خانه‌دوست

عمیق‌ترین اشک دنیا اینجاست

مارمولک قرمز برای خلیج فارس: ستاره بر انگشتان تو می‌رقصد/ و مردمان حوالی‌ات و آسمان تو / عمیق‌ترین اشک دنیا اینجا است/ یک کهکشان اسطوره در آغوشت / ستاره بر انگشتان تو می‌رقصد / خلیج جاودانه ( کافه کاغذی: به‌به! به‌به! خلیج فارس‌تان مستدام)!
کد خبر: ۲۵۵۸۹۰

علیرضا پوردوستار از کرج: موضوع این ایمیل مربوط میشه به نمایشگاه کتاب که واقعا امسال شلوغ بود. این موضوع آن قدر ذهنم رو مشغول کرد که مجاب شدم یه داستان واسش بنویسم و انتقادم رو به شلوغی نمایشگاه اینجوری اعلام کنم:

با سلام امروز 26 اردیبهشت 1432 برابر با آخرین روز شصت و ششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هست. طبق آخرین آمار 236 میلیون نفر از نمایشگاه امسال بازدید کردند. همچنین متاسفانه تعداد 967 هزار نفر بر اثر فشار بیش از حد و گیر کردن لای در و پنجره‌های سالن<کودک و نوجوان> کشته شدند. گفتنی است در بین کشته‌شدگان حتی یک مورد هم از سنین زیر 45 سال دیده نشده است! گزارش‌ها حاکی از آن است که دمای داخل شبستان در ساعات اوج بازدید به 86درجه بالای صفر هم رسیده است. طبق آمار رسمی مترو فقط از خروجی‌های مترو به سمت داخل نمایشگاه در هر ثانیه 77 هزار نفر وارد نمایشگاه می‌شوند. به خبری که هم‌اکنون به دستم رسید توجه فرمایید: دقایقی قبل خبرگزاری‌ها آخرین آمار ثبت‌نام نامزدهای بیست و یکمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کردند که بر اساس آن تعداد 6 میلیون و پانصد هزار نفر نامزد تصدی این پست شده‌اند. پایین‌ترین سن داوطلبان 12 سال و 8 ماه و بالاترین سن 116 سال تمام می‌باشد. گفتنی است نفر اول به همراه والدین و نفر دوم به کمک فرزندان در حوزه ثبت‌نام حاضر شدند. و اما در آخر یک خبر ورزشی: تیم فوتبال خصوصی‌سازی(که زیر نظر دولت فعالیت می‌کند)! سرانجام بعد از انجام 16 مرحله مسابقات پلی‌آف با تیم‌هایی نظیر اتحادیه پیازکاری مالدیو و... به عنوان تنها نماینده ایران به لیگ قهرمانان آسیا صعود کرد. لازم به ذکر است که این تیم در گروه‌بندی مسابقات در گروه 3 با 5 تیم عربستانی همگروه است.

متاسفانه بدون اسم: شبی خواب چشم مرابرده بود / صدای من و و خرخرم خانه را برده بود / و در عالم خواب‌های قشنگ / صدایی شنیدم که هوش مرا برده بود / که تنها دو ساعت ز چپ و ز راست /دلم را شکرهای این آب قند برده بود / و یک لحظه یادم بیامد چه بود؟ /همانی که خواب از سرم برده بود /کسی گفت: گر خواب دیدی شبت خیر باد /و دیگر سخن راند: گویا کسی جان به در برده بود /در اعماق ذهنم به یک آن گذشت / مبادا کسی باز بو برده بود؟/ ! در این حس و حالات در باز شد، /وروجک؟ همانی که از صبح سر برده بود؟ /صدای فرود دو دست دریغ /چرا؟ آخر او را که لالایی مادرش برده بود؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها