در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زیدان، فوتبالیست دیروز، کوهنورد امروز
زینالدین زیدان، پس از کنار گذاشتن فوتبال، اوقات فراغت خوبی دارد که البته از آنجا که 4 پسر دارد، بخشی از آن را با پسرانش میگذراند. دو پسرش به نام تئو و لوکا، شیفته فوتبالند و زیزوی نامدار هم به آنها کمک کرده تا وارد دنیای فوتبال شوند و در باشگاه رئالمادرید آموزش میبینند. شاید روزی جای پدر را بگیرند.
زیدان به کوهنوردی علاقه زیادی دارد. او در سالهای فوتبالش هم گاهی به کوه میرفت، اما حالا تمرکز خود را بیشتر روی کوهروی قرار داده است. زیزو گاهی به منطقه کوهستانی شامونی فرانسه میرود و در برنامه کوهنوردی شرکت میکند. او اخیرا با هدف تبلیغ برای کارهای خیرخواهانه در یک برنامه صعود به قله 4810 متری مون پلان که بلندترین قله اروپاست، شرکت کرد و پس از چند ساعت کوهپیمایی به این قله رسید.
از تنیس به کریکت
راجر فدرر، تنیسباز مشهور سوئیسی اوقات فراغت خود را عمدتا به تماشای بازی کریکت اختصاص میدهد و گاهی هم خودش کریکت بازی میکند. او سال 2006 در یک مسابقه کریکت البته به همراه بچههای نوجوان بازی کرد. این مسابقه در تامیل نادو برای کمک به آسیبدیدگان سونامی جنوب و جنوب شرق آسیا انجام شد. راجر در برنامههای خیرخواهانه نیز شرکت میکند. او از سال 2006 سفیر حسن نیت یونسکو شد.
عشق سرعت
کریس رونالدو، گرانترین بازیکن جهان در اوقات فراغت به موسیقی گوش میکند و وقتی فرصت کافی داشته باشد، به رانندگی میپردازد. او شیفته سرعت است و البته رانندگیاش مثل فوتبالش خوب نیست و تا به حال چند بار تصادف کرده که آخرینش پیش از جدا شدن او از منچستر یونایتد بوده است. او در حال رانندگی در بزرگراهی در نزدیکی منچستر به شدت با موانع کنار بزرگراه برخورد کرد و خودرویش آسیب زیادی دید. اما کریس حتی یک زخم هم برنداشت.
یوسین بولت سریعترین مرد جهان هم مثل کریس شیفته رانندگی است. او وقتی پشت رل مینشیند، خودرو را به لرزه درمیآورد و گاز را تا ته فشار میدهد. گویی روی پیست در حال مسابقه دو صدمتر است. رانندگی بولت خوب است، اما از آنجا که حادثه خبر نمیکند، او نیز مثل کریس رونالدو اخیرا تصادف کرد و شانس آورد که جان سالم به در برد و فقط در ناحیه پا کمی آسیب دید که پس از یک هفته کاملا بهبود یافت.
یوسین بولت در بزرگراهی که به کینگستون مرکز جامائیکا منتهی میشود، زیر باران شدید با خودروی مشکیرنگ اسپورت خود بسرعت پیش رفت که به علت لغزندگی جاده، کنترل خود را از دست داد و از جاده منحرف شد.
خودرویش تقریبا از بین رفت، اما او سالم ماند و پس از چند ساعت مداوای سرپایی در بیمارستان، مرخص شد.
آسفاپاول هموطن بولت که زمانی رکورددار دو 100 متر جهان بود، عاشق مکانیکی ماشین است. این دونده از دوره کودکی دلش میخواست مکانیک شود، اما وقتی برادرش به او نوید داد که دونده بزرگی خواهد شد، به سراغ دو و میدانی رفت. با این همه علاقه به مکانیکی و ماشین از او دور نشده و هر وقت بیکار میشود، آچار به دست میگیرد و به پارکینگ بزرگ منزلش میرود و خود را با موتور خودروهایش سرگرم میکند. پاول هفت خودرو دارد که یکی از آنها کامیون است.
فان باستن، بازیکن گلف
فان باستن در دوران فوتبالش مثل بقیه فوتبالیستهای بزرگ، بیشتر وقت خود را صرف شرکت در تمرین، مسابقه یا سفر میکرد، اما وقتی مجبور شد به علت آسیبدیدگی زانو، فوتبال را خیلی زود کنار بگذارد، به سراغ گلف رفت و کمکم یک گلف باز درست و حسابی شد.
علاقهاش به گلف آنقدر زیاد شد که در مسابقات گلف هم شرکت میکرد و حالا نیز گلف بخش اعظم اوقات فراغت او را پر میکند. چندی پیش که قرار بود او به میلان بازگردد و سرمربی این تیم شود، در سفر به میلان با نایب رئیس باشگاه میلان چند بار گلف بازی کرد. سپس در هلند منتظر بود تا وضع مربیگریاش روشن شود، اما وقتی لئوناردو مربی میلان شد، فان باستن وسایل گلف خود را جمع کرد و به جای رفتن به ایتالیا یک راست به جنوب هلند رفت تا در یک دوره مسابقه گلف شرکت کند.
این روزها او دور از هیاهوی دنیای فوتبال، با خیالی آسوده گلف بازی میکند.
فوتبالیست آوازخوان
جوکول شیفته خوانندگی است. وقتی بچه بود، از او پرسیدند در آینده چه کاره خواهد شد؟ او پاسخ داد: خواننده و اگر نشد فوتبالیست! شاید هم گلفباز!
کول گلف را خیلی دوست داشت اما برای این که از برنامههای فوتبالش عقب نماند توپ گلف را بوسید و کنار گذاشت و در عوض به سراغ ماهیگیری رفت.
در تعطیلات، گاهی به کنار رودخانهای میرود و خود را با ماهیگیری سرگرم میکند. یک سرگرمی همیشگی جوکول آواز خواندن است. البته گیتار را هم خوب مینوازد.
خودش تاکید کرده است هر وقت در زمین فوتبال نیست، آواز میخواند. خودش صدایش را میپسندد اما این که دیگران هم از صدای او خوششان بیاید، خدا میداند.
زلاتان تاجر میشود
زلاتان ابراهیموویچ بازیکن سوئدی اینترمیلان اهل حسابگری اقتصادی است و از اولین سالهایی که پولهای فوتبال به حسابش واریز شد، به سراغ کارهای تجاری رفت و تصمیم دارد پس از آویزان کردن کفشهایش، وقت خود را صرف کارهای تجاری کند. او آنقدر به تجارت علاقه دارد که گفته است اگر فوتبالیست نمیشد، الان یک بازرگان بود. البته معلوم نیست به موفقیت میرسید یا نه. ولی پول فوتبال پشتوانه خوبی برای کارهای بازرگانی او خواهد بود.زلاتان همین حالا در حرفه فوتبالش سالی 12 میلیون یورو دستمزد میگیرد. او وقتی بیکار است و به فوتبال و تجارت فکر نمیکند، به مطالعه کتاب میپردازد. او رمانهای تاریخی را دوست دارد و کتاب رابینسون کروزو را چند بار خوانده است. گاهی به سینما میرود و غذاهای چینی را هم خیلی دوست دارد.
ماهیگیری، دلمشغولی لیونل مسی
لیونل مسی، بازیکن جوان بارسلونا از آب خیلی خوشش میآید. فرقی نمیکند در نزدیکی او استخر باشد یا رودخانه. البته جاهای طبیعی را که آب زیادی داشته باشند، بیشتر دوست دارد. برای مثال آرزویش این است روزی در ویلایی کنار دریا زندگی کند و با غرش آب به خواب رود و با صدای امواج بیدار شود.
او هوای خنک و نسیمی را که از سمت دریا به طرف ساحل میوزد، خیلی دوست دارد و دلش میخواهد آنقدر اوقات فراغت داشته باشد که ساعتها روی نیمکت در ساحل بنشیند و دریا را تماشا کند.
لیونل مسی فوتبال را خیلی دوست دارد. به همین علت از نوجوانی بازیکنی برجسته و شاخص شد، اما در کنار فوتبال که حرفه اوست، به ماهیگیری خیلی علاقه دارد. هیچ تفریح و سرگرمیای به اندازه ماهیگیری برایش لذتبخش نیست. او از بچگی کنار رودخانه میرفت و ماهیگیری میکرد. گاهی ماهیهایی آن چنان بزرگ صید میکرد که بزرگسالان از صید آنها عاجز بودند. البته در ماهیگیری خیلی خوششانس بود. حالا هم وقتی به تعطیلات میرود، اولین تفریحش ماهیگیری است؛ اما با توجه به مشغله او و اجبارش برای حضور مستمر در بارسلونا و در محل تمرین و خانهاش، فرصت ماهیگیری برایش کمتر پیش میآید. در عوض ساعتها مینشیند و پلیاستیشن بازی میکند. برایش پلیاستیشن مانند فوتبال هیجان دارد. هنوز هم مثل چند سال پیش پلیاستیشن، سرگرمی اصلی اوست.
دل پیهرو، تماشاگر بسکتبال
الساندرو دل پیهرو، ورزشهای پرهیجان را دوست دارد و البته در این میان تنیس بازی میکند. در اوقات فراغت خود گاهی چند ساعت تنیس بازی میکند.
با والیبال هم آشنایی دارد. دل پیه رو تماشای بسکتبال را هم خیلی دوست دارد و بویژه رقابتهایNBA را با اشتیاق دنبال میکند و بیننده تلویزیونی ثابت مسابقاتNBA است. جدا از ورزشهای پرهیجان، الساندرو توجه خاصی به گلف دارد. او یک گلفباز ماهر است و هر وقت به زمین گلف میرود، روحیه تازهای پیدا میکند. او ساعتها گلفبازی میکند.
نویسندگی و خرید، سرگرمی بکهام
دیوید بکهام از سالهای اوج فوتبالش تا امروز برنامههای متنوعی برای خود داشته است. یکی از برنامههایش مصاحبهها و نوشتن زندگینامهاش بوده است. البته نویسندگان حرفهای نزد او میرفتند و دیوید داستان زندگیاش را برای آنها تعریف میکرد و آنها با آب و تاب مینوشتند و دست آخر زندگینامهاش را ناشران در شمارگان زیاد چاپ میکردند و روی جلد کتاب هم نام بکام به عنوان نویسنده میآمد. درباره هیچ بازیکنی در دنیای فوتبال به اندازه بکام کتاب به چاپ نرسیده است. شرکت در مهمانیها و مراسم رسمی و تشریفاتی، یکی دیگر از برنامههای ثابت دیوید بکام است، اما سرگرمی ورزشی غیر فوتبالی او بازی گلف است. بکام به گلف خیلی علاقه دارد و در این بازی ماهر است. او بویژه زمانی که آسیب میبیند و نمیتواند تمرینات فوتبال را با جدیت انجام دهد، خودش را با گلف سرگرم میکند. بکام که ثروتمندترین فوتبالیست جهان است، زندگی تجملی دارد و سعی میکند از هر چیز، گرانترین آن را بخرد. وقت گذاشتن برای خرید، یکی از برنامههای معمول دیوید در اوقات فراغت از فوتبال است. او چند خودروی گرانقیمت دارد و به آنها راضی نشده و باز هم در به در به دنبال خودروهای استثنایی تازه میگردد. در خرید خانههای مجلل نیز مشهور است. سال 1999 خانه بزرگی را در شمال لندن خرید که بعدها به قصر بکام مشهور شد. ارزش این خانه هماکنون 5/7 میلیون پوند است. وقتی در مادرید بود، روسای باشگاه رئالمادرید خانهای به او دادند که مثل یک قصر است.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: