در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه آدمهایی که خبرنگاری و روزنامهنگاری را پیشه خود کردهاند، با این گفتگو کاملا آشنا هستند و در طول سال و در مواجهه با آدمهای جدید بارها و بارها این مکالمه را شنیدهاند. فضول بودن البته اگر وجه مثبت آن را در نظر بگیریم و واژه «کنجکاو» را که کلمه بهتری است، جایگزینش کنیم، مشخصه اصلی یک خبرنگار است. شما میتوانید خبرنگاران آینده را از همین کودکی شناسایی کنید. کسانی که درباره همه چیز و همهکس سوال دارند و تا جواب سوال خود را نگیرند ول کن ماجرا نیستند و حتی وارد گفتگوی چالشی با والدین خود میشوند جوری که این والدین دوست دارند از دست آنها سر به بیابان بگذارند، از خبرنگاران آینده هستند!
آنها از زمان طفولیت به دنبال کشف واقعیت و حقیقتند، حقیقت و واقعیتی که مثل دانش باید آن را ز گهواره تا گور جستجو کرد. علاوه بر کنجکاو بودن، یک خبرنگار را در دوران کودکی و نوجوانی میشود از انشاهایی شناخت که برای زنگ انشا مینویسد یا حتی میشود او را از علاقهای که به نوشتن دارد تشخیص داد. پس شمایی که قلم خوبی دارید، درباره هر موضوع انشا از «فصل بهار را توصیف کنید» گرفته تا «علم بهتر است یا ثروت» جذاب مینویسید و نکات متفاوتی را مطرح میکنید، شما بالقوه یک خبرنگار و روزنامهنگار خیلی خوب هستید.
شنبهای که گذشت، یعنی 17 مرداد، روز خبرنگار بود. روزی که در آن محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در افغانستان به شهادت رسید. سالانه خبرنگاران بسیاری در نقاط مختلف دنیا کشته، مفقود و زندانی میشوند. روزنامهنگاری یکی از شغلهای پرمخاطره دنیاست و در تحقیقی که چند سال پیش انجام شد مشخص شد روزنامهنگاران به نسبت مردم عادی 10 سال کمتر عمر میکنند. روزنامهنگاری شغل جذابی است. یک روزنامهنگار میتواند باعث رسوایی یک رئیسجمهور شود مثل ماجرای واترگیت که در آن 2 روزنامهنگار با پیگیریها و افشای مدارکی که به دست آوردند باعث شدند ریچارد نیکسون رئیسجمهور وقت ایالات متحده آمریکا استیضاح شود. یک روزنامهنگار میتواند در جبهههای جنگ حضور داشته باشد و با اطلاعرسانی با قلم خود همپای رزمندگان مبارزه کند و حتی کشته شود.
همچنان که در سال 2004 و در جریان جنگ عراق این اتفاق افتاد. سال 2004 میلادی «مرگبارترین سال» طی 10 سال گذشته برای خبرنگاران بود و شمار خبرنگاران و روزنامهنگارانی که طی این سال حین ماموریت یا به دلیل بیان نظرات خود کشته شدهاند، 53 بود که از سال 1995 به این طرف سابقه نداشته است. روزنامهنگاری مصائب شیرینی دارد . هنوز دوست دارید روزنامهنگار شوید؟
چگونه روزنامهنگار شویم؟
خبرنگاری دیگر شغل عجیب و غریبی نیست. گذشت آن زمان که مردم فکر میکردند خبرنگار حتما باید یک میکروفون و یک دوربین بزرگ همراه داشته باشد تا به او خبرنگار بگویند یا با او مصاحبه کنند. گسترش تجهیزاتی مثل موبایل دوربیندار، دوربینهای دیجیتال و ضبط صوتهای کوچک دیجیتال این روزها از همه یک پا خبرنگار ساخته است. روزنامهنگاری شهروندی اگرچه بحث جدیدی در سرفصلهای روزنامهنگاری است، اما به سرعت در حال همهگیر شدن است. دیگر هیچ چیز از چشم رسانهها پنهان نمیماند چون همیشه انسانی پیدا میشود که در لحظه وقوع حادثه دوربینش را روشن کرده باشد. این مقوله اگرچه تخصص در روزنامهنگاری را با چالش جدی مواجه کرده، اما هنوز در روزنامهنگاری دقت و تخصص حرف اول را میزند. یک خبرنگار حرفهای علاه بر سرعت، باید دقت و تخصص این کار را داشته باشد. بنابراین علاقهمندان رشته روزنامهنگاری با رفتن به دانشگاهها و کار همزمان در محیطهای مطبوعاتی این تخصص را کسب میکنند.
در حال حاضر دو دانشکده دولتی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران، به همراه دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای تهران مرکز، اراک، تربت جام و میبد، دانشکده خبر، دانشکده صداوسیما و موسسه دولتی «رسانه» در رشته ارتباطات با گرایشهای مختلف روزنامهنگاری، روابط عمومی و خبرنگاری دانشجو میپذیرند و هر سال هم بر تعداد دانشگاههایی که روزنامهنگاری را تدریس میکنند اضافه میشود. در کنار دانشگاهها البته مراکز دولتی و غیردولتی هم مشغول به تربیت روزنامهنگار هستند.
برای اینکه در رشته روزنامهنگاری در دانشگاه قبول شوید باید در کنکور رشته علوم انسانی شرکت کنید چراکه روزنامهنگاری یکی از شاخههای علوم انسانی است.
با وجود این تعداد دانشجو، که معمولا پس از 4 سال فارغ التحصیل و آماده کار هستند، محیط مطبوعات ما پر است از کارشناسان و مهندسان برق، مکانیک، مدیریت، کشاورزی با گرایش مرتع و آبخیزداری، محیط زیست، مامایی و... که گرچه برخی از آنان در این عرصه موفق عمل کردهاند، اما از دانش آکادمیک این رشته بیبهره بودهاند.
برخلاف سایر مشاغل، مدرک کارشناسی ارتباطات یا روزنامهنگاری در بیشتر مطبوعات شرط اصلی استخدام نیست.
حتی در 2 دانشگاه مهم دولتی آموزش ارتباطات، یعنی علامه طباطبایی و تهران گزینش دومی از سوی دانشگاه صورت نمیگیرد و دانشجویان تنها براساس نمرهای که در آزمون سراسری به دست آوردهاند و محاسبات رایانه انتخاب میشوند تا پس از 4 سال تحصیل یا به این رشته علاقهمند شده یا در صورت نداشتن توانایی به کار دیگری مشغول شوند.
خیلی از استادان روزنامهنگاری نسبت به روش انتخاب دانشجوی روزنامهنگاری انتقاد دارند. آنها میگویند برای این رشته هم مانند نقاشی و موسیقی باید ذوق وجود داشته باشد. پس یک آزمون ویژه ضروری است. این آزمون جداگانه باید استعداد نویسندگی، شم خبری، کنجکاوی اجتماعی، آمادگی برای خدمت اجتماعی، تحمل رنج و مشقت این حرفه را که زمان نمیشناسد، در برگیرد. روزنامهنگاری ساعت کار مشخص ندارد، ممکن است شبانهروزی باشد یا روزهای تعطیل و در شرایط سخت جنگ و... وقت آنان را بگیرد. پس در این آزمون جداگانه مصاحبه حتی آزمایشهای روانی هم لازم است. در کشور مالزی کسانی میتوانند خبرنگار شوند که پس از پایان تحصیلات متوسطه یک دوره 3 ساله و در صورت داشتن لیسانس یک دوره یک ساله آموزش دیده باشند.
در کشورهای فرانسوی زبان آفریقایی، داشتن مدرک تحصیلی دانشگاهی در رشته روزنامهنگاری شرط نخست ورود به این حرفه است. در کشور ساحل عاج داشتن یک مدرک دانشگاهی به اضافه 2 سال تحصیل در این رشته ضروری به شمار میرود.
در آلمان حداقل مدرک برای ورود به این حرفه »Abitur« است که به دنبال اتمام دوره تحصیلات متوسطه به دست میآید، اما کماکان در ایران به گفته دکتر هادی خانیکی: «مجموعه مطبوعات ما برای خودشان کار میکنند و مجموعه دانشگاهی هم برای خود. دانشجو هم که احساس امنیت شغلی نداشته باشد و نداند پس از 4 سال درس خواندن در دانشگاه آیا در روزنامهای مشغول خواهد شد یا نه نسبت به کار خود نگرش متفاوت پیدا میکند.»
از دوچرخه تا دکه
توزیع یکی از مراحل مهم در روزنامهنگاری است که حالا برخلاف دهههای پیش به روشهای مدرن انجام میگیرد. ماجرای چگونگی توزیع روزنامه و جریده در اولین سالهایی که مطبوعات در ایران ظهور و بروز کرده بود، خواندنی است. اولین روزنامه در ایران «کاغذ اخبار» بود و میرزا صالح شیرازی آن را منتشر میکرد، اما احتیاجی به توزیعکننده نداشت چون این روزنامه فقط برای دولتمردان به چاپ میرسید و آنها تنها خوانندگان «کاغذ اخبار» بودند، اما بعدها با انتشار «وقایعالاتفاقیه» توسط امیرکبیر دیگر فقط دولتمردان خواننده روزنامه نبودند. این روزنامه برای آگاهی دادن به مردم هم منتشر میشد. بنابراین به وجود افرادی احتیاج بود که میتوانستند روزنامه را به موقع در نقاط مختلف توزیع کنند. با انتشار روزنامه «اطلاعات» و بعد از آن «کیهان» و در اوایل دهه 20 آرام آرام عدهای با دوچرخه، پیاده و حتی پابرهنه به محل چاپ روزنامه میرفتند و با نسخههایی از این جراید به منطقه خود برمیگشتند تا آنها را بفروشند. در آن سالها خریداران روزنامهها غالبا کارمندان دولت بودند که علاوه بر قدرت خرید روزنامه، به آن احساس نیاز میکردند. آرام آرام ابزار توزیعکنندگان بهتر و پیشرفتهتر شد و دوندگان صاحب دوچرخه شدند. کمی بعد و با توسعه شهر تهران، توزیعکنندگان به جای دویدن به دنبال مشتری، جایگاهی ثابت برای خود پیدا کردند و از کوچنشینی به یکجانشینی روی آوردند تا به جای این که برای فروش پیش مردم بروند، مردم بیایند پیش آنها! مغازهای و میزی دست و پا کردند و دستیاری را هم به کار گرفتند. دستیاران با دوچرخه، روزنامه را تحویل میگرفتند و صاحبان دکه و مغازه پشت میز مینشستند تا روزنامه بفروشند.
روزگاری بود که پخشکنندگان در تهران فقط 30 نفر بودند و پای پیاده در ایستگاه اتوبوس روزی 100 نسخه روزنامه میفروختند و به گفته خود، درآمدشان روزی 3 یا 4 تومان بود. سالها گذشت و همه چیز پیشرفت کرد تا پیش از انقلاب که درآمد آنها به روزی 150 تومان رسید و تا امروز که بعضی از دکهها نزدیک به چندصد هزار تومان فروش دارند.
مشاهیر روزنامهنگار
روزنامهنگاری محبوبترین شغل در بین مشاهیر جهان بوده. حتم بدانید اگر در بین بزرگان هنر جهان کسی روزنامهنگاری را تجربه نکرده، شرایط برایش فراهم نبوده وگرنه همگان آرزوی روزنامهنگار شدن دارند. اگر در زمان خواجه حافظ شیرازی روزنامهای وجود داشت، بیشک در کارنامه او هم شغل روزنامهنگاری و خبرنگاری ثبت شده بود. حالا وقتش است بعضی از مشاهیر بزرگ جهان را که روزنامهنگار هم بودهاند، به شما معرفی کنیم.
ارنست همینگوی
ارنست میلر همینگوی داستاننویس معروف، روزنامهنگار قهاری هم بوده است. او نوشتن را با قلم زدن در گاهنامه استار در ایالات کانزاسسیتی آغاز کرد و در آستانه سومین دهه از زندگیاش به خلق آثار ادبی پرداخت. همینگوی از پدری پزشک و مادری که استاد پیانو بود متولد شد. او پس از گذراندن دوران مدرسه به عنوان نویسنده در مجلهای مشغول به کار شد. همزمان با شروع جنگ جهانی اول داوطلب خدمت در ارتش شد، اما مشکل بینایی و ضعف چشمانش مانع شد تا او به جنگ فرستاده شود. از این رو در طول جنگ جهانی اول به عنوان راننده آمبولانس صلیب سرخ مدتی در جبهه ایتالیا مشغول به خدمت شد. او پس از جنگ به شهر محل تولدش بازگشت و دوباره مشغول روزنامهنگاری شد و گزارشهای بینظیری از جنگ نوشت.
ماریو بارگاس یوسا
یوسا خالق رمانهای بینظیر «گفتگو در کاتدرال»، «سور بز»، «جنگ آخرالزمان»، «سالهای سگی» و چند رمان دیگر که همگی توسط عبدالله کوثری به فارسی ترجمه شدهاند، زندگی حرفهای را از سن 15 سالگی و با شغل روزنامهنگاری شروع کرده. او در شهر لیما، پایتخت پرو برای روزنامه «لا کرونیکا» خبرنگار جنایی بوده و گزارشهای جنایی مینوشته است. یوسا این روزها هم کماکان روزنامهنگار است و ستون ثابتی در روزنامه اسپانیایی «ال پائیس» او را به خود مشغول کرده و درباره موضوعات مختلفی ازجمله جنگ عراق تا موضوع تجاوز روسیه به خاک گرجستان مطلب مینویسد.
گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا مارکز یکی از مشهورترین رماننویسان جهان هم روزنامهنگار بوده. او در سال 1941 اولین نوشتههایش را در روزنامهای به نامJuventude که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود منتشر کرد و در سال 1947 به تحصیل رشته حقوق در دانشگاه بوگوتا پرداخت. مارکز هنوز هم روزنامهنگاری را بهترین شغل جهان میداند. نویسنده 81 ساله «100 سال تنهایی» که خود نویسندگی را با روزنامهنگاری آغاز کرد گفت: «هیچ شغلی بهتر از روزنامهنگاری نیست.» مارکز که اغلب اظهار کرده است که برای گریز از سخن گفتن مینویسد گفت: «ما هنگامی که جواهری (یک داستان) پیدا میکنیم، لذت میبریم، اما هنگامی که مشاهده میکنیم که زبان به نادرستی مورد استفاده قرار گرفته مثل سگ رنج میبریم.» نویسنده داستانهای کوتاه و بلند بسیار در گفتگو با دانشجویان و روزنامهنگاران از زمان اندکی که روزنامهنگاران جدید برای ارائه کارهایشان صرف میکنند گلایه کرد و گفت: «هنگامی که شخص تحت فشار و استرس قرار دارد، وقت برای فکر کردن ندارد و روز بعد با خود میگوید: بهتر بود این کار را میکردم.»
جورج اورول
جورج اورول خالق مزرعه حیوانات و «1984» هم ید طولایی در نوشتن مقاله داشت و از مقالهنویسان بنام قرن بیستم به حساب میآمد. او در بهار 1928 به پاریس رفت و بهعنوان خبرنگاری آزاد روزنامهنگاری کرد. جورج اورول سال 1936 عازم جنگ داخلی اسپانیا شد و این بار نه برای نویسندگی که برای جنگ به آنجا رفت. اورول درباره این جنگ به هفتهنامه نیو انگلیش گفته: «این فاشیسم را یکی باید تمام کند.» گردن اورول در این جنگ آسیب دید و نزدیک بود که جان خود را نیز از دست بدهد. پس از جنگ داخلی اسپانیا، اورول دوباره به روزنامهنگاری ادامه داد و چندی هم کارمند بی.بی.سی شد و در همین ایام بود که با «تی.اس. الیوت» دوست شد.
علیاکبر دهخدا
دهخدا هم روزنامهنگار بود. در حدود سال 1285 با همکاری جهانگیرخان شیرازی و با سرمایه قاسمخان تبریزی روزنامه صور اسرافیل را منتشر کرد. بخش «چرند و پرند» در این روزنامه را او با امضای «دخو» مینوشت که با استقبال زیاد خوانندگان روبهرو شد. «دخو( »مخفف دهخدا) شخصیت خیالی سادهدل حکایتها و مثلهای مردم قزوین است. دهخدا بعدها نام خانوادگی خود را از همین نام گرفت. پس از به توپ بستن و تعطیل شدن مجلس شورای ملی در دوره محمدعلی شاه، دهخدا، مانند بسیاری از آزادیخواهان، ناچار به استانبول و از آنجا به اروپا رفت.
در سوئیس، 3 شماره از «صوراسرافیل» را منتشر کرد. آنگاه دوباره به استانبول رفت و در سال 1327 (قمری) روزنامهای به نام «سروش» را به زبان فارسی انتشار داد. پس از فتح تهران به دست مجاهدین و خلع محمدعلی شاه، دهخدا از تهران و کرمان به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد.
رسول صدر عاملی
رسول صدرعاملی کارگردان صاحب سبک سینمای ایران که فیلم مشهور «من ترانه 15 سال دارم» را ساخته هم زمانی خبرنگار روزنامه اطلاعات بوده است.
او 12 بهمن 1357 در همان هواپیمایی که حامل امام خمینی(ره) از پاریس به تهران بوده، حضور داشته و مشاهدات خود را در روزنامه اطلاعات نوشته است.
فریدون جیرانی
روزنامهنگار دیگری که میخواهیم به شما معرفی کنیم، فریدون جیرانی کارگردان است که تازگیها دارد ساخت فیلمهای ژانر وحشت را در سینمای ایران تجربه میکند.
از او سال گذشته مجموعه تلویزیونی «مرگ تدریجی یک رویا» را دیده بودیم. جیرانی فعالیت مطبوعاتی خود را از سال 1370 شروع کرده است.
او از سال 1370 تا خرداد سال 1384 سردبیر هفتهنامه سینما بود و همچنان هم میشود نقدهای او را در نشریات مختلف خواند.
منبع : ویکی پدیا
سیما دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: