در طول این محاسبه درباره خوب و بد وزارت علوم طی 4 سال گذشته پرسیدم و دکتر زاهدی هم دائما تاکید کرد که این دوره، یکی از موفقترین دوران آموزش عالی بوده و آنقدر برنامه و طرح در طول این مدت انجام شده که عملکرد دولت نهم در عرصه علم و فناوری را باید 150 درصد محاسبه کرد و در پاسخ به سوالاتی که مربوط به موازیکاریهای وزارت علوم با دیگر بخشها و مراکز علمی کشور میشوند هم، وزارتخانه را از این موضوع مبرا دانست. هر چند به اعتقاد او موازیکاری نه تنها تا حدودی معقول بلکه یک جاهایی هم لازم است.
زاهدی در طول گفتگویی که پیش رو دارید درباره بازنشستگی اساتید، رتبه دانشگاههای کشور در جهان، کمبود تجهیزات آزمایشگاهی در دانشگاهها و خیلی از موضوعاتی دیگر صحبت کرد.
فکر میکنید وزارت علوم دولت نهم چقدر موفق بوده و آیا در طول دوره تصدی توانسته از ظرفیتها و امکانات، حداکثر استفاده را ببرد؟
وزارت علوم دولت نهم به اعتقاد من یکی از موفقترین وزارتخانههای این دوره بوده و دوران بسیار موفقی در طول آموزش عالی کشوررا طی کرده است. دلایل هم مشخص است. ما توانستیم در این 4 سال کارهایی انجام دهیم در زمینههای مختلف مرتبط با شرح وظایف این وزارت از جمله در زمینههای فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و فناوری، که وقتی آنها را به صورت کمی دربیاوریم و با مدت مشابه آن مقایسه کنیم. میبینیم که اعداد و ارقام واقعا بالاست و منحنیهایی که معمولا از این اعداد و ارقام رسم میشوند، نشان میدهند که نسبت به دوران قبل روند رشد قابل ملاحظهای داشته که در ادامه صحبتها اگر وقت اجازه داد به این آمارها اشاره خواهم کرد. در ابتدای کار برنامهای به مجلس شورای اسلامی دادیم که در آن یک سری کارها را پیشبینی کردیم که میبایست در طول این دوره انجام میشدند. تمام آنها در دستور کار ما قرار گرفت و خوشبختانه خیلی از این برنامهها اجرایی شد و به نتیجه رسید و البته بعضی از آنها هم برای اجرایی شدن زمان لازم دارند. در کنار این برنامهها خیلی از برنامههای دیگری که در طول این 4 سال به واسطه برخی نیازهای کشور و موقعیتهای جدید بخصوص برخی رهنمودهای رهبر معظم انقلاب پیش آمد به برنامه اضافه کردیم. ما فکر میکنیم که از آن برنامهای که قرار بود انجام دهیم 150 درصد انجام دادیم. یعنی خیلی بیشتر از آنچه قرار بود. توان زیادی برای انجام این کارها لازم بود که در نتیجه آن تمام نیروهای وزارتخانه درگیر بودند. خود من هم بشدت درگیر کار بودم و بین 16 تا 23 ساعت در شبانهروز کار کردم. همیشه پای کار بودم و همیشه مسائل را رصد میکردم. وقتی معاونان و روسای دانشگاهها پیگیری و حساسیت مرا میدیدند، برای تسریع کار نیروی مضاعفی میگذاشتند. در کل دوره موفقی داشتیم ضمن آن که شما میدانید وقتی ما وزارتخانه را تحویل گرفتیم فضای سیاستبازی فوقالعاده در دانشگاهها نمود داشت و ما میخواستیم فضای دانشگاهها را به سمت رسالت جدی آنها و فضای علمی ببریم. اینها انرژی زیادی از من گرفت و خوشبختانه نتیجه داد.
یعنی شما کاملا موفق شدید فضای سیاستبازی حاکم در دانشگاهها را اصلاح کنید؟
ما فضای سیاستبازی دانشگاهها را با اعمال قانون و تاکید بر قانونگرایی و ایجاد برنامههای متنوع سیاسی تعدیل کردیم. ضمن این که توانستیم شور و نشاط سیاسی را در دانشگاهها بالا ببریم. شما انتخابات مجلس هشتم و انتخابات دور دهم ریاست جمهوری را اگر در نظر بگیرید، در دانشگاهها میبینید که چه فضای پرشوری برقرار بوده است. تمام نامزدهای انتخاباتی در دانشگاهها حضور پیدا میکردند و برنامههایشان را میگفتند. البته مسائل بعد از انتخابات، مسالهای دیگر است و نباید به این شور و نشاط ربط بدهیم. در واقع ضمن این که دانشگاهها را درگیر مسائل سیاسی کردیم، از سیاستبازی دور نگه داشتیم و در این فاصله موفق شدیم توان و تولیدات علمی کشور را چند برابر کنیم.
همان طور که اشاره کردید، یکی از موضوعاتی که اتفاقا از جمله دستاوردهای این دوره محسوب میشود، افزایش رشد تولیدات علمی کشور در قالب مقالات منتشر شده در ISI و ISC بوده است. آیا شما این موضوع را کاملا مثبت میدانید؟
قطعا همین طور است. بالاخره وقتی در سند چشمانداز میخواهیم از لحاظ علمی مقام اول آسیای جنوب غربی باشیم. یکی از نیازهای آن چاپ مقالاتی است که در عرصههای بینالمللی جایگاه دارند و یکی از آن پایگاهها ISI است. البته کار بزرگی انجام دادیم که در واقع از جمله 50 درصد مازاد برنامههای دوره وزارت قبل محسوب میشود و آن هم ایجاد پایگاه استنادی جهانی اسلام معروف به ISC بود. این اتفاق مهم فکر میکنم برای همیشه از موفقیتهای وزارت علوم و دولت نهم محسوب شود و مطمئنا این موضوع یک نقطه عطف و جهش در تولیدات علمی بیشتر کشور خواهد بود.
آقای دکتر اگرچه افزایش تولیدات علمی در قالب مقالات جهش قابل توجهی داشته و به نوعی یک ارزش محسوب میشود؛ اما همین مساله انتقادات زیادی را در پی داشته است. کما این که عدهای از منتقدان به این وضعیت معترض هستند و آن را گونهای شعبدهبازی صوری برای رفع تکلیف و دستگاهی جدید برای استادانی میدانند که به دنبال ارتقای علمی و کسب اعتبار شخصی هستند و تاکید میکنند که طرفداران نظام ISI کارکرد و جایگاه آن را در ایران تغییر دادهاند و بدون در نظر گرفتن ارزش محتوایی راه را برای تقلبهای علمی گشودهاند.
یقینا رشد علمی عوامل مختلفی دارد و ما باید به صورت یک بسته آن را نگاه کنیم، در آن بسته یک جایی برای مستندات علمی مربوط به پایگاههای مختلف حتما وجود دارد؛ اما اگر ما تمام هم و غم خود را فقط به این موضوع اختصاص دهیم، مطمئنا کار اشتباهی خواهد بود. از جمله کارهای بزرگی که اتفاقا آن هم از افتخارات دولت نهم است، آییننامه ارتقای اعضای هیات علمی است که از زمان شروع تا ورود به فاز اجرایی 3 سال زمان برده و در نهایت در اول بهمن 87 ابلاغ شده است.
براساس این آییننامه و در حالی که تا قبل از این بیشتر دانشگاهها از ISI به عنوان حق وتو استفاده میکردند، موضوعات جدیدی را وارد کردیم. تنها به ISI تاکید نداریم، تمام پایگاههای استنادی معتبر بخصوص ISC مورد نظر ما قرار گرفتند و در کنار آن تصنیف کتاب را خیلی جدی و به عنوان حق وتو مورد توجه قرار دادیم و به این ترتیب، دغدغه بسیاری از دانشگاهیان از جمله حوزه علوم انسانی را به نوعی مرتفع کردیم.
در ضمن به اختراعاتی که مورد تایید وزارت علوم هستند، در این آییننامه بها دادیم. همچنین پژوهشهای کاربردی که نتیجه آنها ممکن است در دنیا جدید نباشند ؛ اما یک مشکل کشور را حل کرده باشد، مورد توجه قرار گرفتند. بنابراین ما در این آییننامه به صورت همهجانبه به مساله علم توجه کردیم و انتظار هم این است که تمام جوانب دیده شود و تنها به یک مورد به عنوان دستاورد اشاره نشود.
اما در بسیاری از موارد ازهمین موضوع پژوهشهای کاربردی که به آن اشاره کردید و در واقع میتوان به کمک آن بسیاری از مشکلات کشور را حل کرد، دچار موازیکاری و دوبارهکاری هستیم. شما چقدر سعی کردید جلوی این موازیکاریها را بگیرید؟
موازیکاری تا حدودی معقول و اتفاقا یک جاهایی لازم است. فرض کنید در بحث ساختن یک موشک یا هواپیمای با قابلیت مانور خاص، این جور نیست که شما فکر کنید در کشورهای پیشرفته این پروژه را به یک تیم میدهند. در واقع این پروژه به تیمهای مختلف ارائه میشود که به موازات یکدیگر کار کنند. در نهایت برآیند تمام اینها مورد بررسی قرار میگیرد که ممکن است از یک پروژه گرفته شود یا از مجموع این گروهها بخشهای مورد نظر برداشت شده باشند.
در واقع پروژههای کلان و مهم معمولا در قالب چند گروه انجام میشود؛ اما گاهی اوقات پروژهها استراتژیک نیست که باید در این صورت از موازیکاری جلوگیری کرد. یکی از کارهایی که در اولین جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناری که در سال 85 تشکیل شد در آنجا قانونی را تصویب کردیم تا براساس آن سامانه اطلاعات پژوهشی کشور را ایجاد کنیم. وقتی این مصوبه به ما ابلاغ شد، به پژوهشگاه اسناد و مدارک علمی ایران (IRAN DOC) ارجاع دادیم و خوشبختانه این سامانه بزودی راهاندازی خواهد شد و تمام اطلاعات پژوهشی دستگاههای کشور در آن جمع میشوند و در نتیجه کاملا مشخص خواهد شد چه پژوهشهایی در حال انجام است و پروپوزالهای قبل از اجرا در اینجا برای آگاهی از موارد مشابه مورد بررسی قرار گیرند. امیدواریم که این بحث از این به بعد هم در شورای عالی تحقیقات علم و فناوری و دبیرخانه آن که در وزارت علوم است خیلی جدی گرفته شود چون ما بابت این سامانه هزینه زیادی را متحمل میشویم و همکارانمان برای به ثمر رساندن آن زحمات فراوانی کشیدهاند و امیدواریم که به کمک آن جلوی خیلی از موازیکاریها گرفته شود.
البته در این بخش یعنی نمایهسازی پایان نامهها و پژوهشها، جهاد دانشگاهی و صندوق حمایت از پژوهشگران هم کارهای مشابهی انجام دادهاند و به نوعی همین موضوع هم دچار موازیکاری شده است.
کاری که ما انجام دادهایم قابل مقایسه با کارهایی که در جاهای مختلف انجام شده نیست. در همین IRAN DOC بحث پایاننامه تحصیلات تکمیلی را داریم که کار بزرگی است که در این دولت انجام دادهایم. البته ارسال پایان نامهها به IRAN DOC از سالها قبل صورت گرفته که جا دارد از بانی این حرکت تشکر کنیم؛ اما جهش آن در این دوره بود که بخشنامهای را به تمام دانشگاهها و پژوهشگاهها اعم از دولتی و غیردولتی ابلاغ کردیم و شرط فراغت از تحصیل دانشجویان تحصیلات تکمیلی را این موضوع گذاشتیم که به صورت آنلاین پایاننامه خود را به IRAN DOC بفرستند. این موضوع باعث شد در سال قبل چند برابر دوران قبل در این پایگاه داده داشته باشیم. البته دانشگاه آزاد و غیرانتفاعی هم باید وارد این عرصه شوند و به نفع خودشان هم هست، کمااینکه در دانشگاههای دولتی ما امکان ارائه پایاننامههای مشابه به طور کامل از بین رفته است.
مورد دیگری که شامل موازیکاری میشود کار بر روی نقشه جامع علمی بوده که وزارت علوم همزمان با شورای تخصصی که برای این منظور در شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد، نقشهای جداگانه را ترسیم کرده است. آیا این موضوع را جزو موازیکاریهای مثبت و ضروری میدانید؟
اتفاقا یکی از مواردی که به نفع کشور تمام شد همین موضوع بود. ما خدا را شاکریم که وزارت علوم هم درگیر این کار شد. البته جهت اطلاع باید بگویم وقتی رهبر معظم انقلاب فرمایشی در مورد نقشه جامع علمی کشور داشتند، ما بلافاصله کار را شروع کردیم. یکی از دلایل ما هم این بود که جزو برنامههای قبلی ما طرح تحول راهبردی علم و فناوری کشور قرار داشت. ما ایدههای زیادی در این طرح داشتیم که میتوانست در نقشه لحاظ شود؛ بنابراین ضمن این که طرح تحول را دنبال کردیم که سال قبل هم منتشر شد نقشه جامع را هم دنبال کردیم.
وقتی دو نقشه بیرون آمد، قرار شد یک تیم روی آنها کار کنند، که خوشبختانه به این نتیجه رسیدیم که چقدر خوب شد این دو کار همزمان صورت گرفت؛ چون هر کدام از این دو دارای نقاط قوت و ضعفی بوده اند ( لازم به ذکر است نقاط قوت نقشه جامع ارائه شده توسط وزارت علوم بسیار بالاست ).
درخصوص حمایت از پژوهشگران و نخبگان چطور؟ به نظر میرسد در این بخش هم وظایف وزارت علوم و معاونت علمی ریاست جمهوری به نوعی با یکدیگر تداخل داشته و در برخی موارد هم موازیکاری انجام شده؟
مطمئن باشید وزارت علوم هیچ وقت به دنبال موازیکاری نیست آنقدر شرح وظایف وزارت علوم زیاد است که فرصتی برای به دنبال موازیکاری رفتن باقی نمیماند و نیاز هم به این کار نداشته و ندارد. پس اگر موازیکاری انجام شده در جای دیگر بوده است. امکان ندارد شما حتی یک مورد را مثال بزنید و بگویید در شرح وظایف سایر دستگاهها بوده ولی آن را وزارت علوم انجام داده است، اما از معاونت علمی هم میتوانید سوال کنید آیا موازیکاری انجام دادهاند یا نه.
به هر حال با تشکیل معاونت علمی یکسری از وظایف مربوط به حوزه علم و فناوری کشور به آنها محول شد، آیا این وظایف از عهده وزارت علوم برداشته شده و به معاونت سپرده شده است یا نه؟
نه شورای عالی انقلاب فرهنگی دو وظیفه مهم را بر عهده معاونت گذاشته بحث بنیاد ملی نخبگان که هرچند ما هم با این بنیاد در ارتباط هستیم، اما ربطی به وزارت علوم ندارد و دومی تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت البته پیش از این هم دانشگاه با صنعت ارتباط داشته اما این ارتباط قوی و منسجم نبود. معاونت علم و فناوری یکی از وظایفش این بود که با تفویض اختیاری که از سوی ریاست جمهوری به آن داده شده است بتواند شرایطی را فراهم کند که ارتباط بین صنعت و دانشگاه شاهد جهش بزرگی شود.
مگر مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری که زیرمجموعه وزارت علوم هستند با هدف ارتباط بیشتر بین دانشگاهها و صنعت و از بین بردن شکاف بین آنها ایجاد نشدهاند؟
بله ما پارک علم و فناوری داریم و تا آخر امسال باید در تمام استانهای کشور این پارکها را داشته باشیم و اگر حداکثر یکی دو تا باقی ماند، در سال آینده تاسیس خواهند شد. مراکز رشد را هم چند برابر رشد و توسعه دادیم و در حدود سی دانشگاه و پژوهشگاه این مراکز را علاوه بر مراکز مستقر درپارکهای علم و فناوری راهاندازی کردیم.
معاونت علم و فناوری بایستی بسترهای حمایتی ایجاد کند که صنعت و دانشگاه برای همکاری و تعامل بیشتر پای کار بیاییند و هم را باور کنند.
البته در حال حاضر به نظر میرسد تمام فعالیت این معاونت در اعطای بودجه پژوهشی به مراکز علمی خلاصه شده.
یکی از مکانیزمهایش حتما همین است که از یک درصد بودجهای را که در قانون بودجه سال جاری و سال قبل برای ارتباط بیشتر صنعت و دانشگاه تصویب شده، با برنامه ریزی، کنترل و نظارت به درستی هزینه شود و در نهایت این همکاری به رفع مشکلات صنعت کشور منتهی شود. در کنار این مورد باید یک سری برنامههای حمایتی دیگر هم باشد. برای مثال در شرکتهای دانشبنیان ما که در مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری حضور دارند، در صورتی که اختراعات و فناوریهایی را که ایجاد میکنند، بخواهند به تولید انبوه برسانند، نیاز به حمایتهای ویژه است، مثلا برای حمایت باید صندوق خاصی راهاندازی شود. البته این ربطی به بودجه پژوهش ندارد و باید از جای دیگر تامین شود. به همین دلیل دولت لایحهای را به مجلس داد به عنوان حمایت از شرکتهای دانشبنیان تا به کمک آن بتوان در ریسکپذیری شرکتها سهیم باشد، تا این موضوع موجب شود افرادی که در این شرکتها مشغول هستند با خیال راحتتری کارهایشان را دنبال کنند. پس معاونت علم و فناوری باید بسترهای حمایتی چه در جهت پژوهش، چه فناوری و چه در جهت تجاریسازی محصولات داشته باشد. اگر این باشد اصلا موازیکاری با وزارت علوم نیست و اتفاقا یک پشتوانه قوی برای این وزارتخانه محسوب میشود.
باید برنامهریزی شود و صندوق حمایت از شرکتهای دانشبنیان و حمایت از مخترعان و... تصویب شود.
یعنی 2 سال و نیمی که از تاسیس معاونت گذشته، زمان کافی نبوده است؟
نه، ضمن این که زمان کافی نبوده و برنامه منسجم هم شاید وجود نداشته، دلیل آن هم این بوده که یک نهاد تازه تاسیسی بوده است.
حالا این سوال مطرح میشود که آیا اصلا نیازی بود که یک مجموعه مجزا برای سر و سامان دادن حوزه علم و فناوری کشور تاسیس شود؟
آن بحثی است که رئیسجمهور در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصلحت دیدند شاید یکی از دلایلش این باشد که برخی دستگاهها فکر کنند دلیلی ندارد ما از بابت همکاریها تابع وزارت علوم باشیم. البته همینجا بگویم که وزارت علوم هیچوقت چنین تفکری نداشته و یقینا در آینده هم نخواهد داشت و رویکرد یک رویکرد ملی و فرابخشی است.
آقای دکتر در دوران وزارت شما معاونت علمی تاسیس شد و همین موضوع باعث تنشزایی بین وزارتخانه و معاونت و اعضای آنها بود. شما چقدر سعی کردید تا سیاست تنشزدایی را اجرا کنید؟
متاسفانه برداشتی ایجاد شده که معاونت علم و فناوری، معاونت توزیع پول است. این تفکر اشتباه است و در واقع خود معاونت هم باید به صورتی برنامهریزی کند که چنین استنباطی ایجاد نشود همکاران معاونت علم و فناوری کمکهای خوبی به انجمنهای علمی، پارکها و... کردند که ما تشکر میکنیم، اما رسالت معاونت این کمکها نیست. بلکه ایجاد بسترها و زمینههایی که به صورت قانونی و نظامند و همیشگی چتر حمایتی از همه عوامل دخیل در تولید علم و فناوری و تجاری سازی آن به وجود آید.
در واقع رسالت معاونت تکمیل چرخه نوآوری و شکوفایی است و بیشتر باید بحث شکوفایی را سر و سامان بدهد.
بله کمک به چرخه مهم است. کمک به انجمنهای علمی و پارکها کار وزارت علوم است. اگر بودجهای وجود دارد خوب است که در قالب وزارت علوم که نظارت بهتر و بیشتری بر این مراکز دارد، تخصیص پیدا کند. نیازی نیست که معاونت وارد این گود شود و بهتر است به دنبال مباحث کلان تجاری کردن برود. فرض کنید در بحث ابررایانهها کشور ما بشدت نیازمند است و نمیتوانیم مدعی باشیم که میخواهیم در چشمانداز به مقام اول منطقه برسیم، بدون این که از ابر رایانهها بهرهمند باشیم. کارهایی در این زمینه در دانشگاه امیرکبیر و صنعتی اصفهان انجام شده، اما بحث فراتر از این است. معاونت علم و فناوری به جای توزیع برخی پولها به جاهای مختلف، میتواند این مبالغ را در قالب بودجههای کلان و طرحهای خاص پیاده کند. پروژه دیگری داریم که به دلیل کمبود بودجه مجبور شدم از اعتبارات جاهای دیگر بزنم و به این پروژه مورد نیاز کشور تزریق کنم و آن پروژه رصدخانه ملی است.
کشور به این بزرگی با سابقه درخشان در نجوم داریم، اما هنوز یک مرکز ملی برای رصد نداریم به عنوان وزیر علوم وقتی این مشکل را دیدم، مجبور شدم جابهجاییهایی انجام دهم و بودجه کلانی را به این موضوع اختصاص دهم، بر این اساس بستر خوبی را فراهم کردیم و در حال حاضر آئینههای آن را که بسیار گرانقیمت هستند به کشور آلمان سفارش دادیم و مکانیابی رصدخانه را هم انجام دادیم.
پروژه مربوط به موزه علم و فناوری هم یکی دیگر از این مثالهاست. کشور ما با این سابقه درخشان فرهنگی و علمی موزه اینچنینی ندارد و این موضوع خیلی برای ما بد است، به همین دلیل تاسیس چنین موزهای را در دستور کار گذاشتیم و حتی از مجلس برای آن بودجه گرفتیم.
اجازه بدهید که دیگر وارد بحث معاونت نشویم، فقط چون شما بحث موازیکاری را مطرح کردید گفتم که میشود یک کارهایی انجام داد بدون اینکه در کار یکدیگر دخالت کنیم اتفاقا توانستیم کمک فکری هم در این زمینه بدهیم و اگر نیاز به حمایت مالی هم بود دریغ نمیکردیم، اما حداقل این سه مورد مهمی را که گفتم با سرمایه وزارتخانه جلو میبریم. از این پروژهها خیلی زیاد است که متاسفانه از طرف معاونت مورد توجه نبودهاند. بعلاوه این مواردبحث شتابگر ملی است که نیازمند آن هستیم و بدون آن نمیتوانیم به علوم جدید و فناوریهای نو در چشم انداز دست پیدا کنیم، اما این پروژه بودجه و زمان زیاد میخواهد که متاسفانه در این مورد هم توجه نبوده است.
پس برای اینکه بحث معاونت را جمع کنیم: شما معتقدید که معاونت برای هزینه بودجههای پژوهشی باید از وزارت علوم به عنوان مشاور استفاده میکرد و سپس باتوجه به اختیاراتش برای تسریع روند کار میانبر میزد. آقای دکتر اما در حال حاضر یکی از مشکلات دانشگاهها کمبود بودجه است و این موضوع را نهتنها به صورت غیرمستقیم بلکه در تور رسانهای که وزارت علوم برای خبرنگاران تدارک دیده بود به صورت مستقیم شنیدیم و دیدیم.
خیر اینطوری نیست. آنچه که آنها را ناراضی کرده بحث بودجه پژوهش است که از محل یک درصد باید به آنها تعلق بگیرد. بین صحبتهای امروزمان هم به این موضوع اشاره کردم که اگر با این بودجه مناسبتر برخورد میشد بودجه بیشتری به دانشگاهها میرسید. جالب است که من این خاطره را بگویم: تقریبا روز دوم مسوولیت من به عنوان وزیر علوم بود، معاونت پشتیبانی وقت به دیدن من آمد و گفت که امسال یعنی سال 84 بحران مالی داریم زیرا برای افزایش حقوق سال 83 هیچ تدبیری نه تنها در بودجه 83 بلکه در 84 هم دیده نشده است ضمن اینکه کسری از سالهای قبل ازآن نیز وجود دارد. پس از این گفتگوگروهی برای بررسی دقیق کمبود کسری واقعی تشکیل دادیم که مشخص شد این کسری حداقل 170 میلیارد تومان است و بعد به مجلس لایحه دادیم و خوشبختانه 170 میلیارد تومان برای این کار تصویب شد. ضمن اینکه جدای از این 100 میلیارد تومان برای تجهیز دانشگاهها هم به تصویب رسید. در اسفند 84 کاری کردیم که دانشگاههای ما بدهی جدی نداشتند و کسریهایشان پرداخت شد ضمن اینکه پولی برای خرید تجهیزات هم دریافت کردند و این برای اولین بار در کشور اتفاق افتاد. البته همین کمبود تجهیزات و وسایل آزمایشگاهی یکی دیگر از گلهمندیهای روسای دانشگاهها بود که طبیعتا حق دارند و در ادامه توضیح میدهم.
ما فکر کردیم چرا وزارت علوم باید هر سال دچار کسری بودجه باشد نتیجه کار این بود که بودجهای که به دانشگاهها تعلق میگیرد واقعی نیست و بحثی به عنوان سرانه دانشجویی را تعریف کردیم که در آن عوامل مختلفی را که در هزینه دانشگاه موثر بودند محاسبه کردیم و مصر بودیم که برای سال 85 بودجه وزارت علوم براساس این سرانه باشد. کار سختی بود و برای اولین بار در کشور این کار صورت میگرفت و جالب بود که در برنامه چهارم هم پیشبینی شده بود که دستگاهها باید براساس سرانه بودجه بگیرند که البته هیچ دستگاهی این کار را نکرد. تنها دستگاهی که در سال 85 این کار را انجام داد، وزارت علوم بود این موضوع مشکلاتی هم برای ما داشت به عنوان مثال قبلا دانشگاهها آمار دقیقی به ما نمیدادند و برای اینکه مقدار بیشتری از صندوق رفاه دانشجویی بودجه بگیرند یا از سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق بتوانند برای مبالغ بیشتر چانهزنی کنند ولی ما آمار واقعی میخواستیم و از دانشگاهها خواستیم که آمار واقعی ارائه کنند تا بودجه بگیرند.خود این سرانه دانشجویی باعث شد تا سامانه آمار وزارت علوم راهاندازی شود قبل از این ما چنین سامانهای نداشتیم و این موضوع یک ضعف بزرگ بود، حتی برخی دانشگاهها در سال 84 و اوایل 85 در فهرست دانشجویان خود اسم دانشجویان 20 سال قبل را هم به ما داده بودند. این سامانه باعث شد که بودجههای واقعی به دانشگاهها تعلق بگیرد البته در این سامانه پارامترهای خاص دیگری دخالت داشت، به عنوان مثال دانشگاهی مثل دانشگاه تهران که نسبت دانشیار و استاد آن نسبت به استاد یار و مربی خیلی زیاد است یا مناطق محروم برای اینکه بتوانند رشد کنند احتیاج به تزریق بودجه اضافی داشتند و ما اینها را لحاظ کردیم.
مگر در سرانه دانشجویی خرید تجهیزات جدید یا آمکان دسترسی به کتابخانه، اینترنت و... لحاظ نشده بود؟
همه این موارد لحاظ میشود و این موضوع باعث شد که دانشگاههای ما در بحث بودجه جاری مشکل بسیار کمی داشته باشند، اما در بحث عمرانی مشکل بود. اتفاقا بخشی از بودجه تجهیزات به بودجه عمرانی بر میگردد که در این زمینه هم تحولات مثبتی انجام شد. اگر بخواهم فقط به اعداد اشاره کنم در سال 83 کل بودجه وزارت علوم اعم از حوزه ستادی، دانشگاهها و پژوهشگاهها حدود 480 میلیارد تومان بود.
امسال بودجه وزارت علوم حدود 1000 میلیارد تومان افزایش پیدا کرد و به 1480 میلیارد تومان رسید که بودجه خوبی است و حتی اگر تورم را هم در نظر بگیرید بازهم ممکن است به 800 میلیارد تومان برسد و هرگز به این مبلغ کلان نمیرسد. این افزایش بودجه به دلیل لحاظ کردن سرانه دانشجویی است.
ما در بخش عمرانی سال قبل چهارصد و اندی میلیارد تومان بودجه داشتیم و امسال هم همین مقدار برای این بخش در نظر گرفته شده است. اعداد بسیار خوب است و جهشهای خوبی داشتیم.
در بخش تجهیزات همانطور که در ابتدای صحبتم اشاره کردم، کار بزرگی انجام شد که از لحاظ دوره قبل اصلا قابل مقایسه نیست، یکی از این کارها توسعه خود دانشگاهها بود. در این 4 سال تعداد زیادی مجوز تاسیس دانشگاه صنعتی دادیم. در سفرهای استانی در صورت نیاز شعبات دانشگاهها را تاسیس کردیم. خود ایجاد این موسسات آموزش عالی جدید هم بار مالی جاری داشت و هم عمرانی. یعنی اگر ما طبق روال معمول جلو میرفتیم و این توسعه را انجام نمیدادیم هیچ مشکلی ایجاد نمیشد، اما خوب توسعه، هزینههای زیادی را میطلبد.
خوب با توجه به این اقدامات، پس چرا روسای دانشگاهها همچنان معترض هستند. یعنی آنها توسعه دانشگاهها و بودجههایی را که بیشتر از سالهای پیش، به آنها اعطا شده، نادیده میگیرند؟
حالا به این موضوع هم اشاره میکنم. نکته دیگر این است که تجهیزات برخی دانشگاههای قدیمی ما، کهنه شده، نه این که تجهیزات نداشته باشند، اما فرض کنید یک MRI دارند که ده سال پیش، خریداری کردهاند و الان نمیتواند جواب تحقیقات جدید را بدهد و علاوه بر این که دقت مدلهای جدید را ندارد، کار یک ساعته را باید در 3 روز انجام دهد. پس حتما باید تجهیزات این دانشگاهها هم نو شوند که البته همین مساله، بودجه میطلبد.
به گفته خود شما که این مبالغ در سرانه دانشجویی دیده شد، پس مشکل کجاست؟
دو سه کار در این خصوص انجام شد که خوب بودند اما صد درصد جواب ندادند و نیاز است که از سال آینده نیز به صورت قویتر دنبال شوند. یکی این که همانطور که گفتم، حدود 100 میلیارد تومان در متمم بودجه برای خرید تجهیزات گذاشتیم، حدود دویست و خردهای میلیون دلار به صورت فاینانس که در 4 سال بودجه به مرحله اجرایی نرسیده بود را زنده کردیم و خوشبختانه با مجمع تشخیص مصلحت صحبت کردیم و مشکل مرتفع شد، البته برای این موضوع دردسرهای زیادی کشیدیم که نمیخواهم وارد جزئیات آن بشوم؛ به هر حال، آن خریدها در حال انجام است؛ هرچند ما از لحاظ این که تحریم هستیم، مشکلاتی داریم. در ضمن در بودجه سال 88 جدای از بحث سرانه و بودجه وزارت علوم قرار شد تا 150 میلیارد تومان اضافی برای خرید تجهیزات دانشگاهی در بودجه وزارت علوم به پیشنهاد دولت در اختیار وزیر قرار بگیرد که البته وقتی این لایحه به مجلس رفت، مجلس این طور تشخیص داد که این بودجه در اختیار وزیر نباشد و خود مجلس، آن را بین دانشگاهها توزیع کرد.
بنا بر این در بودجه امسال دانشگاهها، پول خوبی برای خرید تجهیزات دیده شده، اما چون جزو پول خودشان است، بازخورد بیرونی ندارد و فکر میکنند حقشان بوده و جزو سرانه بوده؛ در حالی که این بودجه اضافی بوده است. در همین جا خواهش من از دولت و مجلس محترم به عنوان یک کارشناس این است که به این موضوع کمک کنند و طبیعی است وزیر علوم هم باید پافشاری لازم را داشته باشند که همین 150 میلیارد تومان حداقل برای 3- 2 سال در بودجه بیاید و از مجلس محترم میخواهیم اگر دولت پیشنهاد کرد، بگذارند توزیع این بودجه در اختیار وزیر باشد چون راحتتر علمی تر میشود مدیریت کرد، خیلی از خریدها که دانشگاهها انجام میدهند، ممکن است در یک استان کافی باشد و نیازی نیست تمام دانشگاهها داشته باشند وقتی در اختیار وزیر باشد، میتوان دستگاههای بیشتری با قیمت کمتر خریداری کرد و آنهایی را هم که در داخل کشور، امکان ساخت دارند را با سرمایهگذاری به سمت خودکفایی ببریم.
بنابراین در بحث تجهیزات هم گامهای خوبی برداشته شده اما هنوز پاسخگو نیست و انشاءالله ظرف سالهای آینده باید این روند ادامه داشته باشد.
آقای دکتر! چون فرصت من تمام شده اجازه بدهید درخصوص یکی از مباحثی که انتقادهایی را از شما در پی داشته هم صحبت کنیم و آن بازنشستگی استادان است.
واقعیتش این است که بحث بازنشستگی مثل تمام امور دیگر قانون و مقررات وجود دارد. اعضای هیات علمی، قوانین ویژهای دارند و با دیگر کارکنان دولت، متفاوت است. اختیارات زیادی درخصوص مقررات استخدامی یا بازنشستگی اعضای هیات علمی به هیاتهای امنا داده شده است. این مقررات از قبل از انقلاب هم بوده و در دنیا هم همینطور است.
البته یکی از منتقدان شما معتقد بود در کشورهای پیشرفته استادان هر زمان که خودشان تشخیص دهند، بازنشسته میشوند و تاکید کرده بود که در حالی بازنشستگی استادان انجام میشود که ما در کشورمان اعضای هیات علمی به تعداد کافی نداریم.
اصلا اینطور نیست من دوستانی دارم که با درجه استاد تمامی حتی به سن 65 سالگی نرسیدهاند و بازنشسته شدهاند؛ حتی یکی از دوستانم که کار مشترک تحقیقاتی با هم داشتیم، سال قبل قرار بود بازنشسته شود و تنها به واسطه ارتباط بینالمللی 2 سال بازنشستگی او به تعویق افتاد.
همین فرد تاکید کرده بود که ما به ازای هر 30 دانشجو، یک استاد تمام داریم که این اعداد با استاندارد جهانی فاصله دارد.
این صحبت هم درست نیست. بحث بازنشستگی اعضای هیات علمی در همه جای دنیا هست و تقریبا در همه جا هم این موضوع را به هیات امنا واگذار کردهاند. ما تعداد زیادی از بازنشستگان قبل و بعد از انقلاب داریم و در واقع بازنشستگی استادان، قوانین مخصوص به خود را دارد ضمن اینکه نسبت یک به سی که اشاره کردید صحت ندارد و هم اکنون در دانشگاههای دولتی ما این نسبت یک به هفده ونیم میباشد.
البته برای این موضوع مثالهایی آمده است که براساس آنها، اگرچه بسیاری از افراد بازنشسته شدهاند اما عدهای دیگر مثل رئیس قبلی دانشگاه تهران همچنان به کار خود ادامه میدهند.
این یک حرف دیگر است. اگر مثال آورده شد که کسی زودتر از زمان مقرر بازنشسته شده، مهم است وگرنه من خودم صد تا اسم به شما میدهم که سن آنها از 65 بیشتر است و هنوز بازنشسته نشدهاند.
پس ادامه به کار عدهای از استادان، کاملا قانونی است؟
بله آن هم مقررات دارد که اشاره میکنم. باید دید کسی خلاف مقررات بازنشسته شده است یا نه من با اطمینان میگویم که یک مورد در کشور هم نداریم. اما جهت عکس آن همیشه بوده. برای این که اختیار به هیات امنا داده شده است که عدهای در موارد استثناء با درخواست رئیس دانشگاه و گزارش توجیهی به کار خود ادامه دهند. به عنوان مثال، افرادی که عضو هیات علمی نمونه دانشگاههای کشور شدهاند، با تصویب هیات امنا تا 70 سالگی در صورت تمایل خودشان بازنشسته نمیشوند. در صورتی که استاد معمولی تا 65 سالگی به بازنشستگی میرسد.
از جمله همانگونه که شما اشاره فرمودید ریاست سابق دانشگاه تهران، استاد نمونه کشوری است و تا 70 سالگی میتواند به کار خود ادامه دهد بنابراین تنها ایشان نیست و بسیاری از استادان نمونه کشوری همچنان پس از 65 سالگی مشغول هستند. حتی ما موضوع بیشتری تصویب کردیم که هیات امنا در دستور خودشان قرار دادهاند در بحث استاد برجسته و استاد ممتاز (که البته شاخصهای خاصی داشته باشد، با توجه به این تعاریف به عنوان مثال دانشگاه تهران شاید 4 تا 5 استاد اینچنینی داشته باشد.) به آنها اجازه دادیم بیشتر از 70 سالگی هم در فعالیت قبلی خودشان بمانند. بنابراین سلیقهای نیست و مقررات وجود دارد.
اگر این قانون، همیشگی بوده پس چرا به شما در این خصوص انتقاد شده است. شاید شما یکدفعه تعداد زیادی را بازنشسته کردهاید؟
نه اینطور نیست و همیشه این قانون بوده و اجرایی شده است؛ همان کسانی که این شایعات را راه میاندازند، خودشان بهتر میدانند که چه اتفاقاتی افتاده است. کما این که این مشکل در دوره قبلی وجود داشته. حتی یکی از دوستان خودم دکتر حسینزاده در دانشگاه مازندران درست در 30 سال خدمت در سال 84 بازنشسته شدند؛ در حالی که دانشگاه به دکترای ریاضی کاربردی نیاز داشت و کار و تخصص ایشان در آن دانشگاه منحصر به فرد بود.
شاید این اتفاق برای این بوده که دعوت به کار مجدد یا بازنشستگی استادان به تصمیم هیات امنا سپرده شده؟
رئیس دانشگاه میتوانست به واسطه نیاز علمی به ایشان از هیات امنا بخواهد که فعالیت او را تمدید کند کما این که بسیاری از دانشگاهها اینگونه عمل میکنند، اما به خاطر این که از لحاظ سیاسی با شخص دیگری اختلاف داشت این کار انجام نشد. در کرمان هم چند نفر را میشناسم که با 30 سال بازنشسته شدهاند من نمیگویم که این کار قانونی نیست، اما توان ادامه کار داشتند.
این موضوع باعث نمیشود روسا و هیات امنا دانشگاهها در این خصوص سلیقهای عمل کنند؟
نه، اجرای این قانون، سلیقهای نیست چون بالاخره 30 سال برای بازنشستگی مربیان واستادیاران در نظر گرفته شده است. اما در مورد دعوت به کار از همینجا از روسای دانشگاهها میخواهم سیاسی عمل نکنید و براساس نیاز رفتار کنید موارد زیادی در دولت قبل میشناسم که سیاسی عمل شد ولی در دولت ما، یک مورد سیاسی نداشتیم.
موضوع دیگر مربوط به رتبه دانشگاههای ما میان دانشگاههای جهان است. باز هم منتقدان شما میگویند که وضعیت رتبه دانشگاههای ما نهتنها از دوره هشتم بدتر شده و هنوز نتوانستهایم به فهرست 500 دانشگاه برتر دنیا برسیم، حتی نسبت به 40 سال پیش که دانشگاههایی همچون تهران و صنعتیشریف در دنیا شناخته شده بودند هم وضعیت مناسبی نداریم.
من 40 سال پیش را نمیدانم، اما یکی از افتخارات ما در دولت نهم بحث رتبهبندی دانشگاهها بود که البته پروژهای است که باید به ثمر بنشیند. خوشبختانه در برنامه کاری من بحث رتبهبندی دانشگاهها وجود داشت، اما از جمله کارهایی که ما افزون بر وظایف انجام دادیم، بحث رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام بود.
بدون اینکه اسم ببرم، مطلع شدیم که یکی از کشورهای اسلامی به دنبال رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام است و میخواهد این مصوبه را از سازمان کشورهای اسلامی (OIC) بگیرد. وقتی این خبر را شنیدم، یک کار سنگین و پنهانی را انجام دادیم، در اجلاس وزرای علوم که درکویت برگزار شد، کشور موردنظر برنامهاش را عنوان کرد، بلافاصله ما هم اعلام آمادگی کردیم و توانایی کشورمان را در اجرای این کار نشان دادیم و در نهایت قرار شد جلسه بعدی کارشناسی آن در تهران برگزار شود. در این جلسه کارشناسی ما رایزنی کردیم که مقر دایمی تهران باشد که خوشبختانه این موضوع به تصویب رسید و رئیس موسسه پژوهش و برنامهریزی وزارت علوم متولی رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام شد که موفقیت بزرگی بود، این موضوع مربوط به سال86 است و از آن زمان ما کار را شروع کردیم و حدود 2 ماه قبل هم به نتیجه رسیدیم، اما به دلایلی که نمیتوان هنوز در سطح عمومی مطرح کرد، مشکلاتی در سطح منطقه ایجاد شد که اگر ما این نتایج را اعلام میکردیم، شاید آن اثربخشی که از آن انتظار داشتیم عایدمان نمیشد. لذا فعلا در حال رایزنی هستیم تا نحوه ارزیابی و رتبهبندی در کشورهای اسلامی را تغییر داده و این کشورها را به 3 منطقه تقسیم کنیم؛ کشورهای عربی، آفریقایی و بقیه کشورها. شاید در این رتبهبندی ما بظاهر ضرر کنیم، اما مطمئنا جایگاه ایران چون جایگاه خوبی است، در نهایت به نفع ما تمام خواهد شد.
آیا این موضوع باعث میشود که رتبهدانشگاههای ایران بالاتر بیاید و در کل چرا به جای اینکه ما سعی کنیم در سطح جهان به رقابت بپردازیم، دنیای خود را کوچکتری کنیم و بکوشیم در جهان اسلام فعالیتهای خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم؟ آیا این موضوع برای آن نیست که در ظاهر رتبه بالاتری کسب کنیم؟
یکی از دلایلی که ما جهان اسلام را در اولویت قرار دادیم، این است که سران کنفرانس اسلامی حدود 4 سال پیش مصوبهای را گذراندند که براساس آن 20 دانشگاه برتر کشورهای اسلامی را مورد حمایتهای مالی قرار دهند تا بتوانند در رقابتهای بینالمللی در رتبههای زیر 500 قرار بگیرند و درواقع این موضوع مکمل هدف اصلی ما و قرار گرفتن دانشگاههای کشور در رتبههای زیر 500 است و در این میان میخواستیم از حمایتهای مالی (OIC) هم بهرهمند شویم و به این ترتیب با یک تیر دو نشان بزنیم. به موازاتی که بحث رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام را مطرح میکردیم، از داخل کشور هم غافل نشدیم و از همان سال اول به بررسی پرداختیم که چرا ما رتبه نداریم و تا حدودی به دلایل آن پی بردیم. یکی از دلایل آن این بود که در رتبهبندیها پارامترهایی مثل جایزه نوبل یا تعداد دانشجویان خارجی وجود دارد که ما به این زودی به دست نمیآوریم ولی برخی موارد مثل توسعه تحصیلات تکمیلی را براحتی میتوانیم کسب کنیم و خوشبختانه جزو برنامههای ما بود و همانطور که میدانید، ما بیش از سه برابر توسعه داریم. یکی دیگر از موارد، نرخ استاد به دانشجو بود که اتفاقا شما در جایی به آمار اشتباه آن اشاره کردید. قبل از دولت نهم حدود یک به 19 بود و الان به یک به هفدهوخردهای رسیدهایم که کاملا با برنامه چهارم هماهنگ است و باید از برنامه پنجم به نسبت یک به شانزده برسیم. بنابراین در دانشگاههای دولتیمان مشکلی نداریم.
البته دانشگاه پیام نور و آزاد قضیهشان فرق میکند. اما مشکل دیگر ما تعداد استادیار به مربی است که باید افزایش یابد و به حداقل 70 درصد برسیم، خوب برنامهریزی خوبی از قبل در این ارتباط انجام شده بود و ما آن را ادامه دادیم. یکی دیگر بحث مستندسازی بود که در این زمینه ما دچار ضعف جدی در کشور هستیم ما مستندسازی را باید خیلی جدی بگیریم، جالب است بدانید که در کاری که سازمان مدیریت و برنامهریزی راجع به مباحث کارآیی دستگاهها در سال 84 83 انجام داد، وزارت علوم در بین 49 دستگاه رتبه چهل و ششم را داشت که واقعا فاجعه است.
بعد از تشخیص این ضعف، خیلی خوب کار کردیم و در سال 86 -85 رتبهها اعلام نشد، اما جایگاه، خیلی بالا آمد و در سال 85 به زیر بیست و در سال 86 یقینا زیر 10 رسیدیم، ضمن آنکه در بخش آمار سال قبل رتبه اول را در کشور کسب کردیم.
اینها همه به هم ربط دارد یعنی ما سامانه آماری را در سرانه دانشجویی و رتبهبندیها استفاده کردیم که در حقیقت زیرساختهای پایهای را فراهم کردیم. یکی دیگر از مشکلات و کمبودهای ما در کشور، بحث و بومتری است واقعا ما در کل کشور ضعیف هستیم.
حتما در برنامه پنجم باید در این زمینه کار کنیم باید در فناوری اطلاعات پیشرفت کنیم؛ چون خیلی عقب هستیم در بحث و بومتری به همراه دانشگاهها دستورالعمل فرستادیم.
و خوشبختانه برای اولین بار در سال 86 میبینیم که دو دانشگاه به رتبههای بالا و حول و حوش 500 دست پیدا کردند. دانشگاه صنعتی شریف به زیر 500 و دانشگاه تهران در حدود پانصد و خردهای و این رتبهها در سال 87 هم تکرار شد یعنی تا سال 84 هیچکدام از دانشگاههای ما زیر 1500 نبودند، با این برنامهریزی از سال 86 جواب داد و نتیجه گرفتیم
یعنی در آمار امسال و سالهای بعد رتبه دانشگاههای کشور ما باز هم بالاتر خواهد رفت.
امیدواریم با توجه به برنامهریزیها و زیرساختهای انجام شده ظرف دو سال آینده تعداد بیشتری از دانشگاههای ما در بین 500 دانشگاه برتر قرار بگیرند و البته انتظار هم همین است چون وقتی خودمان را با خیلی از دانشگاههایی که در رتبههای زیر 500 قرار گرفتهاند مقایسه میکنیم میبینیم که ما توان خیلی بیشتری داریم، ولی برخی عوامل از اشکالات اصلی ما بوده که سعی کردیم مرتفع کنیم. در بحث و بومتری که اشاره کردم، باید این امکان وجود داشته باشد که هر فردی وارد سایت دانشگاه بشود و ببیند این دانشگاه چند عضو هیات علمی دارد، تعداد دانشجویان آن چقدر است، اصلا کتابخانهاش چه جوری است و... اینها یک سری اطلاعات عمومی هستند و محرمانه هم نیستند.
ارتقای تحصیلات تکمیلی دانشگاهها هم موضوع مهم دیگری بود که با فشار بردانشگاهها پیشرفت خوبی در این زمینه داشتیم و در حال حاضر خیلی از دانشگاههای ما دارای بیش از 40درصد تحصیلات تکمیلی هستند. در حالی که متوسط کشور باید 30 درصد باشد. پس در رتبهبندی کار بزرگی برای اولین بار در دولت نهم انجام دادیم و پس از این که مشکلاتی که اشاره کردم درخصوص رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام مرتفع بشود، میتوان به وضعیت بهتر دانشگاههای کشورمان در سطح جهان امیدوار بود.
باتوجه به این زیرساختهایی که آماده شده، وزارت علوم 4 سال آینده را چگونه میبینید؟
در جلسه تودیع و معارفه هم گفتم که ما همگی باید به وزیر جدید کمک کنیم. وزارتخانه متعلق به فرد یا افراد که نیست. بالاخره وزیر، معاونان و روسای دانشگاهها میآیند و میروند، اما آنچه میماند، نظام ، انقلاب، کشور و جمهوری اسلامی ایران است ما همه باید برای ارتقای علمی کشور تلاش کنیم. خوشبختانه زیرساختهای خوبی را فراهم کردیم و کافی است از آنها بهرهبرداری خوبی صورت بگیرد اگر این کار انجام شود، مطمئن هستم که چند برابر کاری که در دولت نهم انجام شده در دولت دهم محقق خواهد شد. بالاخره فضایی که ما وزارتخانه را تحویل گرفتیم، همراه با سیاست بازی بود و برخی از مدیران وزارتخانه رفتار و گفتمانشان شبهاپوزیسیونی داشت تا آنها را سر و سامان داد و گفتمان علمی را حاکم کرد انرژی و زمان زیادی میگیرد، در حالی که وزیر جدید اصلا این مشکلات را ندارد.
البته خیلیها انتخاب یک شخصیت سیاسی و انتخاباتی برای یک وزارتخانه علمی و فرهنگی را زیاد مناسب نمیدانند آیا شما فکر نمیکنید پس از تلاشی که به گفته خودتان برای مبارزه با سیاست بازی و آرام کردن جو دانشگاهها داشته اید آنها دوباره به شرایط دوره قبلی برگردد؟
انشاءالله این طور نمیشود و واقعا فضای علمی که ایجاد شده، باید با یک نرخ بالای رشدهمچنان ادامه پیدا کند و همه به آن کمک کنیم و فراموش نکنیم که بالاخره همه ما کشورمان را دوست داریم و برای ارتقای آن بایستی با از خود گذشتگی و جهاد علمی در توسعه علم و فناوری کشور و دسترسی به قلههای رفیع در این حوزه، به ویژه رسیدن به مرجعیت علمی تلاش شبانه روزی داشته باشیم.
گفتگو: بهاره صفوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم