جمله، گفتهای تکراری است از زبان متهمان زیر 18 سال؛ پسران نوجوانی که به خاطر نرسیدن به بلوغ فکری در یک لحظه خطایی مرتکب میشوند و پای خود را به زندان باز میکنند. این اشتباههای نادانسته وگاه ناخواسته در فصل تابستان، زمان تعطیلی مدارس بیشتر میشود. براساس گزارش نیروهای انتظامی در سال گذشته درصد زندانیان زیر 18 سال را در سال گذشته مرور کنید: فروردین 77 درصد از کل زندانیان سراسر کشور، اردیبهشت 8/0 درصد، خرداد 93/0 درصد، تیر 01/1 درصد، مرداد 1/6 درصد و شهریور 19/1 درصد. اعداد هر چه به فصل تعطیلات نزدیک میشویم بالا و بالاتر میرود و این موضوع حالا به هشداری تکراری از سوی برخی مسوولان به بعضی دیگر تبدیل شده است اما سناریو همچنان ادامه دارد، به گونهای که گروهی از کارشناسان نرخ رشد 10 تا 12 درصد جرایم نوجوانان را در فصل تابستان پیشبینی میکنند و بیشتر شدن اوقات فراغت، جای خالی کنترل والدین و مسائلی از این دست را پیشفرض نتیجهگیری خود میدانند.
لطفالله محسنی، مدیر کانون اصلاح و تربیت معتقد است عدم مراقبت کافی والدین از فرزندان، بیکاری و همچنین نداشتن برنامه مناسب و سالم برای گذران اوقات فراغت باعث میشود همه ساله شاهد افزایش جرایم نوجوانان باشیم. واژه اوقات فراغت دیگر به اصطلاحی نخنما تبدیل شده و هر سال با تعطیلی مدارس بحثهای زیادی درباره آن میشود اما آمار جرایم گواهی میدهد هنوز اشکالها برطرف نشده است. سردار عزیزالله رجبزاده درباره اوقات فراغت حرفهای زیادی دارد: «سازمانهای مسوول وظیفه خود را به خوبی انجام نمیدهند و تمامی آن را به گردن پلیس میاندازند. اگر سازمانهای فرهنگی و اقتصادی وظیفه خود را در قبال جوانان در حیطه اوقات فراغت انجام بدهند سرریز مشکلات به سمت پلیس کمتر میشود.» صفر خاکی قاضی دادسرای ناحیه 27 تهران هم میگوید امان از اوقات فراغت. بیتوجهی به مقوله اوقات فراغت در وقوع جرم موثر است. افراد در زمان فراغت میتوانند انرژی خود را تخلیه کنند و در سلامت و بهداشت روانی جوانان موثر است و پر کردن درست این اوقات عامل پیشگیری از جرم است.
همه چیز اما به همین عبارت ختم نمیشود و مولفههای دیگری هم در پدیده افزایش جرایم نوجوانان در فصل تعطیلات نقش دارند. کاظم بیرجندی نابسامانی خانوادهها، مشکلات روحی، کمبودهای عاطفی، فقر اقتصادی، برخوردار نبودن از رفاه، تبعیض و تضاد طبقاتی را از جمله عواملی میداند که در مجموع سبب گرایش نوجوانان به بزهکاری میشود. او میگوید: «هر جرمی معلول علتهای مختلف است و وقتی این عوامل با جهل عدم بلوغ فکری و ضعف معنویات همراه میشود میتواند عواقب مخربی در پی داشته باشد.»
وی میافزاید: «تحقیقات علمی ثابت کرده است هیچکس از مادر مجرم متولد نمیشود، بنابراین باید نقش خانواده و جامعه را در وقوع جرایم بررسی کرد. البته گروهی شرایط آب و هوایی و جغرافیایی را هم موثر میدانند. به هر حال میتوان علت افزایش جرم نوجوانان در تابستان را داشتن زمان زیاد، نبود برنامهریزی و وجود عوامل جرمزا دانست و در واقع دست به دست دادن این سه علت باعث میشود با چنین پدیدهای روبهرو شویم.»
محسنی نیز شرایط نوجوانان بزهکار را این طور تشریح میکند: بررسیهایی که توسط مشاوران و کارشناسان کانون اصلاح و تربیت انجام شده است نشان میدهد والدین اکثر نوجوانان بزهکار با یکدیگر اختلاف دارند یا طلاق گرفتهاند. علاوه بر این والدین بسیاری از این افراد خود دارای سوءسابقه هستند. در مجموع باید نقش نابسامانی خانوادگی را پررنگ دانست.
یکی از نکاتی که میتواند توجه به آن در جلوگیری از افزایش نوجوانان بزهکار در فصل تابستان موثر باشد بررسی جرایم انجام شده توسط این افراد است، آنگاه اختلالات و ریشهها شناسایی میشود و میتوان برای رفعشان اقدام کرد. آمار نشان میدهد از 250 تا 300 نفری که در کانون اصلاح و تربیت نگهداری میشوند بیشتر آنها سرقت و سپس ضرب و شتم انجام دادهاند که این امر بیانکننده تاثیر فقر اقتصادی و روحیه پرخاشگرایانه در بزهکار شدن نوجوانان است. بیرجندی میگوید: «وقتی نیازهای یک نوجوان برآورده نشود و او خود را در مقایسه با همسن و سالان محروم ببیند ممکن است دست به رفتارهای پرخطر بزند و مرتکب سرقت شود. ضمن اینکه موضوع گاه به یک دزدی معمولی ختم نمیشود و این متهمان چون تبهکار حرفهای نیستند این احتمال وجود دارد که در حین دزدی ناخواسته جرایم سنگینتری همچون قتل انجام بدهد چرا که دچار وحشت میشوند و برای غلبه بر ترس و اضطراب خود هیجانهای کاذبشان را به این شکل بروز میدهند و به قول معروف از خود بیخود میشوند. بنابراین در وهله اول باید فکری به حال مشکلات اقتصادی کرد که البته یک نکته را هم نباید از نظر دور نگه داشت برخی نوجوانان به خاطر برآورده نشدن نیازهای آسان و بدیهی، خود را محروم میپندارند و برخی دیگر هم به نوعی زیادهخواه هستند و مثلا برای تهیه موتورسیکلت، وسایل تفریحی گرانقیمت و ... دست به انجام جرم میزنند. در مورد گروه اول همان بحث رفع موانع اقتصادی را باید مد نظر قرار داد اما گروه دوم را باید با انجام کارهای فرهنگی و گسترش فرهنگ قناعت به راه راست بازگرداند.»
وی میافزاید: «شیوع جرم ضرب و شتم نیز گویای روحیه پرخاشگرایانه برخی نوجوانان است. بیشک این دسته از افراد در خانوادههایی مشتنج رشد یافته و متانت و آرامش را از والدین خود فرا نگرفتهاند. آنها تصور میکنند با پرخاشگری میتوانند به خواستههایشان برسند. البته بحث گروه دوستان را هم نباید نادیده گرفت. وقتی نوجوان وارد یک گروه ناباب میشود برای اینکه مقبولیت و محبوبیت کسب کند، میکوشد از الگوهای رفتاری آن جمع پیروی و خودش را پیشرو نشان بدهد، به همین خاطر هم تظاهرات خشونتمآبانه انجام میدهد.»
افزایش جرایم نوجوانان در فصل تعطیلات زمانی نگرانکنندهتر میشود که جرمهای ناشیانه را به عنوان نقطه شروع برای ورود به دنیای تبهکاران تلقی کنیم. هرچند بسیاری از این متهمان تا پیش از دستگیری هیچ سابقه کیفری ندارند و حتی جرمی کشفنشده نیز انجام ندادهاند، این احتمال وجود دارد که اولین لغزش زمینه را برای خطاهای بعدی آنان فراهم و آنها را به مجرمانی حرفهای و سابقهدار تبدیل کند. محمود سالارکیا، معاون دادستان تهران در امور زندانیان نیز بر این نکته تاکید دارد و بازگشت مجدد نوجوانان به کانون اصلاح و تربیت را نگرانکننده میداند. او میگوید: «دلیل بازگشت نوجوانان به کانون را باید مورد بررسی قرار دهیم و از این موضوع پیشگیری کنیم.» همین دغدغه برای مدیر کانون اصلاح و تربیت نیز وجود دارد. محسنی میگوید: «آمار نشان میدهد میزان بازگشت این نوجوانان 7 تا 11 درصد است و با برنامههای آموزشی و تفریحی و مراقبت بعد از خروج میتوان از ورود مجدد نوجوانان به حوزه بزهکاری جلوگیری کرد.»
در این نقطه است که بحث هدف از مجازات مجرمان بهویژه متهمان نوجوان و جوان مطرح میشود. اگرچه یکی از اهداف اعمال مجازات تنبیه مرتکبان بزه است، نیت اصلی و مهمی که در این خصوص باید مد نظر قرار گیرد اصلاح متهمان و فراهم کردن شرایط بازگشت آنان به جامعه و زندگی سالم است اما در برخی موارد هدف دوم بنا به دلایل مختلف محقق نمیشود، چرا که در وهله اول متهم نوجوان بعد از آزادی از زندان به همان شرایط و محیط جرمزا بازمیگردد و در نبود او هیچ اقدامی برای ریشه کن کردن علتها صورت نگرفته است. دلیل دوم را هم بیرجندی این طور توضیح میدهد: «برچسبزنی. وقتی نوجوان یا هر فرد دیگری مرتکب جرم و سابقهدار شد به او برچسب زده میشود. همین امر زمینه را برای انجام مجدد جرم فراهم میکند، چرا که وقتی کسی چنین عنوانی را یدک بکشد نگاه اطرافیان، خانواده و جامعه نسبت به وی تغییر میکند و دیگر او را به عنوان یک شخص اصلاحشده نمیپذیرند و سعی میکنند از وی دوری کنند.
از سوی دیگر نگاه چنین انسانی نسبت به خودش هم تغییر میکند و او میپذیرد یک مجرم است. در چنین شرایطی فرد برچسبخورده باید خیلی مقاوم باشد تا بتواند بر این فشارها فائق شود.»
وی میافزاید: «نوجوان به دلیل شرایط سنی خاصی که دارد و دوران بلوغ را تجربه میکند از روحیات ویژهای برخوردار است. بنابراین برای این که احتمال بازگشت این گروه از مجرمان به زندانها کاهش یابد چند اقدام باید انجام شود. مهمترین نکته برخورد خانوادهها با این نوجوانان است. قطعا طرد کردن، تحقیر و توهین یا آزاد گذاشتن چنین شخصی بدترین طرز رفتار است. خانوادهها باید بدانند این نوجوانان به مراقبت ویژه نیاز دارند و شکل برخورد با آنها باید کاملا هوشیارانه باشد، به گونهای که آنان از نظر روحی و روانی توان فراموش کردن تجربه تلخ گذشته را به دست بیاورند. برای رسیدن به این مهم کمک گرفتن از مشاوران و متخصصان بسیار موثر است. نکته دوم ارائه آموزشهای لازم به نوجوانان است. اگر آنها مهارتهای زندگی را فرابگیرند، با حرفه و فنی آشنا یا به سمت ادامه تحصیل سوق داده شوند احتمال لغزش مجددشان کاهش مییابد. این اتفاق باید از دامن کانون اصلاح و تربیت شروع شود و تا بعد از آزادی متهمان ادامه یابد.»محسنی نیز در این خصوص خاطرنشان میکند: باید برای اشتغال نوجوانان بزهکار پس از آزادی از زندان اقدام جدی انجام شود، در غیر این صورت در سالهای آینده شاهد ارتکاب جرایم سنگینتری از سوی این افراد خواهیم بود.
هرچند آمار و ارقام نشان میدهد تابستان فصل افزایش جرایم نوجوانان است، میتوان از ادامه یافتن هر ساله این روند پیشگیری کرد. نوجوانانی که پرونده اتهامی آنها به مجتمع قضایی اطفال ارجاع میشود، بین 14 تا 17 سال دارند و البته اکثر آنها 17 ساله هستند. اگر برای این گروه برنامهریزی شود قطعا جلوی بسیاری از اتفاقات ناخوشایند گرفته خواهد شد.
یکی از این راهکارها همان بحث توجه به اوقات فراغت است اما کارشناسان به نکات دیگری نیز اشاره میکنند. گسترش روحیه گذشت در جامعه، بازگرداندن آرامش به خانوادهها و فراهم کردن زمینه گرایش نوجوانان به مذهب و معنویت از جمله برنامههای لازمالاجرایی است که نتیجه مطلوبی در پی خواهد داشت. علاوه بر این توجه به وضعیت تحصیلی نوجوانان هم بسیار ضروری است. نادر میرزایی، روانشناس میگوید: وقتی یک دانشآموز دچار افت تحصیلی میشود یا به درسخواندن علاقه نشان نمیدهد، سعی میکند از مدرسه فرار کند و... یعنی اختلالی وجود دارد که باید به آن توجه کرد. مشکلات خانوادگی یکی از دلایل اصلی گریزان شدن نوجوان از درس و مدرسه و زمینهساز انحراف است. اگر در مدارس مشاوران باتجربه وجود داشته باشند، این دانشآموزان شناسایی خواهند شد و تحت درمان و مراقبت قرار میگیرند اما متاسفانه توجه به بهداشت روانی در سطح پایینی قرار دارد.
همان اندازه که افت تحصیلی میتواند نشانهای از یک خطر باشد غرقشدن دانشآموزان در درس هم احتمال لغزش آنان را به وجود میآورد. ضیاءالدین فائق آسیبشناس اجتماعی این جمله را چنین توضیح میدهد: برخی والدین و مربیان مدارس فقط با ملاک و معیار نمره دانشآموزان را میسنجند و آنها را برای گرفتن نمرات بالا تحت فشار میگذارند. چنین نوجوانانی به اصطلاح تکبعدی میشوند. آنها مهارتهای زندگی را یاد نمیگیرند، نمیدانند در صورت بروز بحران در زندگیشان چه رفتاری انجام دهند، چگونه مشکلات را کنار بزنند و برای همین اگر در برابر یک مانع قرار بگیرند چون روش از میان برداشتن آن را نیاموختهاند ممکن است رفتارهای پرخطر و نسنجیده انجام دهند و مرتکب جرم شوند.تابستان از منظر آسیبشناسی رفتارهای نوجوانان از بعد دیگری نیز حائز اهمیت است. گاه رفتارهای آنان سبب میشود در معرض جرم قرار بگیرند و بزهدیده شوند. گرفتار شدن در دام سارقان، کلاهبرداران، اغفالگران و ... از خطراتی است که در فصل تعطیلات بیش از هر زمان دیگری نوجوانان را تهدید میکند، چرا که آنها وقت آزاد بیشتری دارند و زمان بیشتری را در خیابانها، پارکها و اماکن عمومی سپری میکنند. به همین خاطر خانوادهها باید به فرزندان خود هشدار بدهند مراقب غریبههایی که سعی دارند با ریختن طرح دوستی خود را به آنان نزدیک کنند باشند. خطر دیگری که برای نوجوانان وجود دارد حوادث غیرمترقبه است. غرق شدن در دریا و رودخانهها، سقوط از کوهستان، گمشدن در مناطق کویری و... از حوادثی است که ممکن است نوجوانانی را که به تفریح میروند تهدید کند برای همین آنها باید توجه داشته باشند در هر شرایطی توجه به نکات ایمنی، همراه داشتن تجهیزات لازم و توجه به علائم و هشدارها برای حفظ سلامت خود و جامعهشان ضروری است.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم