زن و شوهری که در آخرین روز اسفند سال گذشته با بیهوش کردن راننده یک خودروی پراید ، او را به درون چاه 30متری انداخته بودند ، روز گذشته دستگیر شدند.
کد خبر: ۲۶۴۴۲
به گزارش خبرنگار ما ، روز سوم فروردین امسال ، نوجوانی که مشغول بازی در اطراف یک حلقه چاه در حوالی چهاردانگه در جاده ساوه بود ، با شنیدن صدای ضعیفی که از درون چاه درخواست کمک می کرد و در حالی که بشدت ترسیده بود ، خود را به پدرش رساند و موضوع را برای او تعریف کرد. با عزیمت پدر این نوجوان به محل و تحقیق دراین باره ، وقتی متوجه شد پیرمردی درون چاه افتاده است ، موضوع را به ماموران انتظامی اطلاع داد و پس از 2ساعت تلاش ، پیکر نیمه جان این پیرمرد که یک بازنشسته است ، از چاه خارج و به بیمارستان منتقل شد. با بهبود نسبی این پیرمرد که از ناحیه دست و پا دچار شکستگی شده بود ، وی در شکایتی عنوان کرد هنگام مسافرکشی ، زن جوانی را در غرب تهران سوار خودرو کرده و پس از دقایقی ، وی گفته است به دلیل اعتیاد شوهرش از او طلاق گرفته و اکنون نیازمند کار است . در پی این اظهارات ، من نیز برای تحقیق و استخدام وی در آشپزخانه یک هتل ، به خانه او رفتم و او با اصرار برایم یک لیوان آب هویج آورد. وقتی آن را سرکشیدم ، ناگهان دچار سرگیجه شدم و زمانی که به زمین افتادم ، شبح یک مرد را مشاهده کردم . مرد شاکی در ادامه گفت : نمی دانم چند ساعت بیهوش بودم ؛ اما وقتی به خود آمدم ، متوجه شدم در یک چاه عمیق افتاده ام و دست و پایم شکسته است . در پی این شکایت ، قاضی رسول غنیمی از پلیس آگاهی خواست دراین باره تحقیق کند. ماموران با راهنمایی شاکی و با عزیمت به محل زندگی این زن ، متوجه شدند وی در این محل مستاجر بوده و با جمع آوری وسایل خود، محل را ترک کرده است . سرانجام ماموران ردپای زن سارق را در قزوین شناسایی و روز گذشته در یک عملیات ، وی را همراه شوهرش ، در حالی که سوار بر خودروی مرد مالباخته بودند، دستگیر کردند. زن سارق عنوان کرد: پس از بردن مرد راننده به خانه ، با نقشه ای که از پیش با شوهرم طراحی کرده بودم ، با خوراندن آب میوه مسموم او را بیهوش کرده و سپس در ساعت 12شب وی را درون چاه انداخته و خودروی پراید را سرقت کردیم و با آن به مسافرت رفتیم و سپس با جمع آوری لوازم منزل ، به قزوین عزیمت کردیم . با اعتراف این زن و شوهر به بیهوش کردن مرد راننده و سرقت پول و خودرو، قاضی حسینیان برای هر یک از متهمان 20میلیون تومان قرار صادر کرد. مرد مالباخته روز گذشته به خبرنگار ما گفت : وقتی چشم باز کردم ، خود را درون چاه دیدم و هر روز با روشنایی دهانه چاه می فهمیدم که یک روز دیگر را در این محل سپری کرده ام . بارها در چاه گریستم و از گناهان خود توبه کردم ، تا این که روز سوم در حالی که دیگر رمقی در تن نداشتم ، با شنیدن صدای یک نوجوان ، تمام توان خود را جمع کرده و با فریاد ، درخواست کمک کردم و سرانجام لطف خداوند شامل حال من شد و نجات یافتم .