حامد اولینبار که جلوی دوربین رفتی یادت هست؟
بله. خیلی استرس داشتم.
استرس یعنی چی؟
یعنی هیجان داشتم. دوست داشتم از همان اول بازیگری را خوب شروع کنم. اولینبار در مجموعه سلام به کارگردانی آقای فرزین در شبکه تهران بازی کردم.
و دومین کار...
«همه بچههای من» به کارگردانی خانم مرضیه برومند بود که از شبکه اول پخش شد.
در چه نقشی حضور داشتید؟
نقش امیرحسین. بچههای شیطان خانم جوزانی. امیرحسین خیلی بازیگوش است و در طبقه بالای منزل خانم نوریان (مهین ترابی) زندگی میکند که به دلیل مشاجره پدر و مادر مرتب نزد خانم مهین ترابی میرود.
تولید این سریال چقدر طول کشید؟
همه بچههای من شهریور87 شروع شد و دیماه به پایان رسید.
الان چه کار میکنی؟
در حال حاضر یک برنامه زنده روزهای پنجشنبه و جمعه در شبکه اول در حال پخش دارم. این برنامه از شهریور امسال شروع شده و تا پایان سال ادامه دارد.
در این مجموعه چه کسانی حضور دارند؟
من در کنار یک عروسک (غوره) بازی میکنم. کارگردانی و نویسندگی این برنامه به عهده خانم فریبا پاکروان است و عروسکگردانی آن را آقای افشاری به عهده دارد و با صدای خانم سپیده اردستانی اجرا میشود. در این مجموعه زنده، دو بازیگر دیگر به نام آقای مهدی صارمی یا همان دایی بهنام و خسرو احمدی (آقا گل) در آن حضور دارند.
چند روز دیگر روز جهانی کودک است، میدانی این روز چه روزی است؟
روزی است که در آن پدرها و مادرها باید بیشتر به بچههایشان توجه کنند. (باخنده) روزی است که بچهها به بزرگترها دستور میدهند. شوخی کردم این را ننویسید.
دوست داری زودتر دوران کودکی را طی کنی و به دنیای نوجوانی برسی؟
نه. چون من اصلا بچگی نکردم. من از 8 سالگی سر کار بودم. از عید تا حالا 4 سریال بازی کردهام و دیگر فرصتی نبوده بچگی کنم.
شهرت را دوست داری؟
راستش را بخواهید نه. شهرت زیاد را دوست ندارم.
ورزش را چطور؟
وقتی میروم پارک فقط فوتبال بازی میکنم.
چه رنگی را دوست داری؟
رنگ آبی. آبی برای من نشانه رفاقت است.
و چه فصلی را؟
تابستان را. چون مدرسهها تعطیل است. البته من درتابستان درسهای سال آینده را میخوانم تا در طی سال مشکلی برایم پیش نیاید.
امسال کلاس سوم دبستان رفتی. بچه درسخوانی هستی؟
در همه درسهایم ممتاز و شاگرد اول هستم.
چه صحبتی با دوستان و همکلاسیهایت داری؟
روزها را با بازیگوشی و شیطنت زیاد از دست ندهند. مواظب باشند با یک برنامهریزی درست، هم به بازیهای کودکانه خودشان برسند و هم به یادگیری درسهایشان و هم مطالعه کتابهای خوب و خواندنی. البته در کنار همه اینها، کمک به بزرگترها را از یاد نبرند.
بازیگری مشکلتر است یا مجریگری؟
مجریگری زنده است، اما بازیگری قبلا ضبط میشود و بعد پخش میشود. مجریگری سختتر است.
تئاتر هم کار کردی؟
نه. من علاقه زیادی به تئاتر ندارم. تئاتر از برنامه زنده هم سختتر است.
تا حالا با چند کارگردان کار کردهای؟
با شش کارگردان؛ آقای فرزین، هنگامه مفید، مرضیه برومند، رامبد جوان و...
به کدام یک از این کارگردانها بیشتر علاقهمندی؟
من همهشان را دوست دارم، ولی خانم برومند برای من خیلی زحمت کشیدند. من مدیون خانم برومند هستم.
مدیون یعنی چه؟
یعنی خانم برومند در موفقیت من خیلی نقش داشتند. ایشان به من خیلی کمک کردند. من همیشه نگران بودم. خانم برومند مرتب میگفتند بازیگری خیلی سخت نیست.
حالا بازیگری سخت است یا آسان؟
نه سخت نیست. وقتی خانم برومند میگویند سخت نیست پس حتما سخت نیست.
بازیگری تو را خسته نمیکند؟
نه. بعضی روزها از 5 صبح تا 10 شب کار میکنم ولی خسته نمیشوم. اگر قرار باشد بازیگر خوبی باشم باید تحمل کنم.
رامبد جوان چی. خیلی بداخلاق است، نه؟
نه. خیلی هم خوشاخلاق است. وقتی میبیند من خسته شدهام ضبط نمیکند. خیلی ملاحظه میکند.
ترجیح میدهی با رامبد جوان بازی کنی یا با مرضیه برومند؟
با هر دو. چون هر دو صمیمی و مهربان هستند.
دوست داری با کدام بازیگر کار کنی؟
با علی نصیریان.
و از بین خانمها؟
با لادن مستوفی.
چه آرزویی داری؟
آرزو دارم که یک بازیگر خوب یا یک کارگردان خوب بشوم. بازیگری که مغرور نشود، به خدا ایمان داشته باشد و به همنوعان خودش کمک کند.
انشاءالله که به همه آرزوهایت برسی و سخن پایانی... .
از پدر و مادرم تشکر میکنم که عامل موفقیت من هستند. دوست دارم روزی همه زحماتشان را با یک آبنبات چوبی جبران کنم.
محمدحسین قاسمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم