در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از سالها به فوتبال ایران برگشتهای. اوضاع فوتبال ایران را در حال حاضر چطور ارزیابی میکنی؟
من 3 هفته است که در لیگ برتر بازی کردهام و هنوز زود است در مورد وضعیت فوتبال ایران بتوانم صحبت کنم و قضاوت درستی داشته باشم، اما چیزی که مشخص است این که سطح فوتبال ایران در رده باشگاهی ارتقا یافته و مثل سابق نیست که قدرت باشگاهی ما فقط پرسپولیس و استقلال باشند. در حال حاضر قدرتهای فوتبال ایران به هم نزدیک شدهاند و شاهد بازیهای باکیفیتی در لیگ هستیم.
این مساله چقدر به پیشرفت فوتبال ایران کمک میکند؟
قطعا کمک زیادی میکند. وقتی تیمهای باشگاهی ما قوی شوند، قطعا سطح بازیها بالا میرود و همین مساله باعث میشود که فوتبال ما پیشرفت کند. در چنین حالتی است که پدیدههای جدید در دل لیگ متولد میشوند و فوتبال ما به لحاظ فنی جهش خواهد داشت.
در هفتههای اول شاهد بازیهای پرگلی در لیگ هستیم. دلیل پرگل شدن بازیها را چه چیزی میدانی؟
البته تمام بازیها پرگل نشده ولی بعضی از بازیها واقعا فوتبال زیبا و پرگلی بود. من فکر میکنم عدم هماهنگی و شناخت کامل تیمها از یکدیگر باعث شد تا بعضی از بازیها پرگل شود و تماشاگران از دیدن چنین بازیهایی لذت ببرند. به هر حال تمام زیبایی فوتبال به گلهای آن است و هر چه بازیها پرگلتر باشد تماشاگران فوتبال بیشتر لذت میبرند.
پرگل شدن بازیها نشان ضعیف شدن فوتبال ایران نیست؟
نه، به هیچ وجه چنین حرفی را قبول ندارم. چرا نمیگویید که نشان قوی شدن فوتبال ماست؟ به هر حال تیمها تلاش میکنند تا به پیروزی برسند و به همین دلیل است که شاهد گلهای زیادی در بازیها هستیم.
اما این مساله میتواند به خاطر ضعف دفاع و دروازهبانها باشد.
این حرف را قبول ندارم. به نظر من تیمها در اول فصل هماهنگی لازم را نداشتند که بعضی از بازیها پرگل شد. اگر از هفته هفتم به بعد هم شاهد چنین اتفاقاتی باشیم، آن وقت این حرف شما درست خواهد بود. آن زمان تیمها به هماهنگی کامل رسیدهاند و بهتر میتوان در این رابطه صحبت کرد.
مس کرمان شروع بدی در لیگ نهم داشت. چرا؟
ما در شرایط خاصی وارد لیگ شدیم. در حالی که تمرینات قبل از فصل را به موقع شروع کرده بودیم و برای حضور قدرتمند در لیگ آماده میشدیم، به خاطر مسائل مالی، تمرینات تیم یک هفته تعطیل شد تا تیم از شرایط عادی خارج شود. آن وقفه یک هفتهای تاثیر زیادی به لحاظ روحی و روانی و همچنین بدنی روی تیم ما داشت به طوری که بچهها به هماهنگی لازم برای شروع فصل نرسیدند و در بازیهای اول فصل هم نتوانستیم نتایج خوبی بگیریم.
اما در شروع فصل مدعی بودید که مس کرمان در هر 3 جام در فصل جدید مدعی خواهد بود.
بله، ما در لیگ برتر و جام حذفی مدعی هستیم و در لیگ قهرمانان آسیا هم تلاش میکنیم تا نماینده شایستهای برای فوتبال ایران باشیم. هنوز اول راه است و لیگ تازه شروع شده است و بازیهای زیادی تا پایان فصل مانده و امتیازات زیادی ممکن است بین تیمها رد و بدل شود.
یعنی مس کرمان در ادامه راه به جمع مدعیان میپیوندد؟
قطعا، شک نکنید که این اتفاق خواهد افتاد. نمیدانم چرا در ایران این طوری است که تا یک تیم 3 تا نتیجه بد میگیرد، همه از آن تیم انتقاد میکنند و فکر میکنند همه چیز تمام شده است. اگر این طوری بود که لیگ را برگزار نمیکردند. ملاک اگر 3 بازی اول بود که فقط همان 3 بازی را برگزار میکردند و تکلیف همه روشن میشد. تیمها باید در طول بازیهای لیگ خودشان را نشان دهند. ما هم هنوز اول راه هستیم و اتفاقی نیفتاده است که ناامید باشیم.
یعنی شما برای آینده مس کرمان نگران نیستید؟
نه، نگرانی که مشکلی را حل نمیکند. ما باید تلاش کنیم تا تیم هر چه زودتر از این شرایط خارج شود و در ادامه فصل با قدرت کار کند. مس کرمان با توجه به پتانسیلی که دارد، میتواند به روزهای خوب برسد به شرطی که تمام بچهها و کادر فنی تلاش کنند. در حال حاضر مشکل ما عدم خودباوری بچههاست و اگر یکی دو تا نتیجه خوب بگیریم، تیم از بحران خارج خواهد شد و روی دور برد میافتد.
شما را به عنوان یک گلزن خوب در فوتبال ایران میشناسند. فکر میکنید در فصل جدید بتوانید مدعی آقای گلی باشید؟
ببینید، کار من گلزنی است. یک مهاجم وظیفهاش گلزنی است و من هم باید برای تیم گل بزنم اما این مساله به فاکتورهای مهمی بستگی دارد. مهمترین فاکتور هم این است که با بازیکنان کناریام هماهنگی بالایی داشته باشم و بتوانیم به درک بالایی به لحاظ فنی برسیم. مسائل روحی و روانی هم اهمیت زیادی دارد که متاسفانه وقتی تیم وارد بحران میشود، مسائل روحی هم بشدت تحتتاثیر قرار میگیرد. مس کرمان در حال حاضر چنین وضعیتی دارد و بچهها اعتماد به نفس لازم را ندارند.
خودتان از نظر آمادگی و مسائل روحی و روانی در چه شرایطی هستید؟
به لحاظ بدنی مشکلی ندارم اما چون لیگ را خوب شروع نکردهایم، از نظر روحی و روانی در شرایط ایدهآل نیستم. مشکل دیگر این که محیط فوتبال ایران هنوز برایم غریبه است. بعد از چند سال به فوتبال ایران برگشتهام، اما هنوز با شرایط جدید فوتبال ایران وفق پیدا نکردهام. کمی زمان میبرد تا به آن بازیکنی که همه میشناختند و انتظار داشتند، تبدیل بشوم.
درباره تیم ملی صحبت کنیم. شرایط تیم ملی را درحال حاضر چطور ارزیابی میکنید؟
بعد از ناکامی تیم ملی در راه صعود به جام جهانی، فوتبال ما در شرایط بدی قرار گرفت. عدم صعود به جامجهانی باعث شد تا فوتبال ایران خیلی ضرر کند که در آینده بیشتر متوجه این موضوع خواهیم شد. صعود به جامجهانی میتوانست تاثیر زیادی به لحاظ مالی و فنی در پیشرفت فوتبال ما داشته باشد اما متاسفانه نتوانستیم به این تورنمنت بزرگ راه پیدا کنیم. به نظر من اگر قرار باشد با برنامهریزی سابق کارمان را ادامه دهیم، باز هم همین شرایط را خواهیم داشت.
چاره کار چیست؟
به نظر من باید نحوه برنامهریزی ما عوض شود و به فوتبال حرفهایتر از گذشته نگاه کنیم. متاسفانه تیم ملی ما در سالهای اخیر با مشکلات زیادی روبهرو بوده و همواره دچار تنش و اضطراب بوده است. تیم ملی ما در این چند ساله تغییرات زیادی داشته و آرامش لازم را نداشته است. به نظر من قبل از هر چیز، ابتدا باید برنامهریزی خوبی داشته باشیم و با آرامش لازم جلو برویم. تغییرات چاره کار ما نبوده و عملا هم شاهد بودی که از این همه تغییر و جابهجایی نتیجهای نگرفتهایم. مسوولان فدراسیون فوتبال باید یک بستر مناسب برای کار کردن در تیم ملی بهوجود بیاورند تا کادر فنی و بازیکنان در یک محیط آرام و دور از تنش کار کنند. در غیر این صورت فوتبال ما همچنان دچار مشکلات و چالشهای سابق خواهد بود.
این که تیم ملی ما قبل از مسابقات خوب آماده نمیشود را قبول داری؟
دقیقا یکی از مشکلاتی که در دل عدم برنامهریزی است، همین موضوع است. شما ببینید در این چند سال اخیر، تیم ملی ما کدام بازی دوستانه سطح بالا را برگزار کرده است. قبل از جامجهانی 2006 ما در تهران با تیم ملی آلمان بازی کردیم آن هم در شرایطی که حریف با تمام ستارههایش به ایران آمده بود. اما امروز تیم ملی ما با چه تیمهایی بازی تدارکاتی انجام میدهد؟ تمام این مسائل به همان عدم برنامهریزی حرفهای برمیگردد. ما در روز آخر به فکر بازی دوستانه میافتیم اما باید از امروز برنامهریزی کرده و رایزنی کنیم تا در روزهای)Fifa day( بتوانیم با تیمهای خوب دنیا بازی کنیم. اگر چنین حرکتی در دستور کار فدراسیون فوتبال قرار بگیرد، مطمئن باشید باز هم شاهد بازیهای سطح بالا برای تیم ملی خواهیم بود.
یکی از مسوولان فدراسیون اعلام کرده بود که قطبی به اروپا سفر کرده تا بتواند بازیهای تدارکاتی خوبی برای تیم ملی هماهنگ کند. نظر شما در این رابطه چیست؟
این هم از همان اتفاقاتی است که فقط در فوتبال ما میافتد. کجای دنیا سر مربی تیم ملی یک مملکت به دنبال حریف تدارکاتی است؟
این وظیفه فدراسیون فوتبال است. سرمربی تیم ملی باید روی کارهای فنی تیم تمرکز داشته باشد نه این که به این طرف و آن طرف دنیا برود تا برای تیم ملی حریف تدارکاتی پیدا کند. متاسفانه گاهی اوقات در فوتبال ما اتفاقاتی میافتد که آدم خندهاش میگیرد.
نظر شما در مورد افشین قطبی چیست؟
کارنامه آقای قطبی در تیم ملی کاملا مشخص است و لزومی ندارد که من در مورد آن صحبت کنم. ایشان قول داده بود که تیم ملی را به جامجهانی ببرد، اما نتوانست. امروز هم قول داده که با تیم ملی قهرمان جام ملتهای آسیا شود که امیدوارم این بار موفق شود و در جام ملتهای آسیا قهرمان شویم.
خیلیها در ناکامی تیم ملی در راه صعود به جام جهانی، علی دایی را هم مقصر میدانند. نظر شما چیست؟
به هر حال علی دایی هم سرمربی تیم ملی بود و نمیتواند مقصر نباشد. تیم ملی ما در زمان حضور دایی امتیازات زیادی از دست داد و در واقع همین امتیازات بود که در ادامه کار و روز آخر برای ما مشکلساز شد. ما در زمان حضور دایی از جام جهانی حذف شدیم، همان روزهایی که مقابل کرهجنوبی و عربستان امتیازات خانگی را از دست دادیم. اگر ما کرهجنوبی را در تهران برده بودیم یا حداقل مقابل عربستان در آزادی نمیباختیم، امروز مسافر جامجهانی بودیم، اما متاسفانه قدر آن روزها را ندانستیم تا در روز آخر به چه کنم، چه کنم افتادیم و نتیجهاش این شد که به جامجهانی نرویم.
اینکه میگویند علی دایی در تیم ملی جوانگرایی کرد را قبول دارید؟
اصل جوانگرایی درست است، اما در چه شرایطی و با چه میزانی باید این کار را انجام داد؟ نتیجه جوانگرایی علی دایی در تیم ملی چه بود و او اصلا چرا اینکار را کرد؟ دایی جوانگرایی کرد تا طبق اصول خودش جلو برود یا به خاطر اینکه با بعضی از بازیکنان با تجربه و قدیمی تیم ملی مشکل داشت، چنین کاری کرد؟ جواب این سوال خیلی مهم است.
به نظر شما چرا دایی جوانگرایی کرد؟
به نظر من جوانگرایی دایی فقط شعار بود. اگر علی دایی به جوانگرایی در تیم ملی اعتقاد داشت، چرا خودش تا 37 سالگی در تیم ملی بازی کرد؟ چرا خود دایی زودتر خداحافظی نکرد تا جا برای جوانترها باز شود و خیلی از استعدادها زیرسایه نام او قرار نگیرند و نسوزند؟ فکر جوانگرایی یکشبه در ذهن آدم ایجاد نمیشود. این یک اعتقاد است و همواره با آدم هست، اما علی دایی بعد از سالها بازی در تیم ملی، یکشبه به این نتیجه رسید که باید در تیم ملی جوانگرایی کند. اگر دایی واقعا به جوانگرایی در تیم ملی اعتقاد داشت، باید خودش خیلی زودتر از اینها خداحافظی میکرد تا بازیکنان جوان و آیندهداری که داشتیم، در تیم ملی ما رشد کنند.
یکی از آن بازیکنان هم خود شما بودید که زیر سایه نام علی دایی نتوانستید به حقتان در فوتبال برسید. درست است؟
من فقط در مورد خودم صحبت نمیکنم. من در مورد فوتبال ایران صحبت میکنم. تنها من نبودم که از این مساله لطمه خوردم، بازیکنان زیادی بودند که استعداد خوبی داشتند، اما به خاطر حضور دایی در تیم ملی نتوانستند به حق خودشان برسند و سوختند. این اتفاق باید برای ما درس عبرتی باشد تا در آینده استعدادهای فوتبالمان هدر نروند و بتوانیم از آنها استفاده کنیم.
چرا تیم ملی ما امروز با ضعف گلزنی مواجه است؟
به خاطر همان استعدادهایی که در چند سال اخیر سوختند و نام علی دایی اجازه نداد که پشتوانهسازی کنیم تا امروز در تیم ملی مهاجم تمامکننده خوب نداشته باشیم. نکته دیگر هم اینکه متاسفانه در تیم ملی ما از بازیکنان در پست تخصصی خودشان استفاده نمیشود. مسعود شجاعی بازیکن خوب و بزرگی است، اما مهاجم نیست ولی در تیم ملی در خط حمله از او استفاده میکنند. به نظر من باید از بازیکنان در پست تخصصی خودشان استفاده کنند تا شاهد چنین مشکلاتی نباشیم.
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: