در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرضیه کرمانیان از جمله شاعران جوان شهرستانی است که کمتر شعر و آثارش در رسانهها، مطبوعات و کنگرههای ادبی مطرح شده است، حتی تا پیش از آنکه کتابش را به روزنامه جامجم ارسال کند، بنده پیش ذهنیت و شناختی از شعرهای او نداشتم.
با مرور مجموعه ترانههای خمیده، مهمترین نکتهای که به ذهن مخاطب میرسد، حضور پررنگ موسیقی در شعرهای این مجموعه است؛ آن هم در شعرهایی که اکثر آن در قالب سپید است.
6 شعر ابتدایی که در کتاب درج شده، در قالب کلاسیک است با وزن دوری و مطول که خود این وزن باز هم به موسیقی شعر کمک فراوانی میکند اگرچه به لحاظ زبانی و فرمی چندان کارهای قویای نیستند و شاید بهتر بود کرمانیان به نفع شعرهای نو و انسجام بخشیدن به نخستین مجموعهاش از خیر چاپ کردن چند غزل متوسط میگذشت.
این سوترین منم
غمناک
سرما زده
در جادهای که انتهای زمین است
در آستانه مه و کولاک
من خستهام
مثل ترانههای خمیده
آهنگهای ساکت و خیسی که ماندهاند
چون ماهیان برکه بی آب
مرده ولی نمناک
در خاطرات روشن تو من تارم
اما
در تیرگی
آهنگهای تازه فراوان دارم
در تار من طنین گریه دیوار است
افسانههای سبز سپیدار است...
این شعر که نام کتاب نیز از آن گرفته شده است، تقریبا یک نماد یا نمونه کوچکی از کل مجموعه است و همه دغدغههای شعری کرمانیان را میتوان در آن دید.
از زبان که در عین سادگی و امروزی بودن فخامت و درشتگوییهای خاص خودش را دارد و همچنین پر رنگ بودن موسیقی که تنها به قافیههای درونی مانند غمناک، کولاک، نمناک، دیوار، سپیدار و تار (ساز) محدود نمیشود، بلکه با فاصلهگذاری در قافیهها (درست شبیه کاری که قیصر امین پور انجام میداد) موسیقی روان و طبیعی در شعر ایجاد کرده است.
ضمن این که شعر تا حدودی از نظر عروضی نیز ایجاد موسیقی میکند. به عنوان مثال «مستفعلن» در ابتدای تمام سطرها و ادامه مصراع باعث میشود تا شعر از نظر بیرونی هم موسیقی داشته باشد.
ضمن این که او در کنار موسیقی، از کارکرد دوگانه کلمات یا به قول قدما جناس نیز بهره میبرد کافی است تا به تکرار کلمه «تار» در همین مثال بالا دقت کنید.
همان طور که گفته شد، نخستین اولویت و برجستگی شعرهای کرمانیان موسیقی است و خودش نیز در یکی از شعرهایش بر این موضوع تاکید خاصی دارد:
ارادتمند توام موزون!
و موج که بردارد موهایت
در باریکهای از رقص باد
هوس میکنم
تا جلگهها همه را
بر دلتای گلویت بپاشم
هوس میکنم
در جریان روشن آوازت
پارو بزنم
بروم تا ساحل
...
اما بگویم:
تنها
ارادتمند توام موزون!
در شعرهای کرمانیان تقریبا همه چیز به نفع موسیقی خلاصه میشود، به عبارتی حتی دست بردن در نحو و منطق طبیعی زبان نیز بیشتر از سوی کرمانیان به دلیل موسیقی است تا هنجارشکنی و آشناییزدایی و ...
به عنوان مثال در همین نمونه بالا شاعر میتوانست بگوید:
اگر گمنامی مرضیه کرمانیان و پایتختنشین نبودن او اجازه دهد، قطعا آثارش توانمندی مطرح شدن در بسیاری از جوایز جدی شعر جوان را دارد
تا همه جلگهها را
اما میگوید:
تا جلگهها همه را
این تغییر در نحو طبیعی زبان نه به دلیل تاکید روی جلگه است و نه برجسته کردن «همه» تنها و تنها به دلیل نوع موسیقی است که شاعر برای ایجاد آن در طول ساختار شعر تعمد خاص دارد.
اما نکته دیگر در شعرهای کرمانیان، ترکیب و دایره گسترده واژگانی اوست که در این زمینه هم شعر او را از دیگر شاعران جوان تا حدود زیادی متمایز میکند.
شعر کرمانیان در چند واژه معمولی و دم دستی که در بسیاری از شعرهای امروز فراوان استفاده میشود، محدود نمیماند و حتی برخی از همین کلمات معمول را سعی میکند با ریشههای کهنش درآمیزد مانند کلمه سوک به جای سوگ:
بعد از این
نه به سوکی
بر آبهای خشکیده خواهم گریست
یا
چون خزهای منزوی
ریسه ریسیده بر
تلماسهای گم بام
که در نمونه بالا موسیقی و چینش و انتخاب واژگان ترکیب جالبی را ایجاد کرده است:
به صدایت ایمان میآورم
وقتی به شکل زمستان است
با شاخههای لخت درختان سیب
و دسته منظم زاغان
در باغهای موسم بی گنجشک
به صدایت ایمان میآورم
میایستم
و در بحبوحه صدایت
حریر برف
کرخت و سر مست
لمیده است
مینشینی
با مخملی لبالب از بوسهای سپید
خاموش و مرتعش
بر موهایم
و ابروهایم
و بازوهایم
آنگاه با دهانی به وسعت باد
لبخند میزنی
و در گوشم نجوا میکنی:
آه . . . آدم برفی!
در پایان باید گفت مجموعه ترانههای خمیده و شعر مرضیه کرمانیان قطعا باید با نگاه دقیق و تامل بیشتر خوانده شود و اگر گمنامیشاعر و پایتخت نشین نبودن او اجازه دهد، قطعا این کتاب توانمندی مطرح شدن در بسیاری از جوایز جدی ادبیات بویژه جوایز حوزه شعر جوان یا گام اول و ... را دارد؛ البته اگر انتظارمان از شعر را در حد ادا و بازیهای زبانی و فرمالیستی تنزل ندهیم؛ چرا که شعر کرمانیان شعر ادا در آوردن و فرم گرا بودن نیست.
کرمانیان همان طور که گفته شد با زبانی ساده اما سالم و با به خدمت گرفتن کلمات نه چندان آشنا و از همه مهمتر با محور قرار دادن موسیقی به عنوان رکن اصلی شعر سعی در ایجاد فضایی متمایز از آنچه این روزها میخوانیم و میشنویم، دارد.
سینا علی محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: