در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«باد» در محرمانه لسآنجلس1
باد، اولین افسر پلیس لسآنجلس که در فیلم میشناسیم، 5 ویژگی اصلی مهم دارد که او را از دو همکار دیگرش، جک وینسنس و اد اکسلی متمایز میسازد. 5 خصلت مهمی که او را تبدیل به قهرمان این داستان پرشخصیت و پیچیده کرده است. داستانی که بیش از آن که قهرمان داشته باشد ضدقهرمان دارد و باد هم در ظاهر امر رفتارش بیشتر به مزدوران بیکله شبیه است تا قهرمان اما از این ظاهر که بگذریم همین 5ویژگی است که خودنمایی میکند و با تعریف تازهای که از «قهرمان» به دستمان میدهد وادارمان میکند به سکوت و تحسین و اعتراف به بزرگی شخصیت باد.
1 ــ باد در این ویژگی، شهره همه افسران اداره پلیس لسآنجلس است. کسی نیست که نداند باد نسبت به آزار و اذیت زنها چه حساسیت زیادی دارد و هیچ ماموریتی را به نجات زنان از دست مردان متجاوز ترجیح نمیدهد. در این راه هیچ نرمش و مسامحهای هم به خرج نمیدهد و تا حد ممکن قاطع و خشن است. تعجبی ندارد، این همان دلیل اصلی اوست برای پلیس شدنش. خاطره تلخ آزار و اذیت مادر مهربانش توسط پدر هیچ گاه از جلوی چشمان باد محو نمیشود. او آمده تا انتقام مادرش و دیگر زنها و مادرهای مظلوم را از مردان متجاوز روزگار بستاند.
2 ــ باد با همه خشونتش مهربان است و روحیه عاطفی لطیفی دارد. اصلا خشونتش نسبت به مردان متجاوز به خاطر همین قلب مهربانش است و محبتی که در دل نسبت به زنها دارد. با داشتن این ویژگی مهم است که باد میتواند با یک نگاه عاشق لین براکن بشود و به قول خود لین در پایان داستان، به جای اینکه همه دنیا به او برسد به بازیگران سابق و یک سفر آریزونا قناعت کند.
3 ــ وفـاداری بـاد خـصلت دیگر اوست. او آدمفـروش نـیـسـت. هـیـچکـس نـمیتواند او و وفاداریاش را بخرد. باد نقطه ضعفی ندارد که بتوانند از آن استفاده کنند و بر مبنای آن با او وارد زد و بند بشوند. نه مثل وینسنس پولکی و رشوهبگیر است و کشته مرده فیلم و سینما و حواشی آلودهاش و نه مثل اکسلی جاهطلب و در پی کسب پست و مقام. وقتی وادارش میکنند همکارانش را لو بدهد خیلی راحت نشان پلیسی و اسلحهاش را میگذارد روی میز و خداحافظ!
4 ــ باهوش است. برخلاف تصور دیگران که فکر میکنند او «یک گردن کلفت بیکله» بیشتر نیست. و نیز برخلاف تصور خودش که این قضاوت دیگران را باور کرده است. لین بهتر از خود باد او را شناخته که میگوید: «تو پچت رو پیدا کردی، من رو پیدا کردی، به اندازه کافی باهوشی» و ما در ادامه میبینیم که افسر پزشکی قانونی هم به این خصلت باد اعتراف میکند.
5 ــ و بالاخره اینکه خشم و احساس باد، مانع تعقل و منطق او نیست. او در اواخر داستان اگرچه به قصد کشتن اکسلی آمده و از فرط عصبانیت خون جلوی چشمانش را گرفته اما مهم این است که میتواند خودش را کنترل کند و آرام شود و «فکر کند.» بهایش فقط شکستن پنجره با پرتاب کردن یک صندلی ناقابل است. همین!
1 ــ محصول 1997 آمریکا، نویسنده: برایان هلگلند، کارگردان: کرتیس هنسان، بازیگران: راسل کرو، کوین اسپیسی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: