در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نسبت و موازنه رسانه و اخلاق با توجه به شکل هریک متفاوت است. در این میان هرچند که میتوان به مبانی اخلاق اشاره کرد که باید در همه رسانهها مطمحنظر قرار گیرند، لیکن با این وجود مباحث اخلاقی وجود دارد که به دلایلی بیشتر معطوف به تلویزیون است.
ماهیت تلویزیون برخوردار از خصالی است که آن را با موضوع اخلاق، بیشتر ارتباط میدهد. عمدهترینش را باید در بصری بودن و تاثیرگذاریش در میان انبوه مخاطبان بخصوص کودکان و نوجوانان دانست.
نظام رسانهای ما از جهت محتوایی از آنجایی که منبعث از ایدئولوژی انقلاب اسلامی بوده بر اخلاق آن هم به شکل دینی و اسلامیاش تاکید دارد.
قرار گرفتن رویکرد ارشادی ــ تبلیغی در کنار اطلاعاتی ــ آموزشی و یا سرگرمی ــ تفریحی به هنگام تولیدات تلویزیونی بر همین اساس انجام پذیرفته است.
ارشادی و تبلیغی بودن در این وضعیت، بدین مـعـنـاست که ساخت آثار تلویزیونی باید براساس ارزشهای اخلاقی صورت گیرد. در این چارچوب است که انبوهی از تولیدات در حوزه نمایش و یا ساختارهای دیگر، حاوی مضامینی است که میکوشند هنجارهای اخلاقی ما را در ابعاد گوناگون سامان دهند. اخلاقی بودن تلویزیون زمانی بیشتر هویدا میگردد که مصادیق و نمودهایی را به یاد آوریم، مثل مستندهایی که بازسازی شده است اما به عنوان مستندهایی کاملا واقعی، در معرض دید مخاطبان قرار داده میشوند.
جدای از ایدئولوژیکگرایی که تلویزیون براساس قانون و فضای فرهنگی و دینی که در آن قرار داریم ناگزیر از توجه به آن است، میدانیم هر رسانهای در پی کسب اعتماد مخاطبینش بوده، در این ارتباط، گنجانیدن اصول اخلاقی به هنگام تولید کالاهای رسانهای و هنری میتواند چنین هدفی را تامین کند.
شکی نیست رسانهها میتوانند اخلاقی باشند. نکته قابل توجه در این ارتباط آن است که از رسانه تلویزیون تا چه میزان انتظار پیامهای اخلاقی را داریم. به کلامی دیگر آیا باید از تلویزیون توقع داشت که در موضع معلم اخلاق قرار گیرد و یا آنکه توقع آن است به هنگام ساخت تولیدات تلویزیونی مبناهای اخلاقی در ساختار آن گنجانیده گردد.
نگاهی گذرا به تولیدات انجام گرفته نمایشی یا غیرنمایشی تلویزیون، پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران نمایشگر آن است که این رسانه در ساماندهی مضامین تولیداتش، بیشتر در موقعیت همان نگرش اول آن هم به شیوهای غالبا مستقیم ظاهر میگردد. در این باره میتوان به انبوه آثار تاریخی ــ دینی یا اسلامی، سیاسی، اجتماعی و... اشاره کرد که هر یک در بطن خود به آن طریق مروج ارزشهای اخلاقی بوده و هستند.
سریالهایی که اخیرا پخششان به اتمام رسید یا همچنان روی آنتناند، همین هدف را دنبال میکنند. از «یوسف پیامبر» که بگذریم سالها تنهایی یا پس از سالها میکوشند در تمامی صحنه و سکانسها حامل اخلاقیاتی باشند که به روشنی به چشم میآیند.
واقعیت آن است که با در نظر گرفتن فضای فرهنگی و دینی جامعه، از تلویزیون (به علت نقش و ارتباط گسترده و تاثیرگذاری که با خانواده دارد) برای نمایاندن ارزشهای اخلاقی به گونهای خلاصه و غیرمستقیم، ولی با در نظر گرفتن مبناهای اخلاقی مورد انتظار است.
تلویزیون، در ارتباط با مخاطب، با نظامهای اخلاقیای مواجه است. این سیستمها، ریشه در پندارهایی دارند که هر یک از ما میتوانیم پیرامون آنها داشته باشیم.
میتوانیم اخلاق را در ارتباط با فردیت یا جامعه تحلیل کنیم. اگر اولی منظور باشد شاهد محدودیتی نخواهیم بود. در این وضعیت ادارهکنندگان اجتماع به دنبال تمهیداتیاند تا فرد برای گزینشهایش به صورت عمیق و راحتتری عمل کند و به اشتباه و لغزش نیفتد.
اگر دومی مورد توجه باشد آنگاه است که باید از هادیان جامعه نظیر مجلس دولت و نظایر آنها توقع داشته باشیم، تا به کار استحکام و گسترش ارزشهای اخلاقی بپردازند.
همچنان که در سطور پیش اشاره گردید، یکی از فلسفههای وجودی رسانه، سرگرمی ــ تفریحی بودن آن بوده است. این نکته را اگر بخواهیم از منظر اخلاق بنگریم میتوان از ابعاد مختلفی مورد بحث قرار داد. در میان فلاسفه یونان به دیدگاههایی برمیخوریم که به تحلیل تفریح و تفنن با معیارهای اخلاقی پرداختهاند.
صاحبنظران دینی و فقهی کشورمان نیز با توجه به پیچیدگی و تنوع جامعه و فناوریهای امروز با سرگرمی و تفریح، رفتار و برخوردهای متفاوتی داشتهاند. این اختلاف نظرات به صورتهای مختلف تاثیراتش را روی تولیدات تلویزیونی گذاشته است.
از دیگر مواردی که اخلاق را با تلویزیون درگیر میکند، اطلاعرسانی است. موضوع، نحوه و وسعت اطلاعات در هر زمینهای همواره از جنبههای گوناگون اخلاقی، مجادله و بحث برانگیز بوده است. در این حوزه تلاش برای دست بردن برخی اندیشه و رفتارهای مردم، برای آماده کردن موقعیتی که موردنظر است، همیشه زمینهساز این بحث بوده که چنین دخالت و تصرفهایی تا چه میزان میتواند اخلاقی تلقی شوند.
اگر تبلیغات کالاهای اقتصادی و غذایی مختلف را از کارکردهای محسوس و گستردهتر دیگر تلویزیون قلمداد کنیم در این ارتباط هم به مسائلی برخواهیم خورد که به گونهای پررنگ آن را با اخلاق پیوند میدهد.
تبلیغ کالاهای گوناگون، مخاطب و بویژه کودکان را به عادتهای مصرفی متفاوتی سوق خواهد داد که در نهایت میتواند شکل دهنده رفتار اخلاقیاش در آن زمینه باشد.
اهمیت این تاثیرگذاریها به گونهای است که در کشورهای توسعه یافته، افزون بر قوانینی که برای این موضوع وجود دارد، کوشش گردیده از طریق سازمان و تشکیلاتهای دولتی و خصوصی نسبت و تعادلی منطقی را بین تبلیغات کالاهای مصرفی و اخلاق (بویژه در ارتباط با کودکان و نوجوانان) فراهم آورند، به گونهای که موجد مشکل و تنشهایی در این زمینهها نباشد.
پیرامون گستردگی نقش تلویزیون و ارتباطش با اخلاق، در کنار محورهایی که به آنها اشاره گردید، آنچه باید بیشتر در کانون توجه و تحلیل قرار گیرد، تفاوت برداشت و دیدگاهها درباره اخلاق از سوی متفکران اسلامی و غیراسلامی است.
در این میان آنچه روشن نیست، نامشخص بودن مشی تلویزیون در برابر هریک از آن مشربهای اخلاقی است. به همین علت است که وقتی به آثار تلویزیونی مینگریم، مشاهده میکنیم مضامین اخلاقی آنها براساس پیشفرض و تعریفهای متفاوتی شکل گرفته است. به عنوان مثال اگر در اثری مشاهده میکنیم تلاش بر آن است که ارزش و تعالی اخلاق به گونهای مستقیم و تجویزی اعمال گردد و به سخنی دیگر برای خود جایگاه هدایتگری قائل است در تولیداتی دیگر، نظارهگر هنری هستیم که در بستر آن خالق اثر، دیدگاه اخلاقی خود را به گونهای خلاقه مطرح کرده به گونهای که همین هنرمندیاش باعث میگردد هرکسی در معرض آن قرار گیرد، از آن تاثیر پذیرد.
گذار جامعه، از سنت به مدرنیته و تنوع گستردگی دیدگاهها و مکتبهای اخلاقی که وجود دارند، در چنین جایگاه تلویزیون و ارتباط اجتنابناپذیرش با مقوله اخلاق ایجاب میکند در مقاطع گوناگون نسبت بین این رسانه با اخلاق از سوی کارشناسان، مورد بازخوانی به روز قرار گیرد.
این کوشش اگر به گونهای علمی و مستمر صورت پذیرد، کمک خواهد کرد تا ارزشهای اخلاقیای که در متن آثار قرار میگیرند، از عمق و اثرگذاری وسیعتری برخوردار گردند.
محمدرضاکریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: