jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۶۹۱۳   ۲۰ مهر ۱۳۸۸  |  ۰۰:۴۴

شهریار محمدی: در کشور ما ایران گاهی اتفاقات عجیب و غریبی رخ می‌دهد که از هر زاویه‌ای به آن نگاه می‌کنی، راهی برای فهمش نمی‌یابی. البته عادل فردوسی‌پور این گونه اتفاقات را با یک جمله طلایی از سایر اتفاقات معمولی یا نیمه‌معمولی متمایز می‌کند؛ «این اتفاق از آن رویدادهایی است که فقط در فوتبال ایران رخ می‌دهد.» اما این فقط اتفاقات حوزه فوتبال نیست که چنین ویژگی‌هایی پیدا می‌کند، بلکه در سایر حوزه‌ها هم می‌توان نمونه‌های آن را دید؛ مثلا در همین حوزه میراث فرهنگی.

هنوز چند صباحی از تعریف و تمجیدهای ما از این سازمان نگذشته که خبری تعجب‌برانگیز می‌رسد. چندی پیش که خبر بافت فرش صلح برای اهدا به سازمان ملل متحد منتشر شد و اتفاقا همه از آن استقبال کردند؛ از کارشناس‌ها گرفته تا...

اما حالا در کمال تعجب می‌شنویم که فرش نیمه بافته صلح که قرار بود از سوی سازمان میراث فرهنگی رونمایی شود، از سوی بافنده‌اش به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

کمی به ابعاد این موضوع و حواشی‌اش بیشتر توجه کنیم می‌بینیم که این اتفاق هم از همان اتفاقاتی است که تنها در ایران رخ می‌دهد و لاغیر. حال حساب کنید که نزدیک به یک سال یکی از بزرگ‌ترین سالن‌های کاخ سعدآباد تهران در اختیار یک بافنده که یک شرکت بزرگ فرشبافی دارد - قرار می‌گیرد. سپس دیوار‌های آن سالن مزین می‌شود به تابلو فرش‌های شرکتی خصوصی که صرفا برای فروش به آنجا آورده شده و البته در انتهای آن سالن هم قرار است فرشی به عنوان فرش صلح بافته شود. فرش هنوز چند گره‌ای بیشتر نخورده است که مدیر کاخ موزه بنابه هر دلیلی! تغییر می‌کند و سپس بافنده که با رئیس موزه قرارداد بسته، قهر می‌کند و فرش به دوش از کاخ بیرون می‌رود. جنگ آغاز می‌شود و هر کس، دیگری را متهم می‌کند و فرشی که قرار بوده فرش صلح باشد، می‌شود قالیچه جنگ.

حال حساب کنید اگر از این موضوع بگذریم که چند نفر از سران و بزرگان کشورمان و دیگر کشورهای جهان از این فرش بازدید کرده‌اند و البته گره‌ای بر آن زده‌اند، می‌رسیم به این‌که راستی چرا باید در کشورمان مسائل اینقدر ابتدایی فرض شود که مثلا یک بافنده به خود اجازه دهد فرشی را که این همه تبلیغات داخلی و خارجی به دنبال خویش داشته و البته هزینه‌های هنگفتی را نیز از بودجه بیت‌المال به همراه داشته است، به همین سادگی به نفع خودش مصادره کند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر