حضور سالمند در خانواده گاه منابع مالی مناسبی میطلبد که خانواده بتواند بهترین حمایت را از او داشته باشد اما آیا همه جامعه به این منابع دسترسی دارند؟
در پژوهشی نگرش اعضا خانواده نسبت به سالمندان و مقوله سالمندی مورد بررسی قرار گرفت.
این تحقیق که توسط فاطمه هوشمند دانشجوی کارشناسی جامعه شناسی صورت گرفت به بررسی این نگرشها در میان اعضا خانواده سالمندان در برخی از نواحی شمال شهر تهران میپردازد.
در این پژوهش 122 نفر از اعضا خانواده سالمندان که در مناطق 3، 6 و 7 شهر تهران زندگی میکنند، با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند و متغیرهایی مانند سن، جنس، تحصیلات، وضعیت اشتغال، میزان درآمد ماهیانه خانواده، میزان رضایت و علت عدمرضایت از زندگی با سالمند، افسردگی و مدت آن در سالمند، نوع اختلال جسمی سالمند و مدت آن، منابع مورد استفاده درمانی سالمند و پنداشت کلی نسبت به سالمندی مورد پرسش قرار گرفت. یافتههای به دست آمده نشاندهنده این واقعیت است که اعضای خانواده سالمندان نگرش مثبت نسبت به تغییرات روانی فرد سالمند دارند، اکثریت اعضا خانواده سالمندان را زنان با (52/46 درصد)، متاهلین با (61/48 درصد) و افراد با تحصیلات دانشگاهی (46/72 درصد) تشکیل میدهند.
نیمی از زنان و بیش از نیمی از مردان از زندگی با سالمند خویش احساس رضایت میکنند و همچنین زنان تمایل بیشتری به زندگی با زنان سالمند و مردان هم تمایل بیشتری به زندگی با مردان سالمند داشتهاند.
جالب اینکه اکثریت افراد متاهل، سعی به تقویت احساس مثبت و حمایت افراد سالمند نمودهاند و هرچه خانواده شکل کاملتری به خود گرفته است حمایت از سالمند بیشتر شده است. برخلاف تصور برخی که مراقبت از سالمندان را خاص زندگی در شرایط اولیه و کمتر توسعه یافته میدانند این پژوهش نشان میدهد در افراد با تحصیلات دانشگاهی، حداکثر میزان رضایت از زندگی با سالمند به دست آمده است.
همچنین افراد با امکانات رفاهی بیشتر مانند داشتن درآمد بالاتر و منزل شخصی و غیره، رضایت بیشتری از زندگی با فرد سالمند را ذکر نمودهاند.
این مولفه ثابت میکند بیش از هر چیز تنگناهای مالی است که خانواده را وا میدارد حمایت کمتری از سالمند داشته باشد.
در رابطه با هدف دوم پژوهش یعنی تعیین نگرش اعضا خانواده سالمندان نسبت به تغییرات جسمی فرد سالمند، یافتهها بیانگر این واقعیت است که اعضا خانواده سالمندان نسبت به تغییرات جسمی فرد سالمند نگرش مثبت دارند. اکثریت خانوادهها را افرادی تشکیل میدهند که سالمندشان دارای اختلال حرکتی (21/31 درصد) میباشد. همچنین اکثریت سالمندان (39/34 درصد) تا حدودی قادر به انجام کارهای روزانه خویش هستند. اکثریت افرادی که سالمندشان دچار اختلال حرکتی یا اختلال بمدت طولانیتر میباشد، سالمندی را مرگ تدریجی تعریف نمودهاند (44/44 درصد) و اکثریت افرادی که سالمندشان قادر به انجام کارهای روزانه خویش نمیباشد (54/17 درصد)، سالمندی را از کار افتادگی توصیف نمودهاند.
لازم به تذکر است که در افراد اخیر حداقل میزان رضایت از زندگی با فرد سالمند به دست آمده است که همین مساله بر نگرش آنها موثر خواهد بود.
این مساله مبین این موضوع است که دولت در این مقطع از زندگی که از کارافتادگی و بیماری با سالمندی توام میشود باید بیش از همیشه به کمک خانوادهها بیاید و از آسیب رسیدن به انسجام خانوادگی به خاطر فشارهای خارج از توان خانواده جلو گیری کند.
اکثریت سالمندانی که با خانوادههایی با درآمد متوسط یا بالاتر زندگی میکنند از منابع درمانی خصوصی استفاده میکنند و این نشاندهنده این مساله است که خانوادهها با درآمد بیشتر، سالمندان خویش را در هنگام بیماری، بیشتر به مراکز خصوصی میبرند تا وضعیت جسمی و روانی سالمند خویش را هرچه زودتر مشخص کنند و آنها از هزینه کردن برای سلامتی سالمند خود دریغ ندارند.
بنابراین میتوان به طور کلی نتیجه گرفت که اعضا خانواده سالمندان نسبت به تغییرات روانی و جسمی فرد سالمند، نگرش مثبت دارند، که این نگرش با امکانات رفاهی و میزان درآمد خانواده، تحصیلات، وضعیت تاهل، اختلال جسمی یا روانی فرد سالمند و مدت آن و توانایی فرد سالمند در انجام کارهای روزانه ارتباطی مستقیم دارد.اما این موضوع وقتی سختتر جلوه میکند که منابع مالی خانواده محدود باشد و خانواده ناچار از انتخاب باشد که این منابع را برای فرزندان هزینه کند یا سالمندان. گاه مراقبت از سالمند بقدری هزینه بر و سخت میشود که خانواده ناچار میشود همه پیوندهای عاطفی را بگسلد و سالمند را در خانه سالمندان با بیمارستان رها کند.
با توجه به حرکت جامعه به سمت سالمندی و افزایش هزینهها بیتردید دولت و سیستم حمایتی آن در کمک به امنیت بهداشتی روانی خانواده و انسجام پیوندهای آن نقش مهمی دارد.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم