با حجت‌الله غنیمی‌فرد ، معاون سرمایه گذاری شرکت ملی نفت

سرمایه‌گذاری در نفت ایران

نوسانات قیمت نفت در سال 2008 میلادی و اثرات آن در بحران اقتصادی، محدودیت‌ها و جذابیت‌های سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران و ارزیابی وضعیت کنونی بازار جهانی نفت از جمله مباحثی است که با دکتر حجت‌الله غنیمی‌فرد، معاون سرمایه‌گذاری شرکت ملی نفت ایران مطرح کرده‌ایم.
کد خبر: ۲۵۹۲۲۸

غنیمی‌فرد بیش از 2 دهه مسوولیت فروش نفت به عنوان مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران را به عهده داشت تا این که یک سال پیش به عنوان معاون سرمایه‌گذاری این شرکت و به گفته خودش بازویی برای هماهنگی، تسهیل و نزدیک‌تر کردن واحدهای بیرونی از نفت فعالیت دارد.

معاون سرمایه گذاری شرکت ملی نفت معتقد است اگر آمریکایی هابخواهند وارد عرصه سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران بشوندبایددر رفتار سیاستگذارانشان شاخص‌هایی مبنی بر تغییر دیده شود که طی 30 سال گذشته چنین رفتاری از آنان بروز نکرده است.

آنچه در پی می‌آید، حاصل گفتگوی ما با غنیمی‌فرد است.

آقای نوذری، وزیر نفت گفته اند ما 3 سال اول دولت آقای احمدی‌نژاد که 3 سال اول برنامه چهارم هم می‌شد، 48 میلیارد دلارجذب سرمایه داشته‌ایم که به نسبت 3 سال آخر دولت آقای خاتمی فکر می‌کنم آن زمان 28 میلیارد دلار بودبسیار بالاتر بوده است ، این آمار چگونه استخراج شده است؟

وقتی مقایسه می‌شود، قاعدتا باید به حساب‌های شرکت‌ ملی نفت ایران پرداخت، بنابراین بدون این که نسبت به ارقام بخواهم اظهارنظری غیر از دیدگاه آقای وزیر داشته باشم، عرض می‌کنم که در روند باز شدن بازارهای جهانی به روی سرمایه‌گذاری‌ها در بخش کالاهای نفتی با افزوده شدن رشد اقتصادی جهان تا قبل از مشکلات سال 2008 به نظر می‌آمد این رشد بالا نیاز فراوانی به انرژی خواهد داشت.

در نتیجه اشتیاقی که برای آوردن پول  جهت راه انداختن طرح‌هایی که بتواند نفت و گاز آینده را تامین کند، وجود داشت، قطعی و یقینی بود.

این مساله پدیده‌ای است که حتی با بالا رفتن قیمت نفت، بیشتر از آن چیزی که هر سال پیش‌بینی می‌شد، باعث شد برخی سرزمین‌هایی که استخراج نفت آنها اقتصادی نبود، اقتصادی شود، در نتیجه اقبال عمومی برای تامین بیشتر انرژی در سطح جهانی به علت رشد بالایی که در آن سال بود، سرمایه‌ها را به سمت استخراج منابع نفت و گاز در سراسر جهان سرازیر کرده، لذا یک دلیل منطقی‌اش تامین انرژی بود که دنیا احساس می‌کرد نیازمند آن است، البته از دید بیرونی نه درونی.

آقای دکتر! چند وقت پیش فرمودید ما با 15 کشور اروپایی طی چند ماه گذشته مذاکره داشته‌ایم و ممکن است تا آخر سال بعضی از آنها به نتیجه برسد. این سرمایه‌گذاری‌ها چقدر به نتیجه رسیده و چقدر مقدار باقی مانده است.

یکی از پیامدهای سوء، اتهام افکنی‌های بین‌المللی علیه ایران به دنبال پافشاری بحق ایران در حقوق مسلم خودش برای استفاده از انرژی اتمی این است که بازتاب بیان برخی اقدامات انجام شده در صحنه بین‌‌المللی می‌تواند عواقب منفی برای طرف‌های تجاری داشته باشد. به همین دلیل برخی مذاکراتی را که به نتایجی رسیده، اعلام عمومی نمی‌کنیم.

اگرچه این نتایج در برخی از آنها هنوز به شکل قرارداد امضا شده‌ای درنیامده، ولی در مجموع مذاکراتی که شده، برخی از آنها به قراردادهایی تبدیل شده‌اند.

برخی از آنها حتی با نام قرارداد هم به اطلاع عموم رسیده و بعضی دیگر برای جلوگیری از عواقب منفی که علیه طرف قرارداد یا طرف‌های قراردادی دارد، از اعلام آن خودداری شده است. تا آن زمان که جو مسموم باعث مشکلی برای طرفهای قراردادی بشود، قطعا نام آن شرکت‌ها یا کشورها بیان نمی‌شود.

این بحث باعث شده است ما شرقی شویم. الان چین و روسیه بیشتر تمایل دارند در نفت و گاز ما سرمایه‌گذاری‌کنند. نفت هم یکی از ابزارهای تامین امنیت ملی است. اینها تا چه اندازه می‌توانند در عرصه بین‌المللی منافع بین‌المللی و ملی ما را تامین کنند؟

در بخش نفت به نظر نمی‌آید مقوله امنیت ملی را یکجانبه فقط با داشتن قراردادهایی در بخش صنعت نفت و گاز از گروهی از کشورهایی که به نظر می‌آید در دنیا از هر نظر سیاسی جایگاه خاصی دارند، تفسیر کنیم؛ بلکه به نظر من بخش عمده‌ای که در ارتباط با تامین منافع ملی و ایجاد امنیت ملی و ارتقای قدرت حضورمنطقه‌ای و بین‌المللی ما با استفاده صنعت نفت و گاز به عنوان بخشی ازمجموعه امکانات کل کشور است، این است که ما بتوانیم امکانات، توان و ظرفیت تولید نفت و گاز را افزایش دهیم. در نتیجه به هر دلیلی جو مسموم غیرواقعی و غیر آن چیزی که حق ما باشد، علیه ما ایجاد کرده‌اند. نباید فراموش کرد که این جو مسموم امکان دارد برای شما بازتاب از دست دادن توان بالقوه‌ای باشد که در آینده باید در زمان معینی به نیروی بالفعل تبدیل شود و اگر بالفعل تبدیل شدن آن به تاخیر می‌افتد، به علت فشارهای سیاسی است که علیه ایران در این جو مسموم ایجاد شده که باید از این جلوگیری کرد و این بدان معنی است که اگر می‌دانید افزایش توان تولید، امنیت ملی شما را بیشتر محافظت می‌کند و امکان حضور و قدرت بین‌المللی را افزایش می‌دهد، این توان حتی اگر لازم باشد، از بعضی کشورهایی بجز کشورهای دسته اول گرفته شود، حالا اگر این کشورها در آسیا هستند، نه تنها لازم بلکه ضروری است.

خب توانمندی شرکت‌ها چه می‌شود؟

شما فرض کنید توانمندی در گروه کشورهای اول قرار دارد که به هیچ ترتیب قابل خرید توسط کشورهای دیگر نیست. در صحنه بین‌المللی خرید این فناوری‌ها حتی سخت ترین فناوری‌هایی که در صنعت نفت و گاز وجود دارد، به شکل‌های مختلف در اختیار پروانه ساخت گیرندگان قبلی یا دارنده لیسانسورهای قبلی است که کیفیت اصلی در لیسانس به آنها داده شده است و کیفیت برخی شرکت‌ها قطعا پایین‌تر از آنها نیست که این فناوری‌ها را در اختیار دارند. در ضمن توان تکنولوژیکی ایران در بسیاری از بخش‌های بالادستی کم نیست. اگر بخش‌های دیگر از امکانات و تسهیلاتی مثل تسهیلات و ابزار و قطعاتی نیازمند آن هستیم و در برخی موارد بازارهای دست اول مشکلاتی را ایجاد می‌کنند، ولی بازارهای در مسیر دوم و سوم اینها را می‌دهند همان طور که در تمام این سال‌ها دیدید که صنایع نفت کشور توانسته امکانات مورد نیاز خودش را تامین کند.

به علت بحران مالی دنیا بخش عمده ای از پولی که در بازار نفت به عنوان بازار بورس نفت بوده، خارج شده و تعداد معاملات نفت خام کاغذی و فرآورده‌های کاغذی کاهش پیدا کرده است

درباره امکانات مالی باید گفت که اقتصاد دنیا، طی 20 سال گذشته متحول شده، در برخی کشورهای آسیایی توان مالی تنها کمتر از برخی از کشورهای شاخص در اروپا نیست که در بعضی موارد به مراتب امکانات مالی بیشتری دارند برای این که این امر ثابت شود، بهتر است به حساب‌های ملی این کشورها و منابع مستقلی که از توان ارزی ایجاد شده قبلی و امکانات ارزی که به عنوان ذخایر در اختیارات دارند و امکاناتی که هر ساله می‌توانند در سایه ارزی که به کشور خودشان منتقل می‌کنند، به وجود آورند، مراجعه کنید، امکانات خوبی می‌بینید.

به نظر من تحولات بازار پولی و سرمایه در آسیا طی 20 سال گذشته و بویژه در یک دهه گذشته به‌گونه‌ای بوده که اصلا نباید گفت با کمتر شدن امکانات ورود منابع مالی از بانک‌ها و کشورهای اروپایی، ایران تمام توان آینده خودش را برای جذب از دست داده بلکه باید بدون این که این را یک شعار بدانیم، در زمانی که غرب مشکلاتی را برای تامین مالی ما فراهم کرده، بگوییم این غرب و بانک‌ها و شرکت‌های اروپایی هستند که از ورود نکردن به تامین مالی در پروژه‌های بزرگ نفت و گاز ضرر کردند.

زیرا برخی قراردادها منعقد و حتی اسامی طرف‌های قرارداد اعلام شده و گاهی اوقات موارد منعقد شده بنا به توافق طرفین اعلام نام نشد و تامین مالی اجرای این قراردادها با طرف مقابل بوده است.

آقای دکتر برگردم به سوال قبل، بخشی از این جذب سرمایه در این 3 سال اخیر صورت گرفته، خاطرتان هست بفرمایید از قراردادهای قبلی چقدر جذب سرمایه شده است؟

نه، رقمی ندارم ذکر کنم. ولی در هر دولتی و در هر دوره ای قاعدتا زمانی که قراردادی امضا می‌شود، امکان دارد زمان اتمام یک دولت و شروع یک دولت دیگر باشد در حال این که یک قراردادی که قبلا امضا شده، بتواند با شرایطی که داشته توسط دولت دیگر اجرا شود و تمام امکاناتی که در آن قرار داده بوده، جذب بشود، این را باید به عنوان یک موفقیت در نظر گرفت.

بحث‌هایی راجع به صادرات گاز به سوئیس وجود دارد. عده‌ای آن را تفاهم‌نامه می‌دانند، این تفاهم‌نامه است یا قرارداد؟

بهترین مسوول به نظر می‌آید شرکت ملی صادارت گاز است که می‌تواند اظهارنظر کند زیرا در این زمینه اقدامات مستقیم آنها بوده که این زحمت را به نتیجه رسانده و این قرارداد است و جالب است بدانید که توسط بسیاری از کسانی که دوست نداشتند ببینند برخی از کشورهای اروپایی با ما کار می‌کنند حتی مورد بررسی قرار گرفت و خود آنها معتقدند که این قرارداد است.

کی زمینه فعالیت و اجرای قرارداد فراهم می‌شود؟

تمام جزییات این مساله در اختیار شرکت ملی صادرات گاز است و اگر براساس محرمانه بودن آن در قرارداد میان طرفین مشکلی پیش نیاید، به نظر من می‌توانید سوالات را از این شرکت بپرسید.

برویم سراغ خط لوله صلح که بتازگی به امضا رسید. علت تاخیر یک ساله آن را از نظر سیاسی توضیح می‌فرمایید؟

همان‌طور که خاطرتان است، سال گذشته قرار بود همراه با امضا شدن متن آماده، دو طرف بعد از توافق مقامات قرارداد را امضای نهایی کنند. در آن زمان از سمت مقامات ایران نظراتی مطرح بود که ضرورت داشت وزیر نفت پاکستان با همتای ایرانی خود مذاکراتی داشته باشد. همزمان قرار بود طرف هندوستانی هم مذاکرات نیمه‌تمام خود را کامل کند، وزیر نفت از هر دو همتای پاکستانی و هندی به ایران دعوت کرد و متاسفانه به دلیل مشکلاتی که بین پاکستان و هند در خصوص تفاهم و توافق برای حق عبور و هزینه حمل‌ونقل گاز ایران به هندوستان بود، این دو بزرگوار نتوانستند به ایران بیایند. مورد بعد مشکلاتی بود که پاکستان با آن روبه‌رو شد. تمام شدن دوره دولت قبلی و سرکار آمدن دولت موقت و برخلاف دعوت وزیر محترم نفت از همتای خودش در این زمان مشکلاتی مثل ناآرامی‌های پاکستان و ترور مرحوم بی‌نظیر بوتو باعث شد عملا مذاکرات مربوط به وزرا برای حل و رفع به تاخیر بیفتد.

این موضوع از سوی رئیس‌جمهور در سفر به دو کشور پاکستان و هندوستان طی سال گذشته مطرح شد و در این زمینه فرصتی را که رئیس‌جمهور تعیین کردند و با توجه به اولویت‌هایی که به نظر می‌آمد از انواع دیگر انرژی برای کشور هندوستان وجود داشت، هندوستان برای حضور در مذاکرات در آن زمان آمادگی نداشت. به همین علت زمانی که از طرف پاکستانی دعوت شد، علی‌رغم این که در پاکستان هم از وزیر دعوت شد، ولی وزیر از گروهی بود که با دولت ائتلاف کرده بود و جدا شد و برای مدتی وزیری در آن وزارتخانه به طور مستقیم نبود و بالاخره پذیرفتند در حد قائم‌مقام وزارتخانه‌شان مذاکراتی صورت گرفت.

همزمان با این مذاکرات، تحولات بازار گاز نشان داد نکاتی که مورد نظر قرار گرفته، باید با اصلاح قیمت همراه باشد و دیگر هیچ مورد باقی نماند که نیاز به مذاکرات بعدی باشد چون سعی شده بود تمام نکات مورد نظر مقامات مربوط در نظر گرفته شود.

در مذاکراتی که دی‌ماه در ایران انجام شد، تمام نکات به تفاهم دو طرف رسید. زمانی که از تفاهم صحبت می‌شود، به این معنی است که برای این که به توافق به صورت قراردادی برسیم باید مراجع و مقامات دو کشور بر این تفاهم صحه بگذارند و بر این اساس طرف پاکستانی فرصتی لازم داشت که داده شد و در نهایت این تفاهم‌نامه دو هفته قبل به امضا رسید که مایه خرسندی است.

آقای دکتر، چند وقت پیش یک تفاهم‌نامه با ترکیه برای جذب 12 میلیارد دلار به منظور توسعه پارس جنوبی، انجام شد در این باره توضیح دهید.

اگر اشتباه نکنم، مسوول گروه مذاکرات ترکیه آقای مهندس ترکان است.

قیمت نفت را برای سال جاری چطور پیش‌بینی می‌کنید؟ نوسانات کی به پایان می‌رسد؟

اگر تاریخ روندقیمت نفت طی 40 سال گذشته بخواهد تکرار شود ، به نظر می رسد در بزرگترین کشور مصرف کننده انرژی یعنی آمریکا باید رویکردی دیگر ایجاد شود زیرا با تحولا‌ت سیاسی دراین کشور و روی کار آمدن حزبی که در حوزه انرژی بیشتر به دنبال استفاده از انرژی است که محیط زیست را کمتر آلوده کند این روند نباید تکرار رفتار 40 سال قبل قیمت نفت باشد و این به این معنا نیست در طول دوره دمکرات‌ها، ما در برخی زمان‌ها افزایش قیمت‌ها را نداریم؛ ولی به نظر می‌آید در عمل نباید شاهد تغییر تونل قیمت نفت یعنی کف و سقف قیمت نفت به بیش از آن چیزی باشیم که در دوره جمهوریخواهان بوده است.

بدیهی است در حال حاضر یعنی سال 2009 بازار با مشکل خاصی روبه‌رو شده که این عامل خاص می‌تواند در روند قیمت‌های نفت، اثری کاهنده داشته باشد.

در عین حال عامل اقتصادی دیگری وجود دارد که در اقتصاد بازار آزاد، دادن فرصت به رقیب برای این که قدرتی بیشتر از آن چیزی که ممکن بوده در اختیار بگیرد و سهم بیشتری را از بازار از آن خود سازد، باعث می‌شود این امر هم در ملاحظات سال جاری برای قیمت نفت در نظر گرفته شود که قیمت‌های پایین نفت در اقتصادی مثل اقتصاد چین که دومین مصرف‌کننده انرژی دنیاست، با رشد بیشتری مواجه می‌کند و این کشور را می‌تواند با سرعت رشد بیشتری از مشکلات اقتصادی که دنیا و از جمله چین با آن روبه‌رو شده، خارج کند یعنی می‌تواند در مدتی کوتاه مشکلات دخلی ایجاد شده چین را با قیمت‌های پایین انرژی و بخصوص نفت جبران کند و بعد از جبران این دوره زمانی که در کشورهای غربی و برخی کشورهای آسیایی دور که در مجموعهOECD هستند، مشکل اقتصادی برطرف می‌شود.

آن زمان قیمت‌های پایین انرژی موجب شد اقتصاد چین، به مراتب قوی‌ترشود و به نظر می‌رسد اصل رقابت در اقتصاد آزاد و بازار آزاد نباید براحتی فرصتی به اقتصاد چین بدهد تا در آینده رقابت با اقتصاد آن، سخت باشد و به همین دلیل به نظر می‌آید قیمت‌های سال جاری باید در زمانی خاص مورد توجه قرار بگیرند، یکی ماه فوریه که وسط زمستان است و دیگری ماه جولای که اولین ماه تابستان در تقویم نفتی است. اگر طی این دو ماه، قیمت‌ها از زمان شروع سال جاری میلادی بالاتر قرار بگیرد و سعی به تثبیت قیمت‌ها شود، به نظر می‌رسد ما در سال 2009 می‌توانیم قیمت‌هایی داشته باشیم که پایین‌تر از سطح قیمت‌های ورود به این سال نبوده بلکه بالاتر باشد و با توجه به امیدهایی که در برخی اقتصادهای دنیا مطرح است و می‌تواند نشانه‌های رفع بعضی مشکلات در نیمه دوم سال جاری باشد که می‌تواند در قیمت تقاضای نفت اثر بگذارد، تقاضا را بالاتر ببرد و کاهش قیمت را افزایش دهد، ولی چنانچه برخی آمارها و شاخص‌هایی که از سوی کشورها و موسسات مختلف بین‌المللی اعلام می‌شود، بیان کننده همه واقعیت بحران جهانی اقتصادی و عمق مشکلات نباشد، باید قبول کنیم این اطلاعات واقعی زمانی که با رفتار اقتصادی کشورهابه منصه ظهور می‌رسد می‌تواند اثر منفی بر بازار نفت هم داشته باشد.

اوپک با این امید که بر قیمت نفت اثر بگذارد. تولیدش را کاهش داده فکر می‌کنید این تصمیم بر بازار تاثیر داشته باشد؟

اقتصاد دنیا، طی 20 سال گذشته این گونه متحول شده که در برخی کشورهای آسیایی توان مالی‌ای را می‌بینید که نه تنها کمتر از برخی کشورهای شاخص اروپا نیست بلکه در برخی موارد بیشتر نیز است

بخشی از اقتصاد و بخشی از بازار نفت قطعا تحت تاثیر میزان عرضه است و زمانی که میزان عرضه نفت به سود مناسب در بازار برای رفع تقاضا در وضعیت کنونی و تقاضای چند ماه آینده باشد، این مساله می‌تواند روند قیمت‌ها را تا حدی تثبیت کند و به سمتی قابل پیش بینی سوق دهد. واقعیت این است، زمانی که از کاهش تولید صحبت می‌کنیم کاهش تولید مثلا از اول ژانویه نمی‌تواند روی قیمت تاثیر داشته باشد؛ چرا که باید کاهش، هنگام عرضه به مشتری صورت گیرد. مثلا باید در کشورهایی که کاهش تولید آنها توسط اوپک اعلام می‌شود، بیشتر از 10 روز کاهش تولید داشته باشیم تا یک کشتی کمتر صادر شود.

در برخی اعضای اوپک باتوجه به میزان کل سقفی که باید کاهش داده شود، کم و زیاد می‌شود، از طرفی فاصله میان مقصد مصرف و محلی که قرار است به آن عرضه شود، کم و زیاد می‌شود، از طرفی فاصله میان مقصد مصرف و محلی که قرار است به آن عرضه شود، مثلا زمانی که از خلیج فارس قرار است به غرب اروپا یا به آمریکا با کشتی نفت صادر کنند 30 تا 35 روز و در برخی موارد در مناطق گروه‌های غربی تا 45 روز طول می‌کشد که کشتی برسد. پس اگر کاهش تولید باشد، فرصت اثر آن در بازار از دست می‌رود.

بخشی از افزایش و کاهش قیمت نفت در بازارهای بورس نفت است که اثر خود را بر قیمت‌هایی که هر روز مشاهده می‌شود، می‌گذارد.

به علت بحران مالی دنیا بخشی عمده از پولی که در بازار نفت به عنوان بازار بورس نفت بوده، خارج شده و تعداد معاملات نفت خام کاغذی و فرآورده‌های کاغذی کاهش پیدا کرده است و کاهش این معاملات خود به معنی کاهش و تغییر قیمت‌هاست که در نتیجه نباید عدم افزایش قیمت نفت یا فرآورده‌های نفتی را بعد از کاهش اوپک فقط به این علت ببینیم که اوپک باید تصمیم می‌گرفته قیمت‌ها افزایش پیدا کنند.

فکر می‌کنید باتوجه به روی کار آمدن دولت ا‌وباما در آمریکا تا چه اندازه امکان دارد شرکت‌های آمریکایی برای سرمایه‌گذاری در نفت و گاز ما بیایند یا اساسا به سمت بازارهای ما حرکت کنند؟

طی 30 سال گذشته و همچنین نحوه برخورد دولت‌هایی که در آمریکا بر سر کار بودند حسن نیت‌هایی در زمینه نفت ایران به نظر می‌آمد که متاسفانه محقق نشد، به همین علت پیش‌بینی در این خصوص باید همراه با دیدن برخی از شاخص‌ها و رفتارهایی باشد که در مقابل این تغییرات سیاسی از آن کشور بروز می‌کند.

چنانچه بحث‌ها، تکرار همان مطالب قبلی باشد  اتهامات ناروایی که در زمینه‌های مختلف به ایران زده می‌شود  حداقل نباید توقعی بیشتر از آن چیزی که در حکومت‌های قبلی آن کشور بود،‌ برای نفت و گاز داشت.

از طرف دیگر طبیعی است ایران،‌ کشوری نیست که از نظر نفت و گاز بتواند از سوی تصمیم‌گیرندگان منطقی در بخش انرژی هیچ کشوری در جهان از جمله آمریکا مورد توجه خاص نباشد؛ توجه خاص به این معنی که دنیا برای تامین انرژی‌اش نمی‌تواند ایران را در نظر نگیرد و مطمئن باشد که کمبود نخواهد داشت.

برهمین اساس در بین سیاستگذاران بخش انرژی آن کشور، افراد معمولی باشند که اقتصاد دنیا و از جمله کشور آمریکا را در ارتباط با تامین منابع مورد نیازشان امری بلندمدت ببینند و نه مقطعی. این مساله دست‌کم طی سال‌هایی که خودشان در مسند کارهای اجرایی و قانونگذاری هستند، مورد توجه قرار می‌گیرد.

مجلس مصوبه‌ای داشت مبنی بر اختصاص 3 درصد از درآمد نفتی برای توسعه پارس جنوبی. به نظر می‌آید باتوجه به کاهش قیمت نفت در این زمینه مشکل وجود داشته باشد. برای این مساله چه تدبیری اندیشیده شده است ؟

سابقه 30 ساله ما نشان می‌دهد اقتصاد ما دوران قیمت‌های پایین را هم تجربه کرده است. اگرچه خواهید گفت در آن دوران نیاز ارزی کشور هم کمتر بود، ولی پاسخ این است در این زمان تنوع امکانات تولیدی کشور هم به مراتب بیشتر از آن چیزی است که در آن زمان وجود داشت.

شما بدون هیچ گونه مشکلی می‌توانید به ساخت امکانات مورد نیاز در داخل بپردازید و نیازها را بدون استفاده از ارز با پول ملی تامین کنید.

مورد بعد این است که زمان پرش‌های قیمت‌های بالا و بالا بودن قیمت برای تولید بلندمدت 6 ماه شاهد ورود تورم به کشور بودید، در حالی که تورم یکی از عوامل افزایش کل قیمت‌هاست. اجرای پروژه‌ها زمانی که قیمت‌های نفت پایین‌تر است بعد از یک دوره کاهش قیمت نفت با هزینه پایین‌تر صورت می‌گیرد.

به نظر می‌آید کشورهایی که قبلا با قیمت‌های بالا می‌توانستند سرمایه‌گذاری کنند و نفت بگیرند، در حال حاضر نه‌تنها رغبتی برای تولید ندارند بلکه امکان اقتصادی برایشان نیست که در نفت سرمایه‌گذاری کنند. در نتیجه امکان دارد شاهد کاهش درآمدی به معنای صادرات نفت باشیم ولی به علت جذابیت سرمایه‌گذاری در بخش بالادستی کشوری مثل ایران برای نفت و گاز، امکانات تامین مالی یا پذیرش سرمایه مشکلی برای جذب نخواهد داشت.

اجازه بدهید یک سوال هم، درباره پستی که شما در آن هستید بپرسم. این پست را در شرکت ملی نفت نداشتیم. چطور این حوزه کاری برای شما تعریف شد؟

قبل از این که به این سمت بیایم در تشکیلات شرکت ملی نفت ایران تغییراتی حاصل شده بود. بعد از این که آقای جشن‌ساز معاون محترم وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران از بنده خواستند در سمت معاونت قرار بگیرم، قرار شد این سمت به عنوان معاون مدیرعامل در امور سرمایه‌گذاری نام گذاشته شود و به عنوان معاونت امور سرمایه‌‌گذاری و توسعه نیز در مکاتبات و تشکیلات نفت نامگذاری شود. این بخش قبل از این که من به این سمت بیایم به صورت سازمانی وجود داشت ولی کسی در آن نصب نشده بود. در بخش فقط بالادستی تا میان دستی و سرمایه‌گذاری بنده قرار است در خدمت همکاران باشم و در قسمت‌شرکت‌های تابعه و بالادستی که مجری پروژه‌ها هستند. به عنوان بازوی اصلی کاری و فکر برای انجام قرارداد حضور دارم و در این بخش برای تسهیل نزدیک‌تر کردن واحدهای بیرونی از نفت به معنی بین‌المللی یا داخلی فعالیت می‌کنیم و می‌خواهیم تامین مالی و امکانات توسعه و تولید را فراهم کنیم.

زیبا اسماعیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها