در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته مانند اغلب جشنوارههای موضوعی کشور، این جشنواره نیز برنامه مشخص و دقیقی نداشت و بیشتر به یک برنامه نمایشی شبیه بود که با نمایش فیلمهای قدیمی در بخشهای مختلف، قرار بود رویدادی هنری را رقم بزند. طبیعی بود که نمایش فیلمهای تکراری برای هنرمندان دعوت شده به جشنواره جذابیت نداشته باشد و به همین دلیل، اغلب هنرمندان به جای حضور در سالن نمایش، در سونا و استخر هتل دیده میشدند یا در گشتهای تفریحی. نکته جالب جشنواره این بود که در میان چهرههای شاخص و سرشناسی که به جشنواره دعوت شده بودند پروین سلیمانی هم حضور داشت و در هر یک از گشتهای تفریحی، با استقبال فراوانی از سوی مردم مواجه میشد. به خاطر دارم که به خاطر بیماری به سختی میتوانست راه برود و با استفاده از واکر در میان مردم حضور پیدا میکرد. جالب اینکه همیشه هم با استقبال مردم مواجه میشد و تقریبا تمامی افرادی که مثلا در آرامگاه فردوسی بودند، تمایل داشتند با او عکس یادگاری بیندازند.
پروین سلیمانی در آن روزها به سختی راه میرفت و گاه به دلیل ضعف حافظه چیزهایی را به خاطر نمیآورد، اما از حضور آن همه مردم مهربان و با محبت و خبرنگارانی که برای نشریات محلی با او مصاحبه میکردند و روز بعد مصاحبه چاپ شده او را به همراه عکسهایش در لابی هتل به او میدادند، او را به یاد سالهای جوانی انداخته بود . آن روزها تصور نمیکردم این هنرمند بتواند بار دیگر نقشی را ایفا کند، اما زمانی که سر صحنه سریال مختارنامه، او را در نقش زنی از اهالی مدائن دیدم که یک ترشیفروشی را اداره میکرد، احساس کردم آن تشویقها، کار خودش را کرده و او دوباره وارد میدان شده تا بار دیگر نقشی در تلویزیون ایفا کند.
پروین سلیمانی، هنرمند پرکاری بود. بارها او را در نقش مادران مختلف دیده بودیم و حالا که فوت کرده، میتوانیم بگوییم سینمای ایران یکی از مادران خودش را از دست داد، اما باید خوشحال باشیم که این هنرمند در زمان فوت خود «محبوب» بود.
میدانم که بسیاری از آدمهایی که در آن عصر پاییزی در طوس با او عکس انداختند، احتمالا در این روزها در حال تماشای آن عکسها و نشان دادن آن به دوستان و بستگان خود هستند و از این مساله به عنوان خاطرهای خوش یاد میکنند. سلیمانی مردمی بود و این نکته در کشور ما آنقدر بزرگ و مهم هست که باعث شود تا با فوت یک هنرمند، در ابتدای خبرمان بنویسیم: یک هنرمند مردمی دیگر هم رفت.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: