در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آخرین روزهای فعالیت کابینه نهم، استعفا، عزل یا هر عنوان دیگری که بخواهیم برای این تغییرات به کار ببریم در حوزه مدیریت کلان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سبب شد تا بار دیگر این حدس و گمان که فرهنگ، پرمناقشهترین حوزه فعالیت هر یک از دولتهای پیشین و احتمالا بعدی خواهد بود، قوت بگیرد.
به یاد دارم سالها قبل در آغاز فعالیت مطبوعاتیام از همکاری پیشکسوت شنیدم که میگفت، رفتار جناحهای سیاسی درخصوص مسائل فرهنگی مخالف عنوان و هویت آن جناح است. مثلا جناح راست که در عرصه اقتصادی طرفدار سیاست اقتصاد آزاد است، در عرصه فرهنگی به سیاستهای نظارتی اعتقاد دارد و جناح چپ که در عرصه اقتصادی سیاستهای منتهی به اقتصاد دولتی را ترجیح میدهد، در عرصه فرهنگی سیاستهای غیر نظارتی را میپسندد.
کارنامه معاونت سینمایی در 4 سال گذشته کارنامه پر فراز و نشیبی است که تنها برخی از فرازهای آن در قالب این گزارش منعکس شده است.
مدیری که از تلویزیون آمد
تلویزیون و سینما در طول سالهای گذشته همواره شاهد بدهبستانهای مختلفی در عرصه مدیریتی بوده است و بارها مدیران این دو عرصه، از سینما به تلویزیون و بعکس کوچ کردهاند. حضور سید عزتالله ضرغامی یکی از مدیران سینما در عرصه سیما و حضور مهدی حیدریان یکی از مدیران معاونت سیما در عرصه سینما 2 نمونه قابل ذکر در این زمینه است. محمدرضا جعفری جلوه که تا سال 1384 مدیریت شبکه یک سیما را به عهده داشت نیز نمونه دیگری از مدیران اینچنینی بود که اینبار قرار بود از سیما به سینما بیاید. جعفری جلوه، فارغالتحصیل رشته مهندسی شیمی از دانشگاه امیرکبیر است. او پس از انقلاب در سال 58 به سازمان صدا و سیما پیوست و پس از 2 سال نویسندگی و مسوولیت برنامههای گوناگون تاریخی، فرهنگی، ادبی و هنری در سال 1360 به مدیریت واحد نمایش رادیو برگزیده شد. 13 سال حضور وی در اداره کل نمایش رادیو تحول قابل توجهی در این عرصه به وجود آورد. مدیر کل پخش صدا و مدیریت شبکه سراسری صدا برخی از فعالیتهای دیگر او در این رسانه بود.
جعفری جلوه بعد از تجربهای پر بار در رادیو، در دهه 70 به تلویزیون آمد و با پذیرش مدیریت شبکه 2 سیما با مدیریت فرهنگی تولید آثاری همچون سریال «همسران» و «پهلوانان نمیمیرند»، آثار شاخصی را در این دوره به عنوان مدیر عرضه کرد. حضور او در شبکه 4 سیما دوره کوتاهی را شامل میشود. پس از آن با حضور در شبکه یک سیما، بمدت حدود 8 سال اداره این شبکه را به عهده داشت. شبکهای که به دلیل حساسیتهای خاص خود همواره زیر ذرهبین بود. او در این مدت تلاش کرد تا این شبکه را به عنوان شبکهای فرهنگی و البته با مخاطب فراوان اداره کند.
حمایت از تولید فیلم کوتاه و رونق دادن این عرصه، نگاه به روستا و کشور به شکل جهانشمول و فارغ از دید معمول تهرانزدگی، نگاه ویژه به خانواده و اهمیت به تفکر بقای جامعه بر محور خانواده و نگاه ویژه به هویت و تفکر شرقی، اسلامی و ایرانی محورهایی است که نمود بسیار زیادی در برنامههای مختلف این شبکه داشته است. ساخت سریالهایی همچون تفنگ سرپر، کیف انگلیسی، شب دهم و... نیز توفیقات دیگر شبکه یک در طول دوران مدیریت جعفری جلوه بود. روزی که حسین صفار هرندی وی را راهی دفتر معاونت سینمایی کرد، در حکم خود خطاب به او نوشت: «انتظار میرود با اهتمام به امر رشد، ارتقا و تقویت سینمای بومی، محورهایی مانند: ایجاد زمینه مشارکت و فعالیت تمامی افراد و گروههای متخصص، حمایت از تولید محصولات سمعی و بصری با توزیع عادلانه تسهیلات و آشتی دادن خانوادهها با سینما از طریق ایجاد امنیت اخلاقی را مورد توجه ویژه قرار دهید.»
حضور جعفری جلوه با استقبال سینماگران مواجه شد. او برخی از طرحهای دوران مدیریت خود مثل: تولید پروژههای ملی را نیز از شبکه یک سیما به سینما آورد تا در این عرصه نیز نگاه خاص خود را دنبال کند. پروژههایی که از میان آنها تنها «راه آبی ابریشم» که سابقهای طولانی در شبکه یک سیما داشت به مرحله تولید رسید. جعفری جلوه تلاش کرد تا در سینما نیز همان نگاه شاعرانه و ملی را دنبال کند. بیشترین نمود این مساله در سخنرانیها، پیامها و مطالبی بود که گاهی از قلم وی بیان میشد و در مواردی درک و فهم آن برای ما خبرنگاران نیاز به ترجمه و تفسیر داشت، اما این نگاه خیلی زود با بدنه سینمای ایران دچار چالش شد و گذشت زمان نشان داد حضور در این عرصه برای مدیر آرام و مودبی مانند جعفری جلوه چندان بیدردسر نیست و برخلاف عرصه تلویزیون که مدیران معمولا فرصت تاملی طولانی برای کار و ارائه محصولات خود دارند، در عرصه سینما مدیری موفقتر میطلبد که قدرت خطرپذیری بیشتری داشته باشد و بتواند در زمان مناسب تصمیمهای لحظهای بگیرد.
بنیاد سینمایی فارابی
بنیاد سینمایی فارابی در طول سالهای گذشته همواره یکی از حوزههای مورد بحث در عرصه سینما بوده است. تقریبا در نیمی از دوران فعالیت جعفری جلوه مدیریت این بنیاد به عهده علیرضا رضاداد بود، اما در نهایت در مرداد 86 رضاداد جای خود را به مجید شاه حسینی یکی از مدیران تلویزیونی داد.
در دوره جدید مدیریت فارابی برخلاف رضاداد که تلاش کرد به فیلمهای بدنه سینمای ایران توجه نشان دهد، مجید شاهحسینی چنین دغدغهای نداشت و انرژی خود را بر نوع خاصی از تولیدات سینمایی متمرکز کرد. فیلمهای فاخر و فیلمهای انقلاب دو پروژه مهمی بود که تا این زمان به نتیجه رسید و فیلمهایی در این دو عرصه تولید شد. در دوره شاهحسینی برخلاف دوره رضاداد که نگاه حمایتی شامل همه فیلمها، از فیلمهای تجاری گرفته تا آثاری هنری میشد، حمایت از فیلمها محدود به فیلمهای موسوم به سینمای ملی شد. ساخت فیلمهای پرهزینهای مانند ملک سلیمان و راه آبی ابریشم در این دوره انتقادهای فراوانی را از سوی سینماگران به همراه داشت. هرچند این انتقادها هیچ گاه علنی نشد، اما بخش عمدهای از سینماگران را ناراضی کرد و این مساله در کنار برخی رفتارهای فردی این مدیر که در ابتدا تصور میشد میتواند به دلیل تحصیلات پزشکیاش طبیب خوبی برای سینمای ایران باشد به اعتراضها و نامهنگاریهای مختلف ختم شد که برخی از آنها به مطبوعات نیز کشیده شد.
سینمایی که میخواست «ملی» باشد
سینمای ملی واژهای است که در دوره مدیریت محمدرضا جعفری جلوه از سوی او مورد توجه قرار گرفت. مانند اغلب واژههای تازه این بار هم سینماگران منتظر ماندند تا مسوولان سینمایی با چند نمونه عینی به تشریح این واژه بپردازند و نمونهای از آن را ارائه کنند. حاصل کار فیلم «آتش سبز» شد که تعجب سینماگران را در پی داشت. معاونت سینمایی در این دوره با فعالیتهای پرحجم روابط عمومی خود تلاش زیادی در راه تبیین سینمای ملی انجام داد و در این حوزه به سراغ انتشار آثار مکتوب هم رفت که یکی از آنها کتاب «طرحی برای اکنون در مسیر سینمای ملی» بود که جعفری جلوه در نامهای که به پیوست این اثر برای مطبوعات ارسال کرد، نوشت: «طرحی برای اکنون، راوی ظرفیتهای بالقوه و بالفعل موجود در ساختارهای کارآمد و گوناگون جمهوری اسلامی ایران برای اعتلای سینمای این مرز و بوم است و میتواند به منزله یک پیوست فرهنگی برای بسیاری از طرحها و پروژههای سازمانهای فرهنگی، اقتصادی، علمی و اجتماعی کشور منظور گردد... آنچه پیش روی شماست حاصل یک تکنگاری از سر تامل و به پشتوانه 3 دهه تنفس و حضوری هدفمند در ساحت فرهنگی، هنری و رسانهای ایران اسلامی است که امید میرود سینما را از انقیاد تفکرات گاه بخشینگر به فضای فراخ همدلی و همراهی و نگرش کلاننگر رهنمون سازد. تصریح و اشاره به نقش سینما به عنوان یک فرابخش در تدوین و ابلاغ اسناد بالادستی و در نصوص قانونی همچون سند چشمانداز توسعه 20 ساله، قوانین برنامههای 5 ساله و توسعه و نیز بودجه سنواتی کشور در سالیان اخیر بخوبی موید این حقیقت آشکار است که تلالو گوهر تابناک سینما میتواند روشنیبخش راههای مختلف منتهی به شاهراه توسعه کشور باشد....» در ادامه تلاش برای تبیین این موضوع، سمیناری هم از سوی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی با عنوان «نخستین همایش سینمای ملی طرحی برای فردا» برگزار شد که در آن به تبیین این موضوع پرداخته و در نهایت حاصل این نشست در قالب کتابی منتشر شد. مجموعه تلاشهای انجام شده در این زمینه که شامل طراحی تئوریهای اینچنینی برای سینمای ایران بود بسیار ارزشمند به نظر میرسد، اما در شرایطی که سینمای ایران با مشکلات زیرساختی مختلفی مواجه است و مشکلاتی مانند کمبود سالن، ضعف تجهیزات و... دامنگیر سینمای ایران است، این نوع تئوریپردازیها نیز چندان جدی گرفته نشد و چنین طرحهایی هیچ گاه از مرحله کاغذ فراتر نرفت.
نظارت، همچنان سوءتفاهمبرانگیز و پرجار و جنجال
در مجموعه معاونت سینمایی همیشه یک صندلی خالی وجود دارد که تعداد سینماگرانی که تمایلی به قرار گرفتن روی آن داشته باشند بسیار اندک است. این صندلی در اتاقی قرار گرفته که روی در آن نوشته شده «اداره کل نظارت و ارزشیابی.» هرچند این اداره کل فعالیتهای مختلفی را انجام میدهد، اما آنچه که بیش از دیگر فعالیتهای این اداره کل مورد توجه مطبوعات و سینماگران است، مساله صدور پروانه ساخت و پروانه نمایش برای فیلمهاست. محمود اربابی تنها گزینهای بود که سال 1384 حاضر شد تا مسوولیت این اداره کل را بپذیرد. اربابی که در سینمای ایران در زمینه فیلمنامهنویسی فعالیت داشته در این سالها با چالشهای فراوانی مواجه بوده است که اوج آنها سال گذشته و در زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر نمود پیدا کرد. پرونده فیلمهای بلاتکلیفی مثل 100 سال به این سالها، آتشکار، نیو مانگ و... در دوره جدید نیز روی میز معاون سینمایی و معاون ارزشیابی او بازخواهد ماند و معلوم نیست مدیران جدید با چنین فیلمهایی چه برخوردی خواهند داشت.
یکی از فیلمهای سینمایی که پرونده جنجالهای مربوط به آن به شکل عجیبی در این دوره به مطبوعات باز شد، فیلم «نقاب» ساخته کاظم راستگفتار بود. ماجرا از زمانی شروع شد که در خرداد 1386، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی اعتراضهای صورت گرفته به نمایش فیلم نقاب، نسبت به اکران این فیلم واکنش نشان داد و در اقدامی عجیب اطلاعیهای جهت عذرخواهی منتشر کرد، اما خیلی زود مشخص شد که مبنای ارزیابی فیلم و اعتراضهای صورت گرفته نسخه اولیه و اصلاح نشده این فیلم بود که به شکل غیرقانونی در بازار منتشر شد نه آنچه در حال اکران است. این مساله بازتاب فراوانی یافت و زلزلهای را در پشت پرده سینمای ایران ایجاد کرد. در همان زمان اعلام شد که اربابی در اعتراض به این موضوع استعفا کرده است. همزمانی این مساله با خداحافظی علیرضا رضاداد از بنیاد سینمایی فارابی باعث شد تا برخی رسانهها دامنه این تغییر و تحولات را به تمامی بخشهای سینمای ایران سرایت دهند. اربابی نیز در همین زمان با تایید خبر کنارهگیری خود در روزنامه بانی فیلم، توضیحات کامل در این خصوص را به زمانی دیگر موکول کرد. حتی صحبت از سیدمحمدمهدی طباطبایینژاد به عنوان جایگزین اربابی مطرح شد، اما در نهایت اربابی در اداره کل نظارت باقی ماند و فعالیت خود را در این عرصه ادامه داد.
چالش دیگری که در این زمان میان معاونت سینمایی و بدنه سینمای ایران رخ داد، مربوط به سفر گروهی از مستندسازان سینمای ایران به آمریکا بود که در قالب دعوتی از سوی موسسهای فرهنگی صورت گرفت. معاونت سینمایی اصرار داشت سینماگران به این سفر نروند، ولی برخی از آنها با نادیده گرفتن این هشدار به این سفر رفتند که خبر رفتن آنها تکذیب شد.
ماجرا از آن جا آغاز شد که موسسه مری دیان از 14 مستندساز ایرانی دعوت میکند تا از 27 می تا 18 ژوئن در آمریکا حضور داشته باشند. نمایش فیلمهای این مستندسازان در شهرهای مختلف آمریکا همچون نیویورک، واشنگتن، لسآنجلس و... سفر به شهرهای مختلف آمریکا، حضور در هالیوود و آشنایی با مستندسازان آمریکایی از برنامههای تدارک دیده شده برای این مستندسازان در سفر مذکور بود، اما در روز اول خرداد، خبرگزاری ایرنا به نقل از انجمن مستندسازان ایران، اعلام کرد این 14 مستندساز از سفر به آمریکا انصراف دادهاند. بعد از انتشار اسامی این مستندسازان، معاونت سینمایی با دعوت از تکتک آنها به این فیلمسازان توصیه کرد تا به این سفر نروند. علت اصلی این توصیه نیز این بود که با توجه به حضور کاندولیزا رایس، وزیر سابق امور خارجه آمریکا در مراسم گشایش نمایشگاه آثار نقاشان ایرانی که توسط موسسه مری دیان برگزار شد؛ احتمال حضور دیگر مقامات ارشد آمریکایی ازجمله جورج بوش رئیس جمهور سابق آمریکا در برنامه نمایش فیلمهای مستند سازان ایرانی و سوءاستفاده از این مساله در سطح جهانی بسیار قوی بود.
در همان زمانی که خیال معاونت سینمایی از بابت رفتن این مستندسازان به آمریکا راحت شده بود؛ برخی از آنها به صورت انفرادی و برخی دیگر در قالب گروههای دو سه نفره خود را به دبی رساندند تا از آنجا بعد از دریافت ویزا راهی آمریکا شوند. با اعلام این خبر، معاونت سینمایی وزارت ارشاد و انجمن مستندسازان این خبر را تکذیب کردند، اما فردای آن روز اعلام اسامی مسافران آمریکا در وبلاگی که این خبر را منتشر کرده بود، به این مساله ابعاد دیگری داد. مهدی کرمپور یکی از این فیلمسازان دعوت شده نیز در گفتگو با خبرگزاری فارس با تایید تلویحی سفر مستندسازان ایرانی به آمریکا، گفت: « معاونت سینمایی صلاح را بر این دانست که سینماگران مستندساز ایرانی به کشور آمریکا سفر نکنند.» این فیلمساز به این مساله هم اشاره کرد که «البته دعوت به شکل گروهی از سینماگران مستندساز صورت گرفته بود و سینماگران به صورت تکتک دعوت نشده بودند که بر این اساس، برخی از ما به این سفر نرویم و برخی دیگر تصمیم بگیرند راهی سفر شوند.» در نهایت نیز مشخص نشد اگر چنین سفری مشکلی نداشت، چرا باید به این فیلمسازان توصیه شود که به آمریکا نروند و اگر انجام این سفر مشکل داشت، چرا هیچ مرجعی سفر آنها را تایید نکرد؟ این موضوع نیز پس از مدتی فروکش کرد و وضعیت به حالت عادی بازگشت.
جشنوارههای سینمایی
یکی از مهمترین فعالیتهای معاونت سینمایی در هر دورهای برگزاری جشنوارههای مختلف است. در دورههای گذشته معاونت سینمایی، برگزاری جشنوارههای موضوعی یکی از مهمترین فعالیتهای مدیریت سینمایی بود که به وسیله آن اهداف مختلفی دنبال میشد. در این دوره فعالیت جشنوارههای موضوعی به حالت تعلیق درآمد، اما در عوض جشنواره فیلم فجر رشد و گستردگی عجیب و غریبی را تجربه کرد و انواع و اقسام جوایز به آن اضافه شد. سودای سیمرغ، جلوهگاه شرق، در جستجوی حقیقت، راه انبیا، راه فیروزه یا جایزه اکو و... برخی از عناوینی بود که در این دوره به فهرست جوایز جشنواره فجر اضافه شد. در همین دوره بخشهای جنبی نیز تحت عنوان «تجلی اراده ملی» حضور پررنگی را در جشنواره فجر تجربه کردند. مهمترین اتفاقی که در این دوره رخ داد و سال گذشته در بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر نمودی عینی یافت، بیتوجهی به سینمای اجتماعی و رشد نوعی سینمای شخصی و تا حدودی خنثی بود که تعدد فیلمهای ساخته شده در این زمینه، تعجب اهالی سینما را به دنبال داشت. البته در 2 دوره اخیر جشنواره فجر نظم قابل توجهی یافت و شکل برگزاری آن پس از مدتها به یک جشنواره واقعی تبدیل شد، اما بحثهای فراوانی در هر دوره درباره نحوه توزیع جوایز جشنواره و داوری فیلمها مطرح شد که منحصر به این دوره هم نبوده است، اما در دی ماه سال گذشته مجلس شورای اسلامی هم به میدان آمد و از ارزیابی عملکرد بیست و ششمین دوره جشنواره بینالمللی فجر سخن گفت. در این زمان طرحی در مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی مطرح شد تا عملکرد بیست و ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم فجر را ارزیابی کند. علت پیشنهاد این طرح هم این بود که بیست و ششمین دوره این جشنواره که در بهمن 1386 برگزار شد، از نگاه مجلس مانند هر رویدادی همراه با نقاط قوت و ضعف بود که شرح آن توسط جامعه فرهنگی هنری بیان شده و عمده مسائل مطرح شده نیز حول مدیریت و سازماندهی جشنواره، داوریها و انتخابها و جایگاه و اعتبار جشنواره فیلم فجر در داخل و خارج از کشور بوده و بر همین اساس موضوعاتی چون وابستگی این جشنواره به دولت، نبودن معیارها و ضوابط روشنی از داوریها و انتخابها و همچنین موضوعات مربوط به برگزاری و اجرای مراسم مورد توجه قرار گرفته و حاصل بحث آن است که سیاستگذاران جشنواره باید فارغ از نگاه سیاسی اقتصادی از یک سو و هنرمندان با نگاهی هنری معطوف به تعالی بخشی به انسان از سوی دیگر، زمینه مناسبی را برای رونق این جشنواره ملی فراهم آورند.
در بخشی از مطلب منتشر شده از سوی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز آمده است: نظارت بر اعتباراتی که به فیلمهای مختلف سینمایی و تلویزیونی تعلق میگیرد، توسط دیوان محاسبات کل کشور و الزام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت تهیه آییننامههای مناسب برای برگزاری چنین جشنوارههایی ضرورت دارد.
درخصوص جشنواره کودک نیز اقدام مهم معاونت سینمایی در 4 سال گذشته، خداحافظی از شهر اصفهان و برگزاری جشنواره در همدان بود که از همان دوره اول با استقبال همدانیها مواجه شد، هرچند جشنواره از ناحیه نبود فیلمهای مناسب ضربه خورد، اما به نظر می رسد بعد از برگزاری بیست و سومین دوره جشنواره در مرداد امسال بتوان به ارزیابی دقیقتری از وضعیت جشنواره رسید.
معاونت سینمایی در طول سالهای گذشته جشنواره تازهای به مجموعه جشنوارهها اضافه نکرد، اما همواره در صف اول حمایت از جشنوارههای موضوعی مانند پلیس، کوثر، جشن منتقدان، پروین اعتصامی و... قرار گرفت و تمامی دستاندرکاران این جشنوارهها را با ارسال پیام و سخنرانی تحویل گرفت، اما با تعجب فراوان، در مقابل هر دو دوره جشنواره فیلم شهر که از سوی شهرداری تهران برگزار شد، واکنش سردی نشان داد. بسیاری دلیل این رفتار را احساس رقابت معاونت سینمایی از حضور شهرداری در عرصه سینما عنوان کردند. احساسی که حتی به نظر میرسد تا حدودی به فیلم «درباره الی» تولید دیگر شهرداری هم لطمه زد و بنا به ادعای کارگردان آن، فیلم در شرایطی نامناسب برای اکران رفت و به فروش پیشبینی شده دست پیدا نکرد.
سالنسازی و بازیهای رایانهای نکته مثبت کارنامه معاونت سینمایی
طبق اطلاعات اداره کل نظارت و ارزشیابی سیما در کشور ایران 276 سالن سینما فعالیت میکند که از این تعداد، 112 سالن در تهران و 164 سالن در شهرستانهای مختلف قرار دارد. تعداد کل صندلیهای سینما در کشور 42 هزار و 50 عدد است که از این تعداد 38 هزار و 925 در تهران و 3125 صندلی در شهرستان قرار دارد. معاونت سینمایی در دوره گذشته تلاشهای فراوانی کرد تا در کنار بهرهبرداری از ظرفیت شهرداری تهران برای ساخت سالنهای جدید و راهاندازی پردیسهای سینمایی در تهران، از طریق موسسه سینما شهر به بازسازی و تجهیز سالنهای سینما در شهرستانها بپردازد. دسترسی به آمار دقیق سالنهای بازسازی شده و اضافه شدن سینماهای جدید به ظرفیت سینمای کشور به دلیل عدم همکاری موسسه سینماشهر ممکن نشد، اما این مساله یکی از نکات موفق کارنامه کاری معاونت سینمایی است که هرچند وقت یک بار اخباری درباره آن در سایتها و رسانههای خبری منتشر میشود.
بازیهای رایانهای نیز حوزه دیگری بود که معاونت سینمایی با ورود به آن موفق شد فعالیتهای ارزشمندی در این عرصه انجام دهد. هرچند محصولات تولید شده در این زمینه با کیفیتهای جهانی فاصله دارد، اما حرکت در این عرصه فعالیتی بود که باید دیر یا زود آغاز میشد. تولید بازیهایی با محتوای بومی، راهاندازی نظام ملی ردهبندی بازیهای رایانهای، ایجاد ارتباط موثر با اداره کل سمعی بصری معاونت سینمایی برای کنترل محصولات غیرمجاز، بسترسازی جهت جمعآوری محصولات قاچاق، ردگیری بازیهای رایانهای با شناسه رمزدار (هولوگرام)، تاسیس سامانه اطلاعرسانی با پیامک، کنترل محصولات وارداتی، مشارکت و تولید بازیهای آموزشی با نهادهای مختلف، راهاندازی غرفه بازیهای ورزشی و همگانی برای شهروندان، ارائه خدمات خانوادهها و... ازجمله اقداماتی است که بنیاد ملی بازیهای رایانهای به دنبال آن بوده و در برخی از این موارد نیز موفقیتهایی را کسب کرده است.
در تحلیل فعالیتهای مثبت صورت گرفته از سوی معاونت سینمایی میتوان به پیگیری طرحی برای ایجاد شهرک سینمایی هشتگرد نیز اشاره کرد که به گفته متولیان آن هنوز شرایطی برای اطلاعرسانی کامل درباره آن وجود ندارد.
عملکرد محمدرضا جعفری جلوه در طول 4 سال گذشته بارها با انتقادهای فراوانی مواجه شده و حتی چهرههای منتسب به جناح اصولگرا نیز او را از انتقاد بینصیب نگذاشتهاند. مثلا در 20 تیر 88 جمال شورجه در اظهارنظری با عنوان «غفلت معاونت سینمایی از اهداف انقلاب» میگوید: «عملکرد مدیریت سینمایی در 4 سال گذشته را میتوان با نگاهی به سردر سینماها درک و لمس کرد. نگاه به این مساله که در این چند سال فیلمهای فرهنگی به چه میزان مورد استقبال و توجه مخاطبان بودند و فیلمهای گیشهپسند تا چه حد مخاطب داشتهاند و چقدر از سوی تهیهکنندگان حمایت شدهاند، نشان میدهد مدیریت سینما چگونه عمل کرده است. حاصل این عملکرد و کارنامه 4 ساله معاونت امور سینمایی، فیلمهای تولید شده و به نمایش در آمده در این مدت است که 70 درصد آنها را فیلمهای کاملا تجاری تشکیل میدهد. گاهی درباره برخی از این فیلمها چنین عنوان میشد که دارای پیامهای اخلاقی هستند، اما آنقدر این پیامها سطحی، ضعیف و نازل بودند که امکان استناد به آن وجود نداشت. پس از 4 سال فعالیت معاونت امور سینمایی فعلی میتوان چنین ارزیابی کرد که حاصل عملکرد سینما به گونهای نبوده که بتوان آن را در جهت هدایت کلان سینما برای رسیدن به اهداف مقدس انقلاب دانست و این ضعف بزرگ و غیرقابل چشمپوشی است.»
در کنار این مساله بروز مسائلی از نوع حضور گلشیفته فراهانی در فیلمی هالیوودی، توقیف فیلم درباره الی و... اختلافنظرهای فراوانی را میان بخش رسمی معاونت سینمایی و بخش نزدیک به رئیسجمهور مشاوران ایجاد کرد که همه اینها حاکی از گرفتاریها و سختیهای کار جعفری جلوه در مقام معاونت سینمایی بود. وی بتازگی در گفتگویی که با روزنامه خبر انجام داده، به شکل تلویحی در توصیف شرایط فعلی به روزهایی اشاره میکند که در آن قرار بود جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر برگزار شود و در توصیف آن روزها میگوید: «جشنواره بیستوهفتم در حساسترین شرایط در حال برگزاری است... نیروهای سیاسی در تلاش برای خنثیسازی هستند و نه همافزایی، در حالی که این جشنواره برای جمع شدن و وفاق تلاش دارد و همین مساله، این جشنواره را منحصر به فرد کرده بود.»
به اعتقاد برنامهریزان معاونت سینمایی، در سالهای گذشته این معاونت در حوزه سینمایی از 3 برنامه بنیادین و کلان تحت عنوان برنامه منتهی به فیلم خوب، برنامه منتهی به سالن خوب و برنامه منتهی به اکران خوب حمایت کرده است. «حمایت از تولیدات فاخر و ارزشمند سینمایی»، «طرح جامع نوسازی فناوری و تجهیزات تولید و پخش فیلمهای سینمایی»، «طرح نوسازی سالنهای سینمایی»، «طرح حمایت از ساخت سالنهای جدید»، «طرح حمایت از مصرفکنندگان و تولیدکنندگان سینمای ایران»، «حمایت از اکران بینالمللی تولیدات سینمایی ایران»، «حمایت از توزیع و عرضه تولیدات سینمایی در عرصه نمایش خانگی»، «حمایت از فیلمسازان جوان»، «رونق در بخش سینمای مستند و انیمیشن»، «احداث شهرک سینمایی هشتگرد» و «تاسیس بنیاد ملی بازیهای رایانهای» عناوین این برنامه است، اما در عمل نمیتوان ارزیابی چندان موفقی در تمامی زمینهها از عملکرد معاونت سینمایی ارائه کرد. سینمای دفاع مقدس و سینمای کودک دو بخش کاملا تعطیل سینما در 4 سال گذشته بوده است که هر فیلمسازی با ورود به این عرصه، برای چند سال بعد از تولید فیلم کودک و دفاع مقدس پشیمان میشود. با گذشت چند سال از تولید فیلم 300 و فیلمهای مشابه، هنوز پاسخی به چنین آثاری داده نشده و ساخت فیلمهایی درباره سلمان فارسی، ذوالقرنین و... در حد حرف باقی مانده است. شاید یکی از دلایلی که سبب شد تا چرخ سینمای ایران در این چند سال سرعت قابل ملاحظهای به خود نگیرد، اختلاف روش میان معاون سینمایی و کلیت دولتی بود که چندان به رفتارهای محافظهکارانه و همراه با طمانینه اعتقادی نداشت و بسیار عملگرا بود. آیا یک مدیر تازهنفس و نزدیک به دولت میتواند آینده موفقتری را برای معاونت سینمایی رقم بزند؟ برای پاسخ به این سوال فقط کافی است اندکی صبر کنیم.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: