی(ره) که «مقدم دانستن حفظ نظام جمهوری اسلامی ‌بر هر امری» و «پشتیبانی از ولایت‌فقیه برای مصون‌ماندن از آسیب‌ها را همواره تأکید می‌فرمودند» دفاع می‌کند.

دیگر مبحث این فصل از کتاب به جریان سوم اختصاص دارد. جریانی که بر این باور است که دوران چپ و راست خاتمه یافته و باید جریان جدیدی اداره امور را به عهده بگیرد، از مدرسه حقانی و مصباح یزدی، جمعیت دفاع از ارزش‌ها، حلقه محمدی ری‌شهری تا جریان وفاق و کارآمدی و حلقه محسن رضایی که به عنوان حاملان و سخنگویان درون و موافق نظام این جریان یاد شده است. اما از آنجا که جریان سوم مدعیان دیگری دارد که عمدتاً برون نظام، منتقد و مخالف هستند آنها هم مطرح و مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته‌اند، در این میان از سیدکاظم شریعتمداری (حزب جمهوری خلق مسلمان)، حسینعلی منتظری (از قائم مقام رهبری تا عزل از همه مسوولیت‌ها) و برخی چون محسن کدیور، عبدالله نوری، سیدجلال‌الدین طاهری که هر سه به نوعی متاثر از گفتمان منتظری هستند به عنوان سخنگویان عمده منتقدان و از نهضت آزادی و نظریه‌پردازان و حاملان فکری و سیاسی وابسته به آن چون مهدی بازرگان و یوسفی اشکوری هم به عنوان جریان سومی‌که مخالف نظام هستند، صحبت به‌میان آمده است.بخش پایانی فصل سوم کتاب اختصاص به دین‌اندیشان و جریان برخاسته از تفکر آنها دارد. این جریان خود به 3دسته سنت‌گرایان که سیدحسین نصر سخنگوی عمده و اصلی آن به شمار می‌رود، ناقدان سنت و تجدد (سیدجواد طباطبایی و مصطفی ملکیان) و تجدد‌گرایان (عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری)، تقسیم شده و اهم آرا و دیدگاه‌های آنها مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.در مجموع اهتمام اصلی نویسنده در این کتاب آن است که اولا بتواند در تبیین رخداد‌ها و تحولات ایران معاصر بویژه دوره جمهوری اسلامی ‌سیری تکاملی را برای شناخت از جریانات سیاسی ارائه کند و دوما نشان دهد که بین نظام جمهوری اسلامی ‌و تحولات آن با جریان سیاسی اسلام‌گرا ارتباط مستقیم وجود دارد.

جریان‌شناسی سیاسی

علاوه بر مطالب گفته شده، درباره ویژگی‌ها و مزایای این اثر باید اذعان کرد که‌:

این کتاب که در برگیرنده جریان‌های سیاسی از سال 1320 هجری شمسی تا 1387 هجری شمسی است در نوع خود یکی از جدیدترین و جامع‌ترین آثار در حوزه جریان‌شناسی سیاسی در ایران به شمار می‌آید.

تمرکز کتاب بر جریانات سیاسی در حوزه اسلام‌گرا از مزایای این کتاب به حساب می‌‌آید، چرا که نویسنده کوشیده تا همه جریانات سیاسی اولاً بدرستی احصاء گردند و دوما اهداف، آرمان‌ها، رویکردها و راهبردهای آنها مورد توجه قرار گیرد. نگاه و رویکرد جریانی به رخدادها و تحولات سیاسی از دیگر امتیازات این اثر علمی‌ است. اهتمام نویسنده بر آن بوده که رخدادها و تحولات سیاسی با نگاه جریان‌سازی آنها و سیر تکوین، تطور و تکامل جریانات سیاسی باشد تا بتوان به داوری درستی نسبت به جریانات سیاسی دست یافت.

بیش از هر نکته‌ای مزیت این کتاب در نقد و ارزیابی جریانات سیاسی است که در این اثر صورت گرفته است. بسیاری از آثار گذشته شاید تنها به بیان اشکالات و ایرادهای جریانات و صاحب‌نظران پرداخته‌اند بدون آن‌که بخواهند آنها را مورد نقد قرار دهند در حالی که اثر حاضر تلاش کرده دیدگاه‌ها، نظرات و آرای جریانات و اشخاص را مطرح و سپس به نقد آنها بپردازد.

با توجه به سابقه فعالیت‌های سیاسی نگارنده بخش عمده مباحث در نوع خود تازه و بدیع است. اطلاعات و مطالبی که درباره اصولگرایی، آبادگران، جریان سوم، نوع دسته‌بندی‌ها، آرایش نیروهای سیاسی و ... ارائه شده برای نخستین بار است که خوانندگان می‌توانند آن‌ را در یک کتاب علمی ‌ پژوهشی ملاحظه کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها