احمد اما آنقدرها هم خشن نیست. ولی وقتی به او بگویند دعوا نکنی میفهمد که توقع دعوا وجود دارد...
سیما مدام فکر میکند نکند بچهام ناقص و عقبمانده باشد. او از وقتی باردار شده است فکرهای بد به سراغش آمده است. او همین فکرها را با همه تکرار میکند و میگوید من خیلی بدشانس هستم و همیشه پیش از یک اتفاق بد آن را انتظار میکشد.
حمید مرد خوشبینی است و با خوشبینی خود در هر هیاهویی جان سالم به در میبرد. او فکر میکند مدیرش از کار او راضی است، آدم درست و واردی است و میداند چگونه مدیریت کند و قدر کارشناسان خود را میداند. صادق که برخلاف او فکر میکند همیشه مورد انتقاد مدیر قرار میگیرد و همیشه از روزگار مینالد.
برخلاف آنچه که برخی میپندارند آنچه زندگی را سرو سامان میدهد احساسات منفی و نگرشهای منفی نیست که سبب سلامتی و امنیت میشود بلکه برعکس احساسهای منفی که در حل مشکلات جدی و مرتبط با مرگ و زندگی بشر او را یاری میدهند، احساسهای مثبت به حل مسائل مرتبط با رشد و شکوفایی فردی به کمک ما میآیند. تجربه کردن احساسات مثبت، به حالتهای ذهنی و رفتارهایی منتهی میشود که به نحو غیرمستقیم فرد را برای مواجهه با مشکلات بعدی آماده میکند. این احساسها به جای محدود کردن انتخابهای ما به یک یا چند عمل اضطراری، دامنه آنها را گستردهتر میکنند و به این ترتیب، مهارتها، تواناییها و عقایدی پایدار در فرد ایجاد میکنند که در مسیر رشد و شکوفایی او را یاری میدهند.
احساسهای مثبت باعث میشود ذهن ما در هنگام تصمیمگیری، بازتر و پذیراتر عمل کند. بدین معنی که توجه فرد به مسائل بیشتری جلب میشود و گزینههای بیشتری را در نظر میگیرد. در حالیکه احساسهای منفی، با توجه به موقعیتهای اورژانسی که آنها را ایجاد میکنند، ذهن انسان را تا حد زیادی بسته میکند و در نتیجه، دامنه انتخاب ما را به حداقل میرساند.
احساسهای مثبت در موقعیتهایی اتفاق میافتند که نیازی به یک واکنش سریع نیست، در نتیجه ذهن ما فرصت دارد اطلاعات جدید را بررسی کند، گزینههای متعدد را در نظر بگیرد و به دنبال امتحان کردن راههای جدید و خلاقانه باشد و این دقیقا همان اثر کوتاه مدت و فوری احساسهای مثبت است. به عنوان مثال احساس شادی در ما نیاز به بازی کردن، کنار زدن محدودیتها و ارتقای سطح خلاقیت، چه از لحاظ اجتماعی و فیزیکی و چه از لحاظ فکری و هنری، ایجاد میکند یا احساس علاقه، نیاز به جستجو و کسب تجارب و اطلاعات جدید را به وجود میآورد.
در آزمایشی به گروهی از افراد فیلمهای کوتاهی نشان دادند که احساسهای مثبت (مانند شادی و رضایتمندی) در آنها برمیانگیخت و به عده دیگری فیلمهایی که احساسهای منفی (مانند خشم و ترس) ایجاد میکرد. بعد از هر دو گروه خواسته شد که تصور کنند در موقعیت موجود در فیلم قرار دارند و بنویسند که در این موقعیت دوست داشتند چه کاری انجام دهند؟ بعد از بررسی پاسخهای هر دو گروه، معلوم شد گروهی که فیلمهای شاد و رضایتبخش مشاهده کردند، در مقایسه با آنهایی که فیلمهای ترسناک و عصبانیتزا دیده بودند، فهرست طولانیتری تهیه کردهاند و با ذهن کاملا باز و پذیراتری به سوال محققان پاسخ دادهاند.
با مثالهای فوق روشن میشود که احساسهای مثبت، باعث میشوند انتخابها، ایدهها و توجه ما گستردهتر گردند. خلاصه این که اثر کوتاه مدت احساسهای مثبت این است که تفکر ما را خلاق، یکپارچه، انعطافپذیر و نسبت به اطلاعات جدید پذیراتر میکنند، اما آیا این احساسها، فقط همین اثر کوتاه مدت را دارند؟
اثر بلندمدت احساسهای مثبت
از زمانی که به یاد دارم هر وقت از بد زمانه گلایه میکردم پدربزرگ میگفت: دنیا بدی ندارد همه چیز زیر نگاه خدا ختم به خیر میشود . خیرش را که من و تو نمیدانیم پس باید راضی باشی به رضای خدا. این فکر به من و به خود او آرامش میداد. آرامش در تمام لحظات زندگی او به تجلی در آمده بود. مثبتاندیشی و اعتماد، شیوه زندگی او بود.
برخلاف احساسهای منفی که به طور مقطعی ما را در موقعیتهای خطرناک یاری میکنند، احساسهای مثبت علاوه بر اثرات کوتاهمدت خود، اثرات بلندمدتی نیز در زندگی فرد دارند. این احساسها با گستردهترکردن حوزه تمایلات و بازتر کردن فکر ما، منجر به ایجاد مهارتها، تواناییها و ایدههای جدیدی میشوند که به نوبه خود، سیری صعودی به سوی رشد فردی و شکوفایی و سازش بهتر با محیط را باعث میشوند.
برای مثال احساس شادی را در نظر بگیرید. این احساس در کودک میل به بازی کردن ایجاد میکند. بازی برای کودکان انگیزههای کوتاهمدت و لذتجویانه دارد، اما در عینحال منجر به نتایج بلندمدت بسیاری نیز میشود؛ فعالیت فیزیکی در حین بازی فایدههای زیادی برای سلامت جسمی کودک دارد. کودک میتواند از آنچه که در حین بازی یاد میگیرد، برای حل مشکلات خود در آینده استفاده کند؛ رفاقت و صمیمیتی که در بازی ایجاد میشود، پیوند اجتماعی کودک با دیگران را قوت میبخشد و دوستانی که او در هنگام بازی مییابد، در آینده او را به لحاظ احساسی حمایت خواهند کرد. گرچه احساس شادی یک احساس گذرا بوده است، اما چنانچه گفته شد نتایج بلند مدت بسیاری را به دنبال دارد و در مسیر رشد کودک نقش بسیار مهمی ایفا میکند.
احساس رضایتمندی را در نظر بگیرید. این احساس منجر به کشف راههایی جدید برای مثبت نگریستن به خود و جهان اطرافمان میشود و این بینشهای جدید، ما را در گذران موفقتر زندگیمان یاری خواهد داد.
توصیههایی از دنیای روانشناسی
اگر شما هم خواهان افقی مثبت در زندگی خود هستید روانشناسان برایتان توصیههایی دارند. بخوانید:
این ما هستیم که تا حد زیادی، با معانیای که به حوادث اطرافمان میدهیم آنها را شادیبخش یا غمآفرین میکنیم. پس ذهنی زیبا داشته باشید.
هر فردی ممکن است احتیاج به یک برنامه شخصی برای ایجاد احساس مثبت بیشتر در خود داشته باشد.
انجام کارهای اخلاقی و خوب باعث ایجاد احساس مثبت در فرد میشود. کسانی که شادترند، به دیگران بیشتر کمک میکنند.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم