اما اگر در مسیری مشابه حدود 98400 متر به سوی شمال حرکت کنیم، وارد محل دیگر آناسازی موسوم به Aztec Ruins میشویم. به نظر دکتر لکسون این امتداد نمیتواند تصادفی باشد.
وی در مقالهای، 2 ویرانه قدیمیتر دیگر را در این خط سیر معرفی کرده است eschee, Shabik در جنوب منطقه چاکو و Sacred Ridge در شمال. Aztec هر کدام از این مناطق در زمان خود مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی بوده و هردو کنار نصفالنهار قرار گرفتهاند. این مناطق به علت جنگ و خشکسالی و عوامل نامعلوم محیطی متروک شدهاند و باعث کوچ ساکنینشان به جایی جدید در شمال یا جنوب شدهاند. به نظر دکتر لکسون علت این کوچ به ایدئولوژی و مسلک آنها بر میگشته است. وی معتقد است با بررسی پاکوییم متوجه شده واکنش فرهنگی این انسانها موجب کوچ آنان به شمال شده و وقتی آن مکان را مناسب با آرمان خود تشخیص ندادند به جنوب نقل مکان کردهاند و بعد دوباره به شمال و سپس مجدد به جنوب کوچ کردهاند و همینطور مدام در حال مهاجرت برای یافتن جایی مناسب برای زندگی بودهاند.
پاکوییم یا Casas Grandes نامی اسپانیایی به معنی خانههای بزرگ است و از این خانههای بزرگ و مجلل در چاکو و Aztec روایات و داستانهای زیادی به جا مانده است. در داخل این خانهها، افراد به واسطه راهروهایی به شکل T مانند خانههای آناسازی از اتاقی به اتاق دیگر رفت و آمد میکردند. در خانهای که از ستونهای زیادی تشکیل شده است، 3 ستون ردیف شده مدخل ورودی بزرگی را تشکیل میدادند. دکتر لکسون میگوید: «تنها در چاکو این ستونها وجود داشتند.» تپهها و خاکریزها به شکل پرندگان و اشکال دیگر همانند تپههای مشابهی که مدتها قبل توسط آمریکاییهای بومی در اوهایو پدید آمدهاند، در آمدهاند. ردیفی طولانی و مارپیچی از گل و سنگ موسوم به خاکریز Serpent مانند ماری در حال حرکت به نظر میآید.
دکتر لکسون این خاکریز مواج را مسیری بین شمال و جنوب میداند. وی تپه برجستهای را در افق به نام Cerro de Moctezuma نامیده است که بر قله آن بسختی میتوان آثار برجهای مراقبت قرنهای گذشته را مشاهده کرد. نزدیک آن نیز تپه مارپیچ دیگری در امتداد شمال و جنوب قرار دارد.
مدارک کافی موجود است که آمریکاییهای باستان از راهها و مسیرهای اصلی آگاه بودند. با نگاهی به آسمان شب مشخص میشود که ستاره شمال یا پولاریس هیچگاه حرکت نمیکند در حالیکه ستارگان دیگر دایرهوار به دور آن گردش میکنند. برخی از آداب و رسوم جشنهای ساکنان چاکو بر اثر همین دانش نجومی آنان به وجود آمده است و دیوارهای خاکی در زیگزاگهای پاکوییم نیز به همین منوال است.
دکتر لکسون میگوید در رسوم و آیین مردم دهکده سرخپوستنشین فعلی جنوب غربی آمریکا، 4 کوه مقدس وجود دارد و سرخپوستان این دهکده داستانهایی تعریف میکنند که نیاکان آنها به دلیل اتفاقات بدی که در شمال برایشان روی داد به جنوب کوچ کردهاند. اگر این نیاکان آنطور که دکتر لکسون میگوید از نصفالنهار اضطراری آگاه بودند، پس دانش نجومی را برای طرح مسیر مستقیم طولانی در اختیار داشتند که آن را دنبال میکردند. مساله اصلی به ترتیب کردن این یافتهها نیست، بلکه نکته اینجاست که چرا چنین کردند.
دیوید فیلیپس، باستانشناس در موزه انسانشناسی ماکسول در دانشگاه نیومکزیکوست. وی معتقد است لکسون بهترین باستانشناس جنوب غربی آمریکاست، اما میگوید: «نصفالنهار دقیقا یک مسیر مستقیم نیست و اگر بدقت به آن توجه کنید میبینید چند مایلی انحراف دارد.» وی شرح وقایع ظهور و سقوط ساکنانی چونAztec را نیز نگاشته است.
دکتر لکسون نیز میگوید عجیب نیست که نصفالنهار به اجبار انحرافاتی در مسیر شمال به جنوب داشته باشد. او معتقد است پیشوایان طرح این نصفالنهار بدون داشتن کرونومتر یا جی پی اس تمام تلاش خود را کردهاند تا بهترین را ارائه کند. لکسون معتقد است تنها میتوان با تطبیق آنچه در مورد رویدادهای تاریخی در جنوب غربی آمریکای قدیم رخ داده، اطلاعات خود را معنی بخشیم.
مترجم: آزاده ارشدی
منبع: نیویورک تایمز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم