روایت جوانفکر از برکناری اژه‌ای صفار و مشایی

علی اکبر جوانفکر شهری مشاور مطبوعاتی رییس جمهوری از برکناری حجت الاسلام "غلامحسین محسنی اژه ای" وزیر اطلاعات در آخرین روزهای دولت نهم دفاع کرد و با بیان اینکه وزارت اطلاعات می توانست مانع رخدادهای پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شود.گفت:افزایش آسیبها نشان ضعف مدیریتی است.
کد خبر: ۲۷۴۴۶۷

جوانفکر در گفت وگویی مفصل با خبرگزاری ایلنا که امروز شنبه انتشار یافته است، در باره علت برکناری محسنی اژه‌ای گفت: آقای اژه‌ای یک شخصیت متین، باوقار و بسیار قابل احترام هستند، اما انتظار می‌رفت که عملکرد وزارت تحت مدیریت ایشان نیز به اندازه خصوصیات شخصیتی ایشان دارای تلالو و درخشندگی می‌بود.

وی در واکنش به این سوال که آیا رئیس‌جمهور می تواند درخصوص معاونان یک وزارتخانه هم دخالت کند‌، افزود: وزارت اطلاعات بخشی از دولت است و باید تابع سیاست‌های دولت و نظرات ابراز شده از سوی رئیس جمهور باشد.این امر جزو میثاق‌نامه‌ای است که میان رئیس جمهور و تک تک وزرا به امضاء رسیده است.

مشاور احمدی نژاد تصریح کرد: وزیر اطلاعات باید نظر رئیس‌جمهور را تامین کند، و وقتی رئیس‌جمهور در مورد ضرورت انجام برخی تغییرات تذکر می‌دهد باید مورد توجه قرار گیرد اما  این امر در خصوص وزارت اطلاعات اتفاق نیفتاد.

وی گفت: از سوی دیگر وزارت اطلاعات می‌توانست جلوی برخی از شرایط ناگوار اخیر را که قابل پیش بینی بود بگیرد، زیرا کار وزارت اطلاعات همین است که ارزیابی و پیش‌بینی کند و به هنگام به مسئولین هشدار بدهد اما به نظر می‌رسد از این موضوع غفلت شد. به هر حال باید از آسیب‌ها جلوگیری کرد. برخی آسیب‌ها نباید افزایش پیدا کند. افزایش آسیب‌ها نشان‌دهنده ضعف مدیریتی است.

مارادونا را رها کن غضنفر را بگیر

وی در پاسخ به این سوال که با توجه به این موضوع که عمر دولت نهم رو به پایان بود، آیا رئیس جمهور نمی‌توانست یک هفته آقای اژه‌ای را تحمل کند، گفت: وحدت رویه، یکپارچگی و هماهنگی درونی در یک دولت ، اصل و اساس است و همه اعضای کابینه باید خود را به آن ملزم و متعهد احساس کنند.دولت به مثابه تیم فوتبال است که همه بازیکنان باید از دستورات مربی خود تبعیت کنند، اگر قرار باشد هر کسی حرف خود را بزند و هرجوری که خودش تشخیص داد عمل کند، آن تیم هیچ وقت به هدف نمی‌رسد و در آن صورت می گویند مارادونا را رها کن غضنفر را بگیر. به هر حال مربی حق دارد در هر لحظه و حتی در ثانیه های پایانی ، یک بازیکن خود را عوض کند و هیچکس هم به او در این زمینه اشکال وارد نمی کند.

رهبری در برکناری وزرا دخالت نمی‌کنند

جوانفکر در واکنش به این سوال که وزیر اطلاعات و برخی از وزرا با نظر رهبری انتخاب می‌شوند آیا در برکناری محسنی اژه‌ای هم نظر رهبری بر برکناری ایشان بود، اظهارداشت: برکناری وزرا جزو اختیارات رئیس‌ جمهور است و رهبری هم دخالت نمی‌کنند.رهبری با دستگاه‌ها و مقامات در چارچوب قوانین تعامل می‌کند این از خصوصیات بارز رهبری است ایشان اختیارات کسی را در چارچوب قانون نقض نمی‌کنند مگر اینکه ضرورتی و فوریتی ایجاد شود.

نامه رهبری در مورد مشایی ارشادی بود

وی در باره ماجرای نامه مقام معظم رهبری به رییس جمهوری برای برکناری رحیم مشایی از معاونت اولی رییس جمهور گفت: نامه رهبری در خصوص برکناری مشایی ارشادی بود. آقای احمدی نژاد از این نامه اطلاع داشت ولی معتقدیم که نظر رهبری هرگاه به رئیس‌ جمهور ابلاغ شود به طور قطع اجرا خواهد شد ولی این ابلاغ رسانه‌ای نشده بود. بین رهبری و رئیس‌جمهور یک فضای کاری اختصاصی وجود دارد. نامه‌ای در بسته آمده بود و توافق شده بود که نظر ایشان در یک چارچوب مشخص اجرایی شود. مثلا می‌توانست اینگونه باشد که آقای مشایی در دولت نهم معاون اول است در دولت دهم معاون اول نباشد.

مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد با بیان اینکه رهبری نمی‌خواستند این نامه علنی شود، معتقد است : رهبری نامه را خصوصی به آقای احمدی نژاد دادند و کسانی که این نامه را علنی کردند در صدد تضعیف رئیس ‌جمهور بودند وگرنه چه دلیلی داشت که نامه خصوصی به رئیس‌جمهور را دیگران علنی کنند؟ این بحث نباید منعکس می‌شد. دخالت در مسائل بین رهبری و رئیس‌جمهور ، کار اشتباهی بود که نباید انجام می شد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا آقای ابوترابی‌فرد که خبر این نامه را به رسانه‌ها اعلام کرد، در صدد تضعیف اقتدار رئیس جمهور بود،گفت: آقای ابوترابی مسئول انتشار نظرات رهبری نیست و دلیل این کاررا باید از خود ایشان جویا شوید. وقتی نامه رسما منتشر شد آقای مشایی هم تبعیت پذیری خود را از ولایت نشان داد و بلافاصله استعفای خود را به رئیس جمهور تقدیم کرد.

رفسنجانی به حرف رهبری گوش نکرد

جوانفکر در خصوص جواب آقای احمدی‌نژاد به نامه رهبری که در آن به اصل 57 قانون اساسی اشاره شده بود نیز می‌گوید: به یاد دارم که در دوران آقای هاشمی، رهبری چندین ‌بار رسما از ایشان خواستند که کرباسچی را از شهرداری تهران برکنار کنند اما ایشان گوش نکردند در نامه آقای احمدی‌نژاد به رهبری و استناد به اصل 57 قانون اساسی ، این هدف دنبال می شد که دستور رهبری عین قانون است و باید اجرا شود و این پایه‌ای شد برای آینده که اگر رهبری نظری دادند باید به عنوان قانون ملاک عمل و اجرا قرار گیرد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا رئیس‌جمهور حساسیت جامعه نسبت به مشایی را نمی‌دانست که ایشان را انتخاب کرد، گفت: این حساسیت وجود دارد، ولی رئیس‌جمهور نباید تحت تاثیر حساسیت‌ها ، موج‌آفرینی‌ها و جریان‌سازی‌ها تصمیم گیری کند زیرا در این صورت کشور مانند امواج دریا پیوسته در حال جا به جا شدن و این طرف و آن طرف رفتن خواهد بود.

رهبری از مشایی دلجویی کرد 

جوانفکر معتقد است: رهبری در دلجویی از مشایی سخنرانی کردند و گفتند که حتی با دشمن خود حق نداریم با بی‌عدالتی برخورد کنیم چه برسد به مشایی. البته رهبری گفتند که آقای مشایی بنا به برخی مصلحت ها معاون اول نباشد ولی نگفتند که در دیگر مسئولیت‌ها شایستگی ندارد.

وی با تاکید بر اینکه رهبری نمی‌خواستند که کنار رفتن آقای مشایی از این مسوولیت موجب تضعیف اقتدار رئیس جمهور شود،می گوید: شاهد این مساله هم این است که دفتر رهبری شش روز در مقابل این نامه سکوت کرد.

مشاور احمدی نژاد با رد این موضوع که سکوت رهبری به این دلیل بود که برای احمدی‌نژاد مهلتی در نظر گرفته شود،تاکید می‌کند:بین رهبری و رئیس‌جمهور چنین فضایی نیست این دولت تابع نظر محض رهبری است. رهبری هم مایل نبودند این اتفاق به‌گونه‌ای باشد که رئیس‌جمهور آسیب ببیند.دوستان باید بدانند که نه‌تنها رئیس‌جمهور نباید تحت فشار باشد، بلکه رهبری هم نباید زیر فشار باشد. ایستادگی آقای احمدی ‌نژاد حامل این پیام بود که حتی رهبری نیز نباید تحت فشار قرار بگیرند. این درسی بود که دیگر رهبری را تحت فشار قرار ندهند.

رئیس جمهور بارها از صفار هرندی انتقاد کرده بود

وی با رد شایعه مربوط به ممنوع التصویر شدن آقای مشایی ، در خصوص دلیل جدایی صفار هرندی از دولت نیز می‌گوید: آقای صفار هرندی برکنار نشدند. رئیس ‌جمهور بارها از ایشان انتقاد کرده بودند و ایشان بهتر از اینها می‌توانست کار کند و انتظار می رفت که از فرصت‌ها استفاده بهتری به عمل می آمد . البته ایشان زحمات زیادی کشیدند که در جای خود باید ارزش گذاری شود، اما انتظارات واقعی از آقای صفار بسیار بیشتر بود.

ابطحی و عطریانفر تسلیم حقیقت شدند

وی در باره دادگاه اغتشاشات نیز گفت: به مطالب مطرح شده از سوی متهمین در دادگاه نباید نسبت ”اعتراف“ داده شود.من کلمه اعتراف را زیبنده نمی‌دانم زیرا آن چیزهایی که از زبان آقایان ابطحی و عطریانفر شنیدیم ، جنبه افشاگری و روشنگری داشت .اعتراف وقتی است که کسی را تحت فشار و شکنجه قرار بدهند و او را وادار به سخنی بکنند که اعتقاد و باور او نیست .این دوستان آزادانه آمدند و حرف‌هایشان را زدند و حتی خودشان گفتند ما آماده مناظره هستیم. این نکته نیز از نظر دور نیست که متهم تا وقتی به عنوان مجرم شناخته نشده است ، کسی حق ندارد او را در جایگاه مجرم بنشاند و نسبت به او حکمی صادر کند.
 
جوانفکر معتقد است : برای بعضی‌ها شاید قبول حقیقت سخت باشد ولی به هر حال آقایان ابطحی و عطریانفر انسان‌هایی هستند که در برابر حقیقت تسلیم شدند و برداشت من این هست که آنها با حقایقی در زندان آشنا شدند که قبلاَ به آن بی‌توجه بودند. خودشان هم منکر این نیستند که تا یک ماه پیش نظرات دیگری داشتند ولی در زندان با آنها صحبت شد و گفته شد که واقعیت‌ها و حقایق چیست.

وی در همین خصوص ادامه می‌دهد :من فکر می‌کنم که آنها در واقع انسان‌هایی هستند که از خواب غفلت بیدار شده و با حقیقتی که پیشتر از آن رو می‌گرفتند، آشنا شدند. بنابراین حاضر شدند در صدا و سیما و در پیشگاه مردم به حقیقت اذعان کنند. من آقایان ابطحی و عطریان فر را به سبب شجاعت در پذیرش حقیقت و تصمیم شجاعانه به روشنگری اذهان طرفداران خود، ستایش می‌کنم و آنها را شایسته برخورداری از رافت اسلامی می‌دانم. این رفتار آنها را باید ارزش‌‌گذاری کرد، این را نباید به گونه‌ای مطرح کرد که گویا آنها ترسیدند یا چنین القا کرد که آنها تحت فشار و شکنجه قرار گرفته‌اند و من امیدوارم هر چه زودتر شرایطی پیش بیاید که این دوستان آزاد شوند و در جامعه با آزادی بیشتری حرف‌هایشان را بزنند.

علت لاغر شدن ابطحی 

مشاور احمدی نژاد در خصوص علت لاغر شدن ابطحی در زندان نیز نظر جالبی دارد و می‌گوید:طبیعی است وقتی انسان بی‌رویه چاق شود در زندان به خودش می آید که چاقی برای سلامت جسم و روح انسان مضر است . شاید آقای ابطحی از این فرصت استفاده کرده و سعی کرده لاغر شود.

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو و در پاسخ به این سوال که چرا در ماه‌های اخیر به شخصیت‌های نظام از جمله هاشمی رفسنجانی هجمه‌هایی صورت می‌گیرد، می‌گوید: باید حرمت همه افراد را نگه داریم و هیچ‌فردی حق ندارد بدون دلیل و منطق، حیثیت کسی را که در نظام مسئولیت دارد یا ندارد خدشه‌دار کند و تهمت بزند و من در این زمینه فکر می‌کنم بعضی از تندروی‌ها وجود دارد. البته این موضوع منحصر به آقای هاشمی نیست . چهار سالی که بر دولت نهم گذشت شاهد اینگونه تندروی‌ها علیه رئیس جمهور نیز بودیم. در ماجرای اخیر که به آقای مشایی مربوط می‌شد هم شاهد تندروی بودیم. عده‌ای علیه رئیس‌جمهور و فراتر از نظر رهبری ، سعی می‌کردند، نظرات و دیدگاه‌های خودشان را دیکته کنند و حتی به نام رهبری باورهای خودشان را جا بیندازند.

جوانفکر خاطرنشان می‌کند: فکر می‌کنم که این اعمال به حرکت جلوتر از رهبری برمی‌گردد. تبعیت از ولایت به معنی حرکت در پشت سر رهبری است. وقتی رهبر معزز انقلاب در باره آقای هاشمی رفسنجانی نظر روشن و شفافی را مطرح می‌کنند ، خوب است که همه در همان چارچوب عمل کنند و بیشتر از آن جلو نروند و در واقع شرایط را به گونه دیگری رقم نزنند که زیبنده نظام ما نیست. البته بعضی از مسائل هم که مطرح می‌شود طبیعت یک جامعه بانشاط، زنده و رو به جلو است بالاخره یک جامعه‌ای که در آن آزادی وجود دارد هر کسی نظری‌ می‌دهد و آن را در سطوح رسانه ای منتشر می‌کند.

باید مصباح‌یزدی بتواند نظراتش را بیان کند

وی با بیان اینکه نباید شرایط را بگونه‌ای کرد که هیچکس نتواند نظرش را بگوید، به اظهارات اخیر محمد تقی مصباح یزدی اشاره می‌کند و می‌گوید: در مقابل اظهارات اخیر آقای مصباح‌ یزدی موضع گیری‌های تندی شد چرا شرایط را باید اینگونه سخت کنیم که یک فقیه نتواند برداشت خود را از مسائل فقهی بیان کند. ممکن است کسانی باشند که خلاف این نظر را داشته باشند چه اشکالی دارد ایشان اگر نظری دارند، آن را آزادانه مطرح کنند و دیگران هم اگر نظری در رد یا تایید آن دارند ، بیان نمایند. چرا آنقدر باید فضای خفقان ایجاد شود که یک فردی مانند مصباح‌یزدی نتواند نظرش را بیان کند.

در دوران گذار حضور نماینده دادستان در چاپخانه اجتناب ناپذیر است

جوانفکر وقتی در مقابل این پرسش قرار می‌گیرد که آیا حضور نماینده دادستان در چاپخانه و جلوگیری از انتشار برخی مطالب در روزنامه‌های اصلاح طلب با اصل آزادی در تعارض نیست؟ می‌گوید: این یک اصل پذیرفته شده است که در برابر یک وضعیت غیرعادی که کشور دچار برخی آشفتگی ها و توطئه‌ها شده است ، برای یک مقطع زمانی کوتاه- یعنی دوران گذار - نوعی هماهنگی و همکاری با دستگاه‌های مسوول اجتناب ناپذیر می‌شود و این اصل در همه دنیا نیز یک امر پذیرفته شده است که برخی ضوابط را همه متعهد به رعایت آن هستند و ما در آن وضعیتی که بعد از انتخابات اتفاق افتاد در شرایطی قرار داشتیم که بعضی از بیانیه‌ها، اظهارات و موضع ‌گیری‌ها کاملا تحریک‌آمیز بود. رعایت این موارد نافی آزادی‌بیان نیست. نشر بیانیه‌های تحریک آمیز که در آنها ، افراد به آشوبگری و اغتشاش فراخوانده شده‌اند ، یک شاخص آزادی تلقی نمی‌شود بلکه یک شاخص هرج و مرج است که می‌تواند آزادی دیگران را سلب کند کما اینکه بسیاری از مردم تحت تاثیر وضعیت‌های ناهنجاری که اتفاق افتاد آزادی‌شان عملا سلب شد. بالاخره همه چیز باید تابع قانون باشد و هیچ ‌کس مایل نیست برود چاپخانه و بر چاپ مطالب نظارت کند.

عده‌ای با هدف کسب قدرت ، وارد عرصه رسانه‌ای شدند

وی در بخش دیگری از این گفت‌‌وگو به وضعیت رسانه‌ها در ایران اشاره می‌کند و با گلایه آز آنچه که آن را حضور احزاب در رسانه می‌خواند ،می‌گوید: اینکه احزاب و جریان‌های سیاسی در عرصه رسانه‌ای کشور حضور دارند پذیرفتنی نیست. البته این به معنای محروم کردن احزاب از داشتن رسانه نیست بلکه بر اساس تعریفی که از رسانه ارتباط جمعی در محافل علمی ارائه شده است ، نمی‌توان رسانه‌ حزبی را یک رسانه ارتباط جمعی در نظر گرفت . عده‌ای به قصد کار سیاسی و با هدف کسب قدرت ، وارد عرصه رسانه‌ای شده اند وبا حضور خود در این صحنه به حیثیت و اعتبار ومنزلت جامعه رسانه‌ای کشور آسیب زده‌اند.به نظر من آسیب ها از همین‌ جا شروع می‌شود.

مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در همین ارتباط ادامه می‌دهد :رسانه‌ها باید آزاد باشند تا بتوانند اطلاع‌رسانی شفاف ،دقیق و کاملی به مردمشان ارائه کنند و در همه‌جای دنیا، این یک اصل پذیرفته شده است . حضور احزاب در رسانه‌ها ، اجازه اطلاع رسانی شفاف و صحیح و دقیق را سلب می کند. حزب اولین ناقص آزادی در یک رسانه ارتباط جمعی است، زیرا به رسانه دیکته می‌کند که چه کاری انجام دهد و از چه زاویه‌ای به پدیده‌های مختلف نگاه کند. بنابراین بر اساس شاخص‌های قطعی ، رسانه حزبی را نباید در زمره رسانه ارتباط جمعی تلقی کرد.

وی همچنین به تقسیم بندی روزنامه‌ها به حامی دولت و مخالف دولت انتقاد دارد و می‌گوید:تقسیم بندی روزنامه‌ها به حامی یا مخالف دولت غلط است. روزنامه کارکرد خودش را باید داشته باشد. شان یک خبرنگار و یک رسانه فراتر از مناصب امور و موقعیت‌های رسمی است و شاید به همین دلیل است که از رسانه‌های ارتباط جمعی به عنوان رکن چهارم یاد می‌شود. من فکر می‌کنم باید نگاه‌هامان را بالاتر ببریم زیرا جایگاه رسانه آنقدر ممتاز است که در قانون اساسی رسانه و خبرنگار جایگاهش بسیار فراتر از یک مقام سیاسی قرار می‌گیرد ، آنجایی که مردم آزادی عمل را برای او تضمین کرده‌اند ولی فکر می کنم که در این زمینه در حال درجا زدن و بعضا عقب ‌گرد هستیم.

روزنامه نگاران زندانی دنبال قدرت بودند

جوانفکر همچنین در خصوص روزنامه‌نگاران زندانی نیز معتقد است: اشکال کار به اینجا برمی‌گردد که این افراد برای اهداف قدرت طلبانه لباس روزنامه نگاری به تن کرده‌اند و هم برای خود هم برای کشور و هم برای جامعه رسانه‌ای مشکلاتی را بوجود آورده‌اند. آنها سیاسیونی هستند که به دنبال کسب قدرت وارد عرصه رسانه شدند. بنابراین فکر می‌کنم که در نسبت دادن عنوان روزنامه نگار به آنها باید واقع گرا بود، زیرا این عنوان زیبنده کسانی است که درد مردم ، اسلام و انقلاب را دارند .

وی در عین حال معتقد است که با همین افراد هم باید با رافت اسلامی برخورد شود و از خطاها و اشتباهاتشان که به آنها اذعان هم کرده‌اند، گذشت شود. البته باید به حکم قاضی نیز احترام بگذاریم و اجازه ندهیم که حوزه اقتدار و استقلال او در تصمیم‌گیری و صدور رای آسیب ببیند. رهبری عزیز هم نظرشان این است که اگر کسانی دلیل محکمی بر بازداشت آنها وجود ندارد سریعتر آزاد شوند. باید این امر مطالبه شود و دستگاه مسوول و ذیربط نیز به آن عمل کند.

مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد با تایید این نکته که روز خبرنگار امسال نسبت به سال‌های گذشته کمرنگ‌ تر برگزار شد،یکی از دلایل آن را تغییر کابینه و مرحله گذار از دولت نهم به دولت دهم دانست و در عین حال تاکید کرد که در روز خبرنگار در مسافرت بود و نتوانست به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در این عرصه نقش خود را ایفا کند.

جوانفکر که خود سالها در خبرگزاری ایرنا و به عنوان نماینده این خبرگزاری در اسپانیا فعالیت می‌کرد به علت خروج‌اش از ایرنا در زمان تصدی عبدالله ناصری اشاره می‌کند و می‌گوید:در زمان آقای ناصری در ایرنا علی‌رغم احترامی که برای ایشان قائل بودم به دلیل اختلاف ‌نظری که در ارتباط با اداره امور این سازمان داشتم ، از ایشان خواستم که اجازه دهد تا برای خنثی نکردن نیروی یکدیگر بنده خارج از ایرنا باشم و ایشان هم پذیرفت.

گمشده جوانفکر در سال 82

جوانفکر در خصوص نحوه آشنایی خود با آقای احمدی‌نژاد نیز می‌گوید:بعد از خروج از ایرنا در سال 82 یکی از دوستان من را به آقای احمدی‌ نژاد در شهرداری تهران معرفی کرد و با ایشان آشنا شدم . برخلاف برخی شایعات من هیچ نسبت خاصی با آقای احمدی‌ نژاد ندارم و از روز اولی که با ایشان صحبت کردم و بعد به مرور شناخت بیشتری پیدا کردم به این نتیجه رسیدم که گمشده خودم را در حوزه مدیریتی پیدا کرده ام. جای مدیرانی مثل احمدی‌نژاد را برای اداره کشور خالی می‌دیدم هنوز هم فکر می‌کنم که کاش مثل ایشان در کشور ما زیاد بودند و می شد از وجود آنها در بخش‌های مختلف مدیریتی استفاده کرد.

وی با بیان اینکه در شهرداری هم مشاور مطبوعاتی آقای احمدی‌نژاد بوده است در پاسخ به این سوال که آیا مشاور مطبوعاتی هر روز به رئیس جمهور مشاوره می‌دهد،می‌گوید: لزوما این‌گونه نیست که هر روز به ایشان مشاوره بدهیم. سعی ما این است فضای عمومی حاکم بر رسانه‌های کشور را بسنجیم و کلیتی از این فضا را در مواقع ضرورت به ایشان منتقل کنیم.

در دولت خاتمی به جای نقد ”شوی“ نقد اجرا می‌شد

مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور با رد بسته بودن فضای رسانه‌ای در دوران دولت نهم ، می‌گوید: این هم یکی از ادعاهایی است که همیشه مطرح بوده و آن را رسانه‌های منتقد مطرح می‌کردند. در دولت نهم فضای نقد گسترده‌ و بی‌نظیر بود. در دولت آقای هاشمی که اصلا نقد وجود نداشت و اجازه نقد هم کمتر داده می‌شد و نسبت به نقد واکنش‌های تندی را شاهد بودیم. در دولت خاتمی هم به جای نقد ”شوی“ نقد اجرا می‌شد و جای نقد واقعی خالی بود.

وی ادامه می دهد:در دولت آقای احمدی ‌نژاد فضای آزاد و باز برای نقد وجود داشت، اما نقد واقعی و درست را شاهد نبودیم که این امر متاثر از رویکرد طیف قابل توجهی از رسانه‌ها در مخالفت و ستیز با دولت بود. رسانه‌هایی که در دولت آقای خاتمی با هدف حمایت از دولت ایشان بوجود آمدند و حتی قبل از انتخابات ریاست جمهوری در سال 1384 نیز به صف آرایی در برابر آقای احمدی نژاد پرداختند در چهار سال دولت نهم به جای نقد اصولی ، شاهد تخریب ، توهین و تهمت علیه رئیس‌جمهور و سایر دولتمردان بودیم. علاوه بر این، نقدهای برآمده از جهت گیری‌های مخالفت آمیز در برابر دولت، بر اظهارات و سخنان این و آن متمرکز بود که متضمن منافع خاصی برای مردم نیست.این نقدها باید شامل عملکردها می‌شد تا حاکی از پی جویی حقوق مردم و منافع کشور باشد.

جوانفکر در پاسخ به این سوال که آیا مدیران دولت نهم نقدپذیر بودند،می‌گوید: اصالت با نقد پذیری نیست، بلکه اصالت با این است که فضای نقد در جامعه وجود داشته باشد. هر نقدی هم می‌توان مورد نقد قرار بگیرد یعنی پذیرفته یا رد شود بنابراین اصالت با خود نقد یا نقد پذیری نیست بلکه اصالت با آزادی نقد است . مهم این است که گوش شنوایی برای شنیدن نقد و زبان‌ گویایی برای طرح نقد وجود داشته باشد. بعضی‌ وقت‌ها ممکن است گفته شود که پاسخ درخوری دریافت نمی‌کنیم که این اشکال تا حدودی در دولت نهم وجود داشت.

وی در خصوص مقایسه توسعه کیفی و کمی مطبوعات در دولت‌های خاتمی و احمدی‌نژاد نیز معتقد است: در دوران خاتمی ما شاهد پیشرفت کمی بودیم اما بدون تردید پیشرفت کیفی اتفاق نیفتاده است. این ‌که تعداد زیادی مطبوعات داشته باشیم یا یک نفر مجوز انتشار چندین روزنامه را داشته باشد ، شاخص پیشرفت رسانه‌ای محسوب نمی‌شود. این کافی نیست و رشد کیفی یک شاخص اصلی است که در این زمینه ، با عقب ماندگی مواجه هستیم.

مصاحبه احمدی‌نژاد با رسانه‌های خارجی هدفمند است

مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهور در خصوص تمایل احمدی ‌نژاد به مصاحبه با رسانه های خارجی، توضیح می‌دهد: مصاحبه با رسانه‌های خارجی هدفمند است، زیرا با انجام آن قصد پی‌جویی یک سیاست یا انتقال یک پیامی به برخی از مخاطبان یا تماس فکری با جامعه مخاطب برای خنثی کردن توطئه و طراحی دشمن را داریم و با این اهداف است که مصاحبه‌ها انجام می‌شود. البته انتخاب ‌کننده ما هستیم و آنها متقاضی. در عین حال خلاء مصاحبه اختصاصی با مطبوعات و خبرگزار‌ی‌های داخلی را می‌پذیریم که این امر هم دلایل و منطق خودش را دارد. این اشکال البته متوجه دولت‌های قبلی هم بوده است و مختص به آقای احمدی‌ نژاد نیست و امیدواریم این خلا در دولت دهم جبران شود تا علاوه بر مصاحبه‌های اختصاصی رئیس جمهور محترم با صدا و سیما ، شاهد چنین گفت وگوهایی با مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی هم باشیم.

اصولگرایی دایره نیست

وی در خصوص کابینه دولت دهم و انتقاد برخی افراد از گسترده نبودن دایره اصولگرایی نزد آقای احمدی‌نژاد برای انتخاب همکاران خود می‌گوید: بحث اصولگرایی را باید فراتر از یک طیف یا جناح سیاسی ببینیم. اصولگرایی مفهومی است که حوزه گسترده‌ای را دربر می‌گیرد. اصولگرایی اصلا دایره نیست. کسانی که دم از دایره اصولگرایی می زنند یک مدار بسته ذهنی را برای خود ترسیم کرده‌اند که هیچکس دیگری جز خودشان و همفکرانشان به آن راه ندارند. در نگاه آقای احمدی‌نژاد اصلا چنین چیزی در حوزه اصولگرایی وجود ندارد. ما بسیاری از فرهیختگان را داریم که همه اصولگرا هستند حتی می‌توانند اصلاح‌طلب اصولگرا باشند که ایرادی هم ندارد اما در آن دایره اصولگرایی ، هیچ جایی برای اینها تعریف نشده است.

دولت نهم،اصلاح‌طلب‌ترین دولت پس از انقلاب

جوانفکر دولت اصولگرای نهم را، اصلاح ‌طلب‌‌ترین دولت دوران پس از انقلاب می‌داند و می‌گوید: عملکرد دولت نهم اثبات کننده این حقیقت است که حرکت‌های اصولی مهمی در جهت انجام اصلاحات و تحولات زیربنایی در کشور صورت گرفته است و این چیزی است که جایش در دولت آقای خاتمی که عنوان اصلاح طلب را برای خود انتخاب کرده بود ، دیده نشد. بنابراین نباید به "عنوان‌ها" توجه کرد، بلکه باید "عملکردها و اقدامات" مورد سنجش قرار گیرد تا نسبت آنها با ادعاها وتابلوها روشن شود. بنابر این اصولگرایی به معنای قرار گرفتن در یک دایره بسته را قبول نداریم اما افرادی که از سوی رئیس جمهور برای تصدی مناصب انتخاب شده اند قطعا اصولگرا هستند.

وی همچنین در خصوص شایعاتی که در باره مدیر‌عاملی ایرنا در پی استعفایش مطرح شده بود نیز می‌گوید: فکر می‌کنم برای یک سازمان خبری باید فردی که جوانتر از بنده باشد، انتخاب شود. افرادی که سن و سالشان به بالای 50 رسیده برای این کار مناسب نیستند. خبرگزاری جمهوری اسلامی در دولت نهم سه مدیرعامل عوض کرد. در صورتی که این سازمان نباید این‌گونه باشد و در مقطع فعلی تغییر مدیریتی را در این سازمان توصیه نمی‌کنم و فردی که اکنون مدیریت آن را بر عهده دارد باید اشکالاتش مورد نقد واقع شود و او نیز برای شنیدن نقدها گوشی شنوا و برای برطرف کردن ضعف‌ها ، عزم جدی داشته باشد.

مشاور رئیس جمهور همچنین در خصوص بیانیه اخیر جامعه اسلامی مهندسین که به آقای احمدی‌ نژاد تکرار سرنوشت بنی‌صدر را هشدار داده بود، می‌گوید: هر کسی از نگاه خودش سعی می‌کند به بررسی مسائل بپردازد و در عرصه سیاست حرفی می‌زند و موضعی را اتخاذ می‌کند. اینگونه موارد را باید جزو امتیازات جامعه آزاد ایران در نظر بگیریم و از همین زاویه با آن برخورد کنیم. باید اجازه دهیم که حساسیت‌ نسبت به این نوع حرف‌ها فرآیند طبیعی خود را طی کند.

وی در پاسخ به این سوال که در انتخاب وزرا تا چه اندازه رایزنی با مجلس برای احمدی‌نژاد اهمیت داشت، می‌گوید: قانون اساسی ، سه قوه را مستقل از هم در نظر گرفته است و هیچکدام هم نباید در امور دیگری دخالت کنند این مناسبات باید کاملا شفاف و روشن انجام شود. قانون‌گذار هدف مشخصی را دنبال می‌کرده است . از مناسبات شبهه انگیز و غیرشفاف میان قوا باید پرهیز شود و هر دستگاهی درچارچوب وظایف و اختیارات قانونی خود عمل کند.

نمایندگان بخاطر امتیاز وزرا را سوال پیچ می کنند

وی دخالت نمایندگان مجلس در عزل و نصب‌های زیر مجموعه دولت در استان‌های مختلف را یک امر غیرقانونی دانست و گفت: سوابق امر در ادوار گذشته نشان می‌دهد که اگر یک وزیر در برابر فشار برخی از نمایندگان مجلس در زمینه عزل و نصب مدیران کل استان‌ها یا استانداران، فرمانداران و بخشداران مقاومت می‌کرد، نمایندگان نیز در مجلس او را موردسوالات پی‌درپی قرار می دادند تا جایی که او برای رهایی از این فشارها با آنها سازش می‌کرد و به این ترتیب انتقاد و سووال نمایندگان جای خود را به سکوت و بعضا تمجید و ستایش از عملکرد وزرا می داد. ما این نوع از تعامل را نمی‌پسندیم و آن را در شان مجلس و دولت نمی دانیم.

جوانفکر در همین زمینه ادامه می‌دهد: رویکرد آقای احمدی‌نژاد در نحوه تعامل با مجلس مبتنی بر رعایت چارچوب های قانونی است. این پسندیده نیست که به دلیل برخوردار نشدن از یک سهم یا امتیاز خاص ، وزیران در مجلس سوال پیچ شوند و تحت فشار قرار گیرند و البته در دولت نهم شاهد انبوهی از سووالات و تذکرات نمایندگان محترم مجلس بودیم که امیدواریم در این دوره روابط قانونمند دولت و مجلس شکل مناسبتری داشته باشد.

تشویق به نفع احمدی‌نژاد

مشاور احمدی‌نژاد در بخش دیگری از این گفت‌وگو به شب‌های مناظره احمدی‌نژاد با رقبای انتخاباتی خود اشاره می‌کند و وقتی در مقابل این سوال قرار می‌گیرد که در پشت صحنه بر همراهان احمدی نژاد در دو مناظره(موسوی و کروبی) چه گذشت؟می‌گوید: بحث‌هایی که در آنجا مطرح ‌شد ممکن بود دو طرف را به وجد بیاورد. البته در مناظره آقای احمدی نژاد با آقای کروبی ، این مساله بیشتر دیده می‌شد.در مناظره با آقای موسوی احساس می‌کردم که دو طرف سعی دارند وزانتی را از خودشان نشان دهند البته برخی ابراز احساسات مربوط به ناظران بر صحنه بودند و افرادی از بدنه صداو سیما در آنجا حضور داشتند که بیش از همه به نفع آقای احمدی‌نژاد ، احساسات خود را بروز می‌دادند ولی در مناظره با آقای کروبی نوع خاصی از تشویق‌ها از اعضای ستادها مشاهده می‌شد.

جوانفکر در واکنش به این سوال که برخی معتقدند هدف احمدی‌نژاد از ذکر نام هاشمی رفسنجانی در مناظره با موسوی این بود که می خواست به مانند سال 84 از طریق دوگانه هاشمی-احمدی‌نژاد رای بیاورد، می‌گوید:جامعه آزاد است و اینگونه اظهارنظرها وجود دارد و اشکالی هم ندارد. فکر نمی‌کنم ضرورتی داشته باشد حتما در برابر این اظهار نظرها موضع خاصی اتخاذ شود . ما باید از فضای پس از انتخابات عبور کنیم زیرا جامعه نیازمند آرامش و آغاز تلاشی دوباره برای سامان دادن به امور خود است و کارهای بر زمین مانده نیز باید به سرعت شروع شود و از این رو پرهیز از پاسخگویی به سخنانی که هدف از طرح آن ، ایجاد التهاب در جامعه است ، ضروری به نظر می‌رسد.

احمدی‌نژاد به هاشمی رفسنجانی توهین نکرد

وی تصریح می کند که در مناظره احمدی‌نژاد و موسوی توهینی به هاشمی رفسنجانی صورت نگرفت و در همین زمینه تاکید می‌کند:در آن مناظره شخص آقای هاشمی موردسئوال قرار نگرفت و رهبر عزیز انقلاب هم در نماز جمعه تصریح کردند که فرزندان ایشان مورد سئوال قرار گرفتند. در این زمینه اگر شبهه‌ای وجود دارد، می‌توان از مجاری قانونی پیگیری کرد.

جوانفکر در خصوص آینده سیاسی هاشمی نیز می‌گوید:شخصا امیدوارم آقای هاشمی مسائلی را که به وجود آمده با تدبیر مدیریت کند.ایشان فردی است که رهبری تلاش کردند شخصیت‌شان حفظ شود و این مهم بیشتر از تلاش رهبری، همت شخص هاشمی و تدبیر و هوشمندی ایشان را طلب می‌کند و بیشتر از آنچه که تا به حال از ایشان دیدیم باید تدبیر نشان دهند. خواست رهبری هم همین است . ممکن است افرادی در کشور باشند و دست‌هایی هم در جریان باشد تا کدورت و سوءظن‌ها را تشدید کنند و اینها را تبدیل به کینه و عداوت کنند. باید بر این مسئله غلبه کنیم و هاشمی این ظرفیت را دارد که در این فضا ، آسیب‌ها افزایش نیابد.

مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران نتوانست آن تدبیر لازم را از خود نشان دهد،تاکید می‌کند:آقای هاشمی در نماز جمعه نشان دادند که هنوز در آن شرایطی که لازم است، قرار نگرفته و آن تدبیر لازم را به خرج نداده است. البته فکر می‌کنم هنوز آن ظرفیت وجود دارد و ضمن اینکه برای عبور از این فضا نیازمند این هستیم که پشت سر رهبری حرکت کنیم. کسانی که جلوتر از رهبری حرکت می‌کنند و تفسیرها و تعبیرهای خود را از افراد و شرایط، دیکته می‌کنند، نباید مجال تاثیرگذاری داده شود. باید به طور کامل نظر رهبری را عمل کنیم که منافع ملی در گرو این موضوع است. به نظرم در این مدت کوته‌فکری‌های سیاسی به وجود آمد که باعث شد شرایط ناخواسته‌ای در کشور بوجود آید این کوته‌فکری‌های سیاسی باید جای خود را به تدبیر و هوشمندی بدهد.

اظهارنظر اخیر نماینده ولی فقیه در سپاه شکاف‌ها را بیشتر می‌کند

وی در واکنش به این گفته نماینده ولی فقیه در سپاه که گفته بود ”هاشمی رفسنجانی باید از تجربه آیت‌الله منتظری عبرت بگیرد“ اینگونه اظهارنظرها را موجب بیشتر شدن شکاف‌های موجود در بدنه سیاسی کشور می‌داند و می‌گوید:این اظهارنظرهایی که مطرح می‌شود ممکن است شکاف‌ها و کدورت‌ها را بیشتر کند. اینگونه اظهارنظرها به مصلحت جامعه نیست و به معنای پشت سر رهبری حرکت کردن هم نیست اگر تابع ولایت هستیم باید درک درستی هم از ولایت داشته باشیم. البته رهبری هم نکاتی را فرمودند و گفتند که برخی نخبگان مردود شدند این نکات غم‌انگیز هم در کشور وجود دار ولی با این وجود باید مراقبت کنیم که نظر رهبری عزیز ، در جامعه ملاک و مبنای عمل قرار گیرد.

جوانفکر در پایان گفت وگوی تفصیلی با ایلنا در خصوص برخی چهره ها اینگونه اظهار نظر کرد: مایکل جکسون: کسی که سیاه از دنیا رفت ، داریوش مهرجویی : کارگردان مشهور سینما ،محمد قوچانی= ای ‌کاش قلمش در خدمت احزاب نبود ،رحیم‌مشایی:کسی که در حقش ظلم شد، محسنی‌اژه‌ای: قابل احترام ،سعید حجاریان:او یک جانباز نیست ،عطریانفر= سرنوشت او می‌توانست بهتر از این باشد
محمود احمدی‌نژاد= گمشده‌ای که او را دیر یافتم ،سیدمحمد خاتمی= کاش می‌توانستم او را دوست داشته باشم ،اعظم طالقانی= نصیحت‌های پدر
فاطمه رجبی= او تنها مرد حامی دولت نهم نبود، محمد باقر قالیباف: در رویای ریاست جمهوری ،سردار صفوی: سبز ،آبی ،بور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها