در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود گفت: مدتی قبل پسرم عاشق دختری به نام شیوا شد. ما با ازدواج آنها مخالف بودیم؛ چرا که بعد از تحقیق در موردش مـتوجه شدیم که او به مواد مخدر اعتیاد دارد. هرچقدر ما مخالفت میکردیم فایدهای نداشت و پسرم روز به روز به او بیشتر نزدیک میشد تا اینکه پسرم به من گفت هر طور شده قصد ازدواج با شیوا را دارد، من هم برای اینکه بتوانم از پسرم مراقبت کنم تصمیم گرفتم یکی از واحدهای آپارتمان خودم را به او بدهم. پسرم بعد از ازدواجش به خانه ما آمد، اما بیشتر اوقات با او دعوا داشتم چون عروسم دوستان معتادش را به خانه ما میآورد و همسایهها طور دیگری به ما نگاه میکردند. من و پسرم بیشتر اوقات با هم حرف نمیزدیم چرا که من به او میگفتم باید همسرش را طلاق دهد، اما او میگفت این کار را نمیکند. پسرم سعی میکرد کاری کند همسرش مواد را کنار بگذارد و به زندگی عادی بازگردد، اما عروسم زیر بار نمیرفت. شیوا هروقت که پسرم در خانه نبود دوستانش را به خانه میآورد و با هم مواد مصرف میکردند.
این زن ادامه داد: روزحادثه داشتم از بیرون به خانه میآمدم که عروسم را در راه پله طبقه خودمان دیدم. مدتی بود که با هم قهر بودیم . او به خانه ما نمیآمد، از دیدنش تعجب کردم و متوجه شدم که در خانه ما کاری داشته است. کیسه سیاه رنگی در دستش دیدم، به او شک کردم کیسه را از شیوا گرفتم و دیدم درون آن مقدار زیادی طلا و جواهرات است که از خانه من دزدیده شده است.
با شکایت این زن عروس وی بازداشت شد. زن جوان گفت: مادر شوهرم به خاطر اعتیادم من را دوست نداشت و مرتب به شوهرم میگفت باید همسرت را طلاق دهی. شوهرم هم به من گفته بود اگر اعتیادم را ترک نکنم این کار را خواهد کرد. روز حادثه زمانیکه مادر شوهرم در خانه نبود به خانهاش رفتم و هرچه طلا داشت برداشتم، میخواستم با این کارم هم از او انتقام بگیرم و هم اینکه هزینه موادم را تامین کنم.
این زن جوان ادامه داد: بعد ازدواجم، شوهرم هزینه مواد من را تامین میکرد. این اواخر به من گفته بود که باید ترک کنی و دیگر پول مواد نمیداد. من مـیدانـسـتـم تـمـام ایـن رفـتارهای شوهرم زیرسرمادر شوهرم است. چون هر بار که او به خانه میآمد و دوستان من را میدید با داد و فریاد آنها را بیرون میکرد و آبرویم را پیش دوستانم میبرد.
البته من فقط طلا و جواهر از خانه مادرشوهرم به سـرقـت نمیبردم، در این مدت وسایل خانه و مقداری پول هم دزدیدهام که چون مقدارش کم بود او متوجه نشده است. پس از اعترافات این زن وی بازداشت شد و تحقیقات از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: