در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظرتان گویندهای که در یک رادیوی تخصصی کار میکند چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
به سوال خوبی اشاره کردید جهت این که کار در یک شبکه تخصصی خصوصا اگر محور سلامت باشد سخت است. من چون در رادیو تهران کار میکردم میگویم رادیو تهران یک کشکول است یعنی از هر دری سخنی است. شما به عنوان یک گوینده میتوانید به رفتگر محلهات سلام کنی گاهی به کاسب گذرت خسته نباشید بگویی اما در رادیو سلامت اینطور نیست.
گوینده هرچه بگوید باید به سلامت و تندرستی و بالابردن و ارتقاء سطح سلامت مردم ختم شود، غیر از این نمیتواند باشد. یعنی در رادیو سلامت گوینده اگر از باران میگوید باید به باران طوری سمت و سو و جهت بدهد که برسد به سلامت گیاه و در نهایت اکسیژن و نفسی که تو میکشی و ممد حیات میشود.
چطور شد که در یک رادیوی تخصصی فعالیت میکنید؟
رادیو سلامت را ترجیح دادم به سبب این که گوینده با آدمهای خاصی سر و کار دارد و بار علمیاش هم افزایش پیدا میکند. گوینده مجبور است و مجاب میشود که بار علمی پزشکی خود را افزایش دهد. روزی که گویندهای بدون اطلاعات قبلی از بحثی که با فلان دکتر دارد بیاید و بیگدار زده برود داخل استودیو روز شکستش خواهد بود. چون که اولین کسی که سقوط کرده و شکست خورده، خود آن گوینده است. البته در اجرا نیتی نیست که کسی فاتح و پیروز بیرون بیاید، نه، اما اگر مخاطب به این امر واقف شود که آن گوینده بدون اطلاعات است به او اعتماد نخواهد داشت و بار دیگر به صدا و برنامه آن گوینده گوش نخواهد کرد و اگر صدای آن گوینده را بشنود به او اطمینان خاطر ندارد، چون میگوید چه گویندهای است که بدون اطلاعات آمده و چه میخواهد بگوید.
تعبیر جالبی به کار بردید. تعریفتان از گوینده فاتح چیست؟
گویندهای موفق است که همیشه احساس کند هنوز به اوج نرسیده و روزی که فکر کند به همه چیز رسیده روزی است که در حقیقت اولین اشتباه را مرتکب شده که شاید آخرین اشتباهش هم باشد. گوینده همیشه باید یک کتاب در دست داشته باشد و مطالعه کند و بار علمی خود را در هر زمینهای بالا ببرد و اگر با موارد تخصصیتری همراه است در آن مقوله هم همینطور و یک گوینده غالبا از همه چیز باید بداند و گویندههایی هم که در شبکههای تخصصی فعالیت دارند باید به تناسب تخصص شبکهای که در آن کار میکنند اطلاعات داشته باشند.
شما از رادیو تهران که به قول خودتان از هر دری سخنی است به یک شبکه تخصصی آمدید. آیا برایتان سخت بود؟
خیلی سخت بود، یعنی شرایط به گونهای میشود که گوینده فکر میکند روزهای اولی است که میرود در استودیو و باز هم باید تماشا کند و ببیند و یاد بگیرد. یک گوینده همیشه در این عرصه است، همیشه اول راه است. گوینده وقتی در یک ماشین مینشیند سرنشینان آن خودرو هر کدام یک گویندهاند و در حال اجرا باید یاد بگیرد. گوینده باید از معلمی که با او همکلام میشود یاد بگیرد. از پزشکی که مخاطبش در استودیو است یاد بگیرد. یک گوینده باید یاد بگیرد که خوب باشد.
در رادیو سلامت چه برنامههایی را اجرا میکنید و این برنامهها به چه موضوعاتی میپردازند؟
برنامههای زیرپوست شهر، آیینه روزگار، عیادت، تقویم طپش، طعم تندرستی. زیر پوست شهر به مشکلات و لایه لایههای مسائل اجتماعی یک شهر در قالب سلامت میپردازد. موضوعاتی مثل بچههای طلاق، زنانی که در گیر و دار اعتیاد همسرانشان بودند. بچههای کار و معضلات اجتماعی مثل اعتیاد. برنامه تقویم طپش مروری دارد بر جراحی کلاسیک و نوین قلب. در برنامه عیادت آداب صحیح ملاقات در بیمارستان مطرح میشود. طعم تندرستی در مورد طعمهایی است که در طبیعت وجود دارد و این که چطور از خواص هر مادهای که در طبیعت وجود دارد بهرهمند شویم و جسم سالمی داشته باشیم. آیینه روزگار در خور سالمندان است. این که دنیای سالمندی چه دنیایی است و دیگران چطور با این دنیا کنار میآیند و به تکریم و عزت گذاشتن به مقام سالمند میپردازند.
در برنامههایتان چقدر مشکلات مردم را دیدهاید؟
طعم تندرستی و زیر پوست شهر از برنامههای پرشنونده گروه عصرگاهی رادیو سلامت هستند. همیشه در رادیو اکتفا میشود که شنوندهها زنگ بزنند و پیام بدهند ولی وقتی پیامها آنقدر زیاد است که فرصت نمیشود همه آنها خوانده شود یعنی این که مخاطب به آن برنامه توجه میکند. وقتی مخاطب زنگ میزند شماره روانشناس مثلا در بحث امروز برنامه را میخواهد یعنی این که برنامه برایش جالب بوده است.
گویندگی در رادیو سلامت در زندگی شخصی شما چه تاثیری داشته است؟
زیاد موثر بوده است. این که دارویی را که پزشک به من میدهد تا انتها مصرف کنم و سرخود دارو تجویز نکنم. هر دارویی که ما از آن نتیجه میگیریم را به دیگری پیشنهاد نکنیم. من پارسال برنامه پزشک و خانواده را اجرا میکردم که مردم را ترغیب میکرد به این که پزشک خانواده راهنمایشان باشد و مثلا کسی با یک سردرد نگوید من میگرن دارم. من برنامه از اهدا تا احیا را اجرا میکردم که در جهت اهدای عضو قدم برمیداشت. ما امانتداریم و رگها و پی و استخوانهایمان امانت است و باید بتوانیم ببخشیم و بخشندگی جزو صفات زیبای خداوند است.
فعالیتهایی مثل تئاتر و از این قبیل که شما انجام دادهاید چقدر به گویندگی شما کمک کرده است؟
خیلی زیاد. یک گوینده وقتی تئاتر کار کرده و نمایش میخواند، وقتی کتاب میخواند در قالب حسش به او کمک میکند، یعنی اگر گوینده شعری را بخواند و شنوندهها لذت نبرند دیگر اسمش شعر نمیشود یا وقتی یک متن ادبی با احساس را به گویندهای بدهند و آن گوینده نتواند با توانمندی ارادی خودش آن حس را انتقال دهد، اجرا نکرده است. من همیشه اعتقاد دارم هر گویندهای خودش میداند چه کار کرده است.
به عنوان گویندهای که در رادیو سلامت اجرا میکند چگونه با مخاطب ارتباط برقرار میکنید؟
با توجه به تجربه باید خیلی حرفهای عمل کرد. مثلا فکر کنید که اگر رودخانه ریشههای درختان را سیراب میکند به تعبیری زندگی بخشیدن یعنی سلامت و در درجه اول باید روح سلامت داشته باشید تا جسم سلامت.
مریم رضازاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: