بین فوتبالیها جا افتاده که نباید چندان به خندههای شما اطمینان کنند، آیا پشت این خندهها رازی نهفته است؟
قطعا رفتار انسانها با هم متفاوت است، یکی خشن و عبوس است و یکی میخندد. واقعیت این است که من از اول صبح که از خواب بیدار میشوم، تمام زندگی و کاری که انجام میدهم، بیدلیل نیست و همه رفتارهایم، حتی خندیدنم در راستای کاری است که انجام میدهم.
اما این خندهها از گذشته بیشتر شده و به نظر میرسد آن را باید با حواشی زیاد فوتبال ربط داد. به هر حال این طور جا افتاده که کفاشیان با خنده از کنار پاسخ دادن میگذرد.
البته رفتار من در فوتبال با گذشته خیلی فرق کرده است، اینجا هیچ چیزی را نمیتوان ساده گرفت و خندید. در بخشهای دیگر که بودم، خیلی شوخی میکردم و اتفاقی هم نمیافتاد. ممکن است اینجا یک شوخی جدی گرفته شود و بعد هم دردسری بزرگ.
برای همین است که معتقدیم کفاشیان باید خیلی مواظب خندههایش باشد.
قبول دارم.
براساس همین اصل نیز باید گفت 30 سال سابقه مدیریت ورزشی شما یک طرف و یک سال و نیم مدیریت در فدراسیون فوتبال یک طرف، موافقید؟
دقیقا همین طور است. مدیریت در فدراسیون فوتبال به چند دلیل بسیار سخت و سنگین است. در فدراسیون فوتبال، فضای کار بسیار سنگینتر از معاونت سازمان تربیت بدنی و دبیرکلی کمیته ملی المپیک است. به این دلیل که توجهات، توقعات و انتظارات زیادی معطوف به فوتبال است که این مساله کار را سنگین میکند. بیشک هر فدراسیونی دوست دارد تیم ملی آن رشته ورزشی همواره به موفقیت دست یابد و خیلی برای نیل به این هدف تلاش میکند. در فوتبال علاوه بر این یک مدیر، استرس و فشار روانی را تحمل میکند که فوتبال مورد توجه همگان است و ریزمسائلش نیز زیر ذرهبین قرار دارد و پیگیر نتایج آن هستند. در حقیقت در فوتبال انتظارات بالاست و اقداماتی که انجام میدهیم شاید کمتر از سطح توقع عموم است. رسانهها برای لحظهای ما را به حال خود نمیگذارند و هر خبر و مطلبی ولو پخته نشده و به تصویب نرسیده، بلافاصله انعکاس خبری پیدا میکند؛ یعنی در فوتبال به محض اینکه تصمیم بگیری، در آن واحد باید منتظر عکسالعملش نیز باشی. این است که میگویم کار کردن در این فضا خیلی سخت است و به قول علیآبادی، فدراسیون فوتبال در یک اتاق شیشهای قرار دارد که همه به صورت کامل آن را زیر نظر دارند و هیچ چیز در این فدراسیون مخفی نمیماند.
درواقع هر خبری تجزیه و تحلیلهای خاص خود را دارد و در نتیجه مدیر فدراسیون یا در مقابل عمل انجام شده قرار میگیرد یا باید از تصمیم خود برگردد. همان طور که گفتم، این در شرایطی است که بررسی کامل روی موضوع صورت نگرفته و به عبارتی دیگر پخته نشده است؛ اما چون مساله به هر علتی خبری شده، یک عده دنبالش را گرفتهاند تا همین مساله برای پاسخگویی وقت زیادی را از ما بگیرد.
به سخت بودن کار در فدراسیون فوتبال اشاره کردید، برای همین است که گفتهاید اگر به یک سال و نیم پیش برگردید، هرگز به فوتبال ورود پیدا نمیکردید.
البته موضوع طور دیگری انعکاس یافت، از من پرسیدند حال که به مدیریت در فدراسیون آشنا شدید، اگر به یک سال و نیم پیش برگردید، باز هم ورود پیدا میکنید؟ من در جواب گفتم فرقی نمیکند باز هم میآمدم؛ چرا که وارد این عرصه شده و تجارب جدیدی کسب کردهام. اینجا به فکر خودم نیستم و به فکر فوتبال کشورم هستم و سعی میکنم این مجموعه را به سلامت پیش ببرم تا در نهایت به مدیر بعدی تحویل بدهم.
در این میان، بارها از سوی جامعه فوتبالی مطرح شده که مدیریت فوتبال باید تخصصی باشد؟ آیا قائل به این مساله هستید.
الزاما نه. در فوتبال برای مدیریت کردن هیچ نیازی به تخصص وجود ندارد. حتی اعتقاد دارم اگر کسی به عنوان مدیر فوتبال متخصص باشد مثلا متخصص داوری، آموزش، مربیگری و...
اگر در مدیریت، نگاه تخصصی خود را دخالت دهد، این موضوع ضعف و ناکامی را برای فوتبال به همراه دارد؛ چرا که در این رشته فقط باید مدیریت کرد و از ظرفیتها بدرستی استفاده کرد؛ مدیریتی که بسیار سنگین و پیچیده است و هیچ نیازی هم به کار تخصصی ندارد. یک مدیر خوب باید ابزار و وسایل کار را طوری فراهم کند که همه متخصصان بتوانند به بهترین شکل کار خود را انجام دهند. مدیریت فوتبال امروز دنیا در صرف تخصص خلاصه نمیشود.
به پیچیدگیهای مدیریت فوتبال اشاره کردید، این نکته در ذهن متبادر میشود که مدیر فوتبال در زمینه تصمیمگیری با تقاضاهای فزایندهای از بالاترین سطح تا پایینترین سطح آن در کشور مواجه است. آقای کفاشیان در مقابل این تقاضاها خارج از مجموعه فوتبال چگونه وحدت نظر ایجاد میکند تا در آن نفع فوتبال مورد توجه قرار گیرد؟
روی سنگینترین نکته مدیریت فدراسیون انگشت گذاشتید. ما هماکنون با انتظارات زیادی چه بحق و یا برآمده از دیدگاه شخصی مردم، رسانهها، مسوولان و غیره مواجه هستیم. هر مدیر فوتبالی باید به این تقاضاها پاسخ داده و تناسبی منطقی بین آنها ایجاد کند. از این منظر مهمترین کار در مدیریت فوتبال، تعامل است. من با توجه به این که یک تجربه 30 ساله مدیریتی دارم، میتوانم این تعامل را بخوبی ایجاد کنم؛ چراکه با اکثر مدیران ورزش آشنا هستم و شکست و پیروزی ورزش را بخوبی لمس کردهام. با وجود این که کارمند بانک مرکزی بودهام؛ ولی هنگامی که از سالهای 59 و 60 به سازمان تربیت بدنی آمدم، با همه دوست و رفیق شدم. مدیر فوتبال باید کسی باشد که بافت ورزش را بخوبی بشناسد و با این مقوله بیگانه نباشد. اگر مدیری بیاید و با فضای ورزشی آشنا نباشد و نتواند با مسوولان ورزش تعامل برقرار کند، با برخورد و مسائل اداری نمیتواند کارش را بخوبی پیش ببرد.
آیا تابهحال پیش آمده که از مسوولان ارشد و رده بالا تقاضایی شده باشد و شما در مقابل آن درخواست ایستادگی کرده و خواست جامعه فوتبال را مدنظر قرار داده باشید؟
ما تنها با سازمان تربیت بدنی ارتباط داریم و ارتباط چندانی با مسوولان سیاسی نداریم. اصولا سازمان به عنوان بالاترین مرجع پاسخگوی ورزش کشور است و ما هم باید به این سازمان پاسخگو باشیم. خوشبختانه هماکنون تعامل خوبی بین ما و سازمان تربیت بدنی برقرار است و ما پاسخگو هستیم و اگر چیزی از ما خواستهاند، به آنها پاسخ داده و کار را با آنها هماهنگ کردهایم، تا به حال نیز هیچ مشکلی در این زمینه به وجود نیامده است.
در بدو ورود به فدراسیون فوتبال با مساله انتخاب سرمربی تیم ملی مواجه شدید. با توجه به شرایط خوبی که برای صعود تیم ملی به جام جهانی وجود داشت، چه شد که کفاشیان با آن همه تجربه مدیریتی در انتخاب سرمربی تیم ملی فاکتور تجربه را نادیده گرفت و دایی جوان را به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کرد؟
چالشهایی که در این زمینه به وجود میآید، به این دلیل است که در بعضی کارها، سلیقه بر ضوابط حاکم است. اگر در فدراسیون فوتبال، ضوابطی برای انتخاب سرمربی تیم ملی در یک چارچوب مشخص وجود داشت، با این مشکل مواجه نمیشدیم.
اما چرا این ضوابط و چارچوب مشخص را ابتدا تعریف نکردید؟
در کشورهای پیشرفته، وقتی فردی وارد یک سیستم و مجموعه میشود، نمیتواند همه آن سیستم را تغییر دهد، یعنی از پیش 95 درصد سیستم مشخص است و مدیر جدید تنها درصد بسیار کمی میتواند دخل و تصرف کند؛ اما در کشور ما وقتی وارد سیستمی میشوید که صددرصد در آن سلیقه حاکم است، این مسائل پیش میآید. در سیستم سلیقهای هر تصمیمی میتواند موفق یا ناموفق باشد، در ضمن فوتبال ورزشی است که برد و باخت دارد و هیچکس دلش نمیخواهد در آن شکست بخورد؛ بعلاوه ما نمیتوانیم در برد و باختها همه چیز را به سرمربی تیم ملی نسبت دهیم و بویژه در باخت او را مقصر صددرصد اعلام کنیم. همه جدالها روی برد است و وقتی شکست رقم بخورد، هیچکس مسوولیت آن را نمیپذیرد. بیشک مجموعه عواملی در ناکامی تیم ملی فوتبال مقصر است و بر این اساس من همه تقصیرها را گردن علی دایی نمیاندازم؛ چرا که حریفان ما هم برای صعود به جام جهانی با تمام قدرت به میدان آمدهاند، ضمن اینکه اگر الان در ردهبندی جدول مقدماتی جام جهانی دو پله بالاتر بودیم، همه مردم میگفتند ما در حد جام جهانی هستیم و باید در آفریقای جنوبی موفق ظاهر شویم. میخواهم این را بگویم که همیشه سطح توقعات بالاست و این وضعیت برای همه کشورها وجود دارد. از مجموع32 تیمی که به جام جهانی راه مییابند، دستکم 10 تیم داعیه قهرمانی دارند و در نهایت تنها یک تیم قهرمان میشود.
بخوبی آگاهید که در ورزش ما احساس همیشه غالب بوده است؛ یعنی یک روز مقابل یوگسلاوی بهترین بازی را انجام میدهیم و روزی دیگر، مقابل بحرین یا قطر با مشکل مواجه میشویم. از این نظر، مربیگری در ایران نیز آمیخته با مسائل فنی، روانشناسی و احساسی است؛ چرا این مسائل در انتخاب سرمربی تیم ملی ملاک قرار نگرفت و تنها براساس فاکتور فنی گفتید علی دایی، البته ما دایی را اسطوره فوتبال ایران میدانیم و این بحثها چیزی از ارزشهای وی کم نمیکند. تنها بحث این است که هر تصمیمی، ظرف و زمان مشخص خود را دارد.
در آن مقطع من و اعضای هیات رئیسه در آغاز کار خود بودیم و بدون هیچگونه مقدمهای با هم کار را شروع کردیم. در جلسات هیات رئیسه، هرکس نظری و سلیقهای داشت. ابتدا تصمیم گرفتیم مربی خارجی بیاوریم که نشد و بیشک هر مربی داخلی دیگری هم بجز دایی انتخاب میکردیم، همین بحثهای حاشیهای وجود داشت. بنابراین نمیتوان صرفا از ما ایراد گرفت که چرا در انتخاب سرمربی تیم ملی سیستم نداشتید. پیش از روی کار آمدن ما، فوتبال یک سال و نیم توسط کمیته انتقالی اداره میشد و کارها به صورت جاری مورد توجه بود. واقعیت این است که در فدراسیون این سیستم و نظم باید حاکم شود و بتواند در همه زمینهها کار خودش را پیش ببرد.
به اختلاف سلیقه و وجود درخواستهایی برای انتخاب سرمربی تیم ملی اشاره کردید؛ اما گفته میشد دایی انتخاب کفاشیان و فدراسیونش نبوده و انتخاب از بالا بوده است؟
این قبیل مسائل زاییده فکر رسانههاست. بالاخره اگر امروز کفاشیان نوعی وارد فدراسیون فوتبال شده، باید اتخاذ تصمیم کرده و پای آن نیز بایستد. من در تصمیماتم بهتنهایی به جمعبندی نرسیده و تصمیم نمیگیرم؛ بلکه با چند گروه مشورت میکنم مربیان، دوستان، رسانهها، سازمان تربیت بدنی و اعضای هیات رئیسه که پس از جمعبندی مجموعه دیدگاهها، تصمیم نهایی را اتخاذ میکنم. انتخاب دایی هم دقیقا در همین پروسه صورت گرفت. این را قبول دارم که در نهایت تصمیم گرفته شده به نام فدراسیون و کفاشیان نوشته میشود.
اما در همین روند انتخاب سرمربی نیز چند بار تغییر جهت دادید. اول گفتید مربی داخلی، بعد شد مربی خارجی و بعد هم که با کلمنته اسپانیایی به توافق نرسیدید، برگشتید به گزینه داخلی. به هر حال انتظار از فدراسیون مهمی چون فوتبال این است که اگر به تصمیمی میرسد، روی تصمیم و سیاست خود بماند و زود آن را تغییر ندهد تا جامعه فوتبالی دچار سرگیجه نشود. به هر حال یکی از عوامل حاشیه در فوتبال میتواند همین مساله باشد. فکر نمیکنید فدراسیون به یک سخنگو نیاز دارد که همه چیز دقیق از زبان وی به اطلاع مردم برسد؟
ما وقتی آمدیم، بلافاصله با مساله بسیار مهم انتخاب سرمربی تیم ملی مواجه شدیم و طبیعی هم بود که رسانهها به گمانهزنی بپردازند؛ اما اتخاذ تصمیم نهایی در هر فدراسیونی یک روند است، البته با این تفاوت که در دیگر فدراسیونها تا زمانی تصمیمی نهایی نشده، اعلام نمیشود و حاشیه هم به وجود نمیآید؛ اما در فوتبال نمیتوان هیچ چیزی را مخفی نگاه داشت. در واقع رسانهها از آب خوردن و نفس کشیدن ما هم اطلاع دارند و آن را منعکس میکنند. شاید اگر ما نیز در فدراسیون فوتبال 10 روز در اتاق را میبستیم و با کسی صحبت نمیکردیم، موردی پیش نمیآمد!
البته شاید هم در فوتبال این تاکتیک شده که ابتدا مسالهای را اعلام میکنند تا رسانهها و افکار عمومی را متوجه جهت دیگری کرده و بعد تصمیم نهایی را که چیزی غیر از توقع افکار عمومی است، اعلام کنند. شما این سیاست را دنبال کردید؟
چنین سیاستی در فوتبال عملی نیست و نمیتوان با این تدبیر پیش رفت.
اما باز همین پروسه انتخاب سرمربی در قضیه انتخاب محمد مایلیکهن هم پیش آمد و به نظر رسید فدراسیون، پیامد تصمیم خود را دقیق محاسبه نکرده بود!
یکی از بخشهای حساسیتزا، انتخاب سرمربی تیم ملی است و من در این انتخاب نمیتوانم راسا تصمیم بگیرم. مربی تیم ملی باید با مشورت انتخاب شود. هیات رئیسه، مردم، رسانهها، مسوولان و مقامات باید نسبت به موضوع اجماع داشته باشند. حتی کمیسیون فرهنگی مجلس هم در این زمینه نقطه نظرات خویش را داشت. بالاخره ما میخواهیم در این مملکت زندگی کنیم و ناچاریم در این قبیل مسائل، مجموعه عواملی را در نظر بگیریم تا بعد زیاد به فدراسیون فوتبال فشار نیاید.
قبول دارید مدیریت در فوتبال شکننده است.
بله، واقعا خیلی سخت است.
به هر حال امروز و با حضور افشین قطبی در راس تیم ملی، یک جو آرام و خوبی برای موفقیت تیم ایجاد شده و او به تیم انرژی مثبت تزریق کرده است؛ کاری که میشد پیشتر از اینها، آن را ایجاد کرد.
بعضی وقتها، انسان راهی را میرود که به عدم موفقیت منجر میشود، بعد هم که راه دیگری را درپیش میگیرد و موفق میشود، در نتیجه قدر این راه دوم را بخوبی میداند. شاید اگر از اول همه چیز خوب باشد قدر آن را نمیداند. الان رفتار و روش قطبی اصلا قابل مقایسه با موارد قبلی نیست. او با فدراسیون هماهنگی کامل دارد و من الان احساس خوبی از همکاری با قطبی دارم و زیاد فشار عصبی در ارتباط با وضعیت تیم ملی نسبت به گذشته بر من وارد نمیشود. بیشک هر چقدر که ما در کارمان بیحاشیه باشیم، به مراتب بهتر میتوانیم برنامههای خود را پیش ببریم.
حال با وضعیتی که ایجاد شده چقدر به صعود تیم ملی به جامجهانی امیدوار هستید؟
تمام امید من این است که به جام جهانی صعود کنیم، چون صعود به جام جهانی چند پله فوتبال ما را به سمت بالا میبرد. از طرفی انتظارات مردم برآورده شده و آنان خوشحال میشوند. برای من مهم نیست که کفاشیان در این قضیه عملکردش تایید میشود یا نه، چون مطمئنم حتی اگر به جام جهانی هم صعود کنیم میگویند خوششانس بود و فدراسیون نقشی نداشت. پیش از اینکه به فدراسیون بیایم همواره آرزوی موفقیت تیم ملی را داشتم. حال که در فدراسیون هستم، دوست دارم فوتبال کشورمان در همه زمینهها موفق عمل کند. موفقیت تیم ملی فوتبال و صعود به جام جهانی موفقیت جمهوری اسلامی ایران است.
و حالا اگر خدای ناکرده موفق نشویم؟
اگر هم صعود نکردیم نباید ناامید بشویم؛ بلکه باید با قدرت برای دوره بعد جام جهانی و سایر مسابقهها برنامهریزی کنیم.
جسته و گریخته شنیده میشود در فوتبال ما سالانه بیش از 200 میلیارد تومان هزینه میشود. پرسش این است آیا بهرهوری در فوتبال به اندازه یکچهارم این مبلغ است؟ در واقع خیلیها از سفره فوتبال ارتزاق میکنند و منفعت این هزینه کردن به خود فوتبال بازنمیگردد.
آمار دقیقی در ارتباط با میزان هزینه سالانه در فوتبال ندارم، آن هم به این دلیل که در فوتبال ما یک سیستم منظم وجود ندارد و بر اساس آن حرکت نمیشود. به نوعی هدررفت هزینه آن زیاد است، بخصوص در زمینه قراردادها. اگر در این قراردادها مسائل فنی و حقوقی پرداخت بر اساس لیاقت و ایجاد انگیزه باشد، مثل کشورهای اروپایی، هم پول بدرستی هزینه میشود و هم فوتبال از آن منتفع میشود. متاسفانه چون روی این موضوع کار نشده و به شکل سنتی پیش رفته است از یک طرف سطح فوتبال پایین آمده و از طرفی هزینههای آن بشدت بالا رفته است. اگر این کار را انجام دهیم، هم هزینهها پایین میآید و هم بهرهوری بالا میرود. مهمترین نکتهای که در فوتبال باید برای آن تمهیدی بیندیشیم همین نکته است.
لیگ برتر هشتم یک هشدار فنی به همراه داشت. اینکه با وجود هزینهکرد زیاد از سوی 18 تیم، کیفیت آن پایین بود. این نشان میدهد که ما ضعف داریم و باید بررسی شود که ایراد در کجاست. در بحث قراردادهاست؟ ضعف مربیان است؟ یا هر چیز دیگری. اینکه مربی بیدلیل مبالغ بسیار بالایی را درخواست میکند، روی چه حسابی و بر اساس کدام ضابطه؟
با این پولها چه کار خاصی قرار است صورت بگیرد؟ در مورد بازیکنان هم همین وضعیت وجود دارد. این مسائل به خاطر بیضابطه بودن و بیسیستمی ماست. در واقع همه این مسائل به فدراسیون برمیگردد و تا وقتی این ضابطه ایجاد نشود فوتبال ما رشد نخواهد کرد.
حال برای برطرف کردن این مشکل و به قول خودتان ضابطهمند کردن هزینهکرد در فوتبال چه اقداماتی انجام دادهاید؟
جلسات مختلفی با کارشناسان فنی و مدیران باشگاهها برگزار کردیم تا در نهایت با تهیه قوانینی در این ارتباط ابتدا قراردادهای بازیکنان و سپس مربیان را ضابطهمند کنیم. بعد نیز با تعیین یک گروه فنی و تعامل با باشگاهها، دلایل افت فنی تیمها را بررسی خواهیم کرد. در مجموع برخی کارهای مطالعاتی را برای بهبود امور در دست اجرا داریم.
گفته شد بعضی از مربیان (6 مربی) با محرومیت فدراسیون مواجه خواهند شد. داستان این قضیه چه بود؟
از نظر فدراسیون هیچ مربی متخلفی وجود ندارد مگر اینکه خلاف آن به اثبات برسد. چنانچه موردی هم وجود داشته باشد براساس آییننامه انضباطی با آن تخلف برخورد خواهد شد.
در مجموع به خاطر نداشتن سیستم و ضابطه، دلالی در فوتبال شکل میگیرد، در حالی که اگر یک ضابطه مشخص در این زمینه وجود داشته باشد و قانون و مقررات شفافی داشته باشیم هیچ وقت دلال و دلالبازی رشد نمیکند. دلالها به خاطر ضعف فدراسیون، محلی از اعراب خواهند یافت.
وقتی یک مربی شخصا وارد این موضوع میشود، تکلیف چیست؟
اگر قرارداد شفاف باشد و آژانسهای قانونی نقل و انتقالات در این رابطه وجود داشته باشند، دیگر مجالی برای دلالبازی وجود ندارد؛ مثل اینکه قانون شود تمامی نقل و انتقالات، تنها از طریق آژانسهای رسمی و مورد تایید فیفا انجام خواهد شد.
طی این روزها و ماهها هجمه زیادی روی فوتبال به این واسطه صورت گرفت. علی کفاشیان به عنوان رئیس فدراسیون چه کاری در این زمینه صورت داده است؟
متاسفانه یکی از گرفتاریهایی که ما داریم روزمرگی است، به طوری که از بس گرفتار برنامههای روزانه میشویم، نمیتوانیم به دیگر امور فوتبال برسیم. در فوتبال، هر کاری مهم است و تنها آمادهسازی تیم ملی و برگزاری لیگ نیست. ما در ردههای مختلف سنی و در فوتسال و فوتبال ساحلی و فوتبال بانوان هم تیم ملی داریم و هرکاری را باید با دقت انجام داد. سازمان لیگ برتر نباید تنها به بالا و پایین کردن جدول مسابقات بپردازد. طی چندین جلسهای که با مدیران باشگاهها برگزار کردم نتوانستهام به موضوع اصلی ورود پیدا کنم، به این دلیل که آنقدر موضوعات روزانه مطرح میشود که به کار اصلی نمیرسیم. بتدریج به این موضوع ورود کرده و ضمن پیگیریهای جدی، هزینه لازم را نیز خواهیم پرداخت. باید همه احساس کنند که در این ماجرا و برای برطرف کردن این موضوع دخیل هستند.
یکی از دلایلی که باعث شده این مشکل رفع نشود نبود یک مدیر خوب به نام کفاشیان بوده است (با خنده.) تغییرات پیاپی مدیریت فدراسیون فوتبال اصلیترین دلیل نبود ضابطه و سیستم دقیق در همین موضوع و دیگر موضوعات است. مثلا من نوعی به عنوان مدیر باشگاه پرسپولیس کلی کار انجام میدهم و فردا مدیر جدید از صفر شروع میکند. در نتیجه هیچ کاری به سرانجام نمیرسد؛ مثلا همین پرسپولیس و استقلال. چرا پرسپولیسی که این همه قدمت و سابقه دارد نباید یک تشکیلات بسیار بزرگ و یک ورزشگاه اختصاصی داشته باشد؟ ما در دوومیدانی زمانی هیچ چیز نداشتیم و وقتی قیمت زمینها پایین بود و محدودیتی در این زمینه وجود نداشت، همین زمین مجموعه آفتاب انقلاب را تحویل گرفتیم و رفتهرفته آن را ساختیم تا امروز دوومیدانی صاحب ورزشگاهی مجهز باشد. زمینی که به پرسپولیس تعلق یافته بود، چون مدیران وقت باشگاه نخواستند، سازمان آن را به فدراسیون دوومیدانی تحویل داد. امروز قیمت همان زمین 200 میلیارد تومان است. براستی اگر پرسپولیس از این قبیل زمینها چند سال پیش میخواست، از او دریغ میکردند؟! بهطور مسلم حتی مجانی هم میدادند.
اما چون مدیری که امروز آمده و به تداوم حضورش امیدی ندارد تنها به تیمداری میرسد؛ اینها ضعف و بدبختی است. من زمین را برای دوومیدانی از سازمان گرفتم و سازمان نیز سالن و همه چیز برای ما ساخت. همین دوومیدانی که هیچ کس به آن نگاه هم نمیکرد.
شما همه این ضعفها را در تغییرات پیاپی مدیران میبینید؟
بله. ثبات در مدیریت بسیار مهم است. مدیری که میآید باید مولفههای مدیریت را دارا باشد. تیمداری وظیفه مربی است. کفاشیان به عنوان مدیر فدراسیون فوتبال حدود 18 تیم ملی دارد. برنامههای آموزشی و غیره دارد. شما بروید آکادمی ملی فوتبال را ببینید که یک خرابه بود، اما ما آن را بازسازی کردیم و در اختیار تیمهای ملی گذاشتیم. امکانات کامل در کنار هتل مجهز و غیره. بیشک کار من مدیر فقط تیمداری نیست. باید روی همه موضوعات اشراف داشته باشیم تا موفق شویم. من با کمیتههای مختلف جلسات زیادی برگزار میکنم و نظارت کامل بر فعالیت آنها دارم. چند روز پیش در جلسه کمیته داوران به حدی مسائل برای طرح وجود داشت که حدود 2 ساعت فقط من و عنایت بحث کردیم و وقت به بقیه نرسید؛ در حالی که ایدهآل برای ما این است که دیگر اعضای کمیته داوران نیز وارد بحث شوند و نقطه نظرات خود را برای بهبود امور در میان بگذارند. کاری که طی جلسات آینده صورت خواهد گرفت و کارها روی روال قانونی خود پیش خواهد رفت. البته به لحاظ مالی هم مشکلاتی داریم و امیدواریم این مشکلات برطرف شود. اینها همه زمان میخواهد.
حالا چقدر به زمان نیاز دارید تا به اهداف خود در فدراسیون دست یابید؟
در فوتبال ما هر کمیته یک فدراسیون است. اعتقاد دارم برخی اختیارات کمیتهها را میتوان به هیاتهای استانها تفویض کرد، بدون آنکه مشکلی پیش بیاید. این کارها زمان میخواهد. تصدیق میکنید که در فوتبال کارهای زیادی وجود دارند که هر یک روند خاص خود را دارند و نمیتوان یکشبه همه چیز را درست کرد. حقیقت را بخواهید من نیز اطمینان ندارم که فردا هم در فوتبال باشم و بیشک با آمدن مدیر جدید، همه چیز از صفر شروع میشود. پرسپولیس و استقلال امروز تنها به این دلیل فقط یک اسم دارند و نه هیچ چیز دیگر.
آیا به تغییر خودتان هم از راس فدراسیون فوتبال فکر میکنید؟
به هیچ عنوان. تا روز آخر به فعالیت خودم با قدرت ادامه میدهم و هر روزی هم که بروم تجربیاتم را در اختیار مدیر بعدی میگذارم.
برای تامین منابع مالی فدراسیون چه برنامهای دارید؟
فوتبال ما هزینهها و درآمدهایش با هم برابر نیست. اگر تنها بخواهیم تیمداری کنیم میتوانیم از درآمدهای تیم ملی برای هزینه آن استفاده کنیم. اگر بخواهیم تیمهای ملی داشته باشیم و کار را توسعه بدهیم مشکل مالی داریم. به یقین اگر در فوتبال سرمایهگذاری کنیم به نتیجه میرسیم. ما باید به نقطهای برسیم که مثل تیمهای پرقدرت جهان برای برگزاری بازیهای تدارکاتی با تیمهای دیگر درآمدزایی کنیم، البته امثال آرژانتین و برزیل میلیاردها خرج کردند تا به نقطه درآمدزایی امروز رسیدهاند. ما هم باید این نقطه هدف را برای خود در نظر بگیریم. در ضمن یک سری قوانین در کشور ما باید وضع یا اصلاح شود، مثل حق پخش تلویزیونی، کپی رایت و غیره. اینها کار من مدیر است که باید پیگیر آن باشم، اما کفاشیان نوعی آنقدر درگیر روزمرگی شده که نتوانسته یا نمیتواند به این قبیل موضوعات برسد.
این حق پخش تلویزیونی چقدر باید باشد؟
تا به حال این موضوع در کشور ما کارشناسی نشده و باید اقدامات لازم در این باره صورت گیرد. الگوهای دیگر کشورها در دسترس است و میتوان به جمعبندی رسید. حق پخش باید قانونمند باشد. واقعیت این است که برای ساخت یک فیلم برای مردم اگر سرمایهگذاری زیادی صورت دهیم، بازده زیادی خواهد داشت و برعکس. من هم که میخواهم برای فوتبال درآمد کسب کنم هر چه بیشتر سرمایهگذاری کنم درآمد هم بیشتر میشود یا اگر میخواهم برای تیم ملی یک بازی تدارکاتی درآمدزا برگزار کنم باید دوسهسال قبل از آن سرمایهگذاری لازم را از هر نظر انجام داده باشم.
بدیهی است که شما لیگ برتر فوتبال را کاملا حرفهای نمیدانید. مولفههای یک لیگ حرفهای و پویا را چه میدانید؟
ما باید در جلسه با باشگاهها انتظارات خود را برای خصوصی شدن و درآمدزا بودن به بحث و بررسی بگذاریم تا به یک جمعبندی نهایی برسیم. در هر باشگاهی به عنوان یک بنگاه اقتصادی باید هزینه و درآمد به صورت دقیق تعریف شود.درحالیکه هماکنون در باشگاههای ما فقط هزینهها مشخص است؛ بنابراین خصوصیسازی تنها در لفظ نیست و باید مقدمات کار به صورت قانونی تعریف شود تا تضمینی برای منابع درآمدی باشگاهها وجود داشته باشد.
با این رویکرد چه نظری راجع به واگذاری سهام 2 باشگاه پرسپولیس و استقلال دارید؟
این موضوعی است که نیاز به بحث کارشناسی عمیق دارد. باتوجه به تجربه من حرفهای زیادی در این زمینه دارم که به موقع آنها را خواهم گفت.
باتوجه به اینکه قرار جلسه در کمپ تیمهای ملی را دارید، حرف پایانی شما را میشنویم.
برای پیشرفت فوتبال کشور وجود چنین بحثهایی ضروری است و باید به صورت کارشناسی به موضوعات فوتبال پرداخت تا نتایج خوبی از آن استخراج شود و در نتیجه دچار روزمرگی نشویم. متاسفانه در فوتبال ما این کارها صورت نگرفته و مدیریت فدراسیون همواره درگیر تیمداری بوده است. من اگر الان به دوومیدانی هم برگردم حدود یک سال طول میکشد تا به صورت کامل با محیط فدراسیون و وضعیت آن ورزش در شرایط فعلی آشنا شوم.
اگر و اماهای تمام نشدنی!
غلو نیست اگر بگوییم برای صعود به مرحله نهایی رقابتهای فوتبال جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، راه به نسبت خوب و همواری را پیش روی داشته و داریم. آن هم در شرایطی که از جمع دو گروه 5 تیمیقاره، دو تیم اول به صورت مستقیم جواز حضور در این رقابتها را میگیرند و تازه تیمهای سوم هم میتوانند شانس خود را دوباره برای حضور در این همایش بزرگ جهانی فوتبال امتحان کنند، اما مثل اینکه این مساله چندان مورد توجه قرار نگرفت و آنچنان که باید و شاید، اهمیت موضوع را درک نکردیم تا امروز و در شرایطی که کره جنوبی، ژاپن و استرالیا تا اینجای کار بلیت آفریقای جنوبی را در جیب گذاشتهاند، ما در اگر و اما باشیم. بیشک اگر برآورد دقیقی از موضوع میداشتیم، امروز ما نیز میتوانستیم در کنار این 3 تیم جشن صعود چهارم به جام جهانی را برپا داریم، اما فعلا در دستانداز این حضور باید کره جنوبی را نیز در ایستگاه آخر (27 خرداد ماه) در سئول ملاقات کنیم تا با پیروزی بر این حریف همیشه مدعی و البته صعود کرده، کورسوی صعود به عنوان تیم دوم گروه و در غیر این صورت سوم شدن در گروه را برای خود معنا کرده و امیدوار باشیم که با گذر از سد تیم سوم گروه مقابل از بین ازبکستان، قطر و شاید هم بحرین در دو دیدار رفت و برگشت، آماده دو بازی سرنوشتساز با نیوزلند شویم. راه سنگلاخ است و بر خلاف گذشته هموار نیست، اما چه باید کرد که پنداری دوست داریم موفقیت را در شرایط سخت و البته پر استرس برای خود تحصیل کنیم. البته ناامید هم نیستیم، بویژه اینکه افشین قطبی همیشه با انرژی مثبت، به آینده نگاهی روشن دارد.
در این وسط علی کفاشیان رئیس فدراسیون شاید افسوس گذشته را بخورد، اما نمیخواهد چندان به روی خود بیاورد و برای همین نیز تاکید دارد که اگر به جام جهانی صعود نکنیم باید آستینها را بالا زده و برای 4 سال بعد که صاحب بخت حضور در چنین میدان مهمی میشویم برنامهریزی نماییم. نمیخواهیم بگوییم گذشته قابل بازگشت نیست، اما چه به جام جهانی صعود کنیم و چه نکنیم، باید در تفکرات و باورهای فوتبالی خود تجدیدنظر کنیم که در غیر این صورت باز هم بسادگی فرصتهای طلایی را هدر خواهیم داد.
حجتالله اکبرآبادی ــ امید توفیقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم