سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت

مراقبت از ساعات بیولوژیک «مخاطب» در فصل تابستان

اووووه چقدر سریال حالا اگر وقت دارید بنشینید و سریال نگاه کنید حتما وقت نخواهید کرد! حتی خانم‌های خانه‌دار هم که وقت بیشتری دارند وقت نمی‌کنند همه این سریال‌ها را تماشا کنند، چون آنها هم باید برای ساعتی هم که شده از پای تلویزیون بلند شوند و ناهار و شامی‌ بپزند؛ اما این‌طوری که پیش می‌رود باید خانواده‌ها خود را برای خوردن غذاهای حاضری بیشتر آماده کنند، بخصوص اکنون که در صـفـحـه سـلامـت روزنامه جام‌جم نوشته شده سالم‌ترین غذا برای تابستان آب‌دوغ‌خیار است. فکر کنید اهالی یک خانواده‌ هی آب دوغ‌خیار بخورند و هی سریال کمدی و ملودرام نگاه کنند و از تابستان 88 لذت ببرند. البته با این وضعیت بازار فیلم پارک هم کساد مـی‌شـود و شـهـرداری بـایـد برود فکری به حال مونیتورهای بزرگی که در پارک‌ها نصب کرده و از آنها برای مردم فیلم نشان می‌دهد و اسمش را گذاشته طرح شب‌نشینی در پارک بکند، چون مردم سریال‌هایی که می‌بینند دیگر به صرافت رفتن به پارک و ذغال سرخ کردن و جوجه کباب خوردن نمی‌افتند.
کد خبر: ۲۷۰۳۱۲

البته پیش‌بینی می‌شود سینماها هم در 3‌‌هفته مانده به ماه رمضان وضعیت بهتری نداشته باشد و مردم ترجیح بدهند به جای رفتن به سینما در خانه بنشینند و بدون صرف هزینه سریال ببینند. حالا از شوخی گذشته هفته گذشته بسیاری از رسانه‌ها به تلویزیون انتقاد کردند که چرا این همه سریال را به صورت همزمان روی آنتن فرستاده است. این گروه از منتقدان این مساله را طرح کرده بودند که تراکم پخش سریال‌ها باعث می‌شود مردم نتوانند همه این سریال‌ها را ببینند یعنی وقت نمی‌کنند که همه آنها را ببینند.

سریال‌های تابستان امسال سریال‌های خوبی هستند که برای ساخت آنها وقت و هزینه زیادی صرف شده است و بهترین بازیگران تلویزیون و سینما در آنها بازی می‌کنند، بنابراین حیف است که برخی از آنها در تراکم پخش دیده نشوند. سال گذشته تلویزیون با برنامه‌ریزی مناسب سریال‌ها را به گونه‌ای پخش کرده بود که مردم طبق زمان‌بندی می‌توانستند به تماشای سریال مورد عـلاقـه خود بنشینند، اما امسال انگار قرار است شبکه‌های مختلف تلویزیون در رقابتی تنگاتنگ تمام وقت بینندگان خود را پر کنند. البته در این میان شبکه 3 سیما برنده ماجرا است چون پخش سریال‌های موفقی مانند مسافران و رستگاران را به نام خود زده است.

3 هفته دیگر ماه رمضان هم شروع می‌شود و با پخش سریال‌های مناسبتی بازهم تراکم پخش بیشتر می‌شود. برنامه‌ریزی برای پخش سریال‌ها کاری لازم و ضروری است، اما نباید این نکته را هم ندیده گرفت که آنتن خالی بیننده را بیشتر اذیت می‌کند. اما این پر شدن آنتن با سریال‌های نمایشی معایب دیگری هم دارد که یکی از آنها این است که برنامه‌های ترکیبی تلویزیون در سایه این سریال‌ها قرار می‌گیرند و دیده نمی‌شوند در حالی‌که برخی از این برنامه‌ها دیدنی هستند و برای ساخت آنها فکر شده است. از طرفی بیننده به پر بودن تلویزیون از سریال عادت می‌کند و بعد از تابستان و خالی شدن احتمالی شبکه‌ها از سریال‌های نمایشی نمی‌داند که چه باید بکند به همین دلیل یک کمی‌ هم که شده باید به فکر عادات مخاطب بود و او را در فصل‌های مختلف سال سرگردان نکرد.

دیشب پنجمین قسمت از سریال «در چشم باد» پخش شد. سریالی که امیدهای زیادی به آن بسته بودیم و فکر می‌کردیم با دیدن سریال خوش ساختی که مسعود جعفری جوزانی آن را کارگردانی کرده است یکی از بهترین روایت‌های تاریخ معاصر کشورمان را خواهیم دید. البته این توقع را خود جوزانی در ما به وجود آورد وگرنه ما که علم غیب نداشتیم بدانیم سریال در چشم باد یکی از بهترین‌های تلویزیون است؛ جوزانی خودش گفت که سریال در چشم باد وصیت‌نامه‌اش است ــ البته ما نفهمیدیم یعنی چه که در چشم باد وصیت‌نامه است چون در وصیت‌نامه معمولا به بازماندگان نصیحت می‌کنند و تکلیف ارثیه مشخص می‌شود، اما در سریال در چشم باد نه نصیحتی وجود دارد و نه ارثیه‌ای که بین مردم ایران تقسیم شود ــ جوزانی قبل از پخش سریال گفت که برای در چشم باد خیلی زحمت کشیده است و بهترین سال‌های عمرش را با همه تجربیاتی که به دست آورده صرف ساخت این سریال کرده است؛ ما هم عکس‌های این سریال را می‌دیدیم و قبول می‌کردیم که در چشم باد باید خیلی خوب باشد بخصوص این‌که عکس بازیگران خوبی را هم که در این سریال بازی کرده بودند در نشریات می‌دیدیم، بازیگرانی مانند پارسا پیروزفر که می‌دانیم هنوز خیلی مانده که بازیش شروع شود. همچنان که می‌دانیم هنوز باید 45 قسمت دیگر صبر داشته باشیم تا سریال در چشم باد پایان بگیرد، اما با همه ذهنیتی که درباره این سریال داشتیم خدایی‌اش خیلی سخته که 45‌هفته منتظر باشیم تا ببیینم جوزانی با تاریخ معاصر چه می‌کند آن هم در شرایطی که در 5 قسمتی که دیدیم واقعا چیز دندان‌گیری از تاریخ معاصر آن هم زمان میرزا کوچک‌خان جنگلی که اتفاقات مهمی‌ در کشور ما رخ داد، پیدا نکردیم.

در قسمت اول و دوم که بیژن و دوستش مدام در میان دشت و دمن می‌گشتند و پدربزرگ پیرشان برای آنها قصه می‌گفت. البته شمال کشور ما آنقدر زیبا و چشم‌نواز است که هر چه از این خطه تصویر ببینیم سیر نمی‌شویم و جوزانی هم با پر کردن این سرزمین و فضاهایی که در قاب دوربین او قرار می‌گرفتند این تصاویر را چشم‌نوازتر کرد.

در قسمت سوم به جنگ جنگلی‌ها و سربازها رسیدیم، اما باور کنید ما که باور نکردیم این جنگ را کارگردانی مقابل دوربین برده و میزانسن داده که فیلم‌هایی مانند شیرسنگی را ساخته است، جنگی که جوزانی ساخته بود بیشتر شبیه آن چیزی بود که کودکان از جنگ در ذهن دارند تا جنگی که مردم از آن برای خود تاکنون تصویرسازی‌های زیادی کرده‌اند.

در قسمت چهارم دو اتفاق مهم در داستان رخ داد، یکی آمدن شبانه و پنهانی یکی از خاطرخواه‌های رعنا به خانه آنها بود که سکانس حمله رعنا به او می‌توانست به سکانسی نفس‌گیر تبدیل شود که متاسفانه نشد و این سکانس خیلی تصنعی از کار درآمده بود و دیگری سکانس اعدام جنگلی‌ها و آوردن سر میرزا به شهر بود که این سکانس‌ها هم چنان نبود که بر بیننده تاثیر خاصی بگذارد. مرگ میرزا، یخ زدن او و بریده شدن سرش از اتفاقات مهم تاریخ معاصر است که برای آنهایی که اهل مطالعه تاریخ هستند کاملا مشخص است، اما برای آنهایی که به تاریخ مکتوب علاقه‌ای ندارند و ترجیح می‌دهند با تاریخ از لابه‌لای تصاویر متحرک آشنا شوند از کجا باید بدانند که سر بریده شده که به دست یکی از خالوها می‌رسد و او آن را داخل کیسه می‌گذارد سر بریده میرزاست که پس از یخ زده شدن بریده شده است.

می‌گویند سرانجام هر اتفاقی را آغاز آن رقم می‌زند. سریال در چشم باد می‌توانست با آغازی محکم بینندگان خود را تا پایان با خود همراه کند، اما با مصالح و امکاناتی که جوزانی در اختیار داشته است آن چیزی را نگفته است که بایستی می‌گفت.

کلی‌گویی درباره فرهنگ و هنر

در هفته‌هایی که گذشت بازار گمانه‌زنی درباره وزیرانی که در آینده چرخ مملکت را خواهند گرداند داغ داغ بود و این گمانه‌زنی درباره وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌هم وجود داشت. در این میان نام چند نفر از جمله جواد شمقدری مطرح شد. جواد شمقدری که در 4‌‌سال گذشته به عنوان مشاور هنری رئیس‌جمهور فعالیت می‌کرد هفته گذشته مجموعه‌ای از پیشنهادات خود در زمینه فرهنگ و هنر را که به رئیس‌جمهور پیشنهاد داده است طی نمابری در اختیار ایسنا گذاشت.

در ابتدای این نمابر نوشته شده بود که شمقدری طی روزهای گذشته با نمایندگان شاخه‌های مختلف فرهنگ و هنر دیدار داشته و نظرات آنها را جویا شده و اکنون این نظرات کارشناسی شده را تدوین کرده و به رئیس‌جمهور ارائه داده است. برخی از خبرگزاری‌ها نوشتند که شمقدری با این کار خواسته به رئیس‌جمهور و مجلسیان و اصحاب هنر و فرهنگ نشان دهد که کاملا برای پذیرش وزارت فرهنگ و هنر آماده است.

اما در این میان نکته جالب اینجاست که شمقدری نامی ‌از کسانی که با آنها مشورت کرده است نیاورده و نگفته که نظر چه کسانی را جویا شده است. همان‌طور که همه می‌دانیم در 4 سال گذشته مشاور هنری رئیس‌جمهور شمشیر علیه سینما را از رو بسته بود و هرازچندگاهی انتقادات تندی نسبت به عملکرد مدیران سینمایی ارائه می‌کرد. شمقدری در ایـن سـال‌هـا هـرچند مشاور هنری بود، اما فقط اظهارنظرهای او سینما را نشانه می‌گرفت شاید به این دلیل که وی کارگردانی را هم تجربه کرده و به سینما علاقه‌مند است.

البته با نگاهی به پیشنهادات شمقدری می‌توان پی برد که این پیشنهادات آنقدر کلی نوشته شده‌اند که نمی‌توان فهمید جامعه فرهنگی و هـنـری مطلوب شمقدری چگونه جامعه‌ای است. سال‌هاست آدم‌هایی با نظرات کلی در باب هنر و فرهنگ به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ می‌آیند، غافل از این‌که تا می‌آیند برای این نظرات کلی تعریف جزئی و کاربردی پیدا کنند فرصتشان تمام شده است و باید میز و صندلی خود را به دیگری واگذار کنند.

البته هفته گذشته و بعداز انتشار مطالب شمقدری در رسانه‌ها برخی از خبرگزاری‌ها نامزدهای تصدی وزارت‌خانه‌ها در دولت نهم را اعلا‌م کردند اما هیچ نامی از شمقدری برای نشستن بر کرسی وزارت ارشاد نبود.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها