در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از قرار معلوم، خوردن مال ایرانیان، آنچنان به سیاستمداران ینگه دنیا چسبیده که مراتب چسبندگی آن را برای دوستان انگلیسیشان هم با آب و تاب تعریف کرده و حالا دولت انگلیس هم که یک زمانی خورشید در مستعمرههایش غروب نمیکرد، به صرافت آن افتاده که بخشی از دارایی خارج ایرانیان را به نفع خودش مسدود و مفقود کند.
ظاهرا سیاستگذاری خرج دارد لابد.....! این کار انگلیس باعث رودر رویی دیپلماتیک دو کشور شد. یک منبع آگاه در همین زمینه اعلام کرد: انگلیسی ها روز روشن مال مردم را میخورند، یک آب هم روش ...!
سخنگوی دولت انگلیس:
چون که دزدی کنی، ز مردم کن
به «حساب»ش برس، تهاجم کن
گر که بالفرض، چیده شد دمبت
ول نکن کار و فکر یک دم کن!
میگوید: (این رفیق کج بحث ما میگوید:) نه در کاخ بخواب، نه خواب آشفته ببین!
میگویم: چطور؟..... باز تو حرف زدی؟!
میگوید: احسنت به خود من که تا به حال یک قران و 30 شاهی هم در بانکهای خارجی سرمایهگذاری نکردم. آن هم عدل، بانک انگلیس، این روباه پیر که زمانی به کمک گربه نره، سر پینوکیوی بیچاره را هم زیر آب کردند. گفتند سکههایت را در زمین بکار تا درخت شود و سرمایهات به صورت هرمی و شاخه شاخه زیاد شود. تا سکهها را زیر خاک کاشت، روباه مکار رفت آن را برداشت. (برداشت اول.)
می گویم: حالا این خزعبلات تو چه دخل و ربطی دارد به فرمایشات ما؟..... باز که داری رطب و یابس به هم میبافی! بوریا باف اگرچه بافنده است/ نبرندش به کارگاه حریر......
می گوید: آقا رو....! چقدر دو زاری اش کج شده! مرد حسابی، خب اگر بنده هم به دولت انگلیس اعتماد کرده بودم .
می گویم: نخیر؛ آدم بشو نیستی که نیستی.....! خب اگر در خارج بودی چه؟.... پولهایت را در بانک خون آنجا پسانداز میکردی؟!
میگوید: تو هم گیر دادیها!
میگویم: خب اگر مردی، رفع گیر کن!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: