هر چند خیلیها معتقدند این قیاس و همسنگ دانستن شرایط کنونی اوکراین با هرجومرج حاکم بر آلمان دهه 1920 میلادی که زمینه را برای ظهور آدولف هیتلر، رهبر نازیها به عنوان حاکم بلامنازع رایش سوم هموار کرد، اغراقآمیز است اما این نگرانی که ادامه شرایط اقتصادی و سیاسی کنونی در اوکراین ممکن است به قوت گرفتن افراطیگری منتهی شود در دو سوی طیف سیاسی حس میشود.
یک حزب راست افراطی ماه گذشته موفق به کسب پیروزی در انتخاباتی محلی شد و قتل یک چهره ملیگرای برجسته توسط گروهی از فعالان ضدفاشیسم نگرانیها در اوکراین را به نقطه اوج خود رسانده است. بدتر آن که با نزدیک شدن انتخابات ریاستجمهوری بعدی در ماه ژانویه 2010 گمان میرود اکثر رقبا برای جلب آرا به طرح شعارهای تند ملیگرایی بپردازند.
ولادیمیر فشنکو، مدیر مرکز تحقیقات کاربردی علوم سیاسی (پنتا) در کییف، پایتخت اوکراین میگوید: ارجحیت یافتن اهداف شخصی بر منافع ملی موجب شده احزاب سیاسی و چهرههای شناخته شده اعتبار خود را از دست بدهند. او میافزاید: جامعه برای پر کردن خلا رهبری جذب شعارهای افراطی شده است.
اقتصاد اوکراین در ادامه روند افول خود در 3 ماه اول سالجاری میلادی شاهد کاهش 25 درصدی تولید ناخالص داخلی بوده در همین حین باور مردم به توانمندی سیاسیون کشور هم مخدوش شده است. نظرسنجی اخیر گروه تحقیق و رتبهبندی اوکراین نشان داد 90 درصد مردم اعتقاد دارند شرایط کشور به سمت بیثباتی بیشتر میرود.
اوکراینیها از جدال مداوم متحدان سابق انقلاب نارنجی یعنی یوشچنکو و یولیا تیموشنکو، نخستوزیرش به تنگ آمدهاند. آنها همچنین احساس میکنند سیاسیون کشور نمیخواهند یا نمیتوانند فساد دولتی را مهار کرده و راهی برای مبارزه با افول اقتصادی بیایند.
همین دیدگاه موجب شده اوکراینیها جذب چهرههای جدید شده و برای خروج از وضعیت پرالتهاب کنونی به آنها امید ببندند. در این بین چهرههای افراطی بیش از سایرین با اقبال مواجه شدهاند. انتخابات 15 مارس شورای شهر تریوپلی در غرب اوکراین شاهد پیروزی بیسابقه حزب آزادی بود که 45 درصد کرسیها را از آن خود کرد. این در حالی بود که حزب آزادی تا پیش از این حزبی حاشیهای و بیاهمیت تلقی میشد.
بدتر آن که به نظر میرسد محبوبیت این حزب در مناطق غربی اوکراین که مردمش به طور سنتی ناسیونالیستتر از ساکنان سایر مناطق کشور هستند به شکلی غیرقابل انکارو رو به افزایش گذاشته است.
رهبر این حزب یعنی اوله تیانوبوک پس از ایراد نطقی مملو از عبارات ستایشآمیز در مورد روسیه در سال 2004 با اعتراض رهبران سیاسی در کییف مواجه شد. او در این نطق به صراحت گفته بود «زمان بازگرداندن اوکراین به اوکراینیها فرا رسیده است.» به نظر میرسد امروز دیگر کسی از حرفهایی اینچنین احساس نارضایتی نمیکند.
تیانوبوک که ادعا دارد او و حزبش مخالف حقوق اقلیتها نیستند لیکن جهتگیری کلی کشور باید در راستای خواست و مطالبات اکثریت باشد.
فشنکو میگوید موفقیتهای اخیر حزب آزادی نگرانکننده است.
او تاکید دارد این مساله نه از بابت موفقیت اخیر این حزب که به واسطه رواج دیدگاههای افراطی و حائز اهمیت است چرا که هنوز هم حزب آزادی در سطح ملی هواداران چندانی ندارد.
ادامه دوئل روسیه و نازیها
یکی از موانع پیش روی احزابی چون آزادی برای تبدیل به حزبی محبوب در عرصه ملی تفاوتهای فرهنگی در اوکراین است که موجب شده این کشور در راستای خطوط جغرافیایی و قومی تقسیم شود. ساکنان شرق اوکراین به روسیه گرایش دارند در حالی که ساکنان مناطق غربی به طور سنتی خواستار رویکردهای ملیگرایانه و مستقل هستند.
گمان میرود انتخابات ریاستجمهوری ژانویه آینده به عرصهای برای زورآزمایی سیاستمداران و تلاش آنها برای بهرهبرداری از این تفاوت رویکردها تبدیل شود. شرهی تاران، مدیر مرکز بینالمللی دمکرات در کییف میگوید سیاستمداران رقیب سعی خواهند کرد به تنشها دامن زده و دیدگاههای مردم را رادیکالیزه کنند.
ماه گذشته بود که حزب آزادی در شهر نفیف در غرب اوکراین اقدام به نصب پوسترهایی با نشان واحدهایSS یا در واقع واحد چهاردهم SSُُ که در اوکراین استقرار داشت و در کنار یگانهای نظامی نازیها با نیروهای روس میجنگید، کردند. روی این پوسترها نوشته شده بود «آنها برای اوکراین میجنگیدند.»
این مساله در کشوری که در طول جنگ دوم جهانی متحمل تلفات زیادی شد و جایی که هنوز روزی پیروزی ارتش سرخ بر نیروهای نازی در 9 مارس جشن گرفته میشود به غایت حساسیتبرانگیز است. تیانوبوک درست در مقابل این دیدگاه اعتقاد دارد روسها اشغالگر بودند و دوران اشغال هزینههای زیادی برای اوکراین در برداشت. رسانههای روسیه که در شرق مخاطبان زیادی دارند در تلاش هستند با این موج مقابله کنند. آنان از هر فرصتی برای ابراز نگرانی از قدرت گرفتن فاشیستها در اوکراین استفاده میکنند و یوشچنکو را فردی وابسته به غرب به تصویر میکشند که اهمیتی برای منافع ملی قایل نیست.
خطر جدایی؟
تنشها روز 21 آوریل و زمانی که ماکسیم چایگا، جوانی 21 ساله که طی ماههای اخیر نماد ملیگرایی افراطی در اوکراین تبدیل شده بود در شهر اودسا در جنوب اوکراین توسط یکی از اعضای گروهی با رویکردهای فاشیستی موسوم به انتفا به قتل رسید به ناگاه شعله کشید.
پس از این ماجرا دوطرف درگیر جنگی لفظی شدند که هنوز هم ادامه دارد. هواداران روسیه میگویند چایگا فعالیتهای ناسیونالیستی و افراطی داشته در حالی که احزاب غرب اوکراین تاکید دارند انتفا در پشت پرده با نیروهای سیاسی هوادار روسیه زد و بند دارد.
کار تا بدانجا بالا گرفت که یوشچکو شخصا وارد میدان شد و خواستار انجام تحقیقاتی پیرامون روابط احتمالی انتفا با سازمانهای خارجی ضداوکراین شد.
برخی کارشناسان چون تاران معتقدند تشدید تنشها احتمال فروپاشی اوکراین را قوت بخشیده است اما لااقل او این احتمال را اندک میداند. او یادآوری میکند مردم شرق و غرب بدون تنش و خصومت در مناطق جنوبی در کنار هم زندگی میکنند و از آنجا که مردم گرایشهای قومی ندارند احتمال این که احزاب بتوانند آنها را در راستای خطوط قومی بسیج کرده و به صفآرایی وادارند، اندک است.
درست است که هرجومرج سیاسی و اقتصادی اخیر به افزایش محبوبیت حزب آزادی منجر شده اما فضا را برای رشد چهرههای سیاسی چون آرنلی یاشنکف، رئیس سابق پارلمان اوکراین که فردی میانهرو قلمداد میشود، فراهم آورده است. همین مساله نشان میدهد همه جامعه به شعارهای تند و افراطی گرایش ندارد و میانهروی هنوز هم مسیری پرطرفدار است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم