پیام یونسی‌پور

تعصبت را چکار کردند کاپیتان؟

تابستان سال 83 بود. در دفتر کار علی پروین در همان خیابان توانیر پیش روی سرمربی پرسپولیس نشسته بودیم و با او از آینده تیمی حرف می‌زدیم که دوباره به آن رسیده بود. پروین دغدغه‌ها و امیدواری‌هایش را با همان ادبیات عامیانه و کوچه خیابانی‌اش روی داریه می‌ریخت و حرف می‌زد.
کد خبر: ۲۶۹۷۹۳

از این که بازیکنانی می‌آورد متعصب به پیراهن، نام باشگاه و رنگ سرخ و از این که دوباره تیمی می‌سازد به قول خودش مثل دسته گل ... و حرف می‌زد از تغییر کردن نسل‌ها از عوض شدن آداب و از دست رفتن احترامی که باید موی سپید می‌داشت، از عشق بازی‌اش با پرسپولیس از رفتنش به سرخاک مادری که به رحمت ایزدی رفته بود و فاتحه‌ای که برایش خواند و التماسی که برای کمک دوباره‌اش کرده بود!

علی پروین گاهی با شور حرف می‌زد و صدای مردانه اش را زیر گلو می‌انداخت و با چهره‌ای برافروخته داد می‌زد. مثلا جایی که بحث غمخوار، دایی و بگوویچ پیش آمد، اما جایی هم آرام می‌شد و هرچند کوچه بازاری اما متین و دوست داشتنی سخن می‌گفت. مثل جایی که خواست در مورد استیلی و باقری حرفی بزند. پروین عادتی دارد غیرقابل ترک... از دیدگاه او، در پرسپولیس متر غیرت، تعصب، پایداری و وفاداری برای همه کس و همه چیز خودش است. وقتی می‌خواست هر موفقیتی را بسنجد می‌گفت: « ما آن زمان که قهرمان می‌شدیم توقعی نداشتیم، ولی الان همه چیز عوض شده... جوون این دوره و زمونه فقط پول می‌بینه. بهش می‌گی برو به عشق این مردم بازی کن، می‌گه اگه بردیم چقدر پاداش می‌دین»! بعد باز هم از خودش مثال می‌زد... یک مثال تکراری، یک مثال قدیمی که آنقدر گفته و گفته و با زبانش دستمالی‌اش کرده، که دیگر کسی حتی به مفهوم آن هم فکر نمی‌کند: «من این باشگاه رو توی صندوق عقب ماشینم جمع می‌کردم»!

جایی دوباره بحث کشید به تعصب و غیرت. او باز هم احترامی را در جملاتش برای کریم باقری کنار گذاشت: «کریم اومد پیش من و گفت علی آقا! من به عشق پرسپولیس امضا می‌کنم. الان هم پول لازم دارم، ولی اگه ندارین، باشه هر وقت دستتون اومد پول منو بدین... بنازم به غیرت این بچه! بنازم. می‌دونس دستمون خالیه، گفت مارو خجالت نده. به ارواح خاک مامان نصرتم قسم، اولین پولی که بیاد دستمون پول کریم رو می‌دیم. چون مرده، نه مثل این بچه‌ها که می‌یان اول کار می‌گن پولمو بدین برم سر تمرین»!

پنج سال، زمان کمی نیست. پروین از این فوتبال رفت و کریم باقری ماند و پخته‌تر و کامل‌تر، محبوب‌تر و عزیزتر، باوقارتر و متشخص‌تر و البته مقبول‌تر و معقول‌تر شد. امروز کریم، اما به دفتر باشگاه پرسپولیس می‌رود. وارد اتاق مدیرعامل باشگاه می‌شود و پیش روی او می‌نشیند و با او درباره شکل پرداخت حقوق معوقه‌اش حرف می‌زند. وقتی در شیوه دریافت مطالباتش با مدیرعامل باشگاه به توافق نهایی نمی‌رسد، بلیت سفر به ترکیه را روی میز مدیر می‌گذارد و قید سفر تمرینی به ترکیه را هم می‌زند! بعد پیغام می‌فرستد برای همان مدیرعامل که تا وقتی طلب و پیش‌قسطم را نگیرم، نه تمرین می‌کنم نه به باشگاه می‌آیم!‌

برای کریم اتفاقی افتاده یا دوره و زمانه عوض شده؟ بازیکنی که سختگیرترین عنصر تاریخ باشگاه و نماد غیرت این تیم، او را می‌ستود حالا در همین باشگاه و برای مدیرعامل خط و نشان می‌کشد، اردوی ترکیه را تحریم می‌کند و قید تمرینات را هم می‌زند! آیا چنین اتفاقاتی به معنی تغییر کردن زمانه پرسپولیس نیست؟

نمی‌توان کریم را محکوم کرد و در تعصبات و روحیات او کمترین خدشه‌ای وارد کرد. باقری همان عصای دست کاشانی بود در روزهای نداری باشگاه و کمک حال مدیرانی بود که نمی‌توانستند دخل را با خرج هماهنگ کنند! صبوری و پادرمیانی‌های باقری کجا رفته؟ شاید باید دلیل چنین چرخشی را در تغییر شخصیت مدیریت باشگاه دید. مدیریتی که نه کریم باقری به عنوان کاپیتان، نه افشین پیروانی و وینگادا در قامت مربیان گذشته و نه تک تک بازیکنان و هواداران نتوانستند اعتمادی به آن داشته باشند. مدیریتی که برپایه وعده‌های توخالی بنای خود را بنا کرد و صداقت را از یاد برد! امروز همان باقری که روزی مورد تمجید و ستایش پروین و آری هان و دنیزلی و قطبی و البته کاشانی و مصطفوی و حسن انصاری‌فرد و غمخوار و... بود، مقابل مدیرعامل می‌ایستد و مطالبات مالی‌اش را پیش می‌کشد. او چرا باید به این مدیریت باشگاه اعتمادی داشته باشد؟ چه ویژگی خاصی برای جلب اعتماد در آنها می‌بینید؟

وقت تجدید نظر در پرسپولیس گذشته است. مردانی که باید در زندگی پرسپولیس نگاهی دوباره می‌انداختند این وظیفه‌شان را از یادها برده‌اند. عباس انصاری‌فرد مانده و پرسپولیس! کریم را نمی‌توان نکوهش کرد، باید به دنبال عواملی گشت که چنین پرسپولیس را به سوی بی‌اعتمادی پیش برده‌اند و رنگ پیراهن را از تعصب بازیکنان جدا کرده‌اند!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها