از خوبیهای این تب شدید یکی میتواند این باشد که تمام لایههای اجتماعی، فرهنگی، علمی و... در اندیشه یک انتخاب مهماند و نسبت به آن بیتفاوت نیستند و از بدیهایش هم میتواند یکی این باشد که تمام انرژی، وقت، هزینه و فضای فکری جامعه به آن معطوف شده و عملا رکود نسبی بر تمامی عرصهها حاکم است.
این امر در حوزههای اجتماعی و اقتصادی دارای رکود کمتری است، اما در حوزه فرهنگ و هنر که در دیگر زمانها هم شاهد رکود نسبی بود، این وضعیت پررنگتر به نظر میرسد. این رکود نهتنها در میان جامعه فرهنگی و در میان فعالان که در میان کاندیداها هم با همان شدت دنبال میشود.
نامزدهای این دوره از انتخابات ریاستجمهوری اگر چه در برنامههای مکتوب خود بخشی را هم به حوزه فرهنگ و هنر اختصاص دادهاند، اما در برنامههای اعلام شده و بررسی شده از این حوزه کلیدی خبری نیست.
آنچه مهم مینماید نقش مهم و اساسی حوزه فرهنگ در عرصه اجتماعی است که نمونه بارز آن را در همین روزهای تبلیغات و در خیابانها میبینیم. فرهنگ تحمل مخالف که در سراسر روزهای تبلیغات نامزدها شاهدیم، نشانه رشد به نسبت خوب حوزه فرهنگ در سالهای گذشته و فرهنگسازیای است که صورت پذیرفته است.
در همه این شبهای حضور گسترده مردم در خیابانهای شهرهای بزرگ و بویژه تهران، رقابت صحیح و فارغ از خشونت و درگیری را شاهد هستیم که از حرکت خوب جامعه به سمت نقدپذیری و تحمل مخالف حکایت دارد.
آنچه ضرورت دارد در برنامههای دولتها مدنظر قرار گیرد و اولویت اساسی یابد، توجه ویژه به حوزه فرهنگ و هنر برای بالا بردن سطح معیارهای اجتماعی در جامعه معاصر است.
همه ما میدانیم توجه به حوزه فرهنگ در کنار همه مزایایی که برای این حوزهها دارد این ویژگی را نیز دارد که به فرهنگسازی در سطح جامعه و ارتقای مطلوب بخشهای مختلف آن میانجامد.
غلامرضا معصومی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم