در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت آن است در نمایشهایی که حول پرسوناژهای انسانی شکل میگیرند، حذف دیالوگ اساسا نوعی ضعف و اختلال در ایجاد ارتباط محسوب میشود. این نادیده گرفتن گفتار معمولا تاکید بیشتر روی حرکات را الزامی میکند. علت آن هم روشن است: وقتی از 2 امکان ارتباطی زبان و حرکت، یکی را حذف کنیم، آن دیگری حتی اگر از صراحت بیانی زیادی هم برخوردار باشد، باز نمیتواند از الکن شدن نسبی نمایش جلوگیری کند. با همه اینها، رویکرد تجربی به دنیای نمایش و کوشش برای خلق و آفرینش نمایههای غرابتزا و قابل تامل زندگی این اجازه را به هنرمند میدهد که همواره به شیوههای گوناگون در جستجوی الگوهای نمایشی نامتعارف و نوین باشد.
شبیه نرمشهای صبحگاهی
اجرای نمایش عجیب ولی واقعی با طراحی و کارگردانی «یاسر خاسب» که هماکنون در کارگاه نمایش تئاتر شهر اجرا میشود، متاسفانه در هیچکدام از انواع نمایشها و پرفورمانسهای متکی بر حرکات نمیگنجد؛ اما در لحظات و مقاطعی کوتاه از برخی حرکات بالهای یا وانمودهسازیهای نمایش پانتومیم کمک میگیرد، ولی به علت ضعف اساسی هرگز موفق نمیشود مضامین معین و دلالتگری را به مخاطب ارائه کند.
این ضعف اساسی ناشی از دلبخواهی بودن حرکات بازیگران است؛ یعنی هیچ یک از حرکات اجرا شده روی صحنه همانند باله یا پانتومیم یا نمایشهای کوریوگرافیک براساس نشانهمندیهای معین، صریح که مضمون و معنایی را انتقال دهد و بر آن غایتی مترتب باشد، اجرا نمیشوند و یاسر خاسب که خودش علاوهبر کارگردان یکی از بازیگران هم هست، همه چیز را بر مبنای یک طرح ابتکاری شخصی روی صحنه آورده است. او فراموش کرده که در این نوع اجراها حرکات صرفنظر از زیبایی و ریتم باید حتی بیش از نمایشهای معمولی دارای مضمون و معنا باشند و استفاده از حرکات نشانهمند و دلالتگر قابل فهم ضروری است.
از لحاظ اجرایی، حرکات ارائه شده در نمایش عجیب ولی واقعی گرچه موزون و گاه زیبا هستند، ولی در مواردی به نرمشهای موزون صبحگاهی شباهت دارند. البته در بخشهایی از حرکات خاص «پانتومیم» هم استفاده شده و گاهی هم حرکات براساس قواعد ژیمناستیک طراحی شدهاند. درکل وجه غالب و عمده اجرا به قطعات یا کلیپهای انیماتوری طنزآمیز شباهت دارد که گاه در تلویزیون و با استفاده از طرحهای کاریکاتوری به منظور فاصلهگذاری میان برنامهها و ایجاد لحظات مفرح شکلدهی و کاربری پیدا میکنند. تفاوتی که در این میان وجود دارد آن است که اینجا به جای طرحهای کاریکاتوری از خود انسان استفاده میشود. اجرای فوق را میتوان نهایتا یک کلیپ نمایشی صحنهای که نوعی پرفورمانس تلقی میشود، ارزیابی کرد. گفتنی است در کل از نمایشهای موزون و مبتنی بر حرکات و حالات هم عناصر و اجزایی کم دارد و ضمنا ذهن را به هیچ دادهای که بیانگر و نشانگر یک متن یا داستان نانوشته باشد، ارجاع نمیدهد.
لازمه اجرای مناسب و ایدهآل نمایشهای پانتومیم و بدون کلام آن است که مجریان آنها 3 مقوله ساختار نمایش، مبانی بصری بیان در نمایشهای بدون کلام و مبتنی بر حرکت را که به تناسب موزون یا غیرموزون بودنشان طبقهبندی شدهاند و نیز ویژگیهای خاص موضوع یا داستان انتخابی چنین اجراهایی را بشناسند و البته رویکرد جامعهشناسانهای هم به نوع مخاطبین آن لحاظ شود.
اجرای عجیب ولی واقعی چیستی و چرایی خود را ارائه نمیکند و مخاطب دائم از خود میپرسد که اجرای این حرکات برای چیست و چه معنایی دارد.
اجرای حرکات هم بیشتر از ریتمی تند برخوردارند که اگر با نرمی و ملایمت درمیآیخت میزان گیرایی آن بیشتر میشد: اوج کفشمندی هر حرکت نمایشی مدیون حرکات آرام و فرودهای تلطیف یافته پیش از آن است. همیشه کنتراست در ریتم و حرکت سبب تشدید القائات بصری و حسی میشود.
دوگانگی در اجرا
ویژگیهای نسبی این کلیپ نمایشی صحنهای عبارتند از: نشان دادن قابلیتهای بدن انسان برای شکلدهی حرکات و رفتارهای دشوار و پیچیده و تاکید برزیبایی جسم انسان به عنوان امکانی نمایشی که در هر حالتی میتواند به کمک ژست و فیگورهای لحظهای و حرکات سریع و موزون در وضعیتها و به اشکال گوناگون ریتمهای بصری جذاب و گیرا خلق کند. این ویژگیها به طور محوری موضوع یک اجرای تئاتری نیستند؛ اما همواره بخش قابل اعتنایی از کاربری حرکات در نمایش به حساب میآیند که اگر با القای یک موضوع محوری یا داستان انجام میشد و موقعیتی دراماتیک و کنشمند به طور همساخت و هماهنگ شکل میگرفت در آن صورت این اجرا میتوانست بسیار قابل تامل و توجه باشد. در حال حاضر، نوعی تجربه کارگاهی نسبتا زیبا و کوشش اولیهای برای اجرای نمایشهای موزون و هنری نامتعارف در آینده است.
در اجرای عجیب ولی واقعی در مواردی برشکلدهیهای لحظهای کمیک و طنزآمیز تاکید شده و در قسمتهایی هم حرکات کاملا جدی و حتی تهدیدکننده هستند و ظاهرا منازعهای را به نمایش میگذارند که سبب دوگانگی اجرا شده است. طراح و مجری آن از زبان نمایشی حرکات که با نشانهها شکل میگیرند، استفاده نکردند؛ در نتیجه نمایش به مدیوم و واسطهای ارتباطی تبدیل نشده است، اما اجرا در کل، زیباییهای خاصی از میزان انعطاف بدن و ویژگیهای آناتومی انسان را به شکلی بیرونی آشکار میکند.
اجراکنندگان حرکات موزون، یاسر خاسب و افشین غفاریان هستند و هر دو در اجرای این کلیپ نمایشی صحنهای توانمندی قابل توجهی از خود نشان میدهند. از نور موضعی برای درونی و ذهنی شدن بعضی از وضعیتهای تجسمی روی صحنه نیز به خوبی استفاده شده است. در صحنهای حایل پردهای سیاه روی بازیگران میافتد و در آن کارگردان از سوراخهای تعبیه شدهای به کمک یک پای بازیگر اول و دست بازیگر دوم، سعی در ارتباطدهی و ایجاد نوعی نمایش کوتاه و لحظهای و شبهعروسکی دارد که متاسفانه نور موضعی آن بسیار ضعیف و حرکات دست و پا کم پیداست.
این کلیپ نمایشی صحنهای تماما بر ارتباطدهی اندامها و ایجاد شکلدهی بین آنها اصرار دارد و فقط از لحاظ جلوهآرایی بصری و ایجاد اشکال تجسمی و نهایتا تاکید بر کاربری و کارایی و انعطاف اندامها و ارائه نمایههای بیرونی آناتومی آنها قابل دیدن است.
موسیقی در این نوع اجراها هم که دارای ویژگیهای پرفورمانس هستند، سهم قابل توجهی دارد و بر گیرایی و تاثیرگذاری آن میافزاید. موسیقی اجرای این نمایش از این لحاظ مناسب و هماهنگ است. طراحی لباس نیز بنا به الزامات و ضرورتهای مورد نظر اجرا با مهارت انجام شده است، طراحی صحنه هم فضا و مکان لازم را برای جایگیری و حرکات سریع بازیگران در اختیارشان میگذارد، با همه اینها چون نمایش به سود ذهنیتهای طراح و کارگردان یکسویه شده و مخاطب را تنها گذاشته است، موفق نمیشود مضمونی عمیق و غایتی در خور ارائه کند.
حسن پارسایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: