در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کتابی که براساس آن فیلم «خواننده» ساخته شد را خوانده بودید؟
تا قبل از این که برای بازی در فیلم دعوت شدم، خیر. یک روز استفن (دالدری، کارگردان فیلم) با من تماس گرفت و خواست که کتاب «خواننده» را بخوانم. آنجا بود که با نام برنارد شلینگ آشنا شدم. او یک نویسنده آلمانی بود و کتابش هم در آلمان و هم در سراسر جهان سر و صدای زیادی به پا کرده بود. البته این قضیه مربوط به سالهای دهه پنجاه میلادی بود و طبیعی است که من چیزی از آن را به یاد نیاورم. «خواننده» جزو کتابهای بسیار موفق و پرخواننده زمان خود بود که به 73 زبان دنیا هم ترجمه شده بود. از خودم خجالت میکشیدم که تا قبل از آن، کتاب را نخوانده بودم و چیز زیادی دربارهاش نمیدانستم.
پس از خواندن قصه چه حسی داشتید؟
گیج شده بودم. خیلی پر رمز و راز بود و بشدت خواننده را درگیر خودش میکرد. قصه لایههای مختلف واقعیت را مورد بحث و بررسی قرار میدهد و این سوال را مطرح میکند که بالاخره واقعیت چیست و حقیقت کجاست؟ اولین سوالی که از استفن کردم این بود که چگونه میخواهد این قصه را تبدیل به یک اثر سینمایی کند. اما به تواناییهای او اعتماد و اطمینان داشتم.
او گفت که میخواهد تغییراتی در متن قصه بدهد؟
تغییرات خیلی زیاد نبود و دلیلی هم برای این کار وجود نداشت. قصه برنارد شلینگ یک قصه کامل بود، نکته اصلی این بود که این قصه باید کوتاه میشد تا بتوان یک فیلم 2 ساعته براساس آن ساخت. کوتاه کردن ماجراها کار سختی بود و دقت نظر خاصی را میطلبید. خوشبختانه استفن این کار را خیلی خوب انجام داد.
کاراکتر خودتان را در فیلم چگونه ارزیابی میکنید؟
او آدم خیلی عجیب و غریبی نیست و نمونهاش را قبل از این بارها و بارها روی پرده سینما دیدهایم. البته این جوان عاشقپیشه و عدالتطلب، در اینجا تفاوتهایی با نمونههای مشابه خود دارد. مهمترین نکته این است که این آدم معمولی در شرایط خیلی سختی قرار میگیرد. اتفاقی که رخ میدهد، میزان صداقت و انسانیت او را به چالش میطلبد. دل او یک چیز میگوید و عقل و منطق چیزی دیگر، او هم به ندای دل خود گوش میکند و هم میخواهد منطقی و معقول باشد. به همین دلیل است که تصمیم میگیرد واقعیت را درباره هانا اشمیت، کاراکتر زن ماجرا کشف کند. این اقدام او فقط یک حرکت اجتماعی نیست. او با این کار میخواهد مشکل ذهنی خودش را نیز حل کند. میشل در جستجوی جواب و راهحلی است که او را راضی کند، ولی جواب واقعی ممکن است همان چیزی نباشد که وی به دنبالش است و همین نکته است که او را میترساند.
بازی در این نقش چالش زیادی به همراه داشت؟
نکته اصلی این بود که باید یک بازی درونی ارائه میدادم. میشل فکرهای زیادی در سر دارد و به چیزهای مختلف و متعددی فکر میکند. اما بسیاری از آنها را نمیتواند به زبان بیاورد. او باید با چشمها و بدنش بازی کند و حرف دلش را به کمک آنها بیان کند. برایم شناخت چنین کاراکتری اصلا مشکل نبود. او یکی از همان جوانهای آرمانخواهی است که هر روز و در همهجا نمونهاش را میبینم. قصه جنگ هم چیزی است که همه ما با آن آشنا هستیم.
صنعت سینما در یک سال اخیر ناگهان تعداد زیادی فیلم درباره دوران جنگ جهانی دوم تهیه کرد. فکر میکنید چرا این اتفاق افتاده است؟
بحث اصلی وحشت از جنگ و تکرار آن اتفاقات هولناک است. طی سالهای اخیر در دنیایی که زندگی میکنیم شاهد چند جنگ محلی خانمانسوز بودهایم. این جنگها به یاد ما میآورد که هنوز هم خطر فاشیسم وجود دارد و هنوز همه ما باید هشیار باشیم که دوباره یک اتفاق هولناک رخ ندهد. در این رابطه صنعت سینما میتواند نقش خوب و مثبتی بازی کند. فیلمهای جنگی، ما را از نزدیک به آن دنیای سرشار از کابوس و وحشت میبرد و کمک میکند تا مانع از تکرار دوباره آن فجایع شود.
کار، سر صحنه فیلمبرداری چگونه بود؟
استفن کارش را خیلی خوب بلد است. او توانست فضای آن سالهای قبل و بعد از جنگ را خیلی خوب درآورد. البته همکاران خیلی خوبی هم داشت که به او کمک زیادی کردند. خیلی خوشحال بودم که با کیت وینسلت همبازی میشوم. او بازیگر توانا و مستعدی است و نقش پر رمز و راز خود را خیلی خوب بازی کرد کار. او خیلی سخت بود و من تلاش داشتم به او کمک کنم تا راحتتر بازی کند.
فیلم بعدیتان قسمت جدید مجموعه فیلم فانتزی «هریپاتر» است. از «خواننده» تا این فیلم چه سبک و مسیری را در پیش گرفتید؟
بازیگری یعنی همین!تو یک روز مجبوری یک کاراکتر رئال در یک شرایط سختباشی و فردای آن نقش یک کاراکتر خیالی را در یک فیلم ماجراجویانه، اکشن یا فانتزی بازی کنی. جذابیت کار ما هم در همین است. وقتی کار تازهای را شروع میکنم، خسته و عصبی و نامطمئن هستم. ولی وقتی آن را روی پرده میبینم احساس راحتی میکنم و به خودم میگویم چقدر خوب شد که در این فیلم بازی کردم. ما بازیگران با هر فیلمی زنده میشویم و میمیریم و این زنده شدنها و مردنها در خودش جذابیتی دارد که نمیگذارد این حرفه را رها کنیم.
ترجمه: مهبد آستانی
منبع: آسوشیتدپرس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: