محمد پنجعلی: مصطفوی هر کسی را شناخت، محروم کرد!
1- فکر میکنم بالای 10مسابقه باشد. آهان یادم افتاد یک بار یکی از همکاران شما گفت من 12 بار با پیراهن پرسپولیس مقابل استقلال بازی کردهام.
2- بهترین بازی من در برد 3 هیچ سال 65 بود. استقلال خیلی بهتر از نتیجه ثبت شده بود ولی در آن روز واقعا بدون اشتباه بازی کردم و تمام روزنههای دفاع را بستم تا آنها حتی یک گل هم نزنند.
3- من فقط یک بار در دیماه 73 سرپرست پرسپولیس بودم که اتفاقا بازی به جنجال کشیده شد و ناتمام ماند. در هیچ صحنهای دخالت منفی نداشتم، ولی در کمال تعجب 6 ماه محروم شدم.
4- در ظاهر قضیه شرایط استقلال ایدهآلتر به نظر میرسد ولی من معتقدم پرسپولیس در این مسابقه بهتر ظاهر خواهد شد. چون بار روانی مجموعه تیمی و تکتک نفرات این تیم به مراتب کمتر از استقلالیهاست. با نتایج اخیر دو تیم میتوان گفت پرسپولیس چیزی برای از دست دادن ندارد.
5- در بدترینحالت بازی مساوی میشود، ولی فکر میکنم پرسپولیسدرصورت تدابیر صحیح و کاربردی مربیانش شانس بیشتری برای پیروزی داشته باشد.
بهتاش فریبا: این مسابقه اعصاب آرام میخواهد
1- دقیقا یادم نیست، ولی فکر میکنم مجموعا در 5 مسابقه با پیراهن استقلال مقابل پرسپولیس به میدان رفته باشم.
2- مهرماه سال 62 از لحاظ تیمی فوتبالی بسیار خوب و مقتدرانه انجام دادیم که با گل پرویز مظلومی برنده شدیم، ولی از نظر فردی مسابقه سال 61 را که یک یک شد و خودم گل مساوی را در دقیقه 86 زدم، بیشتر از بقیه بازیهایم میپسندم.
3- شرایط بیرونی این مسابقه حادتر بوده و مردم و رسانهها بیشتر به آن میپردازند ولی در گذشته حساسیت و عشق مردم خیلی خالصتر از حالا بود. هیچ وقت یادم نمیرود در همان بازی مهرماه سال 62 بیش از 120 هزار نفر به ورزشگاه آمدند و تا لب خط روی پیست هم نشستند. ما بردیم و پرسپولیس باخت ولی حتی در این حالت هم یک حرف نامربوط از دهان تماشاگری بیرون نیامد. اما حالا قضیه خیلی فرق کرده و فقط مانده که تماشاگران با آرپیجی به وسط زمین شلیک کنند. دشنام که... چه عرض کنم.
4- روی کاغذ استقلال باید بیش از 2 گل بزند ولی این مسابقه معمولا به شرایط جدولی و بازیهای قبلی ربطی ندارد. در این بازی تیمی که بیشتر مالکیت توپ را داشته باشد میتواند بیشتر کار تاکتیکی بکند و تیمی به این مهم دست خواهد یافت که اعصاب آرامتری داشته باشد. در مجموع به نظر میرسد استقلال ابزار بهتری برای اجرای تاکتیکهای خود داشته باشد.
5- فکر میکنم استقلال بازنده این دیدار نباشد.
شاهرخ بیانی: دعا دعا میکردم پنالتی نشود
1- من در 7 دربی حضور داشتم. 6 بار با پیراهن استقلال و یک بار در لباس پرسپولیس و در مجموع 3 گل هم زدهام.
2- بازی خرداد سال 65 که با پیراهن پرسپولیس 2 گل زدم، البته در سال 68 هم که پنالتی گرفتم و گل کردم هم خیلی خوب بازی کردم.
3- خاطره که زیاد است ولی وقتی در سال 65 و بعد از ارنج کردن علی آقا (پروین) در حال ورود به میدان بودیم، روی پلهها ناگهان علی آقا گفت: «پنالتی شد، شاهرخ بزنه.» من مرتب دعا دعا کردم که پنالتی نشود ولی از شانس من همان دقیقه 10 پنالتی شد و من که مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودم، آن را گل کردم. البته من فوتبالم را مدیون استقلال بودم و آن سال به دلیل مسائل خاص به پرسپولیس رفته بودم و به همین خاطر پس از این گل سرم را پایین انداختم و شادی نکردم. ولی وقتی مدیرعامل و یک بازیکن استقلال از روی نیمکت به من توهین کردند، بعد از زدن گل دوم مقابل نیمکت استقلال خوشحالی کردم.
4- دربی همیشه حساس است. خوب و بد بودن در آن مهم نیست بلکه بار روحی و روانی این مسابقه خیلی اهمیت دارد. در همان سال 65 پرسپولیس فقط 3 موقعیت داشت و استقلال بیشتر از ما صاحب توپ و موقعیت بود، ولی دفاع ما خوب کار کرد و 3 صفر بردیم. هر مسابقه شرایط خاص خودش را دارد. به نظر من استقلال در حال و روز روحی بهتری است و انگیزه کافی برای پیروز شدن بعد از 4 سال مقابل پرسپولیس را دارد. اگر استقلال گل اول را نخورد، شانس بیشتری برای پیروزی خواهد داشت.
5- استقلال باید ببرد.
بهروز سلطانی: از فرودگاه رفتم توی دروازه!
1- 5 بار در این مسابقه بودهام که حاصلش 2 برد، 2 مساوی و یک باخت بوده است.
2- بازی سال 65 که 3 صفر بردیم، من تازه از آلمان به فرودگاه آمده بودم و چون دروازهبان ذخیره نداشتیم، مستقیما به ورزشگاه رفتم، حتی پدر و مادرم نمیدانستند که من رسیدهام، از قضا وحید قلیچ در همان نیمه اول مصدوم شد و من به اجبار درون دروازه ایستادم و بهترین نمایش خودم مقابل استقلال را ارائه کردم.
3- بازی سال 62 هرگز از خاطرم نمیرود. گرچه یک هیچ با گل پرویز مظلومی باختیم ولی آخر بازی خوشحال بودم که اتفاقی برای کسی نیفتاد چون بیش از 120 هزار نفر به ورزشگاه آمده بودند و تا لب خط طولی و پشت دروازه من جمعیت نشسته بود. تمام وجودمان میلرزید که اگر اتفاقی بیفتد چه کسی جوابگو خواهد بود، چون حتی پایه دکل پروژکتورها هم مملو از جمعیت بود، ولی خوشبختانه موردی پیش نیامد، تماشاگر آن سالها هم واقعا بهترین تماشاگران دنیا بودند که تا آخر مسابقه کلمه نامربوطی از دهانشان خارج نشد. حیف آن تماشاگران!
4- دربی بازی لحظههاست و روحیه و انگیزه در آن حرف اول را میزند. فعلا کفه ترازوی آبیها سنگینتر است ولی تجربه ثابت کرده که همه برتریهای قبلی در لحظه سکوت شروع بازی از بین میرود و شرایط جدیدی حاکم میشود.
5- به احتمال 90 درصد مساوی میشود، آن10درصد را هم امیدوارم پرسپولیس ببرد.
صادق ورمرزیار: من مرد دربی بودم
1- فکر میکنم 16 یا 17 بار در لباس استقلال روبهروی پرسپولیس بازی کردم و از این حیث جزو رکوردداران آبی هم هستم.
2- من بیشتر بازیهای خوبم را در دربی انجام دادهام، ولی اگر بخواهم یکی را انتخاب کنم، بازی اسفندماه 70 را میگویم که 2 صفر بردیم و گلها را هم من و مرفاوی به ثمر رساندیم.
3- دربی سرتاسر خاطره است، ولی دربی 74 و بازی رفت برایم یک خاطره ویژه است. هیچ کس به تیم ما امیدی نداشت چون پرسپولیس از لحاظ نفری خیلی از ما بهتر بود ولی فوتبال بسیار خوبی در نیمه اول ارائه کردیم و 3 هیچ پیش افتادیم که یکی از گلها را من و 2 تای دیگر را اختر و تقوی زدند. پرسپولیس در نیمه دوم خیلی فشار آورد ولی دفاع جانانه ما و نمایش عالی غلامپور باعث شد آنها فقط یکی از گلها را جبران کنند و در نهایت 3 یک برنده شدیم.
4- فکر میکنم دربی خیلی خوبی باشد. نتیجه در فوتبال همیشه غیرقابل پیشبینی است و در دربی قضیه حادتر میشود چون این مسابقه ویژه هیچ ربطی به جدول و قدرت تیمها قبل از بازی ندارد.در بعد تجربه و آمادگی فکر میکنم وضعیت استقلال بهتر باشد و در حالت طبیعی این تیم تاکتیک مشخص و قابل قبولتری دارد.
5- روی کاغذ استقلال بهتر است و در شرایط طبیعی فکر میکنم برنده بازی باشد مگر اینکه حوادث سرنوشت دیگری برای بازی رقم بزند.
ادموند بزیک: طلسم 7 ساله را شکستم
1- اگر اشتباه نکنم 9 بار در این مسابقه به میدان رفتم که 5 برد، 3 مساوی و تنها یک باخت حاصل آن بود، 2 گل هم در این بازیها زدم.
2- بازی 20 تیر 76 خیلی خوب ظاهر شدم، همان بازی خداحافظی فرشادپیوس که از دقیقه 12 به جای آقافرشاد به زمین رفتم. گل اول را زدم و در نهایت هم 3 صفر پیروز شدیم.
3- سال 75 اولین سالی بود که پیراهن پرسپولیس را بر تن کرده بودم. در بازی رفت آن دوره اولین دربی خودم را تجربه میکردم. پرسپولیس هم 7 سال بود که موفق نشده بود استقلال را شکست دهد. خیلی تلاش کرده بودیم ولی گویا دروازه استقلال طلسم شده بود تا اینکه در دقیقه 87 موفق شدم بهزاد غلامپور را تسلیم کنم و گل پیروزی را به ثمر برسانم. خیلی خوشحال بودم و بهترین خاطرهام از دربی هم متعلق به همان بازی است.
4- این بازی لحظههاست و استفاده از فرصتها در آن حرف اول را میزند. سرعت تصمیمگیری مربیان و داشتن برنامه برای تمام زمان بازی هم اهمیتزیادی دارد.
5- مردم به این باور رسیدهاند که هربار بگویند مساوی، ما هم از مردم جدا نیستیم پس میگویم مساوی ولی ته دلم دوست دارم پرسپولیس برنده باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم