کاریابی

کار برای دیگران یا کارفرمای خود بودن؟ (29)‌

جین کار خود را به عنوان یک معمار زبده، در یک شرکت بزرگ بین‌المللی معماری آغاز کرد. پس از دریافت لوح تقدیر برای طراحی یک مرکز فرهنگی در ژاپن، بسرعت، به لحاظ شغلی ارتقا یافت تا آنجا که در حال حاضر یکی از اعضای با نفوذ هیات‌مدیره این شرکت به شمار می‌رود. با این حال، او اگر چه از این موقعیت شغلی خود راضی است، اما حس می‌کند در طول همه این سال‌ها، بخشی از استعدادش به گونه‌ای هدر رفته است. به جای انجام دادن کارهایی که به آنها عشق می‌ورزد، همچون طراحی ساختمان‌های مهم یا ارائه طرح‌های نو و متفاوت، مدیریت این شرکت، همه انرژی او را وقف خود کرده‌، به طوری که رسالت او به عنوان یک هنرمند، نیمه تمام مانده است. جین از چندی پیش، به فکر کار کردن برای خود و رهایی از قید و بند مسوولیت‌های مدیریتی این شرکت افتاده تا بتواند لذت طراحی ساختمان را از نو تجربه کند و از خود، آثار هنری ماندگاری به جا بگذارد. او در حال حاضر به لحاظ مالی، تامین است و همسرش شغل خوبی دارد. اگرچه اطرافیانش به خاطر از دست دادن درآمد هنگفت او از محل این شرکت معماری نگرانند، اما او به توانایی‌هایش آنچنان ایمان دارد که می‌داند درآینده‌ای نه‌چندان دور، درآمدش را دو چندان خواهد کرد.
کد خبر: ۲۵۵۵۱۲

او خودش می‌گوید: «من شغل معماری را انتخاب نکردم تا به مدیران شرکتم سود برسانم. وظیفه من ارائه ایده‌های نو در ارتباط با طراحی و معماری بناهای مختلف است و باید زندگیم از این راه تامین شود.»

انگیزه‌های مختلف

بسیاری از افراد پس از سال‌ها کار در یک مکان ثابت یا نزد کارفرمایان مختلف، تصمیم می‌گیرند برای خود کار کنند و به اصطلاح، خویش‌فرما باشند. این مساله، بنا به دلایل مختلفی انجام می‌گیرد. برخی، به خاطر سن، نوع تخصص و توانایی‌ها‌یشان یا موقعیت جغرافیایی محل سکونتشان، قادر به یافتن یک شغل مناسب تمام وقت نیستند و برخی دیگر از همان ابتدا، کار برای خود و حتی راه انداختن یک تجارت خانوادگی را، به کار برای دیگران و نزد کارفرمایان مختلف ترجیح می‌دهند. حتی بسیاری از افراد در ابتدا به کار برای خود، به عنوان یک شغل موقتی نگاه می‌کنند ولی پس از مدتی به آن وابسته می‌شوند؛ به‌طوری که کارکردن برای یک سازمان یا کارفرمای خاص را دشوار می‌یابند. از سویی، بسیاری از افرادی که کار برای خود را برمی‌گزینند و حرفه‌ای درآمدزا برای خود دست وپا می‌کنند به خاطر مجموعه‌ای از اعتقادات شخصی به این کار روی می‌آورند. برخی از آنها از روحیه استقلال‌طلبی خاص برخوردارند که قواعد اداری و سیاست‌های بی‌ثبات اداری را نمی‌پذیرند. آنها از زدن ماسک تظاهر و خضوع در برابر افراد بالادست خود نفرت دارند و ترجیح می‌دهند به جای کار در محیطی که زیر ذره‌بین و نگاه انتقادی کار‌فرمایان خود باشند، برای خودشان کار کنند. برخی دیگر، به دنبال بهره‌برداری روحی و حتی مادی بیشتر از استعدادهای خود در حوزه‌ای خاص، کار انفرادی برای خویشتن را ترجیح می‌دهند و دوست دارند تمام انرژی خود را وقف انجام آن چیزی ‌کنند که از صمیم قلب دوست دارند.

بسیاری دیگر نیز از ساعت اداری و قید و بندهای زندگی کارمندی به تنگ می‌‌آیند و در جستجوی فرصت بیشتری برای سپری کردن وقت خود با خانواده یا پرداختن به اولویت‌های زندگی شخصی، خویش‌فرمایی را ترجیح می‌دهند. پیش‌بینی می‌شود در سال‌های نه‌چندان دور، بر تعداد افرادی که به کار برای خود روی می‌آورند افزوده ‌شود. هم‌اکنون نیز، بسیاری از شرکت‌های بزرگ، با ادغام کردن واحدهای مختلف، دست به تعدیل نیروهای مازاد خود می‌زنند و علاوه بر این، با رشد روز افزون فناوری، نیاز به نیروی انسانی در عرصه‌های مختلف رو به کاهش نهاده است. از سوی دیگر، این روزها موقعیت‌های شغلی بهتری برای کارمندان و کارگران پیمانی یا آزاد فراهم آمده است و در مقابل، سختگیری سیستم‌های اداری سازمان‌ها، برای استخدام نیروهای دائمی بیشتر می‌شود.

چالش‌های روانی

زمانی شکافی عمیق میان کار کردن برای خود و کار کردن برای فردی دیگر، وجود داشت. امروزه با کمرنگ شدن نظام سنتی استخدام، این شکاف نیز کمتر شده و دیگر همچون گذشته کاربرای خویشتن و راه‌اندازی یک تجارت مستقل، پر ریسک نیست. این روزها همه باید برای حفظ امنیت شغلی خود تلاش کنند و برای بقای مادی خود بجنگند. با این حال، هنوز بین کار کردن برای خود و برای دیگران، تفاوت‌های مهمی دیده می‌شود که قابل اغماض نیست. وقتی فردی برای کسی کار می‌کند، به طور نا‌خودآگاه در پناه یک حصار امنیتی قرار می‌گیرد. او اگرچه ممکن است یک شغل دائم‌العمر یا با امنیت شغلی بالا نداشته باشد، اما حداقل، تحت حمایت قانون کار، بیمه‌های مختلف بیکاری، حوادث و... قرار می‌گیرد. همچنین می‌تواند از مزایای مختلف شغلی نظیر حقوق بازنشستگی، حق عائله‌مندی، مسکن و... بهره‌مند شود.

از سوی دیگر، از همکاران مختلف خود که پس از سال‌ها کار مشترک با آنها پیوند عاطفی برقرار کرده، در مواقع بحرانی، حمایت عاطفی دریافت خواهد کرد. برای آنهایی که به کار اداری یا سازمانی، برای مدت زمان بسیار طولانی عادت کرده‌اند، از دست دادن شغل یا حتی خویش‌فرمایی می‌تواند یک ضربه جبران‌ناپذیر باشد.

آنها با اصول کار برای خویشتن و زیر و بم‌های ماهیت مشاغل خویش‌فرما، آشنا نیستند و اگر به حال خود رها شوند، شکست خواهند خورد. زنی که پس از دوبار از دست دادن شغل خود، مجبور شد برای خودش کار کند و به منبع درآمد مستقلی برای خودش بیندیشد، درباره این تجربه سخت ‌می‌گوید: «6 ماه طول کشید تا بفهمم در چه جایگاهی ایستاده‌ام. دیگر از حقوق سر برج خبری نبود و کسی نبود که خرده‌کارهای اجرایی خودم را به او محول کنم. رابطه مستقیمی میان فعالیتم و درآمدم به وجود آمده بود و دیگر درآمد تضمین شده‌ای نداشتم.»

آزادی عمل که بسیاری‌ها تصور می‌کنند با خویش‌فرمایی به آن دست خواهند یافت، دشواری‌ها و چالش‌های خاص خود را به همراه دارد. اگرچه ممکن است فرد به لحاظ زمانی بتواند کار خود را متوقف کند تا به عنوان مثال با فرزندش به تماشای یک مسابقه فوتبال برود؛ اما در عوض باید تا پاسی از شب بیدار بماند و روی پروژه نیمه‌تمام کارش وقت صرف کند. گاهی برقراری تعادل میان زندگی شخصی و زندگی حرفه‌ای برای افرادی که خویش‌فرمایی را ترجیح می‌دهند و در خانه کار می‌کنند دشوار می‌شود. وقتی خانه تبدیل به دفتر کار ‌شود؛ دیگر هیچ وقت نمی‌توان دفترکار را ترک کرد و احساس در خانه بودن را تجربه کرد و از آنجا که کار فرد در خانه، به منبع درآمد او تبدیل می‌شود، نمی‌توان آن را به دلخواه تعطیل کرد. نتیجه این می‌شود که کار، همه زندگی فرد را اشغال می‌کند و کارکردن به مشغله دائمی اوتبدیل می‌شود.

حسین عابدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها