نه! دیگر هیچ چیز آنها را به آینده امیدوار نمیکند؛ چون او یکی از چندصد هزار زن سرپرست خانواری است که زیستن در گرسنگی و درد و آوارگی، جزو جدانشدنی زندگیشان شده است.
ی- الف (که حتی از بر زبان آوردن نامش میترسید) هفته پیش با تحریریه «جامجم» تماس گرفت، گفت؛ به هزار و یک دلیل ناچار شده طلاق بگیرد و به هزار و یک دلیل دیگر مسوولیت نگهداری از دخترانش را پذیرفته است، نه از مستمری ماهانه 60 هزار تومانش گفت، نه از بیتکیهگاه ماندنش، فقط پرسید: «به نظر شما، یک زن سرپرست خانوار چطور باید 2 نفر ضامن جور کند تا بتواند از کمیته امداد وام بگیرد و پول پیش برای اجاره یک خانه را بپردازد؟ فکر میکنید اگر من 2 نفر ضامن معتبر داشتم، محتاج وام گرفتن از کمیته امداد میشدم؟»!
48 ساله بود، گفت قصد داشته در یکی از کارگاههای حرفهآموزی کمیته ثبتنام کند؛ اما سنش بیشتر از آن بوده که قبولش کنند. گفت به بهزیستی شهرستانشان مراجعه کرده و آنها پاسخ دادهاند؛ ما پول مفت به کسی نمیدهیم. پرسیدم: 3 نفر چطور با ماهی 60 هزار تومان زندگی میکنند؟ گفت خودش هم کار میکند. بعد پاسخ داد: برای مردم سبزی پاک میکنم؛ اما اینها کفاف زندگیمان را نمیدهد. از دیگران قرض میکنیم.
هرچند هنوز هم دفتر مطالعات اجتماعی و فقرزدایی وزارت رفاه و تامین اجتماعی براساس سرشماری سال 1386 تعداد کل زنان سرپرست خانوار را یک میلیون و600 هزار نفر اعلام میکند، اگر بپذیریم به گفته حسین انواری، سرپرست کمیته امداد امام خمینی، یک میلیون و 500 هزار از آنان تحت پوشش این کمیته و به گفته علی شاکری، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی 170 هزار نفرشان تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارند و با توجه به افزایش آمار طلاق و این مساله که جمعیت زنان سرپرست خانوار غیروابسته به نهادهای حمایتی، با تبعیت از روند سال 1386، تقریبا با جمعیت زنان تحت پوشش برابر است، میتوان نتیجه گرفت؛ در حال حاضر بیش از 3 میلیون و 500 هزار نفر زن سرپرست خانوار در کشورمان وجود دارد که مسوولان هنوز حتی بر سر تعیین یک نهاد یا سازمان مشخص برای حمایت از آنان نیز به توافق نرسیدهاند؛ بحث و جدلها برای واگذاری کامل این مسوولیت به بهزیستی و کمیته امداد هرچند سال یک بار میان مجلسیان از سر گرفته میشود و بینتیجه مسکوت میماند و مسوولان این دو سازمان هم هریک بنا به دلایل خود، رسیدگی به وضعیت این گروه از زنان را وظیفه خود میدانند.
حسین انواری، سرپرست کمیته امداد در گفتگو با «جامجم» درباره لزوم واگذاری این مسوولیت به کمیته امداد میگوید: بهزیستی حمایت از اقشار آسیبدیده از نظر اجتماعی را به عهده دارد و کمیته امداد حمایت از اقشار در آستانه آسیب را. با توجه به این استدلال، حمایت از زنان سرپرست خانوار که از اقشار آسیبپذیر هستند، جزو حوزه کاری کمیته امداد قرار میگیرد.
انواری در پاسخ به این پرسش که آیا کمیته امداد قادر است بودجه لازم برای ساماندهی این افزایش جمعیت 170 هزار نفری را فراهم کند، میگوید: در حال حاضر 5/4 میلیون نفر تحت پوشش کمیته امداد قرار دارند و مسلما میتوانیم 170 هزار نفر بیشتر را نیز تحت پوشش قرار دهیم.
از سوی دیگر، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی با اشاره به این که براساس قانون تامین زنان و کودکان بیسرپرست مصوب سال 1371، مسوولیت سرپرستی زنان سرپرست خانوار به عهده سازمان بهزیستی است، میگوید: مسوولیتهای بهزیستی پیش از انقلاب به عهده چند سازمان گوناگون بود، یکی از این سازمانها سازمان زنان بود. پس از انقلاب، تمامی مسوولیتهای این سازمانها و از جمله مسوولیتهای مربوط به زنان به عهده سازمان بهزیستی گذاشته شد.
شاکری با یادآوری تصمیمهای پیشین برای جلوگیری از موازیکاری میان بهزیستی و کمیته امداد بیان میکند: سال گذشته دولت لایحهای به مجلس ارائه کرد که بر اساس آن، قرار بود مسوولیت سرپرستی زنان سرپرست خانوار به طور کامل به کمیته امداد واگذار شود، مجلس در ابتدا این طرح را تصویب کرد، اما پس از آن گروهی دیگر از نمایندگان با اذعان بر این که فعالیت بهزیستی کارشناسانه و با استفاده از مددکاران حرفهای در این زمینه است، با این قانون مخالفت کردند و مجلس با طرحی دو فوریتی این قانون را نقض کرد تا مسوولیت بهزیستی را در قبال این زنان به آن برگرداند.
چه این طرف، چه آن طرف آسمان خاکستری است
گذشته از سرگردانی زنان سرپرست خانوار بین بهزیستی و کمیته امداد، وضع اقتصادی ناخوشایند آنها چه زیر پوششهای کمیته امداد محسوب شوند و چه زیر پوششهای بهزیستی، به امری عادی تبدیل شده است که بسیاری از مسوولان با وجود پذیرفتن آن، سالهاست از یافتن چارهای برای حل آن ناامید شدهاند.
گرچه نمیتوان نقش تاثیرگذار بهزیستی و کمیته امداد را از آغاز شکلگیری انقلاب اسلامی، در رسیدگی به وضعیت این قشر از زنان کشورمان انکار کرد؛ اما هنوز هم کم نیستند کارشناسانی که معتقدند: فراوانی جمعیت تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد و محدودیت اعتباراتشان سبب شده است زنان سرپرست خانوار تحت پوشش این نهادها بخصوص آنان که بازتوان محسوب نمیشوند و توانایی کار کردن ندارند، به زیر خط فقر تبعید شوند.
در توصیف وضع بحران اقتصادی این زنان همین بس که بدانید براساس قانون مستمریها، هرساله باید 40 درصد از کمترین میزان حقوق سالانه به عنوان مستمری به زنان سرپرست خانوار زیر پوشش کمیته امداد و بهزیستی داده شود. امسال وزارت کار کمترین میزان حقوق را 325 هزار تومان اعلام کرد که 40 درصد آن برابر با 130 هزار تومان است؛ در حالی که مستمری دریافتی این زنان، چه تحت پوشش کمیته امداد باشند و چه تحت پوشش بهزیستی، در ایدهآلترین حالت تقریبا کمتر از نصف این مقدار است.
معاون اجتماعی بهزیستی درباره میزان کم مستمریها توضیح میدهد: بهزیستی بیش از 50 مسوولیت اجتماعی دارد که حمایت از زنان سرپرست خانوار فقط یکی از آنهاست، اما یک ششم از اعتبار 600 میلیارد تومانی سازمان بهزیستی در سال جاری به این قشر اختصاص یافته است، با این حال این میزان اعتبار برای افزایش مستمری این زنان کافی نیست و نیاز به اعتبارات بیشتر داریم، اما شاکری ضمن پذیرفتن ناچیز بودن مستمری زنان سرپرست خانوار، وضعیت کنونی را بهتر از گذشته میبیند: «تا پیش از سال 1384 حداقل این مستمری 8000 تومان و حداکثر آن 16 هزار تومان بود که در طول سالهای اخیر حداقل آن تا حدود 32 هزار تومان و حداکثرش تا 60 هزار تومان افزایش یافته است.»
«300 میلیارد تومان اعتبار صرفا برای 170 هزار زن سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی» این رقمی است که شاکری آن را لازمه افزایش مستمری زنان سرپرست خانوار تحت پوشش این سازمان میداند. هرچند کمیته امداد در این باره حاضر به پاسخگویی نشد، اما میتوان تخمین زد که اگر قرار باشد اعتبار اختصاص یافته برای پرداخت مستمری یک میلیون و 500 هزار زن تحت پوشش این نهاد حمایتی نیز به همین نسبت افزایش یابد، این 300 میلیارد تومان تقریبا 9 برابر خواهد شد.
مجلس، میتواند تکلیف را یکسره کند
آیا بودجه سالانه اختصاص یافته به حمایت از زنان سرپرست خانوار قطعی است؟ پاسخ سیروس بنا بلداجی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی دلیلی دیگر درباره چرایی کمتر بودن مستمری زنان سرپرست خانوار نسبت به میزان مصوب در قانون است. او معتقد است: علاوه بر این که اعتبار تخصیص یافته به سازمانهایی مثل بهزیستی کفاف گروههای هدف آن را نمیدهد، عملا بودجه سنواتی که برای دستگاهها پیشبینی میشود به شکل کامل به آنها تخصیص نمییابد، چراکه دولت در طول سال به دلایل مختلفی با کسری بودجه مواجه میشود و ناچار ردیفهای بودجه را تغییر میدهد.
این نماینده اصلیترین مشکل زنان سرپرست خانوار را انجام فعالیتهای موازی برای حمایت از آنان در دستگاههای مختلفی مانند کمیته امداد، سازمان بهزیستی و حتی خیریهها میداند و اعلام میکند: به نظر میرسد دولت باید در این زمینه آییننامهای تهیه کند که بر اساس آن حمایت از زنان سرپرست خانوار یک کاسه شود و مرکزی مشخص مسوولیت آن را به عهده بگیرد تا ضمن جلوگیری از موازیکاری، اعتبارات نیز عادلانهتر تقسیم شود.
او با اشاره به این که پس از پیروزی انقلاب بنیادها و نهادهایی شکل گرفتند که هم اکنون سیاست مجلس بر ادغام فعالیت آنها با سازمانها و وزارتخانههای دیگر است، میگوید: مجلس ارادهای در واگذاری مسوولیت حمایت از زنان سرپرست خانوار به کمیته امداد ندارد و مسلما اگر دولت اصلاحیهای برای هم کاسه کردن فعالیتها در حمایت از این زنان به مجلس ارائه کند به آن ترتیب اثر خواهیم داد.
مریم یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم