jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۶۸۹۹   ۲۰ مهر ۱۳۸۸  |  ۰۰:۱۶

قرن‌های قرن است که ایرانی‌ها غم‌ها و شادی‌هایشان را به کلمات کسی پیوند می‌زنند که 700 سال پیش در شیراز با زندگی خداحافظی کرده است اما هنوز هم مونس مردمانی است که قرن‌ها قرن بعد از او روی خاک ایران راه می‌روند و فارسی حرف می‌زنند. ایرانی‌ها شاعران بسیاری داشته‌اند که هر کدام قله‌ای از قله‌های ادب این سرزمین را به نام خود کرده‌اند، اما رابطه مردم این سرزمین با شعرهای حافظ، رابطه‌ای دیگر است.

حافظ برای ایرانی‌ها فقط یک شاعر نیست که در سخن‌سرایی به حد استادی رسیده باشد، حافظ برای ایرانی‌ها «حافظ» است. حافظ فرهنگ و تمدنی که شکوه و تجلی‌اش را می‌توان در بیت بیت غزل‌های او دید.

حافظ، حافظ زبانی است که افق‌هایش را گسترش داده و در دل آن با غزل‌هایش جهانی خلق کرده که مختص خود او است، اما راه ورود به این جهان برای همه باز است، کافی است فقط خواندن و نوشتن بلد باشید، آن وقت هیچ سدی بین شما و جهانی که حافظ خلق کرده، وجود ندارد.

اصلا برای ورود به جهان حافظ نیازی به داشتن سواد و بلد بودن خواندن و نوشتن هم نیست، همین که فارسی حرف بزنید و کسی باشد که شعرهای حافظ را برای شما بخواند، کافی است.

چگونه شاعری می‌تواند هم افق زبان ادبی یک سرزمین را گسترش دهد و هم زمان را کنار بزند و چند قرن همنشین و مونس مردم سرزمینش باشد، پرسشی است که هر کس برای آن پاسخی دارد، اما نه این پرسش مهم است و نه پاسخ‌هایی که به آن داده می‌شود. مهم بیت بیت دیوان شاعری است که حضوری زنده و ملموس در زندگی ما ایرانی‌ها دارد. حتی اگر فقط برایفال گرفتن و تفأل زدن دیوانش را باز کنیم و بیتی یا غزلی را بخوانیم.

دیوان حافظ جدا از تمام رازهایی که در دل خود جای داده، در زندگی ما ایرانی‌ها کاربردی بیشتر از یک دیوان شعر پیدا کرده و این اتفاقی است که کمتر برای یک شاعر یا نویسندهرخ می‌دهد.

حافظ، معمار بی‌بدیلی است که کلمات را مثل خشت‌های خام روی هم، کنار هم و در برابر هم چیده تا دنیایی تازه را رقم بزند؛ دنیایی که با خواندن اولین بیت از هر جای دیوان این شاعر تو را از فضای اطرافت جدا می‌کند و تعریف‌های تازه‌ای را از مفاهیم، اشیاء و هزار و یک چیز دیگر پیش‌رویت قرار می‌دهد.

از درخت و سبزه و گل گرفته تا عشق و رفاقت و دوستی، همه اینها در جهان حافظ معناهایی به مراتب گسترده‌تر از معنایشان در جهان واقعی ما دارد و جالب اینجاست که فراخور حال تو تغییر می‌کنند، شاد باشی همراهت می‌شوند و غمگین هم که باشی باز همراهی‌ات می‌کنند.

راز جاودانگی حافظ می‌تواند هزار و یک دلیل داشته باشد، دلایلی که تا به حال بارها و بارها مرور شده‌اند، اما یکی از این دلایل می‌تواند ساختن جهانی از کلمه باشد با دری که به روی همه باز است.

اما شاید این هم مهم نباشد، مهم خود حافظ است و قدرت شعرهایی که از قرن‌ها پیش آمده‌اند، اما وقتی زمزمه می‌شوند، فاصله زمانی بین ما و حافظ را به شکلی عجیب از بین می‌برند.

زمان برای این شعرها بی‌معنی است، همان‌طور که تغییر و تحول زبان و کلمات برای آنها مفهومی ندارد، این شعرها، این بیت‌ها و این کلمات زنده‌اند و نفس می‌کشند، مثل خود حافظ که هنوز حضورش حس می‌شود.

محمدرضا رستمی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر