در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انتظار
ترانهای از مصطفی محدثی خراسانی به نام صبح ظهور را از وبلاگش انتخاب کردهایم که به مناسبت نیمه شعبان المعظم میخوانیم:
توی این غربت دنیا/ یاد تو شد آشنامون
از تو گفتن ونوشتن/ برکت ترانه هامون
از تو گفتن و نوشتن/ یعنی جاده سمت نوره
یعنی لحظه رهایی/ صبح روشن ظهوره
دلامون پرندهای که/ چش به راه تو نشونده
فقط از مهر تو گفته/ فقط از عشق تو خونده
روزامون چشمه خورشید/ شبامون پر از ستاره س
انتظار تو برامون/ یه تولد دوباره س
برای عزیزی دعا کنید
در وبلاگ شاعرانه عبدالرحیم سعیدی راد خاطرهای از دیدار سال 86 شاعران با رهبر معظم انقلاب نوشته است. وی با اشاره به اینکه در آن شب احمد عزیزی با آب و تاب شعری را که تقدیم به حضرت ابوالفضل العباس(ع) کرده بود، خواند؛ ادامه داده است: رهبر معظم انقلاب در مورد شعر احمد عزیزی گفتند: آفرین! آفرین! چه شسته رفته و تمیز و خوب از آب در آوردید. بعد هم خطاب به سایرین فرمودند: دیگه همینجوره! آقای عزیزی جزو شعرای پخته و جا افتاده است.
سعیدی راد در پایان نوشته است: هنوز هم چشم امید این شاعر اهل بیت به دستان با کرامت حضرت عباس (ع) است. در روز میلاد علمدار کربلا برایش آرزوی شفای عاجل میکنم. شما هم دعا کنید.
خاک آشنا
مصطفی جلالی فخر در تخته خاکستری نقدی نوشته است بر خاک آشنا آخرین ساخته بهمن فرمان آرا.
وی نوشته است: واقعا چه کسی باور میکند یک فیلمساز با تجربه که شازدهاحتجاب ساخته، تلقیاش از هنر و اندیشه و روشنفکری در حد کتاب دستگرفتن و موسیقی کلاسیک گوشکردن و پای بوم نقاشی نشستن باشدو بعد آن تحول خلقالساعه و نامربوط که نقاش از زیرزمین خانه به هوای آزاد بیاید و نقاشی کند!
وی ادامه داده است: لوسترین اعتیاد و ترک اعتیاد و عشق در لحظه را هم میتوان در این فیلم دید. همچنین اضافه کنید حضور بیاثر و اضافه عشق قدیمی را که دچار بیماری بیدرمان هم هست. این آدمهای رهاشده و خنثی و رخدادهای ناپیوسته قرار است ما را به فرمان آرادنیا و ذهن اثر (و سازندهاش) جلب کنند یا صندلی ما را به برهوت ناباوری ببرند؟! واقعا گاهی حس میکردم که اینها با این رفتار و گفتارشان از سیارهای دیگر به این دنیا پرتاپ شدهاند و البته از طرز موهای کیانیان و نگاه نونهالی بعید هم نبود!
فیلم مبتذل یعنی این
احسان رحیمزاده در فیلم نگار، بخشی از صحبتهای سید مسعود اطبایی، کارگردان خروس جنگی را در باره مولفههای فیلم مبتذل آورده است. او میگوید: یک فیلم بی خاصیت که سرگرم کننده نباشد، مبتذل است. این فیلم اگر هزار تا پیام داشته باشد، باز مبتذل است. فیلمهایی که بدآموزی دارند، مبتذلاند. فیلمهایی که احساس امنیت نمیکنی آنها را با خانواده ببینی، مبتذلاند. میتوانیم آدرسهای زیادی برای فیلم مبتذل بدهیم. این روزها تعدادشان هم کم نیست.این فیلمها رفتارهای سخیف دارند و سریع به لودگی کشیده میشوند. آدم هایش حرفهای زننده میزنند. در نتیجه، بخشی از جامعه که مقید به اصول هستند، نمیتوانند به سینما بیایند. این یعنی ابتذال. این که ما بخواهیم تماشاگر را به هر بهانهای بخندانیم، نتیجه اش یک فیلم مبتذل میشود. این که یک آدمی در خیابان موز زیر پایش برود و بیفتد یک عده را میخنداند. اما این جور خنده، خنده فکر شدهای نیست.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: