این‌که در مورد چیزی به یقین مطلب نوشتن کار صحیحی است یا شناخت جایگاه خود و آن مبحث کار ساده‌ای می‌باشد یا خیر؟ امر دیگری است، اما ورود به هر چیز یقینا خرده‌نگاه‌هایی را به همراه خواهد داشت و تمامی ‌حق مطلب ادا نخواهد شد که آنچه نگفته می‌ماند هرچند کم اما ظریف‌تر و فوق‌العاده حساس‌تر خواهد بود.
کد خبر: ۲۶۴۶۶۲

با این سخن بیان موضوع شعر آن هم «شعر جوان» و بویژه در یک منطقه خاص، کاری بسیار دشوار می‌باشد. یقینا جوانان در هر کاری از تحرک و انرژی بیشتری بهره می‌برند و سرعت بیشتر شکل‌دهی یا تنوع بیشتری را شامل می‌شوند و این خود پویایی و کارآمدی را تا مقام و فرصت‌خواهی خواهد برد به شرط آن‌که از افراط و خامی‌ دور بماند، چه شعر نیز در 2 دهه گذشته و اخیر (هفتاد و هشتاد) دوران پر التهاب و پر جنب‌وجوشی را پشت سر می‌گذارد و این سرعت در رسانه‌ها چه از اینترنت و روزنامه و چاپ کتاب نماد زیادی داشت ولی یقینا خیلی از این استعداد‌ها در سکوت و مشکلات چاپ و تکثیر و آگاه کردن و انتشار یا از بین رفته و یا خاک گرفته و فرصت نمایش و بروز نیافته است و این واسطه‌گری‌ها و بی‌مسوولیتی عده‌ای که به نام بزرگ‌تر و پیر سکاندار می‌شوند کار را از تمایز سره از ناسره مشکل کرده‌،‌ اما آنچه هست عده‌ای نیز به دریا زدن و با توفان و سرعت، سینه به موج دادن را می‌خواهند و حتی خلاف حرکت رودخانه شنا می‌کنند تا قزل‌آلای فاتح باشند.

اما برسیم به استان گلستان که به خاطر دور بودن از مرکز و جناح‌بندی‌های ادبی و هنر نشیب و فراز‌های زیادی را دیده و گاه در خود مرکز استان نیز با دایر شدن انجمن‌ها به تعطیل کشیدن بعضی از محافل‌چنین حال و روزی را گویا می‌شوند که شخصی مثلا شرایط خاص برای شرکت در جلسه یا ایراد و ابراز شعر قائل است و این موارد بارها توسط دلسوزانی در جایگاهی خاص و یا روزنامه بروز داده شد اما روابط و تماس‌ها در این مورد (شعر) کار را چندسویه نشان داده که موج حجم و غزل مدرن و پست‌مدرن و سپید و آوانگاردها)!( و... را به همراه داشته است و در چنین دریای پر تلاطم به صید ماهی بزرگ (البته نه فیلم ماهی بزرگ) رفتن کاری است بس دشوار ولی در همین جا خاطرنشان می‌کنم نام بردن از عده‌ای یا فراموشی بنده حقیر نشان ارجح بودن یا رد هیچکس نیست و بی‌بضاعتی بنده است نه چیز دیگر، اما در میان افرادی که می‌شناسم یقینا عده‌ای هستند که مایل به درج نام نبوده یا درآنم نمی‌باشند با این توضیح خسته‌کننده به نامی ‌بردن در این کار نیازی نبود. چه بهتر است اول در بخش شعر از تمام عزیزانی که خود نام بزرگی دارند و سنی و مقامی‌ بیشتر از بیان در آن مقوله با احترام و نگاهی تحسین‌برانگیز و پر افتخار ذکر می‌کنم (که خود شاگرد همه آنها بوده) و دست یکایک شاعران را می‌فشارم.

در چند سالی که با روزنامه‌ها و سایت‌ها و انجمن‌های استان آشنا هستم عده‌ای به‌طور قطع فعالیت چشمگیر دارند و در سرودن شعر نیز با اندیشه و تعمق بهتر کار کرده‌اند چه از آن عده مرتضی شاهین‌نیا گاه در خلق تصاویر و متفاوت بودن و به گفته عزیزی عصیان و جنون شعر را می‌رساند و در کار جایی دیگر میثم ریاحی با ایجاز در کلام ... و روزاندیشی چیز دیگری است و چند کتاب چاپ شده و در حال چاپ هم دارند. سیدمحمد علوی‌راد در نوشتن راه خاص و برجسته‌ای را داراست و همچنین احمد خاندوزی هرچند خودش را بیشتر داستان‌نویس می‌داند اما در شعر زیبایی تصاویر و حرکت‌های نوظهوری را می‌نماید و شاعر خوبی با نام محمدصادق صالحی که کار‌های خوبی را از ایشان شنیده و خوانده‌ام و رمضانعلی ابری که در جشنواره خوارزمی‌کشور نیز حرفی برای گفتن داشت.

این که همه مثلا نتوانستند در بخش‌هایی فاقد کارآمدی باشند خود از این جهت است که در آن مورد یا تجربه نداشته یا محافل آن شهر‌ها و مکان‌ها هنوز در پوسته‌ای خاص رشد می‌نمایند اما در غزل که جایگاه ویژه‌ای را داراست بنیامین دیلم کتولی بدون هیچ بحث قابل ذکر و دارای کلامی‌ تازه و عطر بهارانه‌ای است و از جسارت و نوآوری خاصی برخوردار و بارها و بارها صاحب عنوان‌های نخست جشنواره‌ای در کشور و برگزیده‌ای در محافل و جشنواره‌ها و ... می‌باشد و شاید هیچ‌کس مثل ایشان در کشور از استان شناخته‌‌شده‌تر نیست ولی افسوس بی‌کتاب و در انزوای جغرافیایی و دور از امکانات به سر می‌برد.

شایسته است از خانم‌ها و آقایان دیگری مثلا خانم محمدی، وجیهه ابراهیم‌نژاد و مصطفی‌‌لو و همچنین‌ هاشمی‌که مدتی از انجمن‌ها کناره گرفته و اطلاع درستی از ایشان ندارم و چه این‌که بعضی از خانم‌ها پس از ازدواج کاری را چاپ و منتشر نکرده‌اند و در محافل استانی هم دیده نشده‌اند از آن جمله خانم کریمی ‌که غزل‌های زیبایی را از ایشان شنیده بودم و آقایان علی‌اکبر آغاسیان و جواد طباطبایی و مسیح صدیق‌تنکابنی و محمد زمان‌مطلوب‌طلب و محمد حسن‌زاده در رباعی آقای شکیب غلامی‌ که بی‌ادعا بسیار رباعیات خوب و شیرینی دارند و حتما حالا جزو پا به سن گذاشته‌ها محسوب می‌شوند.

کاش مجال و آماد‌گی ذهنی بود تا از افراد بیشتری نام برد و این قطره‌ای بود از دریایی که در عمق و عرض خیلی‌ها نیز در یادم نیامد یا بنده کوچک‌تر از آنی بودم که صیاد گوهرهای آن عظیم باشم و در اینجا از زحمات همه آنهایی که در رشد و شکوفایی استعدادها و پرورش این افراد و دیگر هنرمندان کوشیده‌اند تشکر و قدردانی می‌نمایم.

گفتند: بخوان، پاسخ داد: خواندن نمی‌دانم، من صبحم در نفس تازه کوچه غفلت کنی مرا نخواهی دید مرا در نفس‌هایت بخوان تا جانت شوم، من ابتدای زندگیم در صبح........

حسین دیلم کتولی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها